دانلود رمان فرار از جهنم جاوا، اندروید،pdf،ایفون | نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

      دانلود رمان فرار از جهنم جاوا، اندروید،pdf،ایفون

      نویسنده : نگاه
      ۵ بهمن ۱۳۹۴
      بازدید : 9,018

      دانلود رمان فرار از جهنم جاوا، اندروید،pdf،ایفون

      دانلود رمان فرار از جهنم

      دانلود رمان فرار از جهنم

      نوشته مژگان.س کاربر نودهشتیا

      خلاصه رمان
      یکبار برای همیشه باید از این توفیق اجباری فرار میکرد…شاید اگر تنها نبود اگر آواره غربت نبود اگر پشتش به حمایتهای نیما گرم نبود هیچ وقت زندگی تو اون جهنم تلخو تحمل نمیکرد.
      آوینا تنها که شد مجبور شد
      در به در دنبال یه راه فرار گشت اما جز یه فرصت طلایی تو زندگیش رقم نخورد.
      اون فرصت بله گفتن به مرد زخم خورده و عاشقی بود که بعد از سالها دوری به جهنمی برگشت که آوینا منتظر فرار از اون بود.
      بله گفتن به سامانِ سرد و تلخ راه فرار نبود که هیچ بلکه کلید تلخیای زیادی رو زد…پایان خوش

      قسمتی از داستان
      نگاهش کردم… مهربون بود بی مرز.
      بی شک مهربونیاشو از آفرین جون وام گرفته بود اونم مثل نوه بینظیرش صبور بود و خواستنی…
      سرمو روی شونه هاش گذاشتم تا دل گرم بشم از هجوم حمایتهای بی دریغش.
      شاید اگر این موجود خارق العاده کنارم نبود یک روزم هوای نفس گیر قصرو تحمل نمیکردم.
      -دلم از الان برای آفرین جون تنگ شد.
      -شش ماه بسش نبود آویزون پیر زن شدی حالا چی بگم خلبان دور بزنه؟
      تک خنده ام میون صدای مهمان دار گم شد… پارازیت که نمینداخت یه کمی حال و هوام با مزه پرونیای نیما عوض
      میشد
      مسافرین محترم لطفا کمربندهای خود را بسته و صندلی خود را به حالت عمودی برگردانید.
      -حیف شد رسیدیم.
      نشنیده گرفت حرفمو تو صندلیش کاملا چرخید و قبل از حرکت من دست برد و کمربند با کمی چاشنی اخم و لودگی
      بست.
      -همینه دیگه تا یکی بالا سرت باشه دم به ثانیه کارای شخصیتو انجام بده جمع که نمیکنی خودتو … بذار پام برسه خونه
      پشت گوشتم دیدی منم دیدی.
      تو دلم کنار مهربونیاش پره امینت بود وهمین وابستگیه عمیق نمیذاشت به یه روز نبودش فکر کنه.همینکه از حس
      متقابل خبر داشتم دلم قرص میشد همیشه هست.
      -باتوام … معلوم هس تو کدوم هپروتی؟ کمک نفستو بردار الان که هواپیما ارتفاعشو کم کنه به هپ هپ میخوری.

      Google plus
      قسمت دانلود
      این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم:
      توضیحات

      در صورتی که این رمان را دوست داشتیداز گزینه توصيه کنيد استفاده کرده تا به ديگر دوستان در انتخاب رمان کمک کنيد.

      دانلود jbook

      دانلود arabicreader

      دانلود adobe reader اندروید

      دانلود winrarکامپیوتر

      دانلود winrarاندروید

      - فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا, فايل apk براي موبايل و تبلتهايي با سيستم عامل اندرويد, فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل ايفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد

      - باز شدن epub در اندرویددرصورتي که برنامه ي moon reader يا jbook درگوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد

      - فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در ان نصب شده باشد

      - نکته ي اخر وقتي کنار فايل نوشته شده زيپ zip يعني بايد فايل استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara درکامپيوتر استخراج صورت ميگيرد
       
      این پست 11 ماه پیش توسط نگاه ارسال شده:
      نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com
      QR code
      دیدگاه کاربران
        زینب در شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۵ گفته :

        چرا ژانرش مشخص نیست؟؟!

        [پاسخ به این نظر]

        مژگان.س در پنج شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام دوستان محترم… من نویسنده رمان فرار از جهنم هستم و واجب دونستم این دفاعیه رو نسبت به نقدهای دوستانی که لطف کردن و وقت گذاشتن بنویسم.
        اول اینکه من سعی کردم از همون ابتدای رمان وابستگی شدید اوین رو به نیما توضیح بدم و اینکه چند بار اشاره هم کردم کاش برای من میموند واگر ازش فاصله میگیره یا با ازدواج با سامان گرفت برای همین دوست داشتن زیاده و چون میدونه نیما هم اونقدر دوستش داره تا بخاطرش جلوی خانواده اش بیاسته پس ازش فاصله میگیره تا بیشتر از این درگیر مشکلاتش نشه و اینکه بعضی جاها دلش برای سامان لرزیده نمیشه صرفا بذاریم پای احساسات ضد و نقیض چون سامان هم میتونست به عنوان یه جوون احساسات اوین رو درگیره خودش بکنه اما دیدیم که هیچوقت اوین عاشق سامان نشد چون دلبسته نیما بود. واینکه نیما اگر عاشق بود چرا گذاشت اوین به زندگیش لطمه بزنه چون به بعد از اصرارهای زیادش به اوین وقتی دید او تصمیشو گرفته بهش احترام گذاشت غافل از اینکه هر دو با این اشتباه به زندگیشون لطمه زدند. از نظر منکه نیما بیشتر از سامان حق زندگی و خوشبخت شدن با اوینو داشت چون عشقشون دو طرفه بود.
        واینکه اگر همه روند داستان صرفا یه خط ممتد بدون چالش باشه از نظر من هیچ لطفی نداره. وگاهی بدک نیست با افکار و سلیقه های مختلف تضادهای داشته باشه تا ذهن خواننده رو بخودش معطوف کنه.
        در ضمن بابت غلط های املایی ازتون عذر خواهی میکنم به علت کوتاه بودن فرصت دانلود بعد از تایپ این ایرادات موند.
        ممنونم

        [پاسخ به این نظر]

        نگین در یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        احساسات دختر داستان واقعا متناقض بود…یه جا از سامان خوشش میومد و دلش یه جوری میشد…یه جا میگف نیما برام حامیه…بد یه دفعه اخر داستان معلوم شد عاشق یکی دیگس….نویسنده قلمش خوب بود به شرط اینکه یکم بیشتر روش کار میکرد…ولی بنظرم عجیبه اینهمه امتیاز برای این رمان!!!!!

        [پاسخ به این نظر]

        نگین در شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        نصف داستانو خوندن مامان نیما و کاترین ۴ بار اسمش عوض شده
        مهین-رویا-آذین-پروین
        خدا به داد بقیه اش برسه

        [پاسخ به این نظر]

        ونوس در شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        اصلا خوشم نیومد خ بد بود واقعااین غلطای املایی چیه؟ لامصب نه لامسب.ذره ،اعصبانی دگ چیه عصبانی تکیه گاه نه تیکه گاه

        [پاسخ به این نظر]

        مریم در جمعه ۰۹ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام چراچند روزه که رمانها به صورت فایل زیپی دانلود میشه و قابل خواندن نیستن ؟؟؟؟؟؟؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۰۶ ب.ظ:

        سلام…کدوم فرمت؟

        [پاسخ به این نظر]

        نرگس در جمعه ۰۹ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        به نظرم همچینم خوب نبود

        [پاسخ به این نظر]

        ماندانا در پنج شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        با عرض سلام، ممنون بابت سایت خوبتون. من با توجه به تعداد توصیه ها که زیاد بود کتاب رو خوندم ولی به نظرم ارزش حتی یکبار خوندن رو نداشت. به چند علت مثلا بسیار ضدونقیض داشت داستان و حتی تو به کار بردن اسامی مثل اسم مادر نیما که هر دفعه یه چیز بود و البته غلط املایی های زیادش. پایان داستان که اصلا خوب نبود به نظر من که البته این موضوع کاملا شخصیه. ولی قلم نویسنده خوب بود، به امید کارای بهتر از نوسنده عزیز.

        [پاسخ به این نظر]

        ثمين در پنج شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام. خسته نباشید. راستش از نظر من رمان ضعیفی بود. سیر داستان اصلا روند منطقی نداشت. در حالتی که می تونست خیلی جذاب تر و گیرا تر باشه. ببینید مثلا در وهله اول خیلی مشکلات تو زندگی هر کسی هست که نیش و کنایه شنیدن از خانه ای که شخصیت اصلی توش زندگی می کنه مشکلی نباشه که بخواد به خاطرش دست به ازدواج با کسی بزنه که ازش متنفره. ولی اگر از این بخش بگذریم، واقعا بعضی قسمت ها گنگ و بی مفهوم بود. از نظر من اوین نمی تونست عاشق نیما باشه! قبل از ازدواج با سامان از رابطه دوستانه اش با نیما خیلی خوشحال بود و اجازه نمی داد که روابطشون از حد دوستانه خارج شه. و خیلی عادی باهاش در رابطه با دخترای دیگه ای که تو زندگیش بودن صحبت می کرد و از این قبیل نکاتی که تو گوشه گوشه داستان به چشم می خورد. خود اوین بارها تو جریان داستان از لفظ دلم لرزید برای سامان استفاده کرد! و اون موقعیتام موقعیت ترسناکی نبودن که اونا رو بخوایم به پای ترس و استرس تعبیر کنیم. یا بعد از ازدواج از یه حس خاص بارها راجع بهش صحبت کرد. شخصیت داستان حتی با خودشم صادق نبود. و به نظرم نیما هم عاشق اوین نبود. چون حتی خودشو به اوین مطرح نکرد. چه طور عشقیه که اجازه داد اوین بدون دونستن این موضوع زندگی خودشو تباه کنه و خیلی راحت با این موضوع کنار اومد و به حرفای سامان بسنده کرد. منظورم این نیست که مثل سامان قلدر بازی در بیاره و حرف زور بزنه کاملا برعکس، تو وادی عشق احترام حرف اول رو می زنه اما واقعا هیچ تلاشی از جانب نیما ندیدم که نشانه یک ادم عاشق نیست. تا اون حدی که یک دفعه احساساتش ته داستان باد کرد. حتی از نظرم از لحاظ برادری هم کمتر اوین رو دوست داشت. سامان هم خیلی ضعیف شخصیت پردازی شده بود. متاسفانه اکثر ما ها دیدگاه نادرستی از عشق داریم. عشق مفهومی والا تر از لمس فیزیکی و احساس تعلقه. عشق احترامه، درک احساسات طرفین، حمایت بی دریغ، اینکه تمام تلاشتو بکنی تا اسیبی به طرف مقابلت نرسه. عشق حس اعتماد و ارامشه. عشق این نیست که بگی مال منی. عشق این نیست بخوای با تحکم و زورگویی حرفت رو به کرسی بشونی خیلی ها میگن عشق خودخواهی میاره ولی از نظر من تو دنیای عشق خودخواهی معنایی نداره. همش میشه تلاش برای باز کردن لب های دیگری به لبخند. من خودم تجربه ای تو این زمینه نداشتم اما خوب کمی به این مفاهیم رسیدم. ولی با این وجود شخصیت سامان برام ملموس تر بود چون حداقل در اخر به اوین و خواسته اش احترام گذاشت. ولی ارتباطی با شخصیت نیما برقرار نکردم. و به نظرم صفحات اخر رمان خیلی ناگهانی تغییر مسیر داد و کاملا مشخص بود از قبل طرح ریزی و پردازش نشده. من واقعا برام گنگ بود! ببینید من مخالف پایان هایی تلخ یا بر خلاف انتظار خواننده نیستم. اما به نظرم باید قدری منطقی تر باشه و ملموس تر. مثلا سریال how i met your mother رو مثال می زنم چون الان گزینه دیگه ای تو ذهنم نیست. همه انتظار داشتن که زوج تو داستان با هم بمونن، یا اقلا بعد از جداییشون به هم برگردن. اما واقعا پایان داستان یک شوک بزرگ بود که دختر داستان رفت با قهرمان داستان. و خب خیلی ها اعتراض کردن از جمله خود من. اما بعد از مدتی ان قدر لطافت این پایان برام مشهود شد که حتی وقتی گفتن می خوان یک پایان دوم هم براش بسازن من زیاد اعتنا نکردم. چون منطقی بود و لطیف. و شوکی که به بیننده ها دست داد نه به خاطر غیر منتظره بودن این امر بود بلکه به خاطر این بود که همه فکر می کردن شیمی رابطه ی بارنی و رابین فوق العادس. ولی خوب این پایان هم به نظرم درسی به ما داد. اما متاسفانه شوکم برای این رمان مثل اون نبود.فقط می تونم بگم خیلی سریع اتفاق افتاد که باورم نمیشه! در ضمن سرانجام بقیه شخصیت ها مشخص نشده بود. انگار نویسنده عزیز قصد داشتن داستان زودتر به اتمام برسه. درسته که قهرمان داستان اوین بود ولی باید را رابطه با بقیه هم یک اشاره ای می شد.
        حالا جدا از اینا رمان غلط املایی زیاد داشت. و لحن هم مشخص نبود از سوم شخص می پرید اول شخص و مشکلاتی از این قبیل.
        ولی با این وجود من ارزوی موفقیت دارم برای نویسنده عزیز. به امید کارهای بهتر :))

        [پاسخ به این نظر]

        تنها در چهارشنبه ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        نگاه جون بازم دان نمیشه پی دی اف

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۵:۳۷ ب.ظ:

        مشکل سرور بود حل شد

        [پاسخ به این نظر]

        Aleksandra در چهارشنبه ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        ممنون
        لطفا اگه میشه رمان ( گناهکار طرد شده ) رو هم بذارین

        [پاسخ به این نظر]

        سارا در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام رمان دانلود میشه اما فایلش قابل خواندن نیست، چرا؟ممنون میشم رسیدگی کنید

        [پاسخ به این نظر]

        REZA پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۶ ب.ظ:

        سلام
        مشکلی نیست در فایل

        [پاسخ به این نظر]

        یلدا در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جان شما میدونی اسمه رمانیو که دختره ی وکیلهبخاط مشکله مالی مجبور میشه با ی ادم پولدار ازدواج کنه دختره دوتا داداشم داشته بعدا متوجه میشه بچه واقعی خانوادشم نیسو..؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگین پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۴ ب.ظ:

        @یلدا,
        اسم رمانش….مستی برای شراب گران قیمت هستش

        [پاسخ به این نظر]

        نازنین در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        چرا دانلود نمیشه؟؟؟؟؟؟؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۹ ب.ظ:

        لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        ارنیکا در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        چرااا دانلود نمیشه؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۹ ب.ظ:

        لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        Hadis در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        Salam man nemitonam in Romano don konam. Error mide

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۹ ب.ظ:

        سلام..لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        ترانه در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون خرابه لینک ها نمیشه دانلود کرد.

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۸ ب.ظ:

        سلام..لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        Sanam در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        چرا pdf دانلود نمیشه؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۸ ب.ظ:

        لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        ❤★پانیذ★❤ در سه شنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون . خسته نباشی……چرا دان نمیشه؟؟؟؟.

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۸ ب.ظ:

        سلام..ممنون..لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        ..... در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام ببخشید میشه چک کنید فایل ها رو برای دانلود؟؟؟چون که اصلا دانلود کردن ممکن نیست

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۸ ب.ظ:

        سلام..لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        zohreh در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        نگاه جون میشه لینک پی دی افو چک کنی همش ارور میده☺✌

        [پاسخ به این نظر]

        Bande khoda در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        ببخشید واسه من pdf دانلود نمیشه

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۹ ب.ظ:

        لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        باران در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام رمان بدی نبود

        من تعریف رمان عقیقو شنیدم میشه اونم بزارید؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۹ ب.ظ:

        سلام..گذاشتم

        [پاسخ به این نظر]

        فریماه در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام چرا apk دانلود نمیشه؟

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۰ ب.ظ:

        لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        . در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        لینک های دانلود اشکال دارن لطفا اصلاح کنید

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۰ ب.ظ:

        لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

        Nazanin در دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون
        چند روزه من اصلا نمیتونم رمانا رو دانلود کنم نمیدونم چرا نمیشه لطفا راهنمایى کنین

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۰ ب.ظ:

        سلام..لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

        [پاسخ به این نظر]

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد