• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان ملکه منزوی جاوا، اندروید ، pdf

دانلود رمان ملکه منزوی جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان ملکه منزوی جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان ملکه منزوی

نام رمان:ملکه منزوی
نام نویسنده:
نازنین اقایی
ژانر:اجتماعی _عاشقانه

دوستان عزیز حضور شما در انجمن نگاه دانلود دلگرمی به ما و نویسندگان عزیز هست پس این کمک را به ما انجام بدید عضویت کلیک کنید

به نام خدا
یه دخترکه پیله ای ازانزوا روبه سختی به دورخودش تنیده تاکسی نتونه واردخلوت وتنهایی هاش بشه…تاازورود هرمسافری به زندگیش جلوگیری کنه.هرمسافری که یه باردیگه باعث عروسک خیمه شب بازی شدن احساسش بشه.تاراحتتربتونه خاطرات شیرین مردی روکه بابی رحمی به اون بدترین خیانت ممکن روکرد مرور کنه…روزبه روز این پیله تنهایی رو مستحکم ترمیکنه تاباردیگه غرورش خردوتکه تکه نشه.این دخترغروری داره به وسعت دریا…این دخترمغرور میبخشه..مهربونی میکنه…عشق میورزه اماهمه ی خوبیاش روپشت غرورش پنهان میکنه .
این دختریه ملکه ست .ملکه ای که توی قصربزرگش هیچ پادشاهی نداره وپادشاه قصرهم بافرسنگ هافاصله ازملکه قصه پشیمونه وبه دنبال راه واسه جبرانه…امانمیدونه که خیلی زوددیر میشه واون دخترمغروری که توخاطراتش هست خیلی باالانش فرق کرده…حالا دیگه شده یه ملکه…یه ملکه تنهاکه روز به روزبیشترتوانزوافرو میره…حالا دیگه اون ملکه منزویه…باید دید پادشاه قصه میتونه ملکمون روازپیلش بیرون بیاره یانه…پایان خوش!

مقدمه :

من ملکه ی تنهایی هایم هستم

غروری دارم

که برای تنها نبودن له نمی شود

قلبی دارم

که هنوز تیزی خنجر نامردی ایه عزیز ترینش درد میکند

زیبایی هایی دارم که

حراج چشم های بیگانه نخواهد شد

اینگونه است مشق شب های انزوا وارانه ی من

اینگونه است که به جای خیسی اشک بر گونه هایم

دفتری از خاطرات را سیاه میکنم

با جوهری به سیاهیه قلبی تیره شده

از خیانت و تنهایی

به انزجار از ملکه بودنی که هیچ کس فرمانبردارت نیست

شاهی که تاج و تخت دارد

اما خدم و حشم ندارد

تاجی دارم بر سر

اما نگین سر دسته اش را از من ربوده اند

مردی که زندگی ام بود

تمام در

 

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف 365 جار5736

ارتباط با نویسنده رمان : http://forum.negahdl.com/members/11753/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/98677/

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۵۹) دیدگاه برای “دانلود رمان ملکه منزوی جاوا، اندروید ، pdf” ثبت شده است.
  • لیلا از آذربایجان گفت:

    رمان تون رو خوندم و نظرم راجع بهش اینه
    نقاط قوت:
    پرداخت عالی شخصیت ها ، احساسات و فضاها
    ممنون که جنس زن رو ضعیف و ذلیل نشون ندادی
    شعرهایی که لا به لای داستان گنجوندی هم متناسبه و هم لطیف و زیبا
    قلم قوی و بااحساسی داری
    نقاط ضعف داستان :
    شعرها طولانی بود چون این رمان بود و نه کتاب شعر.
    داستان تا نیمه روند خوبی داره ولی از اون به بعد افت میکنه
    برات مثال میزنم:
    دلایل کیهان قابل باور و منطقی نبود
    در انتها شخصیت های زیادی وارد داستان کردی و سعی کردی همه رو با هم مزدوج کنی که زیادی هندی شده بود.
    با حذف این شخصیت ها هیچ آسیبی به داستان وارد نمیشد پس به نظر من اضافی بودن( حمید و خواهرش،پسر ترکیه ای )
    عوض شدن دیدگاه امیرسام به بنفشه تو اون مدت کوتاه منطقی نبود .
    التماس های کیهان خیلی رو مخ بود (مخصوصا اون صحنه ای که لباس پانیذ رو تو مشتش گرفته بود و التماس میکرد )مگه همچین مرد ایرانی داریم ؟؟؟؟؟
    کل کل هایی که با هم داشتن بیشتر به دختر و پسر ۱۷ یا ۱۸ ساله میخورد تا یه مرد و زن سی ساله .
    من انتظار داشتم بعد بخشیدن کیهان عشق و محبت رو تو حرف های پانیذ ببینم ولی تنها چیزی که دیدم باز هم کل کل و لوس بازی بود.
    چه اتفاقی برای پدر پانیذ افتاده بود ؟ چرا ترکشون کرده بود ؟
    میدونم نظراتم خیلی تند و انتقادیه ولی استعداد خیلی خوبی تو نوشتن داری و حیفه داستان هات همچین ایرادهایی داشته باشه.
    امیدورام داستان بعدیت قویتر و بهتر بشه
    موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

    @لیلا از آذربایجان,
    سلام عزیزم ممنون از نظرت کاملا حق رو بهت میدم و به خاطر انتقادای سازنده ات بی نهایت ازت ممنونم
    ۱_راجب طولانی بودن شعرها، خوب باید بگم اینکه یه شعر پیدا کنی مرتبط با داستان اونهم شعرهایی که به شخصه دوستشون داشتم دلیل کامل گذاشتن شعرها فقط این بود که میخواستم خواننده هم مثل خود من از خوندنشون لذت ببره وگرنه با یه بیت شعر مرتبط هم میتونستم داستان رو پیش ببرم که خب این تجربه ای شد که تو رمان بعدیم به یه بیت قناعت کنم و خواننده رو خسته نکنم
    ۲_تمام سعی من ابن بود که دلایل کیهان منطقی به نظر برسه، با اینکه ایده ی رمان از زندگی فردی خورده که شوهرش با یه دلیل فوق العاده غیر منطقی تر از کیهان بهش خیانت کرده (با تمام این این بی منطقی هایی که تو دنیای واقعی هست من خواستم دلایلم منطقی باشه تو داستان که آخر سر هم نشد چون از نظر شخصی خودم خیانت کردن هیچ دلیل و منطقی نمیپذیره و دلیل اصلی بخشش کیهان هم به خاطر وجود پارنا بوده)
    ۳_نمیدونم حرفم رو باور میکنی یا نه شخصیت های داستان من اختیارشون دست خودشونه من یه ایده ی کامل از چگونگی داستان دارم اینکه کی به کی میرسه و چیکار میکنه دست خودشونه و روند داستان که منو پیش میبره
    ۴_شاید یه مرد عاشق و پشیمون که به زشتی و پلیدی کارش پی برده باشه بتونه همچین حرکتی کنه (ما فرض میکنیم هنوز هم همچین مردایی پیدا میشن)
    ۵_قسمت کل کل کردن پانیذ و کیهان بیشتر بر میگرده به خاطرات پانیذ توی دانشگاه به خاطر همین میشه گفت هنوز شور و شوق ۱۷_۱۸ سالگی و لجبازی جوونی تو وجودش هست
    ۶_بخشش کیهان به معنای عاشقی کردن دوباره ی پانیذ نیست، پانیذ کیهان رو بخشید و بهش فرصت جبران داد به خاطر دختر کوچولوشون یه فداکاری ای که توی مادرای ایرانی زیاد دیده میشه پروسه ی بخشیدن و دوباره عشق ورزیدن به کیهان ۵سال طول کشید که آخر داستان با یه جهش ۵ساله نشونش دادم
    ۷_پدر پانیذ ترکشون نکرد اول داستان گفتم یه مسافرت رفت که تو راه برگشت تصادف کرد و مرد
    به خاطر نظرت بی‌نهایت ازت ممنونم امیدوارم حرفام قانع کننده بوده باشه اما تمام تلاشم رو میکنم که اگه خدا خواست و رمان دیگه ای رو نوشتم تمامی نکاتی که گفتی رو رعایت کنم تا جای ابهامی باقی نمونه
    بازم ازت ممنونم گلم

