دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی جاوا،ایفون،اندروید،pdf،تبلت | نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

      دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی جاوا،ایفون،اندروید،pdf،تبلت

      نویسنده : shadan
      ۲۰ خرداد ۱۳۹۴
      بازدید : 44,802

      دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی جاوا،ایفون،اندروید،pdf،تبلت

      دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی - www.negahdl.com

      دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی – www.negahdl.com

      دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی جاوا،ایفون،اندروید،pdf،تبلت

      نوشته zed-a کاربر انجمن نوهشتیا

      درخواستی دوستان

      درباره ی داستان :
      بهار به دلایلی از پلیس فراریه اما سرنوشتش با یکی از اونا رقم میخوره.
      ******
      خلاصه :
      اپیزود اول ؛بهار ،هفت سال پیش مرتکب خطایی میشود.خطایی که دو دوست نوجوانی اش هم در آن دخیل هستند.خطایی که جـــبرانی ندارد.خطایی که یک خط بطلان روی تمام آینده و آرزوهای بهار میکشد.
      اپیزود دوم ؛بهار از دوستانش جدا میشود و سعی میکند گذشته را فراموش کند.تا حدودی هم موفق میشود.زندگی خودش را دارد.روزمرگی هایش را .مثل یک “دختر” عادی.
      اپیزود سوم ؛ماه همیشه پشت ابر نمیماند!با ورود سرگرد سید امیر احسان حسینی به زندگی بهار؛همه چیز بهم میریزد….نمیدانم؟!شاید هم برعکس،همه چیز مرتب میشود…
      ******
      مقدمه :
      عاشقان بهم میرسند اگر خطا کنند . . . . . . قوانین هندسی خداکند به عهدشان وفا کنند !!

      “تا تلاقی خطوط موازی “
      از بچگی یاد گرفتیم؛دوخط موازی هیچگاه بهم نمیرسند.تا ابد هم امتدادشان دهیم؛رسیدنشان محال است.داستان من؛داستان تضادهاست.داستان تقابل عشق و نفرت،سفید وسیاه.
      داستان من تقابل عشق و وجدان است.
      دختر داستان خطا کار است.نفرت انگیز نیست اما خوب هم نیست.حداقل درکنار امیراحسان!….امیراحسان سفیدست…مثل برف…پاک است…برای خودش بروبیایی دارد…بهار برایش از کم هم کم تراست…
      اگربخواهند بهم برسند؛باید خطا کنند.این قانون هندسه است.یکی باید کوتاه بیاید.یکی باید از مسیرش منحرف شود.یا بهار پاک شود(که محال است)یا احسان کثیف شود(که این محال تر است!)
      از کجا آمده بودی.
      این چنین آرام آرام
      از کنار آخرین پنجره که از آن می گذشتم.
      خسته خسته راه رفته بودم.
      تنهایی ام در امتداد دستهایت بزرگتر خواهد شد.
      من اینجا
      تا تلاقی تمام خطوط موازی.
      تا پر شدن صدای قلبم
      به انتظارت خواهم ایستاد
      “شاعر : بانو مریم تاجیک “

      تعداد صفحات: 513 صفحه پی دی اف،2209 صفحه پرنیان

      رمز فایل : www.negahdl.com

      منبع : رمان تا تلاقی خطوط موازی | zed-a کاربر انجمن نودهشتیا

       

      Google plus
      قسمت دانلود
      این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم:
      توضیحات

      در صورتی که این رمان را دوست داشتیداز گزینه توصيه کنيد استفاده کرده تا به ديگر دوستان در انتخاب رمان کمک کنيد.

      دانلود jbook

      دانلود arabicreader

      دانلود adobe reader اندروید

      دانلود winrarکامپیوتر

      دانلود winrarاندروید

      - فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا, فايل apk براي موبايل و تبلتهايي با سيستم عامل اندرويد, فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل ايفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد

      - باز شدن epub در اندرویددرصورتي که برنامه ي moon reader يا jbook درگوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد

      - فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در ان نصب شده باشد

      - نکته ي اخر وقتي کنار فايل نوشته شده زيپ zip يعني بايد فايل استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara درکامپيوتر استخراج صورت ميگيرد
       
      این پست 1 سال پیش توسط shadan ارسال شده:
      شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .
      QR code
      دیدگاه کاربران
        نفس در پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵ گفته :

        بدون شک و اغراق یکی از بی نظیرترین رمانهاییه که خوندم میتونم به جرئت بگم هم تراز رماه های مودب پور. به خاطر قلم روان و جذابش.یه حس امنی به آدم منتقل میشه با خوندنش. امیراحسان و بهار یه شخصیت عالی داری. هر کی نخونه از دستش رفته. رمان های زکیه همیشه بی غیب و نقصه.

