دانلود رمان مرد من pdf،اندروید،جاوا،ایفون | نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

      دانلود رمان مرد من pdf،اندروید،جاوا،ایفون

      نویسنده : shadan
      ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
      بازدید : 42,620

      دانلود رمان مرد من pdf،اندروید،جاوا،ایفون

      دانلود رمان مرد من - www.negahdl.com

      دانلود رمان مرد من – www.negahdl.com

      دانلود رمان مرد من pdf،اندروید،جاوا،ایفون

      نوشته yegane☻ کاربر انجمن نودهشتیا

      مرد من قصه ی ازدواج دو فرهنگ با عقاید مختلفه…داستان از زبان سوم شخص روایت میشه تا تمام جزئیات و حالات توصیف بشه.  اینکه این دو نفر با این همه تناقض میتونن با هم ادامه بدن یا اینکه هر کدوم سر از زندگیه قبلشون در میارنو باید خودتون بخونین.

      ماه من!
      غصه اگر هست، بگو تا باشد!
      معنی خوشبختی،
      بودن اندوه است …!
      این همه غصه و غم، این همه شادی و شور
      چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند
      همه را با هم و با عشق بچین …
      ولی از یاد مبر؛
      پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا
      و در آن باز کسی می خواند؛
      که خدا هست، خدا هست
      و چرا غصه؟! چرا؟!

      قسمتی از داستان:
      صدای وحشتناک برخورد دو کاپوت او را به خودش اورد صدای سر سام اور ضبطش را پایین کشید عینکش را بالا
      داد و گردنش را مثل غاز بالا برد. با دیدن پراید له شده ی جلویش پوزخندی زد و در دل گفت: پراید هم شده
      ماشین؟ با صدای جیغ دختری که با مشت روی کاپوتش میکوبید شیشه اش را پایین داد و با خونسردی گفت:
      جانم؟
      دختر با حرص گفت: مگه کوری؟ خیابونه یه طرفه رو با نهایت خونسردی میای داخل شاخ به شاخ به ماشین من
      میزنی زحمت پایین اومدن به خودت نمیدی اونوقت میگی جانم؟
      -: عزیزم اینقدر حرص نخور موهات میزیزه، برات خوب نیس ماشینتم الان زنگ میزنم بیان ببرن برات درستش
      کنن قول میدم از اولشم بهتر بشه.
      همانطور که موبایلش را از کیفش در میاورد گفت: نخیر لازم نکرده الان زنگ میزنم افسر بیاد.
      حس خطرش گل کرد فوری از ماشین پیاده شد و با حرکتی ضربتی موبایل را از دست دختر بیرون کشید، اب
      دهانش را فرو داد و با خونسردی تصنعی گفت: چقدر بنویسم؟
      دختر با تعجب چند بار پلک زد و گفت: چیو چقدر بنویسین؟
      دستش را در جیب پالتویش کرد و دسته چکش را در اورد و ان را جلوی چشم دختر چند بار تکان داد : چقدر
      بنویسم تا جبران خسارت بشه و راضی بشین؟

      تعداد صفحات: 386 صفحه پی دی اف ، 1921 صفحه پرنیان

      رمز فایل:www.negahdl.com

      منبع تایپ: رمان مرد من | yegane☻ کاربر انجمن نودهشتیا

      Google plus
      قسمت دانلود
      این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم:
      توضیحات

      در صورتی که این رمان را دوست داشتیداز گزینه توصيه کنيد استفاده کرده تا به ديگر دوستان در انتخاب رمان کمک کنيد.

      دانلود jbook

      دانلود arabicreader

      دانلود adobe reader اندروید

      دانلود winrarکامپیوتر

      دانلود winrarاندروید

      - فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا, فايل apk براي موبايل و تبلتهايي با سيستم عامل اندرويد, فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل ايفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد

      - باز شدن epub در اندرویددرصورتي که برنامه ي moon reader يا jbook درگوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد

      - فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در ان نصب شده باشد

      - نکته ي اخر وقتي کنار فايل نوشته شده زيپ zip يعني بايد فايل استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara درکامپيوتر استخراج صورت ميگيرد
       
      این پست 1 سال پیش توسط shadan ارسال شده:
      شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .
      QR code
      دیدگاه کاربران
        maya در سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵ گفته :

        سلام نویسنده عزیز
        من خودم دختری هستم که یک رکعت نمازم قضا نمیشه چادری نیستم اما این دلیل نمیشه که بهشت بهم حرومه
        من متوجه شدم که شما میخواستید حرمت چادر رو بالا ببرید افرین به این نوع فکرتون اما احساس نمیکنید ترویج فرهنگ اسلامی به دقت بیشتری نیاز داره ؟ اگر قرار باشه چه خواسته و چه ناخواسته به اعتقادات دیگران توهین کنیم تا بتونیم درباره نظرات خودمون صحبت کنیم هم معروف رو به خطر انداختیم هم جایی برای نهی از منکر باقی نمیگذاریم
        گلم در یک کلمه چهره زیبایی از یک بانوی محجبه تصویر نکردی
        امیدوارم با مطالعه و ممارست بیشتر نوع نگاهت به جامعه ای که داری توش زندگی میکنی عوض بشه
        و یک انتقاد شدیدتر اینکه فرزند یک جانباز و یا یک شهید ارجمند هرگز تاکید میکنم هرگز به هیچ احدو ناسی سرکوفت بودن پدر عزیزش در جبهه های جنگ رو نمیزنه چه بسا که معصومه توی ماشین ارمیا این کار رو کرد
        تمام فرزندان شهید اینو اموختن که صبر و بردباری یکی از خصیصه های انسانیته و همینطور رفتن پدر یا برادرشون به جبهه رو وظیفه اونها میدونن ای کاش حرفهای معصومه درباره مرتضی از زبان شخص دیگری شنیده میشد

        [پاسخ به این نظر]

        Parisa در شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ گفته :

        روند داستان بیش از حد تند بود
        اصن معلوم نشد چرا یهوی اینقد ارمیا عوض شد
        تادوخط مینوشت یهویی مرفت چند سال بعد
        به نظر من بیشتر باید از حال و هوای هرکدوم از شخصیا میگفت
        ای کاش از زبان اول شخص استفاده میکرد مثل رمان اسطوره که از زبان قهرمان های داستان روات میشه
        موضوع جالبی بود ولی بهتر باید نوشته میشد
        به نظر من نیاز به یه ویرایش داره

        [پاسخ به این نظر]

        Nayer در دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۴ گفته :

        سلام و خسته نباشید
        دوست عزیز میشه خوهش کنم رمان جنون بی قانون رو بزارید ممنون میشم

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

        سلام..ممنون…امشب میگذارم

        [پاسخ به این نظر]

        rose در سه شنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۴ گفته :

        سلام دوستان
        خسته نباشید من یه رمان از سایت خودتون دانلود کردم که راجع به یه پسریه که خانوادش از بچگی باهاش رفتار بدی داشتن و اون با مادر بزرگاش که به یکیشون بی بی میگفته بزرگ میشه تا اینکه با یه دختر اشنا میشه و بهش علاقه مند میشه دختره هم به پول نیاز داشته و پسره بهش پیشنهاد میده که با اون ازدواج کنه…. در حالی که پسره دوستش داشته اخرش هم دختره عاشقش میشه اخر داستان هم معلوم میشه پسره یه برادر ناتنی هم داشته …..فکر کنم اسم پسره هم کیانمهر یا همچین چیزی بود میشه اسم رمانو یکی به من بگه؟؟؟ خواهش؟؟؟؟؟/

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۴ ۶:۰۹ ب.ظ:

        سلام…من که چنین رمانی نخوندم هرکس میدونه اسمش چیه به دوستمون کمک کنه

        [پاسخ به این نظر]

        homa پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۲ ب.ظ:

        @rose,
        اسمش(جایی نرو) هست

        [پاسخ به این نظر]

        rose در سه شنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۴ گفته :

        سلام خسته نباشید من یه رمان از سایت خودتون دانلود کردم که راجع به یه پسریه که خانوادش از بچگی باهاش رفتار بدی داشتن و اون با مادر بزرگاش که به یکیشون بی بی میگفته بزرگ میشه تا اینکه با یه دختر اشنا میشه و بهش علاقه مند میشه دختره هم به پول نیاز داشته و پسره بهش پیشنهاد میده که با اون ازدواج کنه…. در حالی که پسره دوستش داشته اخرش هم دختره عاشقش میشه اخر داستان هم معلوم میشه پسره یه برادر ناتنی هم داشته …..فکر کنم اسم پسره هم کیانمهر یا همچین چیزی بود میشه اسم رمانو یکی به من بگه؟؟؟ خواهش؟؟؟؟؟/

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

        سلام…ممنون…نخوندم…کسی اگه میدونه بگه

        [پاسخ به این نظر]

        ریحان در پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون خسته نباشید ..من دنبال یه رمان که از سایت خودتون دان کردم ولی هرچی میگردم پیداش نمیکنم درمورد یه خانوم که بود که دختر بچه داشت پ از مادر شوهر پیرش مراقب میکرده و اتگار شوهرش قبل از مرگ چیزی رو از چندتا خلاف کار مخفی کرده که اونا هم دنبالشن و پلیس هم به خاطر بدهی دنبالشبود اما این بین به یه سرگرد برخورد میکنه که فک کنم اسمش ایلیا بو د و ماجرای بعدش …اسمش رو میدونین ؟؟؟؟؟

        [پاسخ به این نظر]

        میترا پاسخ در تاريخ آبان ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۶ ب.ظ:

        سلام عزیزم فکر کنم اسم رمان در آغوش باد نوشته ی نیلا بود

        [پاسخ به این نظر]

        atefeh در دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        بی نظیر بود

        [پاسخ به این نظر]

        ati در دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        به زحمت تونستم نصف رمانا بخونم.اصلا خوشم نیومد .من رمانای زیادی خوندم که نویسندش با اینکه شخصیتهای اصلی رمانش مانتویی بودن .ولی ارزش واحترام خانومای چادری را هم به خوبی حفظ کردن .ولی در این رمان به معنی واقعی به هر چی دختر مانتویی بود توهین کردن انگار فقط چادر ملاک پاک بودنه و باعث رفتن به بهشته.دخترمانتویی و شاد داستان که در طول رمان هیچ کار بدی نکرده بودخیر سرش خدارا باور کرده سریع چادری شده و عذاب میکشید و توبه میکرد که خدا به خاطر کوتاهیش در پوشش و …ببخشدش . اصلا خوشم نیومد.

        [پاسخ به این نظر]

        پریسا در شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        واقعا رمان جالبی نبود ارزش خوندن نداشت نمی خوام به نویسنده توهین کنم ولی من دارم وقت می ذارم سر رمان حد اقل یه جیزی بنویسه که منطق جور در بیاد یعنی اون دختره چطوری به ایمان کامل رسیده و ارزش ایمان درک کرده در حالی که نمی دونه صیغه ی دختر باکره بدون اجازه پدر باطله من که مذهبی نیستم با این وجود حاضر نمیشم طرف عشقمم باشه صیغش بشم مثله صیغه نیس مسئله اعتقادس حالا بکذریم که الکی الکی به ارمیا جواب بله داد اخرشم مسخره تموم شد بی هدف احساسات توش بخوبی معلوم نبود قشنک توضیح نمیداد نوع نوشتنشم گنگ بود از این شاخه به اون شاخه یهو وسط نمی فهمیدی طرف کیه بد بود

        [پاسخ به این نظر]

        پری در شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        واقعا جالب نبود اکه نویسنده میخواد رمان مذهبی بنویسه باید توجه کنه صیغه دختر باکره بدون اجازه پدر باطله بعدشم من که دختر مذهبی هم نیستم حتی حاضر نیستم پنهانی با عشقم صیغه کنم مکه میشه ادم به اون درجه از ایمان برسه بعد اینطوری زندگی کنه و در اخرم کاملا بی معنی و بی هدف بود رمان

        [پاسخ به این نظر]

        نگار در چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        نگاه جون میشه اسم اون رمانه که «دختره توش یه برنامه‌سازه و پسره هم پلیسه اسمش یاسره» رو بگی؟ ممنون میشم 🙂

        [پاسخ به این نظر]

        fateme پاسخ در تاريخ تیر ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۴:۰۰ ق.ظ:

        @نگار,
        غزیزم اسمش مانده ام دفع ات کنم یا جذب هست

        [پاسخ به این نظر]

        لیلا در دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        سلام.میشه ازتون خواهش کنم رمان ستاره پنهان و رمان تمام قلبم مال تو را با فرمت apk بگذارین.ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

        سلام خیر ..نویسنده ها اجازه ندادن…خواهش

        [پاسخ به این نظر]

        هلیا در پنج شنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        سلام رمان قشنگیه توصیه میکنم بخونین محششششششره
        ممنون از سایت خوبتون

        [پاسخ به این نظر]

        زهرا در چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        خدای من اصلا با دل و عقلم همراهی نکرد
        اولش خیلی خوب بود تا به اونجاییکه با ارمیا ازدواج کرد فکر میکنم خیلی احمقانه و بد بود..این چه دوست داشتنی بود کدوم عقل و دلی میپذیره اینو که محرم کسی باشی و بعد به خواستگارت جواب مثبت بدی بعدشم بعد چند ماه سریع عاشق هم بشید ..منه انسان واقعی اگه شکست عشقی بخورم تا یکسال حتی به کسی نگاهم نمیکنم چ برسه به اینکه برم ازدواج کنم..حالا این خانم هم با خدا بوده هم افتاب مهتاب ندیده و هم عاشق.. اصلا این چه وضعیه این قضیه خیلی روی من تاثیر بد گذاشت اینکه پدر خانواده از دخترش و سهیل نپرسه شما کارتو ن به کجا رسید چرا محرم شدید اصلا چیشد …فقط گفت من نپرسیدم و نخواستم..متاسفم اما من از اونجاییکه با ارمیا ازدواج کرد و چند صفحه بعدش دیگه نخوندم خواهش میکنم به فکر خواننده هم باشید من انتظار داشتم با سهیل ازدواج کنه ..درسته رمان بود اما رمان باید با واقعیات هم نزدیک باشه که خواننده فکر نکنه به شعورش توهین شده هر تخیلی و هر رویا پردازی ذهتی قابل نوشتن نیست..لطفا دقت کنید تو نوشتن و شخصیت پردازی…امیدوارم نویسنده محترم دقت بیشتری کنن حیف بود رمانشون که اینجوری به این افتضاخ تموم شد

        [پاسخ به این نظر]

        RAHA در یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        ممنون قشنگ بود

        [پاسخ به این نظر]

        نازنین زهرا در چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام واقعا رمان زیبایی بود ممنون ازنویسنده واز شما

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

        سلآم . خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        sourena در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام. نگین خانم رمان همکارم میشی عالیه. همچنین بگذار آمین دعایت باشم. فوق‌العاده هستن

        [پاسخ به این نظر]

        mobina در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام دوستان میشه یه رمان پلیسی ــ عاشقانه معرفی کنین؟
        و یه چیز دیگه یه رمان بود که موضوعش از این قرار بود:دختری که توسط چند نفر اذیت میشده و پلیسی به نام بردیا مسول پرونده میشه تا این که این دختر رو میدزدن و آزارش میدن و…
        لطفا اگه کسی اسمشو یادشه بگه
        ممنون از سایت خوبتون

        [پاسخ به این نظر]

        negin در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جان رمان خوبی بود فقط من یه رمان میخواستم ک مثه رمان ” حصار تنهایی من ” باشه اگه میدونین رمانی معرفی کنید یا دوستان لطف کنن معرفی کنن

        [پاسخ به این نظر]

        مهدیه در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        این رمان عالیه پیشنهاد میدم بخونید پشیمون نمیشید

        [پاسخ به این نظر]

        fateme در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام شادان جووون
        خوشه چیه ارزش داره بخونم یا نه البته هر رمانی ک شما بزارید قطعا ارزش داره(مدیونی فکر کنی پاچه خواری میکنماااا:/)

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۱ ب.ظ:

        سلآم . اوه ! دیگه در اون حد من نمیتونم چیزی بگم . اولا سلیقه ها متفاوته و ثانیا من اصلا وقت نمیکنم بخونم رمانو . پایانو هم از خوندن دو خط آخر رمان میگم .

        [پاسخ به این نظر]

        fateme در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        خوشه چیه?
        زیاد بزار رمان جدیدن بیکار شدم زیاد میخونم ب غیر از سایت شما نمیتونم جایه دیگه برم
        اه چیکار کردید با من شما
        هههه کلا مرسی شادان جونو نگاه جون

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۱ ب.ظ:

        یعنی پایانش ناراحت کننده نیس . خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد