دانلود رمان عشق زورکی من جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان عشق زورکی من جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان عشق زورکی من - www.negahdl.com

دانلود رمان عشق زورکی من – www.negahdl.com

دانلود رمان عشق زورکی من جاوا،اندروید،pdf،ایفون

نوشته مهدیه محمدی

خلاصه:

 من با اراد ازدواج نمی کنم_

نیلا بیشتر ازاین کشش نده همین که گفتم..
_اما بابا
_ببین اراد پسر عموته خوب می شناسیمش پسر خوبیه من نمی تونم اجازه بدم تنها دخترم زن یه غریبه شه اراد از گوشت و خون منه فهمیدی
-بابا من دوسش ندارم
_مطمعن باش تو زندگی باهاش عاشقش میشی….
_اما من می خوام عاشق یکی بشم بعد ازدواج کنم
_منظورت چیه ها؟؟ببین نیلا تو تنها دختر منی می دونی که چه قد دوست دارم و برای خوشبختیت هرکاری می کنم تو تنها با ارادخوشبخت میشی
_من زندگی خودمو دارم حق دارم خودم انتخاب کنم که با کی ازدواج کنم شما حق نداری تو زندگیم دخالت کنی…
یه سوزش عجیب رو صورتم حس کردم لعنتی اولین باری بود که بابام روم دست بلند می کرد . .نتونستم جلوی اشکامو بگیرم ورفتم تو اتاقم..یکی از اهنگ های مجید خراطها رو گذاشتم وصداشو بلند کردم تا صدای حق حق م به گوش نرسه. …
تیغ و بردار دستامو خط خطی کن تلافیه….عمری من زدم به قلبت تو نگفتی کافیه……..
حالم خیلی بد بود بالشتم خیس خیس شده بود سرمو اونطرف گرفتم چند بار نفس عمیق کشیدم و خوابم برد…..
کلاه شنل مو رو سرم انداختم و دنباله ی لباس مو گرفتم باورم نمیشه انقد زود تسلیم شدم انقد زود تن به این ازدواج زدم

تعداد صفحات:66 صفحه پی دی اف، 219 صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل: www.negahdl.com

منبع: www.negahdl.com

جهت حمایت از  انجمن نگاه دانلود عضو شوید

 

 

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۲) دیدگاه برای “دانلود رمان عشق زورکی من جاوا،اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • A گفت:

    رمان مسخره بود بابت اینکه از واقعیت دور بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • Sodaba گفت:

    لطفا از ازدواج دختر عمو و پسر عمو جلوگیری کنید! در غیر این صورت فرزند ایند شما معیوب و یا ناقص العقل است.

    [پاسخ به این نظر]

  • Helena گفت:

    این رمان برای یه نویسنده مبتدی میتونه شروع خوبی باشه دوستان بیاین ما هم به جای اینکه مهدیه خانوم رو نا امید کنیم با نظرات خوبمون حمایتش کنیم
    راستی یه چیز جالب اسم و فامیل من با خانوم نویسنده عزیز یکیه

    [پاسخ به این نظر]

  • nina گفت:

    به نظرمن هیچ ادمی حق نداره این طوری درباره ی یه نفرنظربده
    شایدخانم مهدیه تازه کارباشن اما،ماهم نباید ایشون روازنویسندگی متنفرکنیم مابایدبه ایشون روحیه بدیم تابتونن رمان های بیشتری وباکیفیت تری روبنویسن تااینکه پشت سرهم نقدکنیم راستی تاحالا اسم تشویق به گوش تون خورده؟همین نظرهاست که باعث میشه اعتمادبه نفس خیلیا پایین بیاد پس لطفا
    اگه میشه ازاین نظرهاندید به نظرمن رمان شون حرف نداشت .

    [پاسخ به این نظر]

  • mrs_farnazzz گفت:

    Romanet awli boooood mn hm injaaaa khondm hm to page kheli awli booood baraye shomiiii k taze karid????????