        [پاسخ به این نظر]

        دختر آلمانیــــــــــــ در دوشنبه ۰۸ شهریور ۱۳۹۵ گفته :

        یعنی فقط میتونم بگم محشر بود!بهترین رمانی بود که تابه حال خوندم! عاشق امیراحسان شدم خیلی خوب بود.
        صحنه مورد علاقمم اون جایی بود که امیراحسان یه لحظه کنترل خودشو مقابل زیبایی بهار ازدست داد یعنی عالی بود اون صحنه!
        تشکر از نویسنده این رمان زیبا

        [پاسخ به این نظر]

        *مهسا* در شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ گفته :

        سلام من دنبال رمانی مثل این هستم واقعا عاشقش شدم هم.پلیسی باشه هم عشقی و منطقی میشه چندتا رمان مثل این بهم معرفی کنید واقعا دنبالشم ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        رادوین... در یکشنبه ۰۳ مرداد ۱۳۹۵ گفته :

        خیییییییییییییییییلییییییییییییییییییی رمان قشنگیه…واااااااااااااقعاااااااااااااااااا عااااااااااااااااللللللییییییییییه….حتما بخونینش..ممنون از نویسنده عزیز.

        [پاسخ به این نظر]

        Zaynab در سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ گفته :

        بسیار عالی ،زیبا وفوق العاده بود خسته نباشید

        [پاسخ به این نظر]

        ساناز در یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵ گفته :

        بهترین رمان ایرانى بود.اول اینکه اتفاقات و عکس العمل ها با منطق پیش مى رفت .حتى افکار نقش اول رمان هم با منطق جور در میومد و این به واقعى نشون دادن داستان کمک مى کرد و کاملا مى تونستى خودتو جاى اون نقش بگذارى و دوم اینکه در تمام قسمت هاى داستان کشش و جذابیت وجود داشت و اصلا خسته کننده نبود. سوم اینکه رمان با سوژه جدیدى بود.ببخشید نظرم طولانى بود. به همه دوستان رمان خونم پیشنهاد مى کنم که حتما بخونن. عالى عالى عالى عالى .به دل من که خیلى نشسته.مرسى از نویسنده داستان به خاطر خلق این داستان و لذتى که از خوندن رمان بردم و مرسى از سایت نگاه که به راحتى میشه داستان ها رو دانلود کرد

        [پاسخ به این نظر]

        negin در جمعه ۱۱ تیر ۱۳۹۵ گفته :

        خیلی عالیی بود لطفارمان همین سبک بازم بزارید لطفا که پسر پلیس باشه

        [پاسخ به این نظر]

        mahlaqa در پنج شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵ گفته :

        رمان بسیار ضعیفی بود شخصیت بهار واقعا اخسته کننده بود..من بسیاری از ص های رمان رو نخوندم

        [پاسخ به این نظر]

        Mah در سه شنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۵ گفته :

        سلام یه رمان بود که دختر داستان از امریکا برگشت ولی پدرش دوسش تداشت برای،همین از پدرش فرار کرد رفت پیش شریک باباش که نامزد دختر عموش هم بود. پسر داستان دخترو فراری داد اردبیل پیش پیرمرد پیر زنی بعد مجبور شدن ازدواج کنن… دختر داستان تو امریکا در مدرسه شبانه روزی درس میخوند… بعد از ازدواج دختر فهمید که دختر عموش خواهرشه و ازدواجش باطل… کسی اسم رمان رو میدونه ??????

