دانلود رمان نجابت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان نجابت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان نجابت من - www.negahdl.com

دانلود رمان نجابت من – www.negahdl.com

دانلود رمان نجابت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته دنیا غنوی کاربر انجمن نودهشتیا

درخواستی دوستان

*اگه از داستان های خیالاتی وافکار دخترانه ای خسته شده اید*

*اگه دنبال یه داستان واقعی میگردید*

*اگه از پسر چشم عسلی ومغرور خسته شده اید*

*اگه دیگر حوصله ی دختر لوس پولدار راندارید*

*اگر یک واقعیت را دوس دارید بخوانید*

*این داستان را دنبال کنید*

به خدا ماهم از پسر چشم عسلی وکل کل خسته شده ایم والا

خلاصه داستان:

نجابت من داستان دختری به نام ریحانه است که برای حفاطت از پاکدامنی ودختر بودنش یک کار بزرگ انجام داد

ریحانه کاری انجام داد که بعد مجبور شد بالاترین عذاب رو براش تحمل کنید

همچنین داستان یک مرده

یک مرد که از مردانگی هیچ بوی نبرده .

قسمتی از متن :

توی تختم دراز کشیدم ودارم روی دیوار متنی که دیروز تویه کتا ب خوندم رو میکشم ..
انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند
انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

تعداد صفحات: 91 صفحه پی دی اف،314  صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل:www.negahdl.com

منبع : http://www.forum.98ia.com/t1242754.html

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۱۱) دیدگاه برای “دانلود رمان نجابت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • الی گفت:

    وااای بدترین رمان زندگی میتونی اینو اسم ببری
    خیلی افتضاح بود مزخرف هی از این ماشین به اون ماشین . هی راه به راه پاریس نمیدونم چرت و پرت واقعا الکی بودددد. خیلی خیالی و ضایع بود

    [پاسخ به این نظر]

  • ارغوان گفت:

    حتی ارزش یه بار خوندنم نداره.اگه سبک نوشتنو بلد نیستین خب ننویسید عزیزانه من

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۱ ق.ظ:

    دوست گرامی چرا توهین میکنید هر نویسنده ای باهرقلمی بالاخره زحمت میکشه و مینویسه درست نیست اینطور بگید کافیه بگین خوشم نمیومد وتمام

    [پاسخ به این نظر]

  • sky moon گفت:

    خخخخخ خداخیرتون بده که نظرات وگذاشتین

    [پاسخ به این نظر]

  • shekoofe گفت:

    نویسنده ی عزیز بخشیید
    ولــــــــــــــــــــــــی این چی بود؟؟؟
    خِیــــــــــــــــــــــــلی بد یووود!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    خسته نباشيد…اما خوبه قرار بود خيالي نباشه و دختر لوس پولدار نداشته باشه …وگرنه چي مي شد … خيلي تند تند همه چيز اتفاق افتاد كه غير واقعي بود … دو تا جنازه اومدن از تو عروسي بردن بعد مي گه بهترين شب زندگيم اتفاق افتاد؟؟ همه ي اتفاق ها خيلي سريع و غير واقعي مي افتاد… رمان هيچ هدفي نداشت يه عده آدم قصد كرده بودن به هم ديگه بخاطر حسودي آسيب بزنن…. همين. اسم رمان نجابت من بود پس بايد روي اون موضوع كه نجابتشو حفظ كرده و سختي هايي كه تو زندان كشيده تمركز مي شد اما بيشتر تمركز رمان روي خونه فلان ماشين فلان فلان لباس ناراحت شدم رفتم پاريس… بعدم همه آدما تو شرايط تجاوز از خودشون دفاع مي كنن و دوست ندارن اون شرايطو پس اونققققدددررر عجيب نبوده كه اسم رمان اين باشه ضمن اينكه هيچ تمركزي روي اين بخش داستان نشده….

    [پاسخ به این نظر]

  • سحر گفت:

    عجب اعتماد به نفسی، خیلی بد بود

    [پاسخ به این نظر]

  • S3wPdee گفت:

    جا داره یه تشکر توپ از نویسنده ی محترم بکنم که با نوشتن این رمان باعث شدن مزخرف ترین رمان عمرمو بخونم…..
    حالا خدا وکیلی بازم خوبه اولشم تو خلاصه گفتین *اگر از لوس بازیای بچه پولدارا خسته شده این و ….* وگرن که اصلا هستی یا ریحانه اصن اهل این حرفا نبود:|
    توصیه ی. من به شما نویسنده ی گل: دیگه ننویس …. ممنون!

    [پاسخ به این نظر]

  • mohadese گفت:

    خدا رحم کرده از رمانای خیالاتی خسته بودن وگرنه چی میشد
    اصلا قشنگ نبود
    خسته نباشید ولی لطفا یکم بیشتر تلاش کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    سلام.والا از توضیحاتی که نویسنده داده بود فکر کردم یه رمان میخونم عالی ولی اصلا خوب نبودو من همون 20صفحه اول رهاش کردم.
    داستان با صدای جیغ همسایه ها شروع میشه و دختر رمان که همون راوی باشه شروع به تعریف میکنه:
    “همه چی از یک ماه پیش شروع شد از روزی که من تو یه شرکت شروع به کار کردم؛رشته مورد علاقه ام دکوراسیون داخلی من از بچگی به دورشته علاقه داشتم بازیگری و دکوزاسیون که خانواده ام مخالف بازیگری بودن.”
    بعد راوی در حدود دو سطر در مورد تبعیضی که خانواده اش درمورد اون و خواهرش قایل میشدن حرف زده وبعد ادامه میده:
    “همه چی از هفت سال پیش شروع شد”
    بالاخره من نفهمیدم همه چی ازکی شروع شد؟؟
    راوی شروع میکنه در مورد هفت سال پیش که قبولیش تو دانشگاه را براخانواده اش میگه وبعد از دو سطر میگه:اونجا با مرجان آشنا شدم نحوه آشناییم با مرجان اینطوری بود که:..
    از آشنا شدن با مرجان تو آموزش شروع میشه بعد می رسه به کلاس درس و استاد جوان وبعدش عاشق شدن استاد و درخواست خواستگاری از مرجان و ازدواج مرجان(کل دوره لیسانس).بعد دختره برای پایان نامه میره خونه پدرشوهر مرجان و سریع عاشق برادرشوهر دوستش میشه…
    دیگه رمان را نخوندم آخه نویسنده قرار بود نحوه آشنایی با مرجان را بگین شما که تمام دوره لیسانس و پابان نانع را تعریف کردین.
    هی از این شاخه به اون شاخه پریدن و به هم بافتن که رمان نمیشه.

    [پاسخ به این نظر]


  • web tracker انواع شمارشگرها وابزار تحلیل ترافیک وب سایت