• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان همش یک حادثه بود

دانلود رمان همش یک حادثه بود جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان همش یک حادثه بود

دانلود رمان همش یک حادثه بود

نوشته monika کاربر نگاه دانلود

خلاصه : داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…پایان خوش

قسمتی از داستان

سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده .درست ۵سال پیش بود که زندگیم نابود شد .فکرم میره سمت اون روز کزایی
(مهسا)-علیرضا جان زود بیا که ظهر خونه مامانت اینا باید بریم هاا برای روز مادر .
-چشم خانومم ..کارم تموم شه تا ۱ خودمو میرسونم .
مهسا)-پس مواظب خودت باش ..فعلااقا..
_توهم همینطور عزیزم ..فعلا.
به سمت محل کارم راه افتادم .مهندس برق بودم و این پروژه جدیدی که داشتم مال دوتا برج بود قرار بود نقشه کشی برقشون بامن باشه .بعد ۴۵مین بالاخره رسیدم سر ساختمون
_سلام اقای مهندس
_سلام مش رمضون خوبی ؟
_ممنون خداروشکر.بااجازه من برم بالا
_برو پسرم
به سمت پله ها رفتم وشروع کردم به کار نزدیک ساعت ۱۲ بود ک گوشیم زنگ زد مهسا بود
_سلام خانوم جونم
_سلام اقا کجایی ؟
_یه نیم ساعت دیگ کارم تموم میشه راه میوفتم
_اوه نیم ساعت دیگ تازه راه میوفتی ؟دیر میشه خوب
_نه عزیزم تا ۱:۳۰میرسونم خودمو ..من برم سرکارم خانومم؟
_بروعزیز فقط مواظب خودت باش فعلا..
_فعلا عزیزم
تماس که قطع شد به کارم برگشتم .کارگرا کم کم داشتن میرفتن و فقط من دوتا کارگر افقانی بودیم باید میرفتم طبقه ۶ام تاسیستم هاشونو برسی کنم به سمت بالا رفتم و رفتم رو تراس ساختمون ارتفاعش تقریبا ۷متر بود من کمر بند ایمنی نداشتم ینی چون کارگرا رفته بودن همه چیو جمع کرده بودن به نگاهم به پایین افتاد ویک لحظه اون دوتا کارگرو هم دیدم که دارن وسایلاشونو جمع میکنن برن با احساس سرگیجه رومو برگردوندم .داشتم سیم کشی هارو نگاه میکردم پامو جابه جا کردم رویه ایرانیت کنارم گذاشتم که یهو زیر پام لغزیدو گرانیت شکست و پرت شدم پایین و دیگ هیچی نفمیدم..

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۳) دیدگاه برای “دانلود رمان همش یک حادثه بود” ثبت شده است.
  • سرمه گفت:

    سلام ممنون از سایت خوبتون
    رمان خوب و اموزنده ای بود.خوشم اومد

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    خواهش میکنم از دوستان در قسمت نظرات تنها درمورد کتاب نوشته شده نظر بدن اگه مشکلی هست درمورد عدم دانلود یا پیدا کردن رمان مورد نظر نگاه جون قسمتی برای صحبت با شما عزیزان گذاشته ممنون میشم قانون اینجا رو رعایت کنید.بگذارید نویسنده با نقد درست وبجاتون نسبت به خوب یا بد بودن رمانش آگاهی پیدا کنه.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    فدات رهامین جان از خماری درم اوردی مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahya گفت:

    سلام و خسته نباشید ب نگاه عزیز و نویسنده محترم.
    اول میخواستم ازتون بابت زحمات تشکر کنم .ممنون ب خاط سایت عالى ک دارین.
    و اما حرفم با نویسنده:دوست گلم داستان عالى در نظر گرفته بودین اما ی مشکل خیلى بزرگ داشت.همون طور ک براى ی رمان عالى داستان خوب داشتن مهمه قلمى ک نویسنده داره هم مهمه.یه داستان عالى بتنهایی کافى نیست.همه چیز کلیات نیست شما طورى نوشته بودین انگار ک ی درس رو دارین خلاصه میکنین و جزئیات براتون اصلا مهم نیست.اینکه حرفهایی ک شخصیت پسر زده براى دختر هم کپى کنین مهم نیست اصلا ضرورى نیست همونا رو از زبان دختر هم بیان کنین مهم این بود ک ب رمانتون جزئیات بدین!روح بدین!من وقتى رمان رو میخوندم هیچ حسى بهم القا نمیشد و ب نظرم همش یه ریتم داشت!تنها چیزى ک وادارم کرد تا اخر ادامش بدم داستانت بود ک بنظرم قوى بود.من حتى نفهمیدم چطورى شد این دو نفر عاشق هم شدن!اصلا چى شد پدر دختره مرد!خیلى راحت شخصیت هاتو حذف و اضافه کردى!ادمها تو زندگى هاى واقعیشون اینطورى نیستن دوستم!ب یه نفر(مثل قسمت مرصاد)اینطورى راحت اعتماد نمیکنن!در ضمن خیلى معلوم بود ک نویسنده شخصیت ها یه نفره و ی نفر داره ب جاى همه فکر میکنه!وقتى دارى رمان مینویسى باید. بتونى در ان واحد مثل چند تا شخص متفاوت فکر کنى و حرف بزنى!بازم ممنون ازت امیدوارم کارهاى بعدیت بهتر و بهتر باشن.

    [پاسخ به این نظر]

  • zohreh گفت:

    سلام.ممنون از سایت بی نظی‌رتون.
    سمانه جون اسم رمانی ک ‌خواستید در چشمان من طلوع کن هست

    [پاسخ به این نظر]

  • رهامین گفت:

    مهسا جون اسم رمان ‘اشکهایم دریا شد’

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    خیلی خوشم اومد به نظرم واقعا عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • سمانه گفت:

    سلام اول خیلی ممنون از سایت خوبتون من واسه اسم یه رمان راهنمایی میخوام داستانش این بود که یه خانم با بچهش از کرمان سوار اتوبوس میشه تو کیفش بغل دستی مواد میذاره و بیگناه میره زندان طلاقش میدن تو راه درمانگاه با مامور دزدیده میشه و اتفاقات دیگر

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم2 گفت:

    سلام چرا زمان فرار از جهنم رو نمیتونم دانلود کنم پیام کرده اتصال شما خصوصی نیست ممکن است مهاجمان سعی در سرقت اطلاعات شما رو داشته باشند

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۹ ب.ظ:

    لینک جدید گذاشتم دوباره چک کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • ل ی ل ا گفت:

    سلام عزیزم بدجوربه سایتتون عادت داریم مرسی از زحمات شما و نویسنده های عزیز موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    با سلام و خسته نباشید از سایت عالیتون – دو تا رمان جدیدتون دانلود نمیشه لطفاً لینک دانلودشونو درست کنید با تشکر

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۶ ق.ظ:

    سلام
    مشکل سرور بود حل شد در حال ریستور هستیم

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    با سلام
    متاسفانه من نمیتونم هیچی دانلود کنم
    همیشه از سایتتون کتاب دانلود میکردم ام الان دانلود نمیشه
    ارور میده !!!!

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۶ ق.ظ:

    سلام
    مشکل سرور بود حل شد در حال ریستور هستیم

    [پاسخ به این نظر]

  • nafas7508 گفت:

    لینک apk چک بشه . ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۱ ق.ظ:

    مشکل از سرور بود که باانتقال به سرور جدید حل شد

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    Apk dota roman akhary moshkel darwn

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۱ ق.ظ:

    مشکل از سرور بود که باانتقال به سرور جدید حل شد

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    سلام و خسته نباشید به نگاه جون عزیز
    یه راهنمایی از دوستان میخواستم اسم یک رمان که داستانش به این صورت بود:
    دو خواهر با مادرشون زندگی میکردند پدرشون فوت کرده بود ، دوست پدرش برای دختره کار پیدا میکنه بعد میفهمه قصد داره با مادرشون ازدواج کنه مرده هم دوتا پسر داره میرن اونجا زندگی میکنن در نهایت دخترا با پسرا ازدواج میکننو….

    [پاسخ به این نظر]

  • sna گفت:

    سلام میشه رمان شب سراب جلد دوم بامداد خمار رو هم بذارید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۳ ق.ظ:

    سلام..رمان چاپی گذاشته نمیشه

    [پاسخ به این نظر]