دانلود رمان چشمه عشاق برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان چشمه عشاق برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

i2hw_2

دانلود رمان چشمه عشاق برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام کاربری نویسنده: لیلا شریف

نام رمان: چشمه عشاق
دلگرمی که شما با عضویت در انجمن نگاه دانلود به همه تیم مدیریت انجمن نگاه و سایت دادید با هیچ چیزی قابل جبران نیست و فقط سعی میکنیم که تلاش را بیشتر کنیم که راضی تر باشید بازم برای حمایت از ما از این لینک عضو بشید هر یه نفر نشان از تعداد خانواده نگاه دانلود است  از طریق اینجا عضو بشن کلیک کنید

ژانر رمان: عاشقانه , اجتماعی

داستان برمیگرده به حدود پنجاه سال قبل تا به امروز ،روایت دختری

روستایی به نام گیسو که که در روستایی دور افتاده همراه پدر مادر خود

زندگی میکند ، او دختری جسور و بسیار زیبا ست عاشق اسب سواری

است بر خلاف دختران روستا به مکتب میرود و تا کلاس هشتم درس

میخواند روستایشان توسط ارباب یا همان خان خانزاده اداره می شود پسر

خان که احمد نام دارد از بچگی عاشق گیسو میشود ولی گیسو هیچ گاه

احمد و حرف و حدیثها اهالی روستا رو جدی نمیگیرد . او با وجود پدر مادری

مهربان و روشنفکر خود را خوشبخت میداند و تنها نگرانیش مادرش است

که از ناراحتی قلبی رنج میبر، . و مداوای آن هزینه زیادی میخواهد که از

عهده آنها خارج است .
احمد گیسو را تحت فشار قرار میدهد که با ازدواج با او تمام هزینه درمان و

عمل مادرش رو میپردازد گیسو درمانده ،نمیداند چه تصمیمی بگیرد از

طرفی زندگی مادرش در خطر بود و هر چه زودتر باید تحت عمل جراحی

قرار می گرفت واز طرفی اصلا احمد را دوست نداشت .
با ورود دکتر جوانی به خانه بهداشت روستا زندگی گیسو و خانواده اش در

مسیر جدیدی قرار میگیرد ، کسی که قلب کوچک گیسو را میلرزاند و او را

در ستاره باران چشمان سیاهش در

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف 230 جار3400

ارتباط با نویسنده : http://forum.negahdl.com/members/3890/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/59224/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۳۶) دیدگاه برای “دانلود رمان چشمه عشاق برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • آرمینا گفت:

    بهتری رمانی بود که تا حال خونده بودم
    واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
    عالیییییی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Fatemeh گفت:

    داستان زیبایی بود هم قشنگ بود هم غمیگن ادم رو تحت تاثیر قرار میذاشت

    [پاسخ به این نظر]

  • الهان گفت:

    سلام ای کاش خلاصشو ایجوری که نوشتین نمی نوشتی یه چیز کلی از متن رمان به دست میاد

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام.مرسی بابت این رمان بسیار زیبا.واقعا عالی بود .خیلی به دلم نشست .از بس هر رمانی خوندم همه موضوع عشق و عاشقی های یه مدل داشت .یه رمان متفاوت واقعا به دلم نشست.اخرش فک کردم واقعا چشمه عشاق وجود داره .خیلی دوس داشتم واقعی بود و حداقل میتونستم عکساشو ببینم .بازم میگم عالی بود مرسی منتظر بقیه رماناتون هستم .

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    سلام مرسی دوست گرامی خوشحالم که رمانم به دلتون نشسته و براتون متفاوت بوده ایشالله در آینده هم همراههیم کنیید متشکرم

    [پاسخ به این نظر]

  • بارانا گفت:

    سلام.واااااای……واااااای چقدر رمان چشمه عشاق قشنگ بود.من هر لحظه خودم داخل داستان میدیدم.مثل یک فیلم جلوی چشمام بود.خیلی قشنگ به تصور کشیده شده بود.منتظر کارهای بعدی شما هستم البته بی صبرانه.

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۷:۴۱ ب.ظ:

    سلام دوست عزیزم خوشحالم که رمانم رو دوست داشتی و ممنون از کامنت زیبات بارانا جان

    [پاسخ به این نظر]

  • sooroor گفت:

    واااای خانم محشرررربود محشرررررر
    قلمتون فوق العادست هنوز هم ازاون حال و هوای رمان خارج نشدم بااینکه کامل تموم شده…نمیدونم دیگه چی بگم چون درباره خوب بودنش هررررچی بگم باز هم کمه و منظور رونمیرسونده
    بازهم تکرارمیکنم وااااقعا عالی بود کاملا میتونستم خودم رو دراون مکان هایی که گیسو میگفت حس کنم!!!
    بیشتر و بیشتر و بیشترررر بنویسید که من مشتاقانه منتظر باقی نوشته هاتون هستم.. آیا کارهای دیگری هم نوشتید؟
    فقط من منتظر بودم داستان ادامه هم داشته باشه و لااقل درباره سرگذشت آبتین و بهاره بیشتر مینوشتید هرچند که تاهمینجا هم عالی بود و اگر ادامه دار میشد فوق العاده بوووود
    وای چقدر حرف زدم!!! 🙂
    وبازهم ممنونم ازتون
    قلمتون شیوا
    پایدار باشید

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۵ ۱:۴۳ ب.ظ:

    سلام به روی ماهتون ، از اینکه تونستید با داستان ارتباط بر قرار کنید و دوستش داشتید واقعا خوشحالم تشویقای شما عزیزان باعث دلگرمی و ادامه دادن به نوشتنه،یه داستان کوتاه دیگر هم نوشتم که تو سایت نگاه هست به نام زن سفید پوش .
    رمان دوومم رو انشالله به زودی استارت میزنم .
    ممنون از همراهی و انرژی مثبتی که به من دادید .
    با سپاس فراوان

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    سلام. واقعا عالی بود. منتظر رمان های زیبای بعدی شما هستم.

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۹ ب.ظ:

    ممنونم نازنیین بانو تشویقاتون باعث ادامه دادن به نوشتنمه مرسی که رمانم رو برا خوندن انتخاب کردید

    [پاسخ به این نظر]

  • roz گفت:

    عالی بود بااینکه کلی بغضم گرف

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۴ ق.ظ:

    سپاس فراوان از انتخاب رمان من دوست عزیز مرسی از نظرتون ایشالله کارای بعدیم رو هم دنبال کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    دوست عزیز این رمان چشمه عشاق واقعی هست یانه؟ و یک سوال دیگه هم رمان دیگری هم در حال تایپ دارید یانه ؟ چون کاراولتون قوی و عالی بود دوست دارم بقیه رمانهاتون رو هم دنبال کنم.

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    سلام دوست عزیز رمان چشمه عشاق واقعی نیست اما شهر و اسم رو ستاها همه واقعی هستند، داستان کوتاه دیگری نوشتم به نام زن سفید پوش که میتونید در قسمت داستانهای کوتاه در همین سایت پیدا گنید احتمالا چند وقت دیگه به مرحله دانلود میرسه به زودی رمان بعدیم رو شروع میکنم به نوشتن مرسی از همراهی و نظرتون که باعث انگیزه و ادامه کارمه ممنونم از لطفتون

    [پاسخ به این نظر]

  • fati6232 گفت:

    خیلی قشنگ بود یعنی جوری نوشته بودید که من تک تک لحظه ها از جلوی چشمم رد میشدن واقعا عالی دست نویسنده درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

    سلام فاطی جونم مرسی که رمانم د بدا خوندن انتخاب کردید امیدوارم تو کارای آینده ام همچنان همراهیم کنی جانا خوشحال شدم دوست داشتی

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا شریف گفت:

    سلام دورسا خانوم مرسی که رمانم رو برای خوندن انتخاب کردید از اینکه پسندیدید خوشحالم. امیدوارم در آینده هم من رو همراهی کنید سپاس فراوان

    [پاسخ به این نظر]

  • سولماز گفت:

    زهرا خانوم اگه منظورتون اون پسر فقیر و اون دون ژوانه بله یکیه رمان قشنگی هم هست .

    [پاسخ به این نظر]

  • zeinabi گفت:

    سلام
    لینک جاوا خرابه

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۳ ب.ظ:

    سلام اصلاح شد

    [پاسخ به این نظر]

  • Shorya گفت:

    امیدوارم خوب باشه

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۷ ب.ظ:

    ایشالله که بخونیید و دوست داشته باشید دوست گرامی

    [پاسخ به این نظر]

  • Dorsa گفت:

    واقعا زیبا بود، من که خیلی لذت بردم! اتفاقات هم قابل پیش بینی نبودن. حتی تلخی داستان هم دلنشین بود. ممنون از نویسنده عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۲ ب.ظ:

    سلام درسا خانوم مرسی که رمانم رو برای خوندن انتخاب کردید از نظتون هم ممنونم گلم ایشالله در آینده هم همیشه من رو حمایت کنید و انگیزه برای ادامه کار رو به من بدید مچکرم …..نویسنده ***چشمه عشاق** لیلا شریف

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا شریف گفت:

    باسلام سمیه خانوم از لطفتون سپاسگذارم خوشحالم که رمانم رو دوست داشتید و مطالعه کردید و براتون قابل لمس بوده ، مرسی از حمایتتون

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    رمانی که نوشته شد خیلی عالی بود من که خیلی لذت بردم پیشنهاد میکنم بقیه هم بخونن دست نویسنده اش درد نکنه واقعا حرف نداشت میشد تمام جزئیات را لمس کرد

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۶ ب.ظ:

    با سلام سمیه خانوم مرسی که رمانم رو خوندید و نظر دادید خوشحالم که باهاش ارتباط بر قرار کردید و دوست داشتید پایدار باشید….

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    ممنونم از لطف و محبتتون بانو از اینکه رمانم رو خوندین کمال تشکر رو دارم امیدوارم به دوستاتون هم توصیه کنید از نظرتون هم ممنونم گلم موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    ببخشید ی سوال داشتم شخصیت امیر و سیاوش در رمان سیاه بازی یکی هست یانه جدا هستند ممنون میشم اگه جواب بدید و هر کیم خونده جواب بده

    [پاسخ به این نظر]

    مریم پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۳:۴۶ ق.ظ:

    @مریم,
    یکی نفرند

    [پاسخ به این نظر]

    canaan پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۲:۰۹ ب.ظ:

    اره امیر و سیا یکی بودن:)

    [پاسخ به این نظر]

    رکسانا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۳:۵۹ ب.ظ:

    سلام . بله شخصیت امیر و سیاوش یکیه

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    خوب بود

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا شریف پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۳ ب.ظ:

    سپاس فراوان از تو عزیز مرسی که رمانم رو برای خوندن انتخاب کردید ایشالله با رمانهای جدید و نازه دوباره من رو همراهی کنید سپاس بیکران

    [پاسخ به این نظر]