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسمین گفت:

    من دوست داشتم با پسر عمش ازدواج کنه…خوشم نیومد…………

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین اقایی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۷ ب.ظ:

    @یاسمین, سلام عزیزم خوب این مسئله یه چیز سلیقه ایه و من به سلیقه ی شما احترام میذارم گلم

    [پاسخ به این نظر]

  • *morvarid* گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید نسبت به نویسنده ی محترم.
    اول از همه باید بگم خوشحال شدم که رمانتون رو انتخاب کردم و خوندم.
    من به این رمان از سه سطح ضعیف…متوسط..خوب…خیلی خوب…عالی گزینه ی خیلی خوب رو میدم.
    چند تا از نکاتی که به نظرم اومد بهتره بگم این ها هستش:
    ۱*در جاهایی از رمان توضیحات اضافه ای که اغلب در مورد حس و حال و نظر پانیذ بود داده میشد که میشد اونها رو خلاصه تر کرد .البته این نظر شخصی منه و ممکنه از نظر خواننده ی دیگه ای این قسمت ها جالب و ضروری باشه.من هم منکر به جالب بودن اون نمیشم.
    ۲*شعر ها و متونی که در بین قسمت هایی از رمان گفته میشد زیبا و مرتبط با همون قسمت بود اما طولانی بود و صفحات زیادی رو به خودش اختصاص میداد.
    ۳*در بین فضای داستان سعی کرده بودی اندوه و حزنی رو به خاطر وضعیت پانیذ به خواننده برسونی که تا حدودی نیز موفق بودی اما با تلاش بیشتر این کار بیشتر صورت میگیره.البته این باز هم نظر منه و شاید اصلا همچین منظوری در بین نبوده.
    ۴*شخصیت سازی فوق العاده ای کرده بودی و این جای تحسین داره
    ۵*تو قسمت های اخر رمان انگار همه چیز دست به هم داده بود که پانیذ منصرف بشه و حتی امیر سام نیزکه مخالف سرسخت کیهان بود با این روند همراه بود.
    ۶*و این یکی نظر من کاملااااااا شخصیه ولی هدیه ۳/۵میلیاردی امیر سام که همون ماشین بنز پانیذ بود دور از ذهن من به نظر میرسید.
    ۷*واین سوال هم برای من پیش اومده که پانیذ چرا همون ۴سال پیش برای گرفتن پارنا دادخواست نداد؟؟
    میدونم که نظرات من هم شاید چرت و پرت به نظر بیاد و از سمت اغلب خواننده ها مزخرف باشه .
    من خوندن این رمان رو به کسانی که دنبال یه رمان جذاب می گردن توصیه میکنم و میدونم که همونطور که من از انتخابم پشیمون نشدم اون هام نمیشن

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین اقایی پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۹ ب.ظ:

    @*morvarid*, سلام عزیزم نمیدونی چقدر از اینکه رمان رو خوندی و همچین نظری رو دادی ازت ممنونم واسه یه نویسنده هیچ چیز لذت بخش تر از یه نظر حرفه ای نیست و من ممنونم به خاطر این نظر حرفه ای و نقدی که از رمان داشتی نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم و خوشحالم از اینکه رمان ملکه ی منزوی با تمام نواقص و عیب و ایراد های زیادی که داشت رتبه ی خوبی رو پیش شما پیدا کرد .در مورد نکته ی اولت خوب سعی من بر این بود که با توصیفات حالات و افکار پانیذ شخصیت پردازی و فضا سازی خوبی توی رمان داشته باشم و باور پذیری رمان رو برای خواننده بیشتر که با نکته ای که شما ذکر کردید از این به بعد رو این مسئله دقت میکنم که زیاده روی نشه
    ۲-کاملا بهتون حق میدم که شعرهای زیادی توی رمان استفاده شده و حجم زیادی از صفحات رو گرفته بود از اونجایی که خودم علاقه ی زیادی به شعر داشتم و وقت زیادی صرف پیدا کردن شعرهای متناسب با رمان خرج کردم دلم نمیومد که خواننده از خوندن کامل این متن ها محروم بمونه
    ۳-سعی میکنم حتما روش کار کنم ممنونم که تذکر دادی
    ۴-از نظر لطفت بی نهایت ممنونم عزیزم
    ۵-بعله حق میدم کاملا درست میگی راستش قرار بود داستان دنباله دار تر بشه اما با تذکر دوستان مبنی بر کش دار شدن داستان قید ادامه اش رو زدم و این دلیلیه که داستان حالت سر هم بندی به خودش گرفته
    ۶-کاملا باهات موافقم خودم هم موقع نوشتن این قسمت حس خوبی نداشتم اما از اونجایی که میخواستم حس امیرسام رو به پانیذ نشون بدم باید یه هدیه ی گرون قیمت و باارزش بهش هدیه میدادم اما این نکته رو میشه با در نظر گرفتن کم ارزش بودن پول ایران نسبت به دلار امریکا رفع و رجوع کرد و میشه اینطوری استنباط کرد که این هزینه برای امیرسامی که توی امریکا کار میکرد و زندگی هزینه ی زیادی نبوده
    ۷-میشه این نکته رو با در نظر گرفتن این مسئله که پانیذ نمیخواست دوباره چشم تو چشم کیهان بشه و غرورش شکسته تر از قبل و درگیر دادگاه و گیرو دار های هر روزه ی این جور مسائل و چشم تو چشم شدن هر چه بیشتر با کیهان و عاطفه حل و فصل کرد
    نظرت بی نهایت برای من ارزشمند بود عزیزم و واقعا خوشحالم که نظر دادی و منو از کم و کاست های رمان مطلع کردی و همچنین از نظر لطفی که نسبت به رمان ملکه ی منزوی داری بی نهایت سپاسگذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • صهبا گفت:

    سلام
    من دارم این رمان رو میخونم و میتونم بگم که واقعا قوی و جذاب نوشته شده . اما یک ایراد بزرگ هم داره که من اصلا نمیتونم نادیده بگیرم و اون ، اشتباهات فراوون نوشتاری در متن هست که به هیچ وجه نمیشه به پای اشتباه در تایپ گذاشت . مثلا
    اسفل السافلین رو نوشته : اصغر السافرین !
    حل و فصل رو نوشته : حل و فسق !!
    و یه عالمه مورد دیگه مشابه اینها . ضمنا ” و ” زیادی و بی جا در متن به کار رفته که خواننده رو آزار میده . نویسنده اصلا با نشانه های نوشتاری مثل نقطه و کاما هم میونه خوبی نداشته !!!!

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۵ ۶:۳۴ ب.ظ:

    @صهبا, سلام عزیزم خیلی ممنون از نظرت و انتقاد به جا و سازنده ات متاسفانه ملکه ی منزوی در ایام امتحان های نهایی من به اتمام رسید و بدون ویرایش هم روانه ی سایتا شد سر همین اشتباهات تایپی، نگارشی و… زیاد توش به چشم میاد و خودم این رو قبول دارم
    من برای یه سری از کلمات که املای دقیقشون رو نمیدونستم توی اینترنت جستجو میکردم ولی الان به خاطر حرف شما پی بردم که نمیشه زیاد هم به اینترنت اعتماد کرد و تنها به اون بسنده کرد
    قسمت آخر حرف هات هم که مربوط به همون ویرایش صورت گرفته ی فایل اصلیه که اگه ویرایش میشد مسلما تمام این مشکلات هم پیش نمیومد
    باز هم خیلی ممنون از نکته ی بسیار مهمی که ذکر کرد ی خوشحالم که رمان رو میخونی و به نظرت رمان جذاب و قوی ای اومده

