دانلود رمان پرفسور جاوا، اندروید ، pdf

دانلود رمان پرفسور جاوا، اندروید ، pdf

photo_2016-08-15_03-41-24

دانلود رمان پرفسور

نویسنده میترا قلی پور

لازم  به گفتن  دوباره به عزیزان و کاربران وفادار به سایت نگاه دانلود نیست عضویت شما در انجمن نگاه دانلود  ضروری و کمک به ماست کمترین کار شما برای نگاه دانلود عضو بشید

گوشی رو روی قفسه ی سینه ی بیمار گذاشتم و به صدای منظم قلبش گوش دادم.
نگاهم همزمان به پرونده ش بود.
…:خانم دکتر،حالش چه طوره؟
-: همه چی خوبه، خدارو شکر وضعیت بحرانی رو پشت سر گذاشته. به زودی به هوش میاد.
… : خدا خیرتون بده. همش رو مدیون شماییم.
لبخندی به نشونه احترام زدم و از اتاق اومدم بیرون.
می خواستم برم طرف پاویون که صدای جیغ و داد متوقفم کرد.


-: چی شده؟
پرستار: وای خانم دکتر بیاین کمک. یه مدرسه آتیش گرفته؛ کلی مصدوم آوردن.
با عجله دوییدم طرف اورژانس،مثل این که روز پر مشغله ای در پیش داشتم!

در رو آروم باز کردم و رفتم تو.
آرین باز مثل همیشه رو مبل خوابیده بود.
آخه مگه تا اتاق چقدر راهه؟
این پسره آدم به شو نیست!
لباسام رو عوض کردم و رفتم تو آشپزخونه، خسته تر از اونی بودم که بخوام یه شام مفصل درست کنم.
یه لبخند خبیثانه زدم و رفتم سراغ تخم مرغ ها.
نیمرو رو با مایتابه گذاشتم رو میز که دستم خورد به لیوان آب و کلش رو پرونده ی آرین خالی شد.
جیغ خفیفی کشیدم و تند پرونده رو برداشتم و دونه دونه کاغذ های داخلش رو رو زمین پهن کردم.
آرین: می کشمت آیدا.
با لب و لوچه آویزون نگاهش کردم.
-: ببخشید داداشی.
آرین: ای دستو پا چلفتی.
-: اصلا به من چه،می خواستی لیوانت رونذاری اون جا.
آرین: طلبکارم شدی؟
-: حالا اینا چی هست؟ مهمه؟
آرین: پرونده جدیدمه.آوردم یه نگاهی بهش بندازم.
-: به به. پس جون میده برا فضولی.
مشغول خوندنش بودم که نگاهم در

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۲۵) دیدگاه برای “دانلود رمان پرفسور جاوا، اندروید ، pdf” ثبت شده است.
  • یلدا گفت:

    سلام والا من این رمانو تموم کردم خسته نباشید میگم به نویسنده ولی سبک نوشتنشون اصلا جذاب نبود برای خواننده و به ایشون پیشنهاد میکنم یه کم بیشتر خواننده رو درگیر کنن و اصلا دلیل این لایکای بیشمررو نمیفهمم!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۵ ۵:۵۳ ب.ظ:

    سلام..هر کس نظری داره و از سبکی خوشش میاد دلیل نمیشه شما خوشت نیومده بقیه خوششون نیاد

    [پاسخ به این نظر]

  • چیکا گفت:

    باسلام
    دقیقا دلیل این همه لایک رو برای این رمان نمیدونم
    خوب رمان جای کار بیشتری داشت مضمون تکراری وتکه کلام های مشابه شخصیت های اصلی داستان مثل فیلمو هندیش نکنید یا قر شدن ماشین و…از جذابیت رمان کم کرده بوود به امید کار های بهتر

    [پاسخ به این نظر]

    ساناز پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۰ ب.ظ:

    @چیکا, واقعا دلت میاد به این رمان بگی تکراری؟ واقعا رمانی خوندی بودی که انقدر غیر قابل پیش بینی باشه؟ من به جرعت میگم تا حالا ندیده بودم. باید به ذهن خلاق این نویسنده احسنت گفت.

    [پاسخ به این نظر]

  • مدوسا گفت:

    رمان خوبی بود فقط جایی که آرین مرد یکم ناراحت کننده بود ولی در کل خیلی ممنون بابت رمان ریباتون

    [پاسخ به این نظر]

  • roodabeh گفت:

    راستش زیاد دوست نداشتم
    ‌‌‌‌‌‌ولی بدم نبود در هر صورت مرسی از نویسنده عزیز
    به امید کارهای بهتر از شما
    موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  • samaneh94 گفت:

    سلام و خسته نباشید ویژژژه به نویسنده عزیزه این رمان عااالی…همین الان رمان و تموم کردم دلم نیومد نیام و تشکر نکنم رمان عالی بود همه چی اندازه بود عشق…غرور…تنفر…رفاقت…مرسی بابت این رمان خوب و دلنشین✋❤

    [پاسخ به این نظر]

