<

دانلود رمان مگر مردها هم عاشق می شوند ؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان مگر مردها هم عاشق می شوند ؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان مگر مردها هم عاشق می شوند ؟ - www.negahdl.com

دانلود رمان مگر مردها هم عاشق می شوند ؟ – www.negahdl.com

دانلود رمان مگر مردها هم عاشق می شوند ؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته arefeh20 کاربر انجمن نودهشتیا

پایان خوش

مگر مرد ها هم عاشق می شوند؟!یک داستان نیست بلکه واقعیت خیلی از خانواده هاست،واقعیت خیلی از دخترا،خیلی از پسرا…واقعیتی که سعی داریم فراموشش کنیماما اونقدر

جدی تو جامعه ی ما وجود داره که نمیشه نادیده گرفتش،نمیشه ننوشتش،نمیشه راجبش افسوس نخورد…!این رمان قراره یکی از درد هایی که یه دختر میتونه داشته باشه رو

بگه،شایدم از نظر خیلی ها درد نباشه،من جمله خانوادش اما از نظر خودش هست…قراره واقعیتی از چهره ی مردا ی ایرانی رو بگه،قراره خیلی چیزا رو با واقعیت منطبق کنه نه با

احساس های پوچ بعضی ها که فکر میکنن حتما شوهرآیندشون با عشق باهاشون زندگی میکنه،قراره تا آخر نازشون رو بخره چون تو خونه ی پدراشون اینطور بوده،قراره بی دردسر

باهم ازدواج کنن و تموم مشکلات رو روی دوش شوهرشون بندازن و آخرشم بگن مرد به این میگن…که چی…مگه یه مرد نمیتونه جا بزنه،مگه یه مرد نمیونه یه جا خسته شه از ناز

کشیدن،خسته شه از زنای دور و برش…؟!اما قرار نیست اینجا دردای یه مرد رو بیان کنه…قراره دردای یه دختر ی رو بگه که اونقدر معمولی و ساده فکر میکنه که قرار نیست شما

نتونید باهاش ارتباط برقرار کنید.
نکته:
1-شاید بادیدن اسم رمان فکر کنید قراره یه مشت مرد مغرور و جدی و بی احساس رو دور هم جمع کنم و راجبشون حرف بزنم اما نــه…!خواهش میکنم با توجه به اسمش حدس
نزنید. اسمش رو به این دلیل انتخاب کردم که به افکار شخصیت اصلی داستان نزدیکه نه به افکار من،نه به رفتار همه ی مردها…!این اسم فقط یکی از افکار دختری رو داره که
قراره طی شرایطی که داره بشه شخصیت اصلی رمان:
“مگر مردها هم عاشق می شوند؟!”
2-در ضمن من به هیچ وجه فمنیسم نیستم…خواهشا افکار دختر داستان رو افکار من ندونید البته نه اینکه فکر کنید پناه قراره یه دختر فمنیسم باشه…نه…فقط محض محکم کاری

گفتم که داشته باشیدش.
خلاصه:
فصل اول:داستان زندگی دختری رو روایت می کنه که به شکل کاملا سنتی با برادر دوستش نامزد میکنه و حالا میخواد همراه افکار بد یا خوبی که تو سرشه،عشقی که به

نامزدش داره و زندگی که سعی داره تغییرش بده با ما همراه بشه…!

فصل دوم:راجب مردیه که از زنش خیانت دیده و دید بدی نسبت به همه داره…با پیشنهاد خواهرش و از روی اجبار با دختری آشنا میشه که….

شخصیت های داستان:
خوتون میفهمید دیگه…خواستم بگم گاهی اوقات مردم آزار میشم شــدیــد…!
تم داستان:
اجتماعی…نمیدونم میشه اسمشو عاشقانه هم گذاشت یا نه اما من میزارم چون به نظرم هست.
و در آخــر:

امیدوارم رمان خوب و کاملی بشه البته با همراهی و نظرت شما…!

تعداد صفحات: 328 صفحه پی دی اف، 1337 صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل:www.negahdl.com

منبع : http://www.forum.98ia.com/t1417505.html

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۱۴) دیدگاه برای “دانلود رمان مگر مردها هم عاشق می شوند ؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • sna گفت:

    رمانش خوب بود قشنگ نمیشه گفت یه سری اشکالاتم داشت اما کاش فقط سرگذشت پناه بود بازم ممنون تقریبا به واقعیت نزدیک بود

    [پاسخ به این نظر]

  • نازنین گفت:

    سلام نگاه جان و شادان عزیز، خسته نباشید، و مرسی از سایت خوبتون. رمان بدی نبود، ولی خیلی درهمو برهم بود..من زیاد دوس نداشتم، ولی به هرحال ممنون از نویسنده، به امید کارای بهتر…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۷:۱۲ ب.ظ:

    سلام…ممنون…سلامت باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • pariya گفت:

    خیلییییی قشنگ بود درسته بعضی جاهاش اشکال داشت ولی من اینجور رمانایی ک ب واقعیت نزدیک ترن رو به رمانای رویایی ترجیح میدم… ممنون از نویسنده ی عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۹:۵۶ ب.ظ:

    @pariya,
    سلام.میشه به من بگین کدوم قسمت دستان واقعی بود؟حامله شدن و زایمان دختر درحالی که هیچ کس خبر نداشته یعنی نویسنده فکر نکرده نه ماه تمام این دختر کجا بوده که هیچ کس متوجه حاملگیش نشده.
    یا شایدم هر زن ایرانی که به شوهرش شک کرد عوض حرف زدن و حتی شکایت و …. میره با یه مرد غریبه رابطه برقرار میکنه و این از نظر شما عین واقعیته
    یا شایدم عاطفه مادری گلبو که اصلا سراغ بچه اش را نگرفته از نظر شما واقعیه؟
    اگردوست دارید رمان واقعی بخونید پیشنهاد میکنم رمان “دردم”را بخونید.

    [پاسخ به این نظر]

    ati پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۵:۵۵ ب.ظ:

    به نظرم این رمان به درستی بخشی از واقعیت جامعه بود.نمیخوام کارهای شخصیتهای رمان رو توجیح کنم ولی واقعا دردنیایی عجیب با آدمهایی با کارهای شاید از نظر ما عجیبتری زندگی میکنیم.من بارها داستان زندگی واقعی اینجورآدمهایی که به خاطر کینه یا شک به شریک زندگیشون خیانت کردن.و همینطورمادرهایی که فقط اسم مادر رو یدک میکشن شنیدم.تازه داره نشون میده که کینه ای و عقده ای بزرگ شدن آدمها و تصمیمهای اشتباهشون واقعا میتونه به بقیه و خودشون آسیب برسونه.هرچند خود نویسنده هم گفتن که افکار شخصیتهارو با افکار خودشون یکسان ندونید.

    [پاسخ به این نظر]

    pariya پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    @لیلا
    عزیزم من قسمت پدر و مادر پناه رو میگم دوست منم دقیقا همین مشکلاتو داره.شما ک از زندگی تک تک ماها خبر ندارین ک…

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    اصلا خوشم نیومد الکی وقتم و هدر دادم ….
    گلبو چی بود این وسط اخه ؟؟؟؟؟
    اصلا از گلبو خوشم نیومد ای کاش اصا وارد رمان نمیشد

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    خیلی درهم برهم بود .راوی داستان هم که مرتب عوض میشد.
    قصه زندگی گلبو که کلا غیرقابل باور بود حامله شده بود زایمان کرده بود وهیچ کس خبر نداشت؟!بعد چهارسال که مادرشوهر سابقش را دیده بود،اعتقاد داشت اومدند زندگی جدیدش را بهم بریزن،یعنی شوهرش اینقدر بیکاربوده که چهارسال خودش را قایم کرده و گفته ماخارجیم و منتظر بوده که گلبو ازدواج کنه بعد بیاد بگه بچه راتحویل بگیرمن میخوام ازدواج کنم تا مثلا زندگی گلبو بهم بریزه؟؟اونوقت چرا مادر شوهرش پیغام می آورداگر خود شوهر میومد که بهتر زندگیش بهم می ریخت.بماند که این خانم محجبه و زیر دست عزیر بزرگ شده،عاطفه مادری نداشت بعد چهارسال هم دوباره گفت من بچه را نمیحوام پس براچی اصرار داشت بچه را ببینه؟
    قصه خیانت پناه هم غیرقابل باور بود؛مثلا رفته کلید خونه برادر شوهر را کش رفته؛لباس خواب آنچنانی پوشبده آرایش کرده؛باهاش رابطه برقرار کرد که چی بشه؟فرض کن شوهرش سر نمی رسید اونوقت از این رابطه چه نتیجه ای عاید میشد؟مثلا میخواست بره به شوهرش بگه من دیشب با داداشت خوابیدم؟؟؟!!! فرض کن هم میگفت؛آخرش که چی؟؟؟
    از اونجایی که نویسنده پناه را ول کرده بود و نمیدونست چطوری بیاردش تو داستان خیلی اتفاقی با مهیار تصادف کرد!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    قشنگ بودا،ولی یه جورایی پناه گناه داشت، تقصير خود پسره بود…
    دست نویسنده و نگاه جونم درد نکنه به هرحال نظر من بود 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    سلام.
    اولین اشکال توی رمان این بود که اسم شوهر گلبو کیوان بود یا کاوه؟وقتی داشت برای اولین باربا مهیار حرف میزد گفت شوهرم کیوان.ولی دربقیه داستان اسم شوهرش کاوه بود.
    دومین اشکال اینه که چطور یه دختر؛نامزد میکنه؛ حامله میشه؛تو بیمارستان زایمان میکنه ؛بچه راشوهر صیغه ای از دختره می گیره تا بزرگش کنه یا به قولی با بچه اش از ایران بره ودر ضمن به نام خودشون دوتا براش شناسنامه میگیره؛بعد از تمام این جریانات(حتی نامزدی) فقط پدر ومادرو خواهر و مادربزرگ دختره اطلاع دارند وبقیه فامیل بی خبرن؟
    نویسنده ی عزیز فراموش کرده اینجا ایران است!!
    سومین اشکال اینکه من نمیتونم قبول کنم که یک زن به خاطر شکی که به شوهرش کرده تلافی کنه و بره با برادر شوهرش بخوابه.
    اگر برادر شوهره اونقدر مست بوده که زن داداشش را با سپیده اشتباه گرفته ؛چطور تا خونه رانندگی کرده؛ماشین را توحیاط پارک کرده وارد اتاق خودش شده بعد یک دفعه تلو تلو خورده و احساس کرده که مست مسته ..

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    ممنون خوب بود اما بهتر بود اول تا اخر رمان حول یکی از شخصیت ها می بود یه جورایی ناقص بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • nasim گفت:

    خیلییییییییی قشنگه ممنون از نویسنده عزیز…

    [پاسخ به این نظر]