دانلود رمان بگذار ستایشت کنم

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم

نوشته غزال۷۱ کاربرنودهشتیا

رمانهای موجود در سایت از این نویسنده:

دانلود رمان سرنوشت آتنا

خلاصه:

امیر ارسلان قصه ی ما محکم و مستبدوبا اراده است….
مهربونیاش رو نشون نمیده اما بدی هاش و رفتار مستبدش به خوبی
قابل مشاهدس
و
ستایش قصه ی ما یه دختر مهربون و درد دیده است….
تا حالا چیزی رو برای خودش نداشته….نه اینکه نداشته باشه…..نذاشتن
که داشته باشه
و اما
داستان ما از اونجا شروع میشه که ارسلان بخاطر برگردوندن چیزایی
(نامزد سابقش و اموالش)که پدر ستایش دزدیده ستایش رو میدزده
تا پسشون بگیره اما پدر ستایش میگه:
اصلا دختری به اسم ستایش نداره…………
و ارسلان………..
ژانر:عاشقانه-اجتماعی-معمایی
این داستان پر از معماست

قسمتی از داستان:

با امروز فکرکنم ۵روزه این جام….اصلا نمیدونم چرا منو اینجا آوردن….نمیدونم گناه من چیه.
خدایا گناه من چبه که از بچگی تا حالا باید اینطور تحقیر بشم….توی سرم بزنند….چطور باید این همه درد رو تحمل کنم.
حداقل تا وقتی بی بی گل نسا جونم زنده بود یکی رو داشتم که باهاش دردو دل کنم و اون بهم روحیه بده….اما انگار دنیا همیشه با من سر لج
داره….از وقتی توی اون تصادف لعنتی با عمو حسین فوت شدند از همیشه تنهاتر شدم….از ۲سال پیش شدم خودم و خودم….بدون هیچ یار ویاوری
تنهایی من از این نیست که آدمای هم خون ندارم.
تنهایی من از این نیست که خانواده ندارم.
نه من کنارهمون هم خون ها از همه تنهاترم
پدر و برادری که من رو نمیخوان.
فامیلی کهمنو شوم و بد میدونند
حتی از اینکه چشماشون به من بیفته متنفرند
پدرم با اون همه ثروت و کاخ نشینی اما من توی اتاق ته باغ پیش بی بی گل نسا و عمو حسین بزرگ شدم و تنها بودم.
با زحمت ها و پادرمیونی عمو حسین تونستم دیپلم ریاضی بگیرم….همیشه دوست داشتم معماری بخونم….اما فکر نمیکنم هیچوقت به آرزوم برسم.
تنها خوش شانسی که داشتم این بود که از بی بی گل نسا خیاطی و گل دوزی یادگرفتم و بعد از فوت شدن از تولیدی لباس می آوردم و

کانال تلگرام نگاه دانلود

https://telegram.me/negahdl

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۴۱) دیدگاه برای “دانلود رمان بگذار ستایشت کنم” ثبت شده است.
  • Roya گفت:

    عااااالی بود … حتما بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • میشا گفت:

    سلام واقعا عالیییییییی بود لطفا اگه میشه به جز رمان بگذار امین دعایت باشم رمان های این سبکی رو بهم معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahshid گفت:

    وای خدا بعد خوندنش هنوز گیجم
    این همه اسم این همه داستان واسه انتقام !
    خیلی چیزاش زیادی کش دار بود مثلا
    مخفی شدن مهرسا به مدت بیست سال
    یه کم خنگی ستایش به خاطر اینکه همه میگفتن تو مهرسایی بعد یه بارم به مخش خطور نکرد شاید نسبتی با اینا داشته باشه
    سوتی اون جایی که ارسلان سر یه موضوع مسخره ( اومدن یاور رضا) به ستایش میگه میخام مردت بشم به إصطلاح زن و شوهر میشن حتی صبحش میگه اذیتت کردم ؟ بعد پنج سال بعد عروسی میکنن دوباره همینو میگه بعد ستایش میگه همه ی دخترا بار اول درد دارن !!!!
    قضیه ازدواج و شرط ارسلان به ماندانا مجهول موند
    کلا میخاست زیادی پلیس بازی در بیاره ولی خیلی کیدار بود و پر از موضوع های مختلف و سردرگم که حتی نویسنده هم خودش قاطی میکرد

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    رمان از تو می گریزم از مهسا آرامش خیلی با خلاصه ای که از این داستان شنیدم شباهت داره

    [پاسخ به این نظر]

  • نیلوفر گفت:

    داستان اوایل شبیه رمان بگذرد آمین دعایت باشم بود..ولی مسیر وسیر داستان تغییر کرد وبه سمت معمایی رفت که واقعا مثل یک کلاف سردرگم وگیج کننده شد..معمایی بودن داستان معلوم بود اما درک وفهمیدنش خیلی سخت….
    به امید کارهای بهتر ازنویسنده عزیز باتشکر اززحماتش برای این رمان….