        [پاسخ به این نظر]

        گلناز پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۵ ب.ظ:

        @Mah, اسمش ناگفته ها هستش

        [پاسخ به این نظر]

        یاس در یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ گفته :

        خیلی رمان قشنگی بود خیلی هم نویسنده قشنگ نوشته میون این همه رمان که نصفه ولش کردم این عالی بود

        [پاسخ به این نظر]

        الهام در پنج شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۵ گفته :

        عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی

        [پاسخ به این نظر]

        الهه در سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ گفته :

        حرف نداره عالیه این رمان من با اینکه خوندمش بازم یه قسمتاشو مرور میکنم عاشقشم خیلی عالی نوشته شده اصلا هم موضوع تکراری نیست

        [پاسخ به این نظر]

        Niu در شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۴ گفته :

        یه مقدار ضعیف بود. چون اونجور که توی داستان نشون میداد گروه شاهین یه گروه خلاف کار خیلی حرفه ای بودن ولی بعضی قسمت های داستان مثلا وارد کردن سه تادختربچه ی بی تجریه به گروه و بعدش به راحتی ازاد گذاشتنشونو…خب یه خرده دور از ذهن بود. از طرفی هم شخصیت این مرده امیر احسان خعلیییییی رو اعصاب بود لامصب!!! فقط شاهین توشون ادم حسابی بود که اونم اخر داستان… :||

        [پاسخ به این نظر]

        maryam پاسخ در تاريخ تیر ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۳:۴۲ ب.ظ:

        @Niu, هه واقعا متاسفم که شخصیتی به این خوبی از نظر شما رو اعصاب بوده و یه آدم خلاف کار و بی قیدوبندی مثل شاهین آدم حسابی
        تعریف شما از آدم حسابی چیه؟از نظر من این دوتا شخصیت اصلا قابل مقایسه نیستن

        [پاسخ به این نظر]

        Rima در شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ گفته :

        نگاه جون مرسی از زحمتت و سایت قشنگت
        بیزحمت ب این نویسنده بگید بازم بنویسن رمان

        [پاسخ به این نظر]

        Rima در شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ گفته :

        وای من دیوونه این رمانم .حرف نداره
        حتماااااا بخونید پشیمون نمیشید

        [پاسخ به این نظر]

        Aylara در پنج شنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۴ گفته :

        این رمان و خونده بودم من تا الان همه ی رمانایی که خوندم رو دقیق یادم نیست ولی این رمان هیچ وقت یادم نمیره خییییییییلیییییییی قشنگههههه??????

        [پاسخ به این نظر]

        sepideh در چهارشنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون مرسی از سایت خوبت.
        با تشکر از نویسنده عزیز بابت رمان زیبایش.
        خیلی جاها گریه کردم خیلی قلم شیوایی داشت آدم هیجانزده میشه همش بکوب بخونه تا آخرش وبدونه.شخصیت محمد خیلی معرفتی بود ولی امان از حسامو نسرین.امیر احسان بعضی جاها حرص درآر بود ولی درکل شخصیتش قشنگ بود
        خوبه بعضی از رمانا وجدانمون رو یاد آور میشن دل بنده ای رو نشکنیم ولو خلافکار.و خدا نمیشه از عظمت و بزرگیش نگفت از مهربونیش.کاش بتونیم ایمان داشته باشیم و حفظش کنیم و همیشه توکل کنیم

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۵ ب.ظ:

        سلام عزیزم…خواهش میکنم

        [پاسخ به این نظر]

        trefa در چهارشنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۴ گفته :

        اخ که عجب رمانی بودی یادت بخیر هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه
        توروخدا از این رمانها بیشتر بذارید

        [پاسخ به این نظر]

        تیارا در دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        بخدا عالی ترین رمانی که تو تمام عمرم خوندم بود.
        یعنی از … و … و… و… هم بهتررررررررر !!!!!!!!!!!!!!!
        :)))
        بخونید حتما

        [پاسخ به این نظر]

        سقف در دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        نمره ی من به این رمان 16
        من موقع خوندنش خیلی استرس گرفتم
        بعد از اون همه استرس یهویی رسید تهش… یعنی اخرشو میتونست قوی تر و با احساس بهتری تموم کنه…
        در کل بدلیل اینکه خیلی باز ننوشته بود خوب بود…

        [پاسخ به این نظر]

        trefa در سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام بعد از این رمان هیچی نظرمو جلب نمیکنه تا شروع کنم به خوندنش اگه میشه چندتا مثل این که تکه بهم معرفی کنید لطفا