    [پاسخ به این نظر]

  • FATEMEH گفت:

    اصلا خوشم نیومد موضوع تکراری بود انگار نویسنده رو زور کرده بودن که یه شبه رمان بنویسه

    [پاسخ به این نظر]

  • نانا گفت:

    من موندم چرا نظر من فقط بي جواب ميمونه خوبه فقط اسم رماني خواستم

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۹ ب.ظ:

    تمامی نظراتی که مربوط به اسم رمان باشه حذف میشه . انجمن قسمتی رو به این موضوع اختصاص داده .

    [پاسخ به این نظر]

  • SacheLi گفت:

    ركسانا جون اين رمان در سايت ٩٨ لاو هست…اَ نظر من رمان قشنگي نبود…حيفِ وجه اين سايت عالي رو با همچيني رماني خراب كنيم:|||

    [پاسخ به این نظر]

  • صبا شکوری گفت:

    با سلام و خسته نباشید
    ممکنه دوستان لطف کنن و چند تا کتاب خوب و پرمحتوا معرفی کنن.
    فقط قدیمی نباشن
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • ایناز گفت:

    هق هق اینطوریه نه حق حق
    اذیت اینطوریه نه عذیت
    حسرت اینطوریه نه حصرت

    [پاسخ به این نظر]

  • sahra گفت:

    من12 صفه خوندم دیدم داره به شعورم توهین میشه ولش کردم
    داستانش خیلی سطحیه کاش نویسنده وقت بیشتری میذاشت

    [پاسخ به این نظر]

  • m.z گفت:

    تقلید نکردین مهدیه جون ؟
    چون من این رمان و قبلا با یه اسم دیگه و صفحه های خیلی بسشتر از این خوندم ورمان شما تقریبا خیلی مثل اون بود ….

    [پاسخ به این نظر]

  • مهیه گفت:

    ای بابا یه خلاصه خوب بزارید دیگه یعنی چی یه قسمت از رمانو گذاشتید……….

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۵ ق.ظ:

    رمانایی که برامون ارسال میشه خود نویسنده بهمون خلاصه میدن و ما هم خلاصه ای غیر از اون نداریم . و اگه خلاصه ندن یا کم باشه قسمتی از متن رمان رو مجبوریم بذاریم . اگه کسی خونده خلاصه کامل تری بده .

    [پاسخ به این نظر]

  • GHAZAL.A گفت:

    سلام
    اول از همه ممنوووون نگاه جون که وقت پر ارزشتو واسه آپ کردن این سایت همه چی تموم میزاری.
    و تشکر از نویسنده که فک کنم تازه کار باشن باتوجه ب این رمان
    خانم مهدیه محمدی از نظر من بهتر بود از خلاقیت بیشتری برای موضوع و اتفاقات و شخصیت های داستان استفاده می کردین
    این رمان به غیر از موضوع تکراریش میتونست خوب باشه اگر روند داستان این همه تند نبود .
    راستی اراد خانواده نداشت؟ عمه قرار بود یه هفته بمونه خونشون پس اون همه اتفاق تو یه هفته افتاد؟؟
    و در اخر ” هستن کسایی اطراف ما که میخوان خوشبختی مارو ببینن، این که از حرص و حسد اطرافیان برای نشون دادن اوج خوشبختی استفاده کنیم , نوشته ما ممکنه از نظر خیلیا قابل قبول نباشه”
    بازم تشکر از زحماتتون

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۶ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ لطف دارید .

    [پاسخ به این نظر]

  • نانا گفت:

    چرا نظرمو حذف کرديد

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۹ ق.ظ:

    کدوم ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • نوچ گفت:

    هق هق با ه دوچشمه نه با ح !!!! :/

    [پاسخ به این نظر]

  • رکسانا گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشید لطفا رمان مخاطب خاص من رو در سایتتون قرا بدبد

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۰ ق.ظ:

    سلآم . پیداش نکردم . لطفا منبع یا اسم نویسندشو بگید .

    [پاسخ به این نظر]


  • web statistics