دانلود رمان جدال خاکستری جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان جدال خاکستری جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان جدال خاکستری

دانلود رمان جدال خاکستری

نوشته parya***1368 کاربر نودهشتیا

خلاصه:

فربد به تازگی نقل مکان کرد و به یه خونه حیاط دار می رود بعد از دو ، سه روز متوجه می شود در خانه جدیدش تنها نیست …
از آن طرف دانی پسر منزوی جنی است که سال ها در خانه جدید فربد زندگی می کند و از اشغال خانه اش توسط فربد ناراضی است و این شروع جدل این دو خواهد شد …پایان خوش

قسمتی از داستان:

مقدمه : اینجا دل شب است . شبهایش سرد و تاریکی است ؛ صدایی دلخراش گریه ی یک پسر بچه برای ترساندن یا درد کشیدن میاید .
ناله می کند : که خانه در تصرف جن هاست …
جن ها !!!!!؟
دانی
سر و صدا باعث شد از مدیتیشنم بگذرم . از سقف شیرونی به طبقه پایین نگاه کردم . باز این پسر پیداش شد با یه گله آدم ؛ خبر مرگش صد بار تو خوابش بهش اخطار دادم ها از رو نمی ره که .
از سقف به طبقه پایین رفتم یه گوشه نشستم کافی یکم ابتکار به خرج بدم بترسن وسایل صاحب خونه قبلی اونجا بود بد جور منظم بود مجبورم علی رغم میل باطنیم خونه رو داغون کنم زدم شیشه ها و تمام وسایل شکستنی و شکستم. پسر میمون عین چنار قد کشید بود. از کل هیکل نوک مدادیش به موهای یه کیلو روغنش می رسید . شُلغمی یعنی شل بود مایی غمِ من هم بود . خریدار با هنر دستم د برو که رفتی .
پسر شُلغمی زیر زبون یه امام زاده می گفت صدتا امامزاده از بغل لب هاش میزد بیرون که عمرا زیارت یکی رفته باشه .
عقب عقب رفت ؛ رفت رد کارش وسایل دوباره مرتب کردم رفتم به کارم برسم . این روزها چقدر آدم ها بی کارن وسط روز میان مزاحم استراحت من می شن .
یک سال بعد
فربد
با عصابی خراب که با زدن پام به سرامیک سفید کف بنگاه نشسته بودم .

کانال تلگرام نگاه دانلود

https://telegram.me/negahdl

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۸) دیدگاه برای “دانلود رمان جدال خاکستری جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • parya26 گفت:

    سلام دوست عزیزم می تونید به آیدی تلگرامم بیان رمان های تخیلی و فانتزی پریا
    نویسنده‌ ی : جاتیگ . خانه ترس . دوره گرد. جدال خاکستری انجمن شب .پژواک سیاه …
    https://telegram.me/paryafancystores

    [پاسخ به این نظر]

  • ی دختر گفت:

    سلام رمان خیلیی یهویی و بد تموم شد،
    من خیلی رمانهاتونو دوس دارم .
    میشه بدونم اسم رمان بعدیتون چیع؟و کانالتون..

    [پاسخ به این نظر]

  • شایان گفت:

    سلام … خیلی قشنگ و زیبا بود فقط اخر داستان یکم بطور خلاصه گفتین اگه اخرش بیشتر طول داشت بهتر میشد ولی در کل قشنگ بود قسمت بعدی هم داره؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ویدا گفت:

    سلام و تشکر از نگاه عزیز بخاطر سایت زیباشون و همچنین نویسنده ی خوب رمان رمانهاتون بسیار زیباست و امیدوارم هم این رمان و هم رمان دوره گرد و ادامه بدین و ما رو از این انتظار در بیارین بازم تشکر از شما من از خواندن رمان ترسناک بیزار بودم ولی با خوندن رمان هیچکسان و رمان های شما مشتاق شدم و اینکه نمیدونم چرا رمانهلی ترسناک رو نصفه رها میکنین خو ما گناه داریم نمیدونیم چی میشه لطفا مارو تو کف نزارین

    [پاسخ به این نظر]

  • پریا گفت:

    به زودی ادامه این رمانم رو در تلگرامم می ذارم و سپس توی سایت هم می ذارم .
    باعث کوتاه بودنش نگران نباشید چون کوتاه نیست .

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    بنظرتون بیشتر شبیه داستان کوتاه نبود
    بعدشم شما بعد اولین پست کتاب یه پست کامل درد ودل کردی ک ازار دهندس
    داستان عالی شروع میشه ادامه پیدا میکنه ولی خیلی ساده تموم میشه بنظرم بایهویی تموم شدنش مخاطبو غافل گیر کردید من موندم چطو یهو تموم ؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۶:۱۸ ب.ظ:

    @مینا,
    سلام گلم بله موافقم کوتاه بود . درباره درددلم معذرت می خواهم ک باعث ناراحتی شما شد تموم شدن سریعش بخاطر یه مشکل شخصی بود
    ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • ساچلي بانو گفت:

    سلام
    اينم مثه از ما بهترونه يا نه ترسناكه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]