• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان محکومم به اعدام جاوا، اندروید،pdf، ایفون

دانلود رمان محکومم به اعدام جاوا، اندروید،pdf، ایفون

photo_2016-05-04_12-42-342222222222222222222

دانلود رمان محکومم به اعدام

نام کاربری نویسنده:F.K
نام رمان:محکومم به اعدام
ژانر رمان:اجتماعی
به نام خدای زیبایی ها…

سلام  پس از تلاش فراوان سایت از فیلتر خارج شد

سلام یه راست میرم سر اصل مطلب:
رمانی که شما خواننده ی اون هستید ، یه رمان متفاوت از نوع عشق و عاشقی و
سختی های زندگیه
حسای ضد نقیض یه زن در شرایط مختلفش…
حسایی که یه زمانی از گذشته رو در بر گرفته و حالا توی زندگی الانش
در حال دست و پنچه با اون

شروع داستان من اینجاست…
از این دفتر که قراره از امروز زندگی جدیدمو به بقیه نشون بده…
منم…
رسوای عالم
ریزو کوچیک دیگه برام معنا نداره
گذشتمو به فراموشی سپردم
تکراری هم روی گذشتم ندارم
از هیچی نمیترسم
ترس بی معنا شده برام
ولی بقیه

-ازت میخوام این دفعه رو خودت به عهده بگیری.
-چی هست حالا؟
-یکی از افراد خواسته زیر اب بزنه، الانم دررفته.میخوامپیداش کنی.
-و بعدش؟
-محوش کنی.
ابروهام رفت بالا. کمتر مواقعی میشه که ارش بهم همچین درخواستی بده. معمولا وقتی خیلی ماموریت حساس میشه ازم میخواد همکاری کنم ولی…
-باز چیکار کردی؟
-اون مامور پلیس بوده!
چشام گرد شدن .ینی نفوذی داشتیم….ولی من یه پلیسو ؟میگم چرا ازم کمک میخواد گند زده از من میخواد جمعش کنم.
-به من مربوط نمیشه.
-آبیش!
-فکرشم نکن.
-اگه هزینشم بدم چی؟
-هه نکنه میخوای محموله ی دخترا رو بهم بدی؟
-پووووف واقعا خیلی فرصت طلبی. باشه بهت میدمشون ولی نصف …
حرفشو قط کردم:
-نه نهایتش هفتاد سی.
-قبوله.
-خب کی برم دنبالش؟
-هرچی زود تر بهتر.
پوزخندی زدمو از جام بلند شدم.
-تا بعد.آهنگ که تموم شد جلوی ویلام ترمزکردم.یهسالی میشه از بابام

جداشدم.درواقع باید بگم بابام یهپلیسه.ولیمن یه قاچاق چیم.
تحت تقیبم ولی کسی نمیدونه من دختر سرگرد آریا جهان فرد هستم.
وقتی ۲۰ سالم بود با یه پسری آشنا شدم که منو وارد اینکار کرد .
منم دیگه توش غرق شدم راه نجاتی هم ندارم.

عضویت در انجمن نگاه فراموش نشود

http://forum.negahdl.com/login/login

 

ارتباط با نویسنده رمان : http://forum.negahdl.com/members/5540/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/76979/

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۸) دیدگاه برای “دانلود رمان محکومم به اعدام جاوا، اندروید،pdf، ایفون” ثبت شده است.
  • nazli گفت:

    اسم رمان اخرین شعله شمع هست

    [پاسخ به این نظر]

  • neda گفت:

    سلام نگاه جون من چند ماه پیش یه رمان خوندم اگه بشه کمکم کنی اسمشو ببفهمم خیلی ازت ممنون میشم در ضمن سایت خیلی خوبی داربد .
    اون رمان درباره ی یه دختری بود که شدیدا پول لازمش بود که حتی رفت محله ای که کلیه می فروختند که پسر داستان خودش رو وکیل جا زده بود و بعد کلیشو فروخت که بعدا فهمید چند بخیه بوده و کلیشو برنداشتند و این یه بازی بوده با پدررشش آشنا شه باباشم جانباز شیمیایی بود و این دختر یه خواهرناتنی داشت که خواهرش عاشق یه مرد تو پارک شد خواهش می کنم کمکم کنید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۸ ب.ظ:

    سلام متاسفانه من هم نام رمان ها سریع از یادم میره

    [پاسخ به این نظر]

    Shima پاسخ در تاريخ تیر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۶:۲۴ ب.ظ:

    @neda, عزیزم اسم رمان اخرین شعله های شمع بود

    [پاسخ به این نظر]

  • negin گفت:

    عزیزم وقتی پایان بد بود باید میگفتین.من آخرش عصبی شدم

    [پاسخ به این نظر]

  • Kourd74 گفت:

    سلام من یه رمانی خوندم که دوتا خواهر و مادرشون توی خونه پسر عموشون زندگی میکردن که خواهر کوچک تر عاشق پسر عموش میشه دختره دبیرستانی هست و مورد تجاوز قرار میگیره .پسرعمو میفهمه که سرطان خون داره و دوس دخترش که بهش علاقه داره بهش خیانت میکنه میشه اسم این رمانو بگید ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    shilak پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۵ ۳:۴۸ ق.ظ:

    قبلا یه رمان خوندم که خواهر کوچیکتر عاشق پسره میشه و پسره سرطان داره نمیدونم همینی که شما میگی هست یانه ولی اون رمان اسمش بغض غزل بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Bande_khoda گفت:

    سلام عزیزم داستان به این خوبی با قلم خوب اخه چرا پایانشو تلخ تموم کردی حالا دختره نمیمرد چیزی میشد مگه

    [پاسخ به این نظر]