        [پاسخ به این نظر]

        tina در جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        واااااای بالاخره بعد از مدتهاا ی رمان خوندم ک واقعااا برام جذاب بود..عــــــالیه این رمان ..حیفم اومد ک نظر ندم …هم هیجان داشت هم عاشقونه بود پلیسی هم ک بود ..لوس بازی نداشت ..عاشق شخصیت امیر احسان شدم ..روانیم کرد عوضی 😀 هر کی هم میگه خوب نبود بهتره همون رمانای ابکی ک فقط ماچ و بوسه س داره رو بخونه ..خیلییییی ممنون از نویسنده ی خـــوبش ..و مرسی نگاه جون :**********

        [پاسخ به این نظر]

        trefa در پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        سلام بازم گل کاشتید با گذاشتن این رمان خیلی عالی بود از نویسندش واقعا تشکر میکنم .دوروزه از خواب زدم تا تمومش کنم اخرش بد تموم نشه کاش. هرکس نظر بد میده دربارش رمان خون نیست

        [پاسخ به این نظر]

        ati در سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        رمان خوبی بود و خیلی هم آموزنده و حتما جای نقد داره اما خب من تا جایی که می تونستم روی نکات و جمله به جمله رمان دقیق شدم پسر داستان خیلی مرد خوبی بود و این با عقیده بودنش و با خدا بودنش خیلی خوبه اما فکر کنم یکم اقرار شده تو رفتارش به نظر اینقدر هم آدم نباید خشک مذهب باشه و دباره دختر داستان باید بگم که شخصیت خیلی خوبی داشت اما اتفاقاتی که در گذشته براش پیش اومده بود منو گیچ کرد آخه یک دختر 17 ساله خودش عقلش نمیرسه چی درسته چی غلط و تازه آدم مگه اینقدر تحت کنترل کسی در میاد دختر داستان تازه خیلی هم خنگ نبود مسلما یه چیزایی حالش میشد ولی همینجوری پا گذاشت داخل پخش مواد مخدر در حالی که خیلی هم ضایع بود اما خب در کل محتواش خوب بود و قلم نویسنده خیلی رمان رو خوب جلوه داد.
        امیدوارم که نقدم نویسنده رو ناراحت نکرده باشه تنها می خواستم نظرمو بگم:)
        خیلی ممنون از نگاه عزیز و نویسنده به خاطر زحماتشون♥

        [پاسخ به این نظر]

        rima در جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        دستتون درد نکنه خیلی خیلی خیلی عالی بود .واقعااااااا محشر بود .یه رمان خیلی خوشگل وکامل.واقعا باید به نویسندش خسته نباشید گفت.امیدوارم رمان های بیشتری بنویسن چون خیلی قلم خوبی دارن.بازم ممنون بابت این سایت قشنگ ونگاه جون

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

        خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        ریحانه در دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        ممنونم اما خیلی خوب میشدکه کنارخلاصه تمامی رمان هاتون زانرهاشم مینوشتین که مثلا یه کمدی عاشقانست یادرام عاشقانه
        .
        .
        وببخشیدمیخواستم به من رمان هایی که بیشترکمدی وعاشقانه باشن رومعرفی کنیدممنون میشم

        [پاسخ به این نظر]

        sara در چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        واااااااي عالی بود عاشقشممممممممم اصن.
        من همه رماناي این سايتو میخونم. عالی بود اصن.

        [پاسخ به این نظر]

        تلخک در سه شنبه ۰۲ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        برای توصیفش تنها یک کلمه میتونم بگم
        “ممممممححححححشششششرررر”
        با تشکر از سایتتون

        [پاسخ به این نظر]

        آلاله در دوشنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        یک رمان عالی….یک عاشقانه ى هیجان انگیز…یک دوراهی ای که واقعا دوراهی بود!عشق ناب امیراحسان….وای خدا اونجاش ک میخواد پنهانکاری کنه….وای وای که چقدر این داستان منو تحت تاثیر قرار داد….مرسی از نویسنده ى با استعداد مرسی از نگاه*

        [پاسخ به این نظر]

        shamim در دوشنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        رمان قشنگی بود ولی اگه دنبال یه رمان عاشقانه هستین نخونیدش.بیشتر جنایی بود تا عاشقانه

        [پاسخ به این نظر]

        narges در دوشنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        عالی…مث خیلی رمانا توصیفا و توضیحات الکی نداش فوق العاده به واقعیت نزدیک بود…انگار واقعا داشتی دفترچه خاطراتشو میخوندی…نمیدونم از نظر دوستان هیجان چیه؟لابد صحنه های+18!!!من که بعد مدت ها لذت بردم.مرررسی نگاه جون.

