دانلود رمان قشاع جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان قشاع - www.negahdl.com

دانلود رمان قشاع جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان قشاع - www.negahdl.com

دانلود رمان قشاع – www.negahdl.com

دانلود رمان قشاع جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته نیلوفر قائمی فر

نویسنده رمان روز نودوسوم..تب داغ گناه

درخواستی دوستان

 متن رمان مشکل داشت ویرایش و ساخته شد دوباره دانلود کنید

خلاصه: هونیا زنی که انگشت اتهام برادر شوهر تازه از سفر برگشتش به طرف اونه ومنتظر توضیحی برای تمام اتفاقاتی که….پایان خوش

قسمتی از رمان:

امیرعباس مثل برادرشوهرم جلوم نایستاده بود مثل یه بازجو بود،چرا همه تموم مسئولیت و همّ و غم منو سپردن دست این؟!چرا جز امیرعباس هیچکس دور و برم نیست؟!انگار این یه امر عادیه که داره منو میپاد!!بدجوری معذبم..تنم عین بید از درون می لرزید ولی محکمی خودم رو حفظ کرده بودم،من هونیام نمیشکنم…

با اون صدای بم و پرطنینش که وقتی حرف می زد توی دل آدم می لرزید از قدرت صداش گفت:
امیرعباس_منتظرم..تعریف کن «پرسشگرا نگاهش کردم،عصبی ولی با صدای آروم گفت» بعد از چند سال از کانادا اومدم یه برادرم به قتل رسیده یه برادرم هم تو تصادف مرده..قاتل برادرم معلوم نیست کیه!بهترین رفیق دوران بچگیم تو زندانه یکی میگه چکش برگشت خورده یکی میگه ازش بخاطر چیز دیگه ای شکایت کردن..خواهر همین رفیقی که میگم شده زن برادرم «با حرص و خشم تو چشمام نگاه کرد و حرفشو ادامه داد» که سه ماهه عروسه و شش ماهه بارداره..خواهرم شوکه و افسرده ست..اون بیرون ارشیا زل زده به زنش و زنش هم خون گریه میکنه..چی باعث شده عشقشون رو میز دادگاه لنگ دو تا امضاء و یه خطبه ی طلاق باشه؟! «با خشم و کنجکاوی نگاهم کرد و گفت» بابای من تو فاصله ی سه ماه دو تا جوون از دست داد بعد بابای تو کمرش شکسته!!!مادرت بی قرارتره،چرا همه مشکوک نگاهت میکنن؟!چه بلایی سر این دو تا خونواده اومده؟!پر از نسبت و نسب شدن..به هم خوردن و شکستن..دارم دیوونه میشم هرجای این نسبت ها یه معماست یه گره ست..هونیا چی شده؟!من از چی بی خبرم؟!…

 

تعداد صفحات: 421 صفحه پی دی اف، 1584 صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل: www.negahdl.com

منبع تایپ: وبلاگ باغ رمان

انجمن نگاه دانلود عضو شوید

 

 

 

 

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۱۲) دیدگاه برای “دانلود رمان بی تو هرگز جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • pari گفت:

    نه خوب نه بد…میتونست بهتر باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • parastoo گفت:

    ای بابا بجای حرفایی که به رمان ربطی نداره یه نظر درست بدید ببینیم رمانش قشنگه یا نه…البته با توجه به رمانای نویسنده فکر کنم مثل همیشه خوب باشه…ممنون نگاه و شادان جون…

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۹ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    رمان قرار نبود فقط اسماش عوض شده ترسا شده رزا ارتان شده پندار بخدا خلاقیت چیز خیلی خوبیه خسته نشدید از تقلید کردن

    [پاسخ به این نظر]

  • haddiss گفت:

    واااااییییی خدای من…..چقد کوچولو موچولو بود …زودی تموم شد فقط 2ساعت طول کشید…خخخخخ جالب بود ولی سرعت رمان بالا بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Taraneh گفت:

    سلام پایانش خوبه یانه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۸ ق.ظ:

    پایانش خوبه .

    [پاسخ به این نظر]

  • شکیلا گفت:

    سایتتو عالیه من همیشه رماناشو دان میکنم ولی خدایی بعضی رمانا خیلی بی محتوا مسخرن ک دوست داری نویسندشو بزنی ولی بازم خیلی سایتتو ن عالیه

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۹ ق.ظ:

    لطف دارید .

    [پاسخ به این نظر]

  • آبان دخت گفت:

    خیلی ببخشید اینو میگما ولی چرا جدیدا اخر این رمانا اینقد چرت تموم میشه رمان 100 تا 150 صفحه ای بنویسید ولی جذاب باشه مث رمان زمزمه های مرموز عشق که خیلی قشنگ بود من به دوستامم داده بدم همه خوششون اومده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • پریا گفت:

    نگاه جون دیگه به انجمن سر نمیزنی؟

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۶:۵۳ ب.ظ:

    چطور ؟

    [پاسخ به این نظر]