دانلود رمان تلنگر عشق جاوا، اندروید،pdf، ایفون

دانلود رمان تلنگر عشق جاوا، اندروید،pdf، ایفون

lej2_تلنگر

دانلود رمان تلنگر عشق

نام کاربری نویسنده : سمیرا خانوم

ژانر : اجتماعی ، عاطفی ، کل کلی و طنز

خلاصه ی رمان :
درباره ی دختری به اسم سونیا هست که متولد مشهد هستش که دانشگاه تهران قبول میشه و

برای اینکه تو تهران تنها نباشه پدرش اونو میفرسته خونه ی دختر دوستش که اون هم همون

دانشگاه سونیا هست .برادر این دختره هم تو همون دانشگاهه ولی ترم بالاییه و اینکه دختر

دوست باباش رادا و سونیا توی واحد روبه رویی رایان .داداش رادا زندگی میکنن تو تهران و خلاصه

تو این دانشگاه اتفاقاتی پیش میاد که ……قسمت۱
-پاشووووو.پاشووووو.
-اههههههه.مامان ولم کن می خوام بخوابم
-چندبار بگم شبا رمان نخون که حالا بتونی بیدارشی
–مادرمن چه ربطی به رمان داره اخه.من دیشب خوابم نمیومد..
-خیله خــــــوب بــــابــــــا.پاشوپاشوکه می خوایم کم کم راه بیوفتیم

(راه بیوفتیــــم؟؟؟؟!!!مگه میخواستیم کجابریم؟؟/)
-مامان کجا میخوایم بریم؟؟
-بـه ـبـــــه ساعت خواب؟دخترپاشوامروز جمعه ی و ما می خوایم بریم گردش حالاذفهمیدید بانــــــو/؟
-آهـــــــــــان.حــــالایادم اومـــــد.باشه شما برو منم اماده میشم میام.
-باشه فقط سریـــــــع
-چشــــم
(مامان رفت .پاشدم رفتم جلو آیینه دستشویی دستو صورتمو شستم.جلوی میز آرایشم رو صندلی نشستم به خودم نگاه کردم پوستم سبزه و چشم های درشت آبی سبز که بعضی وقتاسبز می بود بعضی وقتا آبی کلا خیلی باحال بود. و بینی قلمی و لبای قلوه ایم که همه ی دوستام حسرت لبامو میخورن .هیکلم هم لاغر و تو پر که هر کسیو جذبش میکرد …با صدای مامان که صدام میزد دست از هیز بازی برداشتمو آماده شدم.یک شلوار جین تیره ا یک مانتوی بالا زانوی کاربنی و یک شال آبی پررنگ و کفش اسپرت ساق دارم که خیییلی دوسش دارمپام کردن و یک رژ صورتی کم رنگگگ بایک ریمل که مژه ی های بلندمو بلندتر نشون میداد زدم و رفتم پایین.)

ارتباط با نویسنده : http://forum.negahdl.com/members/5772/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/78645/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۲۳) دیدگاه برای “دانلود رمان تلنگر عشق جاوا، اندروید،pdf، ایفون” ثبت شده است.
  • مهسا گفت:

    سلام لطفا رمان طنز با پاااایااااان خب بیشتر بزارین جامعه الان ب اندازه کافی ب سمت ناامیدی میرن
    رمان یک نگاهم قشنگ بود اخرشم خوب بود.ممنون.
    همممم لطفا فقط مشخص کنین پایان رمان خوب هست یا نه ک اگ تلخه افرادی مثله من نرند بخونند.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Tina گفت:

    سلام خسته نباشید ممنون از سایت خوبتون ،رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • مری گفت:

    سلام
    فاااااجعه بود
    اولا که برای نوشتن یه رمان کل کل دار باید یه دلیلی برا کل کل توش بگنجونید
    ینی غیر منطقی ترین و لوس ترین انسانم از یه دلیلی حتی مسخره شروع میکنه واسه لج کردن!ولی دختره با رایان هیچ دلیلی برا لج کردنش نبود!
    کسی که این رمانو نوشته اصن تا حالا دانشگاه رفته و برخورد مردم رو توی دانشگاه دیده؟

    [پاسخ به این نظر]

    سمیراخانوم پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۵ ۸:۳۶ ب.ظ:

    @مری,
    اسمش رمانه …نه واقعیت ..اینم مث رمانای دیگه

    [پاسخ به این نظر]

  • beesaaye گفت:

    ممنون از نویسنده رمانش بد نبود فقط خیلی بچه گانه بود و البته خیلی تکراری و تحریر رمان هم اصلاً خوب نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • مهتاب گفت:

    سلام
    چرا دیگه نمینویسید که پایان رمان خوش هست یا تلخ ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • *mahdis* گفت:

    سلام
    بابت سایت بسیار خوبتون ممنون ولی چرا اخیرا نظر و کامنت برای رمان ها برداشته شده؟

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahsa گفت:

    سلام چرا لینکش اینجوریه؟اصلا نمیشه دان کرد….

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۹:۴۷ ب.ظ:

    سلام …مشکل سرور بود که درست شد

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام چرا نسخه apk مشکل داره؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۹:۴۴ ب.ظ:

    سلام چه مشکلی داره

    [پاسخ به این نظر]

  • Z h گفت:

    سلام رمان بدی نبود..من میخواستم اسم یه رمان و بدونم خواهش میکنم اگه کسی میدونه بهم بگه..اسم دختررو یادم نمیاد ولی دختره خیلی زبون دراز بود..باباش معتاد بود بخاطر همین میفروشتش و میفته دست یه زن و شوهر خلافکار بعد یه جوری خدمتکار خونه ی یه مرده به نام آراد میشه بابا مرده خلافکار بوده و آخرش معلوم میشه پسره با پلیس همکاری میکنه..لطفا اگه اسمشو میدونید بگید ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۱ ب.ظ:

    http://forum.negahdl.com/threads/12908/

    [پاسخ به این نظر]

    زهرا پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۸ ق.ظ:

    @Z h, حصار تنهایی من

    [پاسخ به این نظر]

    pari پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۵:۲۶ ب.ظ:

    اسم رمان حصار تنهایی من هست

    [پاسخ به این نظر]

  • Z h گفت:

    سلام رمان بدی نبود..من میخواستم اسم یه رمان و بدونم خواهش میکنم اگه کسی میدونه بهم بگه..اسم دختررو یادم نمیاد ولی دختره خیلی زبون دراز بود..باباش معتاد بود بخاطر همین میفروشتش و میفته دست یه زن و شوهر خلافکار بعد یه جوری خدمتکار خونه ی یه مرده به نام آراد میشه بابا مرده خلافکار بوده و آخرش معلوم میشه پسره با پلیس همکاری میکنه..لطفا اگه اسمشو میدونید باید خیلی ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۱ ب.ظ:

    http://forum.negahdl.com/threads/12908/

    [پاسخ به این نظر]

    Fati پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۱:۵۲ ق.ظ:

    اسم رمانِ حصار تنهایی من بود

    [پاسخ به این نظر]

    pari پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۵:۲۸ ب.ظ:

    @Z h</ اسم رمان حصار تنهایی من هست

    [پاسخ به این نظر]

    مبینا پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۳:۲۹ ب.ظ:

    سلام اسم رمان جدیدتون چیه

    [پاسخ به این نظر]

  • ساقی گفت:

    بالاخره رمان جدید گذاشتییین . ممنوونم 🙂

    [پاسخ به این نظر]


  • web statistics