دانلود رمان سیاه روشن ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

دانلود رمان سیاه روشن ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

دانلود رمان سیاه روشن - www.negahdl.com

دانلود رمان سیاه روشن – www.negahdl.com

دانلود رمان سیاه روشن ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

نوشته  پ.زرين کاربر انجمن نودهشتيا

خلاصه داستان:

خلاصه:
اگر دوستم داری
تمام و کمال دوستم بدار
نه زیرخطی از سایه روشن …
اگر دوستم داری
سیاه و سفیدم را دوستم بدار
و خاکستری و سبز و طلایی
و درهم …
روز دوستم بدار
شب دوستم بدار
و در بامداد با پنجرهای باز !
اگر دوستم داری، مرا تکه تکه نکن …
تمام و کمال دوستم بدار … یا اصلا دوستم ندار …!!!
.
.
گاهی یک سوءتفاهم باعث یک عمر دوری یک دوره جدایی وتنفر هرروزه می شود
بگو
هرچه که هست
گاهی شکستن دیوار غرورت باعث دیدن باغ سبز پشت دیوار می شود

قسمتی از متن :

اَه،لعنتی الان وقت پنچرشدن بودانگارمن اصلا امروز رومود شانس نیستم این ازتصادفی که همکارگرام شهره جون انجام دادن وماشین نوام روداغون کرد اینم ازالان که تواین بارون این ماشین لعنتی بایدپنچربشه حالا چیکارکنم؟حتی یه پالتویایه چترم همراهم نیست تا الان بگیرم رو سرم کمترخیس بشم تو ماشین هم که نمیشه نشست اومدیم تاصبح بارون بند نیومد خدایادمت گرم آخه امروزچرابامن لج کردی من نمیدونم
همینطورکه غرغرمی کردم وبه زمین وزمان بدوبیراه میگفتم ازماشین پیاده شدم خداییش بدجورداشت بارون میومد توی بهاریه همچین بارونی همیشه بعید بود منم بخاطره گرمی هوا یه مانتوی معمولی تنم بود مطمئن بودم درعرض چنددقیقه موش آب کشیده میشم رفتم ازصندوق ماشین جک وآچارای مخصوص عوض کردن چرخ وزاپاس روبرداشتم

تعداد صفحات: 190 صفحه پی دی اف، 918 صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل:www.negahdl.com

منبع : http://www.forum.98ia.com/t1142723.html

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۳) دیدگاه برای “دانلود رمان سیاه روشن ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید” ثبت شده است.
  • ati گفت:

    بازهم زود قضاوت کردن .فرصت ندادن برای توضیح به دیگری.غرور زیادو بیجا.حسادت .تنهایی.عقده داشتن.گرفتن بدترین تصمیم در لحظه و به دنبال داشتن تبعات اون وسالها عذاب و مشکلات روحی و روانی.عدم ثبات و داشتن عزت نفس بسیارضعیف.((**این رمان رو دوست داشتم**))و چه خوب میشد مثل شخصیت اصلی داستان به حدی از بخشش ،گذشت و ایمان میرسیدیم که بتونیم اشتباهات و نامهربونیهای دیگران رو ببخشیم و قبول کنیم و به این باور برسیم که وقتی از کسی ضربه ای میخوریم همیشه خودمون رو مبرا ندونیم و به این فکر کنیم که شاید حتی 15درصدهم که شده ماهم اشتباهی کردیم و ماهم مقصریم.(حتی اگر اشتباه ما تنها محبت زیاد و وابسته کردن دیگران به خودمون و بعدهم ناگهانی رها کردنشون به خاطر مشغلات خودمون باشه)و به نظرم رسیدن به این تفکرو باور، گذشت و روح بزرگی میخواد.ممنون از نویسنده گل.واز شما.

    [پاسخ به این نظر]

  • narges گفت:

    ممنون ازسایت خوبتون اگه میشه رمان های هماپوراصفهانی روهم بذارید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۹ ب.ظ:

    خواهش میکنم…. هما رمان تموم شده دیگه ای نداره

    [پاسخ به این نظر]