  • mitra.gholipoor گفت:

    سلام دوستای عزیزم
    میترا قلی پور هستم، نویسنده ی رمان
    طبق درخواستتون خواستم خلاصه ی کوتاهی از رمان ارائه بدم:
    همه چی از یه اتفاق ساده شروع شد
    وارد گروهی شدم که هیچ ربطی بهم نداشت…
    موندگار شدم و عاشق شدم…
    عاشق همون مردی که اسمش رعشه به جون همه مینداخت
    عاشق پروفسور…
    رئیس مافیا❣
    #ژانر: عاشقانه، پلیسی، معمایی
    #پایان_خوش

    و در آخر، ممنونم از تمام نظرات انرژی بخشتون.
    منتظر رمان های بعدی من باشید.

    [پاسخ به این نظر]

    فاطمه پاسخ در تاريخ شهریور ۵ام, ۱۳۹۵ ۸:۲۰ ب.ظ:

    @mitra.gholipoor,
    من رمانت رو وقتی در حال تایپ بود، خوندم.
    عالیه گلم
    رمان سکوی سقوطت رو هم مشتاقاته دنبال میکنم.
    موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • کوثر گفت:

    عاشقانس؟؟؟موضوعش چیه اخه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • MEHRSAM ARIA گفت:

    این رمان رو من در حال تایپ خوندم و به نظرم واقعاً عالی بود .
    توصیه میکنم بخونینش .

    [پاسخ به این نظر]

  • Sadaf گفت:

    خیلی سریع داستانو جلو بردی و چند تا ایراد بزرگ داش .مثلا اصلا درباره ی شکل ظاهری شخصیت ها حرفی نزدی خب وقتی ما داریم میخونیم نباید یه تصوری از شخصیت های رمان داشته باشیم ?

    دمم این ک ایدا وقتی داداشش مرد خیلی زود بحثشو تموم کردی اصلا هم ناراحت نبود و سومین روز بعد مرگ داداشش ایدا میخواد بره سرکار کیمیا میگ مطمعنی میخوای بری میگ اره جرا نرم ???????!!!!!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

    ساناز پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۴ ب.ظ:

    @Sadaf, شما اگه باید بیشتری رمان رو می خوندی متوجه می شدی که دلیل رفتار آیدا چی بود. معذرت می خوام که باهاتون مخالفت می کنم ولی دلم نمی خواد قلم نویسنده ای که انقدر کتاباش رو دوست دارم الکی زیر سوال بره. بی صبرانه منتظر آثار بعدیشون هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  • برنو گفت:

    سلام جلد دوم محله ممنوعه در دست تایپه و هنوز کامل نشده .

    [پاسخ به این نظر]

  • سپیده گفت:

    سلام
    رمان خیلی قشنگی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • asi_0098 گفت:

    سلام
    ممنون از رمانای قشنگتون،میشه جلد دوم محله ممنوعه رو بذارید؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • reza گفت:

    سلام
    ممنون به خاطر رمان های زیباتون
    جدیداً هرچی رمان دانلود میکنم، فایل زیپ هست. استخراج هم که میکنم هیچ فایلی با پسوند apk و epub در آن وجود نداره. گوشیم اندرویده و برنامه moon reader هم نصب دارم. ولی نمیتونم رمان هاتون رو مطالعه کنم. فایل های text هم با پسوند xhtml هست که با این برنامه نمیشه مطالعه کرد. لطف می کنید اگه راهنمایی بفرمایید . با تشکر فراوان

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۱:۴۸ ق.ظ:

    سلام
    ما فقط فرمت پی دی اف را زیپ می کنیم و تمام رمان ها با فرمت های خودشون هستن نه زیپ

    [پاسخ به این نظر]

  • shaghayegh گفت:

    بله منم با ایشون موافقم لطفا یه خلاصه بددیین

    [پاسخ به این نظر]

  • Bahar گفت:

    رمان قشنگی بود
    با اینکه نقص هایی داشت ولی
    دوسش داشتم
    مرسی از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • Paria گفت:

    سلام
    ممنون به خاطر رمان های خوبی که می گذارید لطفا اگر ممکن است رمان تو برده منی را هم بگذارید
    خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    سلام رمان قشنگی بود دستتون درد نکنه فقط یه خواهشی داشتم میشه رمان پرنس یا پرنسس؟بزارید البته اگه تایپش تموم شده بازم ممنون ازتون

    [پاسخ به این نظر]

  • فریما گفت:

    من تا حالا واسه هیچ رمانی نظر نذاشته بودم ولی این رمان با اینکه شاید خاص نبود ولی به دلم نشست و خوشم اومد

    [پاسخ به این نظر]

  • EnsiYE گفت:

    سلام…
    میشه یه خلاصه از رمان ارائه بدید؟
    بالاخره ما باید یک پیش زمینه داشته باشیم نه؟؟
    مچگرم

    [پاسخ به این نظر]


  • web tracker انواع شمارشگرها وابزار تحلیل ترافیک وب سایت