دانلود رمان بخار سرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان بخار سرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان بخار سرد

دانلود رمان بخار سرد

نوشته neghabdare makhfi کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه – پلیسی – کل کل – اجتماعی و بر اساس زندگی واقعی .

خلاصه ی رمان :

روایتی از زندگی واقعی دو دختر .. دو دوست به نام های غزاله و عاطفه که ناخواسته و یا
از روی سادگی وارد اقیانوس میشوند … اقیانوسی از جنس ترس .. از جنس مشکلات و سختی ها ..
عاطفه در پی انتقام جویی میرود و غزاله ای که ناجی خود را همراه با ترس میابد …
دو دوست که از شیطنت چیزی کم ندارند و آیا از این اقیانوس سالم بیرون میایند ؟؟
روایتی عاشقانه همراه با شیطنت ها و کل کل های دخترونه .. پلیسی و گاهی تلخ و شاید شما بتونین
تمام حس ها رو در این داستان تجربه کنید … داستانی متفاوت از عشقی متفاوت و جاودانه … پایان خوش

قسمتی از رمان :
با پشت دستم اشکام رو پاک کردم تو یه لحظه بلند شدم و دوییدم .نمیدونستم کجا فقط دوییدم .
نفسم که تنگ شد ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم . کسی نبود .
بین درخت ها نشستم .از این تنهایی دلم ریخت… خودم رو عقب کشیدم و به تنه ی درخت تکیه دادم .
پاهام رو تو شکمم جمع کردم . از ترس دست هام میلرزید . سرم رو روی زانوم گذاشتم و بغضم رو خوردم .
فکرم رفت سمت حرف های بهرام … هنوز باورم نمیشد چی شنیدم .
همیشه آرزوی شنیدن این حرف ها رو داشتم . همیشه توهمم این روز بود ولی …
جانم بود گره ی ابروهای مرد …
میدونستم اذیت میشه میدونستم یه روز خسته میشه … اصلا بهرام از کجا پیداش شد .
با حس فرو رفتن تو آغوش کسی چشمام رو باز کردم . از این آغوش نمیترسیدم …
خودم رو بیشتر تو آغوش عاطفه فشردم و هق زدم . بغضم رو شکستم .
دست های عاطفه کمرم رو نوازش میکرد …
-آروم باش عزیزم. تموم شد … غلط کردم تنهات گذاشتم آروم باش حالت بد میشه .
-چرا رفتی ؟ چرا بهرام اومد ؟ چرا الان باید حرف بزنه ؟
عاطفه کمکم کرد تا بلند شم …
-پاشو غزاله جان پاشو بریم .
تا خونه حرفی نزدیم .مثل عروسکی بودم که هر طرف کشیده میشه …
روی تخت دراز کشیدم ، عاطفه کنارم روی تخت نشست :
-نمیخوای حرف بزنی ؟
دست عاطفه رو گرفتم …
-دوسش دارم .
-میدونم .
-نمیخوام اذیت شه … نمیخوام خسته شه .
-میدونم .
-نمیتونم اعتماد کنم . اگه ولم کنه بره چی ؟
عاطفه موهام رو از صورتم کنار زد و پتو رو روم کشید :
-الان فقط بخواب بعدا دربارش فکر کن .
قبل از این که بره دستش رو گرفتم .
-چی کار کنم ؟
-به نظر پسر خوبی بود . گاهی وقتا باید ریسک کرد .
به رفتن عاطفه نگاه کردم . کلافه بودم …آخه چرا یه دفعه ؟؟؟؟

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۴) دیدگاه برای “دانلود رمان بخار سرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • ریحانه گفت:

    خدایی بیخود بود.برا نوجوانان و عبرت و…… نوشته شده بود.دختره هر روز با پسر لات محل تا در خونشون راه میومد و مادرش هم خبر داشت !!!!!ولی چون سر کار می رفت به دوست دختره سپرده بود حواست به دختر من باشه!!!!!!
    حوصله ام سر رفت.

    [پاسخ به این نظر]

    negabdare makhfi پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۳ ب.ظ:

    عزیزم این رمان بر اساس زندگی واقعی نوشته شده و متاسفانه همون جور که شما گفتی مادر شخصیت غزاله کاملا بی خیال بودن در این موارد و شما راست میگین این اصلا خوب نیست …

    [پاسخ به این نظر]

  • sahar گفت:

    واقعا حرف داشتتتتتتتت خیلی خوشم اومد مثه بعضی از رماناچرت نبود

    [پاسخ به این نظر]

    negabdare makhfi پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۴ ب.ظ:

    خیلی ممنون از نظرت عزیزم .

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    سلام.فرمتapkش ناقصه.ازقسمت بیست وپنج یهو میره قسمت سی و شش.البته بگم از نظر من جالب نبود ومن حوصله خوندن نداشتم .همینطوری میزدم قسمت بعدی که دیدم این مشکل را داره

    [پاسخ به این نظر]

  • مهرناز گفت:

    سلام اگ توتلگرام کانال دارین لینکشومیذارین؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۳ ق.ظ:

    سلام تو قسمت دانلود لینکشو گذاشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    خوب بود. مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    خواهش میکنم مهربون

    [پاسخ به این نظر]

  • طن طن گفت:

    عااااااالللللللللللییییی

    [پاسخ به این نظر]

  • sara گفت:

    میشه لینک کا نال بدید

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۴۱ ق.ظ:

    سلام
    در تمام قسمت های اول گزینه اوله

    [پاسخ به این نظر]

  • مريم گفت:

    با سلام ببخشید یه پیشنهاد واسه کانال نگاه داشتم میشه رمان های که میزارید حداقل ژانر رمان رو هم بنویسد ممنون میشم از شما

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیحه گفت:

    سلام من رمان بخار سرد را خواندم قشنگ بود مخصوصا که عشق واقعی را توضیح می‌داد مرسی از نویسنده خوبش که زحمت نوشتن این رمان واقعی را کشیده

    [پاسخ به این نظر]

  • سیما گفت:

    با سلام وخسته نباشید خدمت شما نگاه جان
    و تشکر بابت سایت عالی تون
    رمان راز یک سناریو محشره و فکر میکنم نسبت به رمانهای دیگه دارای امتیاز پایینیه که این واقعا نسبت به اینچنین رمانی کمال بی انصافیه.از شما درخواست داشتم که دوباره رمان رو تکرار کنید اگه بشه واقعا عالیه چون اکثر مخاطبای سایت که خودم یکی از اونها هستم صفحه های جدید رو چک میکنیم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    سلام..ممنون…سلامت باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    نگاه و رضای عزیز سلام
    این نظر را تو سایت نودوهشتیا نوشتم ولی نظرم را نگذاشتند .دلم میخواست حرفم را به یکی بگم بنابراین اینجا مینویسم

    ” سلام . یه خواهش دارم تمام رمان های سایتتون را پولی کنید تا خیال من و شما و بقیه راحت بشه.
    ما شدیم موش آزمایشگاهی ، رمان میخونیم و هروقت احساس شد این رمان خوبه ، فوری رمان را بر می دارید و فروشی می کنید.
    دلم میخواست تعداد دانلود رمان های فروشی را می دیدم تا ببینم طرح فروش رمان موفقیت آمیز بوده؟؟ ”

    ممنون از سایت نگاه

    [پاسخ به این نظر]

  • MaHtAb گفت:

    سلام مرسی از سایت خوبتون
    یه انتقاد:خیلی بهتر میشه ک توی کانال تلگرامتون رمانایی رو معرفی کنین ک امتیازای بالایی دارن ولی تو لیست رمانای توصیه شده نیستن مثلا رمان فریاد زیر آب واقعاااااا رمان قشنگیه و فک کنم امتیاز بالایی هم داره اما تو لیست رمانای توصیه شده نیست ممنون میشم از این ب بعد رمانای با امتیاز بالا رو معرفی کنید تو کانالتون ممنون
    ولی سایتتون خیلییییییی عالیه ممنون از زحماتتون

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۹ ق.ظ:

    سلام
    حتما نظر بسیار خوبی هست

    [پاسخ به این نظر]

  • خانم دکترشونم گفت:

    سلااااااااام تا اینجا که خوندم فوق العادس مغسی از نویسنده ی خوبش

    [پاسخ به این نظر]

    negabdare makhfi پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۳ ب.ظ:

    شما لطف داری عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا...74 گفت:

    سلام نگاه جان ممنون بابت سایت خوبت…
    یه خواهش میشه رمان دختر ارباب..زمین به شکل احقانه گرد است…کوچ..تو اینجایی..وقتی پدرم عاشق شد…خشت وایینه…ممنون میشم اینا رو بزاری خانومی.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    سلام..ممنون اینا پولین ونویسنده ها اجازه ندادند

    [پاسخ به این نظر]

  • MAHSA گفت:

    سلام نگاه جان عزیز ببخشیدمن دنبال اسم رمانی میگردم که دختره و خانواده اش زندگی میکنه اقای ربیعی براش اودانشگاه کارپیدامیکنه میره دانشگاه برای تدریس وبرای معرفی خودش به دانشجویان ازاقای دانشورکمک میگیره

    [پاسخ به این نظر]


  • <