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۸ ب.ظ:

        خواهش میکنم عزیزم

        [پاسخ به این نظر]

        تلخک در یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        اون طوری که از نظرات میبینم به نظر رمان عالی میاد امیدوارم امیدم ناامید نشه

        [پاسخ به این نظر]

        اتوسا در یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        خيلي قشنك بود

        [پاسخ به این نظر]

        mahtab در شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        خیلی عااااااااااااااالی بود…..از خیلی از نویسنده ها که الکی معروف شدن بهتر بود….تبریک به نویسنده …

        [پاسخ به این نظر]

        مهسا در شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        ممنون خیلی رمان پر هیجانی بود.میشه بقیه رمان های این نویسنده رو معرفی کنید.

        [پاسخ به این نظر]

        فاطمه در پنج شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        نمیشه یبارم تو این رمانا خلافکاره عاشقه دختره هم عاشقش بشه حتمن باید یه پسرخوب و سربه زیر باشه رمانش خیلی خوب بود ولی کاش جوردیگه میشد که شاهین واین دختره احمق بهار باهم باشن حالم به هم خورد ازشخصیت بهار خیلی گیر بودا نویسنده عزیز رمانت عالی بود ولی کاش یبارم تضادباشه تورمانای ایرانی یه خلافکارباشه دختره عشقشوول کنه بخاطرش چه اشکال داره 🙁

        [پاسخ به این نظر]

        nisa در چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        ممنون از سایت خوبتون ولی خدایی بعد از مدتها یه رمان قشنک خوندم.من دوستش داشتم اگه هیجانش بیشتر بود فوق العاده میشد

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

        خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        YASAMAN در چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        من هنوز نخوندمش ولی امیدوارم جالب باشه.ببخشید نگاه جون میخواستم بدونم رمان سیگار شکلاتی رو توی سایت داری؟ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸ ب.ظ:

        نه . هنوز رمان در حال تایپه و تموم نشده . خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        afson در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        Man khosham nayomad.kh kesel bod hich hayajani nadasht

        [پاسخ به این نظر]

        zed-a (نویسنده ی رمان) پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۶ ق.ظ:

        @afson,
        اولا که مرسی که داستانم اینجاعه!اتفاقی سرچ کردم دیدم اووو!! اینجا کلی نقد ونظر داشتم!!!
        هیچکدومش من رو نچزوند جز این نظر!!!!
        ازاونا که خوششون اومد؛سپاسگزارم.از اونام که نقد کوچیکی کردن بازم سپاسگزارم چون با منطق و دلیل حرف زدن هرچند جا واسه دفاعیه داشتم.اما این پیام !!!کاملا مشخصه پدرکشتگی بامن داری!!ببین خیلی بیخود کردی خوندی .همین جوابته.و اگه همخونه ای و مستهجن دوست داری به من ارتباطی نداره که مثل مریضا میای ارزش زحمت منو میاری پایین.
        ★نگاه مرسی.خوشحالم یهو سوپرایز شدم .البته چندتا درخواست واجازه داشتم حتما یکیش شما بودین چون میدونم بدون اجازه رمان نمیذارین★

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۳ ب.ظ:

        خواهش میکنم عزیزم …من اجازه گرفتم ازت با یوزر دوستم نمیدونستی منم…

        [پاسخ به این نظر]

        sahar پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۷:۲۵ ق.ظ:

        \@afson,

        عالی بود

        ولی شاهین چی شد 🙁 واقعا دلم براش سوخت

        [پاسخ به این نظر]

        fatemeh در دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        خوب بود و آموزنده ….
        برای دخترای دبیرستانی فوق العاده ….
        تذکر های قشنگ
        و توصیفات به جا
        در کل دوست داشتنی

        [پاسخ به این نظر]

        ava32 در دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون
        عاللللللی بود_رمان دیگه ای به این سبک وموضوع میشناسین بهم معرفی کنین

        [پاسخ به این نظر]

        مصی در یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون ،بازم ممنون بخاطرزحماتت وهمینطورشماشادان عزیزم،یه خواهشی داشتم اگرممکنه لطف کنید کلیه ی کتاب های خانم آرام رضایی روبزاریدممنون وخسته نباشد

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

        سلآم . خوآهشـ . اگه اشتباه نکنم تمامی رماناشون داخل سایت هست.