    [پاسخ به این نظر]

  • گندم گفت:

    سلام نویسنده عزیز خیلی ممنون بابت این رمان زیباتون

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    @گندم, سلام عزیزم خوشحالم که خوشت اومده

    [پاسخ به این نظر]

  • Andya گفت:

    بسیار عالی ممنون از نویسند خانم نازنین اقایی

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    @Andya, ممنون از نظر لطفت گلم

    [پاسخ به این نظر]

  • محدثه گفت:

    نمیدونم‌ چرا دلم خواست برای اولین بار نظر بدم . فقط میتونم بگم بین رمانایی که می خونیم شخصیت دختر داستان برامون جذابه و همش میخوایم بهترین باشه و بین این همه پانیذ پارسین رو تحسین میکنم با اینکه دوست داشتم یکبار هم‌که شده مرد داستان بخشیده نشه ولی خب پانیذ عالی بود یک زن واقعی محکم . قوی. مغرور . مقتدر . کامل و در عین حال مهربون و خوش قلب و از همه مهمتر معتقد بودنشه . ممنون که یکی بالاخره زن بودن رو به اندازه ای معرفی کرد . عزیزان زن هیچوقت نباید از عزت نفس خودش بگذره . همه ما دختر رو احساسی و لوس و گریه او و نازک نارنجی نشون دادیم که تنها دغدغش لباسشه و آرایششو و اندامش . اینا خوبن که باشن ولی تا جایی که از اصلیت خودمون فاصله نگیریم . واقعا ممنون برای خلق شخصیتی مثل پانیذ به امید روزی که تمام زنانمون محکم و قوی از حقشون دفاع کنن. بهترین و دست نیافتنی باشین تا برای رسیدن بهتون بجنگن .

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۱ ب.ظ:

    @محدثه, کاملا درست میفرمایید ممنون از اینکه پانیذ رو لایق دونستید و خوشحالم که این لطف رو به من و رمان من داشتید که نظرتون رو اعلام کردید خیلی خوشحالم که رمان به دلتون نشست و من شرمنده ی شما نشدم

    [پاسخ به این نظر]

  • آهنگ گفت:

    رمانتون خیلی خیلی عالی بود،جذاب و گیرا،موفق باشید و سرزنده

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۵ ۲:۰۲ ب.ظ:

    @آهنگ, ممنون از لطفت عزیزم
    همچنین

    [پاسخ به این نظر]

  • ساغر گفت:

    واقعا رمان عالی بود…نازنین جان قلمت اونقدر گیراست که هرکسی رو جذب میکنه…کار بعدی تون چیه؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱:۵۲ ب.ظ:

    @ساغر, سلام عزیزم ممنون از نظر لطفت به قلم ناتوان من
    فعلا در حال تحقیق برای رمان جدیدم هستم اما به زودی استارتش رو میزنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ریحانه گفت:

    اوایل رمان از دختره بدم اومد احساس میکردم یه شخصیت کلیشه ای و بی ادب داره ولی بعد از گذشت داستان نظرم عوض شد . رمان خوبی بود پیشنهاد میکنم بخونید

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱:۵۲ ب.ظ:

    @ریحانه, ممنون از نظرت دوست خوبم

    [پاسخ به این نظر]

  • Farnaz گفت:

    من تاحالا از این سایت کتاب دانلود نکرده بودم و این کتاب اولین کتابی بود که ازین سایت خوندم ولی باید بگم واقعا قلم قویی داشت و قشنگ بود.خسته نباشین.مرسی از زحماتتون❤

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۶ ق.ظ:

    @Farnaz, باعث افتخاره که خوشت اومد و قلمم شرمنده ی نگاه مهربونت نشد

    [پاسخ به این نظر]

  • queen88 گفت:

    عااااالی ..واقعا ازین که مثل رمانای دیگه دختره با یه ببخشید پسره همه چیو میبخشه نبود از نویسنده سپاسگذارم بعد مدت ها رمانی منو جذب کرد

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۸ ب.ظ:

    @queen88, نمیدونی چقدر خوشحالم که خوشت اومده عزیزم واقعا باعث افتخاره که لطفت شامل حال من و رمانم شده

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra01220 گفت:

    رمان متفاوت و خاصی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۵ ۸:۲۳ ب.ظ:

    @zahra01220, ممنون از نظرت دوست خوبم

    [پاسخ به این نظر]

  • Reyhaneh@rzv گفت:

    به نظرم من رمان عالی ای بود فقط باید یه کم صبورباشی چون تقریبا پنجاه صفحه ی اولش کسل کننده بود

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۸ ب.ظ:

    @Reyhaneh@rzv, ممنون از نظرت دوست خوبم

    [پاسخ به این نظر]

  • N1360 گفت:

    با سلامو عرض خسته نباشید به شما نویسنده عزیز و مدیران محترم. داستان زیبایی بود اما منم معتقدم که غرور داشتن مساوی اخلاق تندی داشتن نیست.
    و اما مساله دیگر خیانت از طرف کیهان و طلب بخشش اون
    من خودم مادرم و میدونم فرزند به حضور پدر و مادر در کنار هم نیاز داره اما مردی که یک بار خیانت کرده ازدید من قابل اعتماد نیست. کیهان ادعا میکرد پانیذ رو همیشه عاشقانه دوست داشته چطور معشوق رو دوست داری و نمی فهمی که نباید از دیدن دخترش محروم بشه؟ چرا تو اون چهار سال برای نشان دلدن پشیمونیش پارنارو برای دیدن مادرش نبرد
    در اخر باز هم میگم خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۵ ۸:۲۲ ب.ظ:

    @N1360, سلام دوست عزیز ممنون از نظرت
    همونطور که قبلا عرض کردم پانیذ اصلا مغرور نبود و سعی میکرد خودش رو مغرور نشون بده خوب مسلما این مسئله یه سری تفاوت ها رو ایجاد میکنه دوست عزیزی که از کل رمان مغرور بودن پانیذ به چشمش میاد کاملا واضحه که بیشتر از ۲۰ صفحه ی کتاب رو نخونده و اومده این حرف رو زده چون یک اگه کتاب رو کامل میخوند میفهمید که بر خلاف خیلی از رمان ها داستان پیرامون غرور شخصیت اصلی داستان نمیچرخید، دوم اینکه تا انتهای داستان به جز دو سه مورد به غرور پانیذ پرداخته نشد
    داستان یکی از معضلات اجتماعی ما رو داره بیان میکنه قصد من هم از نوشتن فقط بیان یه سری از مشکلات اجتماعیه من تمام توانم رو به کار بردم که دلایل کیهان قانع کننده باشه تو کل داستان هم جوری نشون دادم که کیهان مجبور به جدایی چهارساله و عقد با عاطفه باشه اگه منظور من رو تو کتاب فهمیده باشید کیهان اصلا قصد نداشت پانیذ از عقدش با عاطفه بفهمه چون فقط قصدش کمک به عاطفه بود و نه چیز دیگه خود پانیذ فالگوش ایستاد و قضیه لو رفت،….در صورتی که دنیای واقعی اینطور نیست خیلی راحت خیانت میکنن و براشون شرافت اهمیتی نداره
    من حتی اگه کیهان رو نمیبخشیدم خیلی ها میومدن و اعتراض میکردن که چرا نبخشیدی چرا ترویج طلاق کردی، چرا حس مادرانه رو خراب کردی
    دلیل بخشیدن کیهان فقط و فقط پارنا بود متوجه هم شده باشید پروسه ی بخشیدن کیهان ۵ سال طول کشید که خیلی بهش پرداخته نشد توی داستان
    من خودم چیزی رو مینویسم که روش تحقیق کرده باشم خیلی ها رو دیدیم و شنیدم که توی کشورمون با وجود دانایی از خیانت شوهرشون پای زندگی اشون میمونن من به یه عده ی قلیل نپرداختم توی کشور ما مادری که حس مادرانه اش جلوی هر حس دیگه اش رو بگیره فرزند اش رو ارجح تر از خودش میدونه من به داستان یکی از این مادرا پرداختم که با تخیلم شاخ و برگش رو زیاد کردم
    در کل ممنون از نظر سنجیده و به جات عزیزم خوشحالم که رمان رو خوندی و نظرت رو اعلام کردی

