دانلود رمان اشک خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

دانلود رمان اشک خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

دانلود رمان اشک خورشید - www.negahdl.com

دانلود رمان اشک خورشید – www.negahdl.com

دانلود رمان اشک خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

نوشته paniz1300 کاربر انجمن نودهشتيا

پایان خوش

اسم شخصیتها:

ایسا:مانند ماه..(aysa)

سُلفوس:اتشی,جهنمی(solfoos)

ملکه اناهید:ملکه اب(anahid)

شاه اترون:نگهبان اتش(atroon)

خب این رمان تقریبا میشه گفت تخیلیه….عاشقانه هم به شدت هست

خلاصه:

موضوع درباره مدرسه جادوگری که قوانین خودش رو داره و دو اصل جادوگر از هم جدا هستند و فقط اجازه جنگ باهم رو دارند…..اما ایسا فرشته پاکی ها در بین نبرد با سلفوس شیطان اتشین میفهمد که نمیتواند به او صدمه بزند در واقع نیرویی مانع جنگ ان دو میشود جوری که هیچ کدام نمیتوانند بجنگندو به هم صدمه وارد کنند……و این موضوع افسانه قدیمی رو دوباره زنده میکنه و باعث……..
مقدمه:

فرشته ای از تبار ابها

شیطانی از تبار اتش

دو خون متفاوت….

دو زندگی متفاوت…

که پیوند میدهد…..

دو خون دو زندگی…..

طنابی نازک تر از نازک…..

طنابی از جنس گناه…..

گناهی به پاکی اب اما….

به کثیفی اتش جهنم……

افسانه تکرار میشود…..

اتش و اب……

اب و اتش….

تعداد صفحات: 226 صفحه پی دی اف، 921 صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل:www.negahdl.com

منبع : www.forum.98ia.com/t1431463.html

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۲۵) دیدگاه برای “دانلود رمان اشک خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید” ثبت شده است.
  • یه دخی خاص گفت:

    برای من دانلود نمیشه چیکار کنم ؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۱۸ ق.ظ:

    یه مشکل مقطعی بود که حل شد؛ حالا می تونید دانلود کنید.

    [پاسخ به این نظر]

  • سارینا گفت:

    من در اون قسمت که سلفوس به تهران اومده بود از ته دل میخندید خیلی جالب بود!

    [پاسخ به این نظر]

  • سارینا گفت:

    ؟؟؟؟؟؟؟؟
    تخیلت خیلی قویه و داستان پرداز خوبی هستی اما…
    خییییییلیی گنگ و نامفهوم نوشته بودی :/ من واقعا هیچی نفهمیدم!
    قلمت خیلی ضعیف بود و سریع از هر موضوعی گذشته بودی و توضیح لازم رو نداده بودی که اونچه که توی ذهن تو هست توی ذهن خواننده هم شکل بگیرد!
    در ضمن مگه اهنام و میرانا توانایی ذهن خوانی نداشتن؟
    یه اشکال دیگر : چرا اول داستان با آخر داستان تناقص داشت؟
    همون طور که گفتم تخیلت قویه و تونستی یه دنیای دیگه رو بسازی اما متاسفانه فقط خودت اون دنیا رو دیدی من به عنوان خواننده ی رمانت هیچی از اون دنیا و شخصیت هاش نفهمیدم!؟

    [پاسخ به این نظر]

  • Fati گفت:

    رمان خیلی خیلی خوبی بود من دیوونه اینجور رمانام تخیلی،عاشقانه،معمایی تشکر ویژه از مدیر سایت و نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • دخترک گفت:

    رمان قشنگی بود از اون دسته رمان های آبکی عاشقانه خیلیییی بهتر بود
    تخیلی و جذاب…
    البته میتونست خیلی بهتر نوشته بشه میشه گف قلمش ضعیف بود
    ولی با همه اینا ارزش خوندن داشت:)
    دست نویسنده درد نکنه.

    [پاسخ به این نظر]

  • رزا گفت:

    خوب واقعا رمان قشنگی بود و ممنون از نویسنده عزیز که انقدر تخیلات قوی و زیبا یی داشت ولی من میخواستم بگم که ارسام که عاشق آیسا بود چی شد که عاشق یه نفر دیگ شد؟

    [پاسخ به این نظر]

    نویسنده رمان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۳:۴۳ ب.ظ:

    @رزا,
    بله عاشق یه نفر دیگه شد ولی متاسفانه من الان واقعا یادم نمیاد اسم شخصیتام چی بود که بگم عاشق کی شد!
    عاشق اون دختری که پرنسس یه جا دیگه بود جادوش از بین رفته بود…

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    رمانش خیلی جالب بود مخصوصا موقعی ک سلفوس رفته بود تهران

    [پاسخ به این نظر]

  • كتايون گفت:

    سلام اخرش خوب تموم ميشه يا بد

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

    سلآم . داخل پست رمان نوشته شده .

    [پاسخ به این نظر]

  • تنها گفت:

    سلام نگاه جون ، عزیزم میشه بگی جلد دوم این گروه خشن کی آماده میشه ، ممنون .

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۴ ب.ظ:

    سلآم . تایپ رمان ها زمان مشخصی نداره . صبر کنید تموم شه میذاریمش .

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahla گفت:

    سلام خسته نباشید جالب بود خوشم اومد تقریبا شبیه کارتون آنجلز فرندز (درست نوشتم؟) بود فقط ای کاش آخرش طولانی تر بود زود تموم شد به هر حال مرسی از زحماتتون

    [پاسخ به این نظر]

  • رز گفت:

    سلام..خسته نباشید.ببخشید جلد سوم رمان درنده تاریک شب هنوز نیومده؟

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    سلآم . جلد سوم در حال تایپه و اما در مورد جلد دوم : نویسنده اجازه ندادن .

    [پاسخ به این نظر]

  • jafar گفت:

    شما از اونجا نزن از اینجا بزن
    http://forum.iranroman.com/forumdisplay.php?fid=150

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۱ ب.ظ:

    متاسفانه وقتش رو ندارم میتونید جای دیگه دنبال نویسنده بگیردی…

    [پاسخ به این نظر]

    jafar پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    گشتم نبود
    نمیشه این سایت رو بفروشین با نویسندش؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۶ ق.ظ:

    سلام به کی بفروشیم!

    [پاسخ به این نظر]

    jafar پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    به بنده

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۹ ب.ظ:

    خیر لطفا دیگه پیام ندین

    [پاسخ به این نظر]

  • jafar گفت:

    سلام
    میشه تو سایت منم همین رمان ها رو منتشر کنین؟
    هزینش رو هم تقدیم میکنم
    تشکر

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۷ ب.ظ:

    سلام..نه متاسفانه این سایت شخصیه و رمانها فقط برای این سایت اجازشون گرفته شده ادمین نودهشتیا اجازه انتشار تو سایتی دیگه را به ما نمیده

    [پاسخ به این نظر]


  • <