        [پاسخ به این نظر]

        شیما در یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        با سلام
        عالی بود, یعنی واقعا از خوندنش لذت بردم
        من خیلی رمان میخونم اما این داستان واقعا قشنگ بود با متنی روان و جذاب.
        فقط دوست داشتم داستان جوری بود ک بهار میتونست یکمی جبران کنه تا امیراحسان انقد شرمنده نشه…
        اما بازم عالی بود, خسته نباشید واقعا

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

        سلآم . ممنون .

        [پاسخ به این نظر]

        zelzele در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام به نگاه عزیزم خسته نباشی آجی
        رمان نثر خوبی داشت ولی اصلا با عقاید هایی که در این رمان بیان شد موافق نیستم و صحیح هم نمیدونمشون
        اولا موقعی که بهار دزدیده شد و امیراحسان گفت که شهید در راه خدا میشه و مهم نیست که خب از نظر شخصی بنده جهاد در راه خدا و شهادت زوری نمیشه و در این رمان بهار دزدیده شد و به میل خودش نبود
        دوم این مورد که از نظر من رفتار های امیراحسان اصلا متعادل نبود و خیلی افراط های بی مورد داشت و به نظر من افراد در دین و نشون میداد و رفتار های محمد خیلی بیشتر به رفتار عادی ی آدم مومن شباهت داشت
        سوم رفتارهای بهار که واقعا رفتارهایش تعریف نشده بود و ثبات نداشت نه مومن بود نه بد بود و واقعا نویسنده نتونسته بود شخصیت خاکستری بهار و به نثر در بیاره
        در کل به نظر شخصی بنده رمان نکته قوتی نداشت و زیبا نبود

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۶ ب.ظ:

        سلآم . ممنون .

        [پاسخ به این نظر]

        دنا در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        Apkخرابه هرکاری میکنم دانلود نمیشه

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

        دانلود کردم مشکلی نداشت .

        [پاسخ به این نظر]

        یاسی در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        اسمش میراث هست

        [پاسخ به این نظر]

        شریفه در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        شاید بتونم بگم بهترین رمانی بود که تا به حال خوندم !! یک دختر دبیرستانی خام که گیر دو تا دوست ناباب افتاده … و فکر میکنه کل دنیا در اون دو تا دوست خلاصه شده و اگه مثل اونها رفتار نکنه دنیا تموم میشه !! ,,, رمان جوری نوشته شده بود که احساس میکردی یک نفر حتما این اتفاقات رو پشت سر گذرونده !!! تمام رفتارای بهار اگرچه نادرست همه طبق شرایطش بوده ,,, و اینکه یک دختر بوده ,,, ما دخترا همه عاقل نیستیم ,,, به هر دلیلی ممکنه پنهان کاری کنیم !! بهار هم یکی ازون ها !!
        فقط بعضی جاها بود که عکس العمل های احسان کمی عجیب به نظر میرسید ,,, از ابهت و جدیت احسان بعیده چنین رفتاری !! کمی لوسانه میشد !! اگرچه من هیچ وقت نمیتونم آقایون رو درک کنم ,,, همیشه انتقاد درباره شخصیت مرد داستان دارم ,,, ولی باز هم به نظرم کمی عجیب مینمود ,,, ممنون از نویسنده !! رمان بسیااااار عالی بود ,,,

        [پاسخ به این نظر]

        فاطمه در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام.خسته نباشی عزیزم .لطفا رمان وحشی اما دلبر از مهلا علی راد را برای اندروید بزار.ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        بانوی مهر در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام شادان جان لینکای دانلود خرابه درستش کنین لطفا

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

        سلآم چک کردم مشکلی نداشتن .

        [پاسخ به این نظر]

        maryam71 در شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        این رمان عالیه…من که واقعا جذبش شدم و با اینکه امتحان داشتم وقت گذاشتم خوندمش!! و پشیمونم نیستم

        [پاسخ به این نظر]

        باران در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جان خوبی عزیزم؟؟
        دلم برات تنگ شده بود خانومی.واقعا باید بهت گفت خسته نباشی بابت این همه زحمتی که برای سایت و کاربرات میکشی.دستت طلا.
        من ایمیلمو عوض کردم فکر نکنم یادت باشه کدوم یکی از کاربرام…واقعا ممنونممممم.میبوسمت خواهری.

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

        سلآم . ممنون . ممنون . خوآهشـ . لطف دارید .