    [پاسخ به این نظر]

  • مائده گفت:

    مقاومت شخصیت اصلی در رابطه با بخشیدن شوهرش خیلی خوب بود چون خیانت بخشیدنی نیست…. این رمانو توصیه میکنم، خیلی عالی بود مثل همه کار های این نویسنده ی عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۸ ب.ظ:

    @مائده, ممنون از نظر سر تا سر لطف و محبتت
    خوشحالم که خوشت اومده عزیزم جدا حس خوبیه که قلم و داستانم شرمنده ی نگاه پر از مهربونی آت نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • sepideh گفت:

    باسلام. مرسی از نویسنده عزیز بابت رمان خوبش. رمان های خوب کم شدن ولی این رمان خوب بود. من یکی از رمان خونی سایتم بیشتر از ۸۰%رمان ها رو خوندم. خسته نباشی نویسنده عزیز. منتظر رمان بعدی هستم

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۴ ب.ظ:

    @sepideh, فدای دل مهربونت ممنون از لطفی که به من و ملکه داری

    [پاسخ به این نظر]

  • سمانه ز گفت:

    سلام خانم آقایی رمان خوبی بود و نگارش خوبی داشت خسته نباشید .

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    @سمانه ز, ممنون دوست عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • ﺳﺘﺎﺭﻩ اﺣﻤﺪﻳﺎﻥ گفت:

    ﺭﻣﺎﻥ ﻗﺸﻨﮓی ﺑﻮﺩ اﻟﺒﺘﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﻞ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺩﺭﺩ ﻧﻜﻨﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ.

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    @ﺳﺘﺎﺭﻩ اﺣﻤﺪﻳﺎﻥ, خوشحالم که خوشت اومد عزیز دل

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    سلام با تشکر از سایت عالیتون من از ابتدا مطالبتون رو دنبال می کردم ویار قدیمی نگاه دانلود هستم ولی این اولین پیاممه اگه میشه سریع تر پاسخ بدید ممنون میشم می خواستم نام یه رمانی رو بدونم که پسره سوپر استاره وبا دختره تصادف میکنه ولی چون مغروره نمیره دیدنش ولی یک روز که دختره و خواهره پسره توی یک اتفاق مریض میشن و پسره اون ها رو می بره بیمارستان از اون و دختره عکس می گیرن و ین باعث ازدواجشون میشه اگه میشه نام این رمان رو میدونید بگید ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۰۶ ق.ظ:

    سلام
    توضیح دادم دیگه اینجا تایید نمی کنیم این نظرات را چون انجمن بخشی هست که کمک بشه اینجا فقط نظر در مورد رمان

    [پاسخ به این نظر]

    شقایق پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    @zahra, فک کنم اسم رمان کفش قرمزه

    [پاسخ به این نظر]

  • Kia گفت:

    خیلی دوست دارم بدونم شما غرور رو توچی میبینید که نقش اول داستانتون رو مغرور میکنید غرور داشتن به داد زدن سر مردم و عصبانی بودن و بله چشم شنیدن نیستش

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۶ ب.ظ:

    @Kia, سلام ببخشید دوست عزیز خوشحالم از نظرت و اینکه در پاسخ به سوالت باید بگم اگه شما کتاب رو کامل خونده باشی که اینطور که معلومه نخوندی شخصیت داستان من دختریه با ذات پاک و مهربون که میخواد خودش رو مغرور نشون بده
    مغرور بودن با تظاهر به مغرور بودن فرق داره
    خوشحال میشم اگه یک بار کتاب رو کامل بخونید و روش فکر کنید و اگه مشکل دوباره ای بود ذکر کنید
    ممنون از نظرت

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه کاظمی گفت:

    رمان فوق العاده ای به نویسندش تبریک میگم من که خیلی از رمان هارو خوندم ملکه منزوی بهتر از خیلی رمان های عاشقانه هستش
    پیشنهاد من اینکه حتما بخونیدش ❤❤❤❤

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۹ ب.ظ:

    @فاطمه کاظمی, خوشحالم که خوشت اومده عزیزم باعث افتخاره

    [پاسخ به این نظر]

  • توت فرنگی له شده گفت:

    باسلام ،این رمان روخوندم وخیلی دوست داشتم،تبریک میگم به نویسنده عزیز بابت قلم زیباشون،موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۳:۳۱ ب.ظ:

    @توت فرنگی له شده, خوشحالم که خوشت اومده عزیزم و قلمم شرمنده ی نگاه مهربونت نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • Parishoon گفت:

    KhanoOom aqaei in romanetonm mese romanai qableton besiar ziiiBa o del neshin boOod❤

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۳:۳۳ ب.ظ:

    @Parishoon, ممنون دوست خوبم خوشحالم که لطفت شامل حال من شده و رمانهام به دلت نشسته

    [پاسخ به این نظر]

  • دختر بهار گفت:

    عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۱ ب.ظ:

    @دختر بهار,

    [پاسخ به این نظر]

  • نورا گفت:

    قشنگ بود ممنون از زحماتتون

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۲ ب.ظ:

    @نورا, ممنون از نظرت دوست خوبم

    [پاسخ به این نظر]

  • fatii گفت:

    عالییییییییییی بود رومان هایی مثل این بهم معرفی کنید اگ میشه

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۳ ب.ظ:

    @fatii, خوشحالم که خوشت اومد عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه زایری گفت:

    سلام وخسته نباشید ویژه خدمت نویسنده عزیز.این رمان رومطالعه کردم وخیلی دوست داشتم ویقینا دلیل علاقم قوی بودن کارو قلم پخته شمابود،شخصیت پردازی هاعالی بودن خصوصا شخصیت پانیذکه ازاول تاانتهای داستان کوچکترین تغییری نکرد وثابت موند،توصیفاتی که به کاربردین واقعابرای فضاسازی کافی بود ومن واقعاگاهی خودم روپانیذحس میکردم.نکته قابل توجه تو رمان شمااین بود که یه ملکه سردومغرور درعین حال میتونه یه قلب پاک وبخشنده داشته باشه وعمل شخص مقابلشه که باعث مثبت یامنفی بودن عکس العمل اون میشه،کیهان قصه هم باتموم خطاها واشتباه هاش دوست داشتنی بودبرای من وخیلی خوشحال شدم که ازتموم خطاهای گذشتش پشیمون شدودوباره دل پانیذرو به دست آورد ،درآخر براتون آرزوی موفقیت میکنم،یاعلی!

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۵ ب.ظ:

    @فاطمه زایری,
    ممنون از نظر سرتاسر مهر و محبتت اوج لطف و مهربونی شما رو میرسونه آن شاالله همیشه موفق و موید باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  • آیدا گفت:

    رمان عالی بودش . خسته نباشین .

    [پاسخ به این نظر]

    نازنین آقایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۷ ب.ظ:

    @آیدا,
    ممنون عزیزم نهایت لطفت رو میرسونه خوشحالم که خوشت اومد

    [پاسخ به این نظر]