دانلود رمان ماه و مهتاب جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان ماه و مهتاب جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان ماه و مهتاب

دانلود رمان ماه و مهتاب

نوشته پریسا قاسمی

 

دانلود رمان ماه و مهتاب

سلام دوستان گل این رمان برام ارسال شده و نخوندم اگر موردی داشت اطلاع دهید

هرکس هم خواند خلاصه بگذارد

باتشکر ار رز عزیز بابت خلاصه

خلاصه ای که نگاه جون خواسته بود
داستان درمورد دختری به نام مهتاست که توی مهمونی دوستش شادی که به مناست برگشتن داداش شادی از خارج برگزار شده با پسردایی شاد ی اشنا میشه و…..مابقی ماجرا رو خودتون بخونید

قسمتی از متن

هوا دیگه کم کم داره سرد میشه آخه چیزی به اول پائیز باقی نمانده دلم میخواد در این هوای سرد کنار حوض بشینم و از آخرین روز های پائیزی لذت ببرم پس به حرف دلم گوش میدم و میرم کنار حوض وقتی  لب حوض نشستم و عکس خودموتو آب دیدم به خودم گفتم خب رها خانم تو دیگه بزرگ شدی حالا دیگه انتظارات همه از تو بیشتر میشه تو باید به همه ثابت کنی که دختر نمونه ای هستی تا امروز درست مثل دختر بچه ها رفتار میکردی ولی از امروز به بعد باید به همه نشون بدی که رهای واقعی چطوریه و چقدر باوقاره چون دو سال دیگه مانده تا درست دبیرستانو تموم کنی و بعد از اون اگه خدا بخواد راهی دانشگاه بشی . آه…. وقتی به جدایی از دوستام فکر میکنم تنم میلرزه چون به همه اشون حسابی وابسته شدم و خیلی دوستشون دارم . اینقدر به فکر فرورفته بودم که سردی هوا را به کل فراموش کرده بودم وقتی به خودم اومدم بدنم از سرما کرخ شده بود نمیخواستم از جام بلند بشم دلم میخواست تو همون حال هوا باقی بمونم ولی ترس از سرما خوردگی باعث شد از جام بلند بشم و خودمو به در ورودی خونه برسونم وقتی وارد خونه شدم زنگ تلفن به صدا در اومد ولی من بهش توجهی نکردم و رفتم تو اتاقم احساس خستگی میکردم رو تختم دراز کشیدم که صدای مامانو شنیدم که گفت :
_ رها جان شادی پشت خطه باهات کار داره.

چراغ چشم تو
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم
تو در کدام سحر بر کدام اسب سپید ؟
تورا کدام خدا؟
تو از کدام جهان
تو در کدام کرانه تو از کدام صدف ؟
تو در کدام چمن همره کداک نسیم ؟
تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگه
 چه کرد با من آن نگاه شیرین آه
مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه
کدام نشأه دویده است از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تورا که میبیند
به رقص می آیند سرود میخوانند
چه آرزوی محالیست زیستن باتو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو :
به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر
به من بگو که برو در دهان شیر بمیر
بگو برو جگر کوه قاف بشکاف
ستاره هارا از آسمان بیار به زیر
تورا به هرچه تو گویی به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه صبر مخواه
که صبر راه درازی به مرگ پیوسته ست
تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست
همه وجود تو مهمر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است.
 فریدون مشیری

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۹) دیدگاه برای “دانلود رمان ماه و مهتاب جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • سارااااااا گفت:

    بیش از حد یه دختر۱۵سالرو گنده واعصاب خوردکن کرد بود جملاتشو باید بهتر انتخاب میکرد درضمن به شدت جمله هاش خلاصه بود و اینکه فقط اون دختر۱۵ساله انگارهمه چی میفهمید تازه بیش از حد لوس بود شخصیت دختره .

    [پاسخ به این نظر]

  • رُز گفت:

    راستی نگاه جون میشه رمان درانتهایی ترین نقطه شب رو هم بزاری؟؟؟خیلی منتظرشم…ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۲ ب.ظ:

    نویسنده اجازه نداد

    [پاسخ به این نظر]

    مينا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۴ ب.ظ:

    @رُز,
    میتونی سرچ کنی ، رومانشو حتماُ بخون چون خیلی جالب میشه ادامش.

    [پاسخ به این نظر]

  • رُز گفت:

    سلام …رمان زیبایی بود…موردی هم نداشت
    خب اینم خلاصه ای که نگاه جون خواسته بود
    داستان درمورد دختری به نام مهتاست که توی مهمونی دوستش شادی که به مناست برگشتن داداش شادی از خارج برگزار شده با پسردایی شاد ی اشنا میشه و…..مابقی ماجرا رو خودتون بخونید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۴ ۵:۳۵ ق.ظ:

    سلام..ممنون که گفتی

    [پاسخ به این نظر]

  • ستاره گفت:

    اعصاب خورد کن بود ۴۰صفحه اولشو خوندم همش داشت میگف ی دختر ۱۵ساله حرفاى ى ادم ۶۰ساله رو میزنه اون دختر هرچقدرم سطح علمیش بالا باشه بازم یه بچه هستش با شیطنتا و فهم مختص ب سن خودش!!صفحه ب صفحش داشت شعار میداد انگار

    [پاسخ به این نظر]

  • mahta گفت:

    از جمله اول اشتباه؟ هوا داره سرد میشه چون اولای پاییزه بعد میخاد از هوای اخرای پاییز لذت ببره؟ آخه چطوریییییییییی ؟

    [پاسخ به این نظر]

    yas پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۱ ب.ظ:

    @mahta, ♡♡♡♡نکته ظریفی بود

    [پاسخ به این نظر]