• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان در پس ابرها جاوا ، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان در پس ابرها جاوا ، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان در پس ابرها

دانلود رمان در پس ابرها

رمان: در پس ابرها
نویسنده :  Atefeh_Nicktalab کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر:اجتماعی… عاشقانه… معمایی…

❌کپی و انتشار این رمان غیر از سایت نگاه دانلود ممنوع است و پیگرد قانونی دارد. ❌

خلاصه:
همیشه یادمان باشد در پس ابرها، رازی همچون ماه پنهان است و با برملا شدنش

زندگی خیلی ها تحت شعاع قرار میگیرد…
زندگی دو خواهر به نام های نهال و نازنین، با پدید آمدن یکی از همین ماه های رازآلود از

پس ابرهای پنهانکار، در آسمان حقیقت، از این رو به آن رو میشود…

رازی که نشان میدهد، نازنین دزدیده شده است…

 

مقدمه:
می خواهم برگردم به روز های کودکی…
آن زمان ها که پدرم تنها قهرمان من بود…
عشق تنها در آغوش مادرم خلاصه میشد…
بالا ترین نقطه ی زمین، شانه های پدر بودند…
بدترین دشمنم و بهترین دوستم، خواهرم بود…
تنها دردم زانو های زخمیم بودند…
تنها چیزی که میشکست، اسباب بازی هایم بود…
و معنای خداحافظ، تا فردا بود…
اما…
وای از حالا…
و وای از…
حقیقت…
حقیقتی پنهان در پس ابرها…
حقیقتی که با برملا شدنش، شد تیشه ای بر ریشه ی من و تنها کسم…
و امان از سکوتی که…
درونمان را پنهان کرد…

قسمتی از رمان در پس ابرها:

به آسمان آفتابی بهاری نگاهی انداختم… به خاطر تابش شدید و سوزان خورشید داغ چشمهایم جمع شد

و دستم سایبان چشمانم…
نفس عمیقی کشیدم و داخل قبرستان شدم…سریع سنگ قبرشان را پیدا کردم…

نگاهی به اطراف انداختم و بین هر دو قبر نشستم و دستی بر روی قبر ها کشیدم…
اشک در چشمانم جوشید…خیره شدم به دو سنگ سیاه و سرد…
اشکهایم راه خودشان را پیدا کردند و مسیر گونه ها تا چانه ام را درمی نوردیدند…

هر قطره شان گونه هایم را تر میکرد…
این دل بازهم بدجوری هوایشان را کرده بود…با اینکه چند ماهی از مرگشان میگذشت،ولی هنوز با این

حقیقت تلخ کنار نیامده بودم…
درست مثل روز اول مرگشان اشک ریختم…

رمان به درخواست نویسنده حذف شد

تعداد صفحات کتاب : 1091 پرنیان ، 400 پی دی اف

ارتباط با نویسنده رمان : http://forum.negahdl.com/members/12727/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/102795/

رمز فايل : www.negahdl.com

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۲) دیدگاه برای “دانلود رمان در پس ابرها جاوا ، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • اعظم گفت:

    سلام رمان بدی نبود منتها نمیشه گفت عاشقانه …….

    [پاسخ به این نظر]

  • ریحانه گفت:

    نهال و نازنین از بوشهر میان تهران دنبال خانواده اصلی نازنین . اونوقت چی میبینن : یه خانواده پولدار وپسرعمو و داداش خوشگل و . . .
    الحمداله که همه پسرها تو رمان ها یا دکترند و یا دارای شرکت .
    این پسرها کجان ؟ما که دوروبرمون فقط لیسانس بیکار می بینیم
    تازه هفت هشت ماه بعد می بینن که ای وای نهال هم دختر عمه ی نازنینه !!!!
    به خدا من اگرمن قرار بود دنبال خانواده ی اصلیم بگردم ، سر از خونه ی فاگین تو الیور تویست در می آوردم!!!

    [پاسخ به این نظر]

    عابدینی پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۵:۱۴ ب.ظ:

    @ریحانه,

    لایک 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • Fatima گفت:

    سلام خدمت نگاه جان و بقیه خواننده ها و کاربرای محترم سایت.خواهش میکنم از همگی بجای سوال در مورد بقیه رمان ها در مورد همین رمانی که پایینش مطلب میزارید نظر بدی بگید رمان چطور بود برای نویسنده نظرتون رو بگید همه کسانیکه کتاب رو دانلود میکنن که عضو نیستن که تو قسمت نقد مطلب بزارن یا بدونن اونجا چه خبره یاحتی همه افراد که همه رمان ها رو پیگیری نمیکنن.خواهش میکنم لطفا نظر در مورد خود رمان بزارید.

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطی5000 گفت:

    سلام پایانش خوشه؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۵ ۵:۵۵ ب.ظ:

    سلام..بله

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    سلام نگاه جون.میشه لطف کنی رمان تباهکار رو بذاری؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۰ ب.ظ:

    سلام..ندارمش

    [پاسخ به این نظر]

  • Esmal گفت:

    سلام ممنون از سایت خوبتون
    درباره ی یه رمان سوال داشتم درواقع اسم و اسم نویسنده ی اون رمان رو میخوام خلاصه ی رمان اینجوریه
    پسری که خانواده اش اونو نخواستن و بخاطر برادرش عقیم شده عاشق دختری شده که ازش درخواست وام داره برای پدرش که زندانه اون پول رو نیاز داره و پسره میگه برای پول باید صیغه ی من شی نه ماه بعد از اینکه دختره قبول میکنه پسره تو اون چند ماه دختره رو عاشق خودش میکنه و به خانواده ی دختره هم خیلی کمک میکنه ولی از اونور مشکلاتش با پدر و مادری که هیچ وقت نخواستنش و باهاش رفتاره بدی دارن
    لطفا کسی همچین رمانی رو خونده اسمشو بگه ممنون
    بازم ممنون از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۱ ب.ظ:

    سلام در انجمن نگاه دانلود عضو بشید واز کاربرا بپرسید

    [پاسخ به این نظر]

    ساقی پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۱۰ ب.ظ:

    @Esmal,
    اسم رمان جایی نرو هست نویسنده شم معصومه آبی

    [پاسخ به این نظر]

  • سوها گفت:

    سلام،خسته نباشید.درباره این رمان میتونم بگم در مجموع رمان خوبی بود اما جای کار توی نگارش و نحوه پیشروی داستان داشت همچنین سرعت اتفاقات یکنواخت نبود البته این انتقاد صرفا برای بهتر شدنه داستان های بعدی نویسنده عزیز هست.با تشکر از شما!

    [پاسخ به این نظر]

  • yassaman گفت:

    سلام ببخشید جلد دوم رمان باتوهرگز که انگار قراره جلد دومش روز های تا ابد بی تو باشه کی میاد گفتید ۱۰ مرداد میاد ولی هنوز نیومده ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۲ ب.ظ:

    سلام وقتی نویسنده غیبش زده از کجا بیارم

    [پاسخ به این نظر]

  • roodabeh گفت:

    خیلی عالـــــــــی بود مرسی از همه…

    [پاسخ به این نظر]

  • الهه گفت:

    وااااااای عالی بود
    مررررسی از نویسنده ی عزیز و نگاه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • sana756 گفت:

    سلام میشه رمان وانیا ملکه خواب ها رو بزارید؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۱ ب.ظ:

    سلام باشه تونستم امشب میگذارم

    [پاسخ به این نظر]

    sana756 پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۵ ق.ظ:

    @نگاه,

    مرسی نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]