دانلود رمان انقباض زندگی جاوا، اندروید،pdf، ایفون

دانلود رمان انقباض زندگی جاوا، اندروید،pdf، ایفون

دانلود رمان انقباض زندگی

دانلود رمان انقباض زندگی

نوشته نگین حبیبی کاربر انجمن نگاه دانلود

برای نوشتن رمان و دنبال کردن رمانهای بیشتر در انجمن نگاه دانلود عضو شوید

http://forum.negahdl.com

شهادت امیر مومنان علی (ع) را به همه ی دوستداران ایشان تسلیت عرض میکنمدراین شب های پر دعا و نیایش من را فراموش نکنید

التماس دعا

لینک جدید قرار گرفت

خلاصه:
دختری به اسم چکاوک…توی یه خونواده متوسط زندگی میکنه…تا اینکه باباش که حسابدار شرکت لیدل(چرم)بوده به جرم قتل معاون شرکت به زندان میوفته…و این چکاوکه که برای نجات باباش به هر دری میزنه…

مقدمه:
من از نسل لیلی ام…
من از جنس شیرینم…
من دخترم…
با تمام حساسیت های دخترانه ام..
با تلنگری بارانی میشوم…با جمله ای آرام میشوم…با کلمه ای عاشق میشوم…با پُشت کردنی ویران میشوم…به راحتی وابسته میشوم…هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم..هنوز هم برایشان لالایی میخوانم…من دخترم…پُر از راز…هرگز مرا نخواهی شناخت…هرگز سرچشمه اشک هایم را نمی یابی…هرگز مرا نمی فهمی…مگر از نسلم باشی…مگر از جنسم باشی…مگر درکم کنی…پایان خوش

قسمتی از داستان

درو باز کردم:
-چطوری پدر زحمت کش؟
ولو شدم روی مبل که چپ چپ نگاهم کرد و سریع خودمو جمع و جور کردم:
-خب بابا اینجا که کسی نیست…
نچ نچی کرد و کیفشو برداشت:
-بریم؟
چشمامو درشت کردم:
-اینهمه راه اومدم یه شکولات دستم ندادی!
خندید:
-این زبونو از کجا آوردی دختر…
-از سر راه.
چشم غره ای برام رفت و شکلاتی به سمتم پرتاب کرد که تو هوا قاپیدمش:
-تنکس!
بلند شدم و درحالی که شکلاتو توی دهنم مینداختم گفتم:
-کیکو صبح درست کردم فقط بریم یه کادویی بگیریم براش..
باشه ای گفت و رفتیم پارکینگ…داشتیم سوار ال نود نقره ای رنگ بابا میشدیم که صدایی باعث شد سرجامون وایسیم و برگردیم:
-آقای یزدانی!
اهورا بود که کنار کانکس نگهبانی دستشو به سمت بابا دراز کرده بود و اشاره میکرد بیاد طرفش…از رفتارش بدم اومد…مثلا بزرگترشه…بابا لبخندی زد:
-بشین تو ماشین من میام.
چشم غره ای نثار اهورای از خودراضی کردم و نشستم توی ماشین…نت گوشیمو روشن کردمو یکم چت کردم که بابا نشست…نخواستم بحث این پسر زیادی زیادی..اه ولش…نمیخوام ادامش بدم…با لبخند رو به بابا گفتم:
-چی بخریم براش به نظرت؟
درحالی که کمربندشو می بست:
-بازی کامپیوتری؟
-بابا اونو که هر هفته خودم براش میخرم..یه گوشی چطوره؟
اخم کرد:

http://forum.negahdl.com/login/login

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۴) دیدگاه برای “دانلود رمان انقباض زندگی جاوا، اندروید،pdf، ایفون” ثبت شده است.
  • shaghayegh گفت:

    اسم رمان ناگفته هاست

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    سلام نگاه جون من چند بار پیام دادم جواب ندادین میشه لطفا رمان های طولانی هم بذارین عشقی و کلکلی .یه سوال دیگه هم داشتم هنوزم مثل کاربرای نود و هشتیا رمان مینویسند برای سایت نگاه؟

    [پاسخ به این نظر]

  • نونو گفت:

    سلام نگاه جون خوشحالم که سایت نگاه از فیلتر درومد. ….
    رمان یاد تو برای من قلب تو برای من جلد دومش تموم نشده اگه در حال تایپه آدرس بدید برم بخونمش لطفااااااااااا

    [پاسخ به این نظر]

  • sara گفت:

    سلام نمیشه دانلود کرد

    [پاسخ به این نظر]

  • آهو گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی عزیزم. ممنون بابت گذاشتن رمان.
    رمانش بد نیست ولی عالی هم نیست

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۴ ب.ظ:

    سلام…ممنون سلامت باشی…

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam khanoom گفت:

    سلام نگین جان بابت تموم کردن رمانت بهت تبریک میگم حتما قشنگ خواهد بود

    [پاسخ به این نظر]

  • آزیتا گفت:

    متن پیام شماسلام عشقم پیام دادم بگم نگاه جووونم دوستت دارم

    [پاسخ به این نظر]

  • Mah گفت:

    سلام من دنبال یه رمانم ولی اسمشو فراموش کردم … ماجراش این بود که یه دختر مجبور میشه با پسری ازدواج کنه و از ناپدریش فرار کنه بره اردبیل که پسر داستان کچل بود و دختره تو پی یه مدرسه شبانه روزی تو آمریکا درس خونده بود …. کسی اسم رمان رو میده ؟لطف کنید کمک کنید

    [پاسخ به این نظر]

    ماریا پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۵ ب.ظ:

    @Mah,
    ناگفته ها نوشته خانوم بهاره حسنی

    [پاسخ به این نظر]

    Angela پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۳:۵۷ ب.ظ:

    اسم رمانی که دنبالشین ناگفته ها ست

    [پاسخ به این نظر]

    yas612 پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۸ ب.ظ:

    @Mah, ناگفته ها

    [پاسخ به این نظر]