        [پاسخ به این نظر]

        آتریسا در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        مرسییییی خیلی عالی بود دوست داشتم

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

        خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        zhips در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        تا اینجا که خوندم خیلی خوب بود
        ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

        خواهش میکنم

        [پاسخ به این نظر]

        بانوی مهر در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        عزیزم سلام apkخرابه دانلود نمیشه،لطفادرستش کنید مرسی

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۶ ب.ظ:

        سلام …چک کردم لینک سالمه دانلود شد..خواهش میکنم

        [پاسخ به این نظر]

        بانوی مهر در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام apkخرابه دانلود نمیشه،لطفادرستش کنید مرسی

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۳ ق.ظ:

        سلام..لینک سالمه دوباره دانلود کنید..خواهش

        [پاسخ به این نظر]

        بانوی مهر در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام apkخرابه دانلود نمیشه،ممنون میشم درست کنید

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۳ ق.ظ:

        سلام..مشکل از سرور بود دوباره دانلود کنید

        [پاسخ به این نظر]

        نازی در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام خسته نباشید،من مدتهاست دنبال یه رمانی میگردم که دختروپسرداستان مجبورن باهم ازدواج کنند که به خواسته هاشون برسن،دخترداستان میخواد بره خارج پیش مانیا که فکرکنم فامیلشه وبه همین علت مجبوره باپسره ازدواج کنه،از قضا این پسره به دختره از قبل علاقه داشته(قبلا با دوستش پندار در دانشگاه اورا میبیند)ولی بهش نمیگه،تا اینکه زمانیکه دختره میخواد بره خارج فکرکنم پشیمون میشه وبهش علاقمند.اسم داستان یادم رفته اگه لطف کنین بگین سپاس گذارم.

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۸ ب.ظ:

        سلام..ممنون…فکر کنم رمان دو راهی عشق و هوس

        [پاسخ به این نظر]

        m.m.h در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        خیلی زیبا….بله پایانش خوشه

        [پاسخ به این نظر]

        mahshid در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        پایانش خوشه؟؟؟

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۵ ب.ظ:

        مطمئن نیستم . اما فکر کنم خوش باشه .

        [پاسخ به این نظر]

        شبنن در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        من عاشق رمان های پلیسی عاشقانه هستم اما این رمان زیاد جالب نبود

        [پاسخ به این نظر]

        شبنم .. در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        عالی

        [پاسخ به این نظر]

        ماندانا در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        رو دسش نبود…خداوکیلی باورم نمیشه الان تو این دوره رمان خوب پیدا بشه.مرسی نگاه…

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۸ ب.ظ:

        خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        بانوی مهر در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جان رمان آشوبم رو حذف کردین؟

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۹ ب.ظ:

        سلآم . نه . برش داشتم تا نگاه خانوم وقتی تونستن درستش کنن . چون مثل اینکه متنش مشکلی داشت . ایشونم به نت دسترسی نداشتن . دوباره میذاریم فقط یک کم وقت میبره .

        [پاسخ به این نظر]

        Zahra در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام، خسته نباشید
        مرسی از سایت خوبتون…
        من دو سه روز خبرنامه ام قطع شده چکار باید بکنم؟

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۰ ب.ظ:

        سلآم . خوآهشـ . خبرنامه چی ؟

        [پاسخ به این نظر]

        nilma در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جان خسته نباشی
        پایانش خوبه این رمان؟

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۰ ب.ظ:

        سلآم . ممنون . نخوندم اما فکر کنم پایان خوبی داشته باشه .

        [پاسخ به این نظر]

        Sanaz در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        Awli bud

        [پاسخ به این نظر]

        samira در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        این رمان عالیه تقریبا آخراشم ولی گاهی اوقات رفتارای بهار اعصاب آدمو بهم می ریزه

        [پاسخ به این نظر]

        sahar در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون.
        من همیشه هر رمانی که میذارین میخونم رمانات عالی

        [پاسخ به این نظر]

        فهیمه در پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام
        این دمان ارزش خوندن داره هم موضوش جالبه هم قلم نویسنده پر کشش توصیه می کنم بخونید

        [پاسخ به این نظر]

        amineh♡ در چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سپاس گزارم از سایت خوبتون و این رمان زیبا.به جرأت میگم بهترین رمان یکسال اخیر.

        [پاسخ به این نظر]

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد