• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان یه دروغ جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان یه دروغ جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان یه دروغ جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان یه دروغ جاوا، اندروید،pdf،ایفون

سلام دیگه تکرار نمی کنم تنها راه حمایت و کمک شما به  نگاه دانلود عضویت در انجمن نگاه دانلود تا اجتماع کاربر های نگاه دانلود به تعدادی که لایق اون هست برسه جهت عضویت کلیک کنید

خلاصه ˸

داستان درمورد دختری به نام ساریناست که در خانواده ی ثروتمند زندگی

میکنه ، سارینا دختر آزادی هست هرکار که دلش بخواد انجام می ده مادر

بزرگش تصمیم میگره که کاری کنه که تمام نوه هاش ازدواج کنند شاید

همه حرفش رو گوش کنن ولی سارینا با همه فرق می کنه …….

ااحساس اینکه مشت سانیار خورده باشه توی صورتم از خواب بیدار شدم

توی جام نیم خیز شدم خوب یکم وقت میخوام لود شم به اطراف نگاه

میکنم
_اااتو اینجا چیکار میکنی
سانیار باچشمای بسته و صدای خواب الود گفت
ای بابا باز تو از خواب بیدار شدی فراموشی گرفتیاخودت گفتی بیام
یکم فکر کردم یادم اومد دیشب از توی باغ صدا اومد منم ترسیدم به سانیار

گفتم بیاد پیشم از جام بلند شدم رفتم توی دستشوی صورتم رو شستم

اومدم بیرون جلوی آینه نشستم موهام رو شونه زدم داشتم توی آینه به

خودم نگاه میکردم که یکی در اتاقم رو زد اومد داخل مژگان بود
مژگان_صبح بخیر خانم مادرتون گفتن بیام شما و برادرتون رو بیدار کنم بیاید برا صبحانه
_باشه الان می ام
انقدر از این جوری حرف زدن مژگان بدم می اد که حد نداره همونطور که داشتم توی کمد دنبال لباس می گشتم سانیار رو صدا زدم
_سانی ، سانی بیدار شو الان مامی می اد بالا
یهو سانیار از جاش بلند شد و گفت
اومد!!!!
_کی ؟
_مامان
_نه گفتم اگه بلند نشی می آد
_اوف فکر کردم اومد الان باز میگه «چقدر می خوابین» داشتم به صدای نازک سانیار می خندیدم که در اتاق باز شد و

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف150پرنیان 1503

ارتباط با نویسنده رمان : http://forum.negahdl.com/members/6480/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/82865/

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۳) دیدگاه برای “دانلود رمان یه دروغ جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • lost گفت:

    بد نبود. ولی بیشتر باید روش کار بشه.. آخرای داستان خیلی آبکی تموم شد

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    عالی بود و این نظر منه
    نوشند عزیز به نظر من نانای بعدی شما از این عالی تر هم میشه
    به امید پیشرفتت

    [پاسخ به این نظر]