• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان سارنیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان سارنیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان سارنیا - www.negahdl.com

دانلود رمان سارنیا – www.negahdl.com

دانلود رمان سارنیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته افسون داستان نویس کاربر انجمن نودهشتیا

سارنیا دختریه مثل همه ما … منتهی یه چیزی محدودش کرده … چیزی که خیلی به چشم میادو همه اونو پست میشمرن … اون مجبورِ برای امرار معاش خَدَمگی کنه … توی خونه ای که پدرش سالها باغبونش بوده و بعد از مرگ مادرش کارای خونه رو دوش سارنیا افتاده … مشکلاتش از جایی شروع میشه که صاحبخونه به همراه دختراش تصمیم میگیرن برای مدتی به خونش برگردن … دخترایی که لحظه ای دست از تمسخر سارنیا برنمیدارن و مدام بهش میخندن … تااینکه دیگه تحملش سخت میشه و تصمیم میگیره ادبشون کنه اما اتفاقی میفته که کنترلش خارج از دست سارنیاست واون اینه که …

آن روزها رفتند

آن روزهای خوب

آن روزهای سالم سرشار

آن آسمان های پر از پولک

آن شاخساران پر از گیلاس

آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها به یکدیگر

آن بام های بادبادک های بازیگوش

آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها

آن روزها رفتند

آن روزهایی کز شکاف پلک های من

آوازهایم ، چون حبابی از هوا لبریز می جوشید …

تعداد صفحات: 129 صفحه پی دی اف، 594  صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل:www.negahdl.com

منبع : http://www.forum.98ia.com/t1469291.html

 

رمز فايل : www.negahdl.com

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۱۱) دیدگاه برای “دانلود رمان سارنیا جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • پژوا گفت:

    سلام وخسته نباشید به شما.من هر چی رمان دانلود میکنم دانلود نمیشه مشکل کجاست؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    سلام…ممنون…لینک سالمه دانلود شد

    [پاسخ به این نظر]

  • رویا گفت:

    سلام ب نگاه جون و همچنین نویسند گل رمانتو دوس داشتم ول احساسی نبود ی جورایی اگه ادامش میدادی خیلی قشنگ تر میشد اینکه باید ی جوری مهرومحبت بین اون دخترا صاحب خونه و خودش ایجاد میشد موضع بین خودشو پسره خیلی ابکی بود بنظرن اینه ک رمانو بردار از سایت ادامش بده مطمعنم خیلی قشنگ میشه .ولی هیجان رمانتو خیلی دوس داشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • الناز گفت:

    رمان خوبی نبود به نظر من الکی واسش وقت نزارید
    ولی در کل مرسی نگاه جان بابت رمان گذاشتنت
    دست نویسندشم در نکنه بلاخره زحمت کشیده ولی ایشالا رمانای بهتری بنویسه☻

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۶ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ati گفت:

    به عنوان ی رمان عاشقانه و تا حدودی تخیلی جالب بود.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • sadaf گفت:

    سلام نگاه
    1.یه پیج اینستا گرام دارم با 1000 و خورده ای فالوور می خواستم مرامی بدمش بره شما نمی خواید؟واسه ی سایت درستش کنید و عکس و خلاصه ی رمان ها رو قرار بدید؟؟
    2.اگه لطف کنید و رمان های مربوط به سایت های دیگه رو روی سایت خودمون نذارین عالی میشه…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۹ ق.ظ:

    سلام..اگه کسی بتونه مدیرش بشه چراکه نه من خودم پیج دارم اما نمیرسم اپدیتش کنم….خیر نمیشه چون هنوز انجمن نگاه انقدر قوی نشده که ما فقط به رمانهای اون تکیه کنیم

    [پاسخ به این نظر]

    مهدیس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    @نگاه,
    نگاه جون من اون روز بت گفتم حاضرم ادمین شم چیزی جواب ندادی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    متاسفانه رمز یادم نمیاد باید رمزو پیدا کنم ایمیل بده تا برات بفرستم

    [پاسخ به این نظر]