    [پاسخ به این نظر]

  • Najla گفت:

    سلام اول تشکر میکنم از نویسنده ی عزیز بابت زحمتی که برای این رمان کشیدن اما باید بگم که این رمان یه سری اشکالات داره یکی اینک از یه جایی به بعد سبک قلم نویسنده عوض میشه دوم اینکه راوی داستان که عوض میشه اصلن مشخص نیست چون پشت سرهم نوشته شده سوم اینکه شخصیت ارسلان یه دفعه ای عوض میشه چهارم اینکه در طی رمان سوالای زیادی ذهن خواننده رو درگیر میکنه که با جلو رفتن داستان و پیچیده شدنش به بهشون جواب داده من که خودم اخر نفهمیدم چرا ارسلان به ماندانا دوباره درخواست ازدواج داد و بعد جواب این پیشنهاد ازدواجه چی شد که ستایش بره خارج بعدم بگه برا محافظت از خانواده رفتم منظورم اینه که دلایل قانع کننده نبود و اینکه من اخر نفهمیدم خصومت اصلی منصور خان و فرید با اینا سر چی بود و دیگه اینکه اوایل داستان اصلن علت گریه ها و ناراحتی های ستایش رو درک نمیکردم اینکه چرا استرس داشت میخواد دختر سینا خان بشه و … توی رملن های بن بست و اسطوره واقعا شرایط بد درک میشن و روت تأثیر میذاشت و دلایل افراد برا عکس العمل هاشون قانع کنندست خیلی مسایل رو بغرنج نشون میداد درحالی که خواننده اینو درک نمیکرد چرا ستایش نمیپرسید واسه چی باید دختر سیناخان بشه و سالار بشه داداشش بعدم یه چیز دیگه اینا که همون اول باهم … که ارسلان گفت به خاطر اینکه میخوام تکیه گاهت باشم و میخوام زنم باشی و… بعد دوباره که عروسی کردن احساس میکنم اینقدر ماجرا پیچیده شد که خود نویسنده هم خیلی از چیزا رو فراموش کرده بود. بازم ممنون از نویسنده به امید کارهای بهتر

    [پاسخ به این نظر]

  • aleksandra گفت:

    قشنگ بود اما به نظرم دیگه بودن راز تو رمان هم حدی داره من خیلی جاهاش قاطی میکردم اصلا!

    [پاسخ به این نظر]

  • آسمان گفت:

    سلام
    نگاه عزیز چرا از قسمت دانلودها جاوا-پرنیان رو برداشتین
    لطفاٌ دوباره این فرمتو بزارین—با تشکر از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۲ ق.ظ:

    سلام…فرمتهای جاوا همه پرنیانه…خواهش

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra banoo گفت:

    سلام خسته نباشید…اولش کپی رمان بگذار آمین دعایت باشم بود…واقعیتشو بخواید من تا آخرش نخوندم بدلیل اینکه انسجام نداشت و شخصیت پردازی جالبی هم نداشت و خواننده رو سردر گم میکرد و مشخص بود اصلا ویرایش نشده…بعداز خودن دو سه فصل خسته شدم از خوندنش…به امید روزی که انشاالله رمان های بهتری رو ارائه بدن

    [پاسخ به این نظر]

  • بهاره گفت:

    نمیدونم نگاه جون مشکل از تایپ بود یا دانلود ولی تو داستان مشخص نبود علامتی نداشت که از زبان چ کسی گفته شده پشت سرهم سطرا بود ….و داستان اصلا شبیه امین نیست موضوع جالبی دارع ولی ایراداش مشخصه اینکه اززبان چه کسی داره صحبت میشه مشخص نیست .علامت گذاری نداره .سطرا معلوم نیست مثلا میخوان شام بخورن یهو تو اتاق خوابن وکلا نگارش جالبی نداره و نویسنده رو نوشته کارکنه میتونست رمان قوی باشه و همین سبک نوشتن رمان هارو متمایز میکنه وگرنه بغضی از موضوعا عالی هستن

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۳ ب.ظ:

    من فقط چیزی که نویسنده ارسال کرده گذاشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • عاطفه گفت:

    سلام.میخواستم یه انتقادی بکنم .نویسنده خیلی داستان رو کش داده بود واز یجایی به بعد داستان خسته کننده میشه و بنظرم رمان بگذارآمین دعایت باشم از هر لحاظ ازین رمان بهره…

    [پاسخ به این نظر]

  • میترا گفت:

    سلام ممنونم از نگاه عزیز و نویسنده محترم
    به نظرم بی انصافیه که بگیم داستان کپی بگذار آمین دعایت باشم بود،اوایل داستان شباهت زیاد بود ولی خیلی سریع مسیر داستان تغییر کرد،موضوعی که در نظر گرفته شده بود خوب بودو این که تلاش شده بود حالت معمایی داستان تا به انتها حفظ بشه جای تحسین داره،اما من کل رمان رو نپسندیدم،به نظرم شخصیت پردازی ها ضعیف بود،انسجام داستان و وقایع خوب حفظ نشده بود،افراد بی دلیل یهویی عاشق هم میشدن و حتی هم رو میبخشیدن،علتی هم که برای خطاها شون میاوردن به نظر من قابل درک نبود،در کل داستان منو جذب نکرد. هر چند که به نظر خیلی از دوستان عالی اومده و حتما نقاط مثبت زیادی داره که به چشم من نیومده! از نگاه و نویسنده عزیز برای وقتی که گذاشتن ممنونم خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    سلام
    رمان خیلی قشنگی بود
    تشکر از نویسنده عزیز
    و ممنون نگاه جان

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۶ ب.ظ:

    سلام…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • انیتا گفت:

    سلام خسته نباشید.راستش لینک epub این رمان واسه من ارور میده .خاستم ببینم واسه من این طوره یا مشکل داره.ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۹ ب.ظ:

    سلام..ممنون..لینک سالمه چک شد دانلود شد

    [پاسخ به این نظر]

  • مهرسا۷۹ گفت:

    این رمان عالیه حتما بخونین ممنون نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • Jila گفت:

    با سلام و تشکر از نگاه عزیز این کتابو دوست نداشتم به قو ل دوستان کپی ضعیفی از بگذار امین دعایت باشم بود .به امید کتاب های بهتر و پخته تر از این نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • Bande khoda گفت:

    سلام ممنون از رمان عاليي بود وأي اولش شايد مثل رمان بگذارامين دعايت باشم اونجوري ولي همش كپي رمان بگذار …. نيست در كل عالي بود

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    رمان زیبایه توصیه میشه…. نگاه جان میشه چندتا رمان به همین سبک وموضوع معرفی کنی…البته به جز بگذار امین دعایت باشد چون خوندم…. خبلب ممنون گلم

    [پاسخ به این نظر]

  • ژاله گفت:

    سلام نگاه جون لطفا رمان روشنایی مثل آیدین رو بزارین لطفا خیلی دوسش دارم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۷ ب.ظ:

    سلام..بعد از ویرایش میگذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    سلام.حتی اسم رمان هم شبیه اسم رمان “بگذار آمین دعایت باشم “هست

    [پاسخ به این نظر]

  • حدیث گفت:

    به جز اینکه….داستانش کپی بود….شخصیت پردازی نشده بود….نویسنده سعی کرده بود معما گونه باشه….ولی متاسفانه اصلا موفق نبود….به امید کار های بهتر

    [پاسخ به این نظر]

  • Eli گفت:

    واااااای این رمان معرکهسسسسس باید به نویسنده آفرین گفت :))

    [پاسخ به این نظر]

  • هلیا گفت:

    مرسی از نویسنده عزیز با این حال یک کپی عیف از رمان بگذار امین دعایت باشم بود که به شکلی ادم رو تا اخر گیج نگه می داشت به امید کارهای بهتر

    [پاسخ به این نظر]

  • shabnam گفت:

    خیلی قشنگ بود هم عاشقانه هم معمایی هم پلیسیب واقعا دست نویسنده درد نکنه توصیه میکنم بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • نازنین آقایی گفت:

    اینکه عینه بگذار امین دعایت باشمه

    [پاسخ به این نظر]

  • زویا گفت:

    ممنون بابت گذاشتن این رمان
    قشنگه توصیه میکنم بخونید

    لطفا رمان های قمار سیاه از سروش.م
    یک مشت خالی از زندگی از yegane ● رو بذارید

    [پاسخ به این نظر]

  • ساقی گفت:

    شاید در ادامه کار متفاوت بشه …تا اینجای کار دقیقا مث رمان آمینه یه دختر که پدرش یه مرده پر نفوذ و ثروتمند هست و دزدیدن که ته باغ خونه شون تو یه الونک زندگی میکنه و خانوادش دوسش ندارن و شخصیت مرد داستانم یه ادم عصبیه که یه پسر بچه 6 ساله ( به جای 6 ماهه) از یه ازدواج ناموفق داره…

    [پاسخ به این نظر]

  • Eli گفت:

    سلام.پایانش خوشه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۵ ق.ظ:

    سلام..اره

    [پاسخ به این نظر]

  • ساقی گفت:

    با تشکر از نگاه عزیز ولی در مورد رمان باید بگم ک تا 30 ص اولش ک خوندم یه کپی ازاد از روی رمان زیبای بگذار آمین دعایت باشم هست…در هر صورت نویسنده عزیز خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    من رمان را خوندم باهات موافق نیستم رمان متفاوتی بود لااقل برای من

    [پاسخ به این نظر]

    کاسپین پاسخ در تاريخ آذر ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۳ ب.ظ:

    @ساقی,
    دوست گرامی فکر کنم شما این رمان رو تا همونجایی که خوندید قضاوت کردید. در حالی که همون اوایل رمان اینطور به نظر برسه، اصل داستان هیچ شباهتی با بگذار آمین دعایت باشم نداشت.
    رمان خوبی بود. تشکر از نگاه عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]