دانلود رمان وقتی پلیس شدم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت | نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

      دانلود رمان وقتی پلیس شدم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

      نویسنده : نگاه
      ۱۱ خرداد ۱۳۹۴
      بازدید : 49,414

      دانلود رمان وقتی پلیس شدم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

      دانلود رمان وقتی پلیس شدم - www.negahdl.com

      دانلود رمان وقتی پلیس شدم – www.negahdl.com

      دانلود رمان وقتی پلیس شدم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

      نوشته سهیلا حبیبی پور

      خلاصه:

      دختری به نام ستاره که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی پلیس که کلی کل کل، خنده، هیجان، عشق، پلیس بازی و درام رو تو زندگیش میاره و اما بالاخره به هدفی که بخاطرش این همه دردسر رو به جون میخره میرسه یا نه؟با دختر شیطون ما همراه باشین تا بفهمین چی میشه ماجرا!…پایان خوش

      تعدادصفحات” 469 صفحه پرنیان؛174 صفحه پی دی اف

      رمزفایل: www.negahdl.com

       

       

       

      Google plus
      قسمت دانلود
      این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم:
      توضیحات

      در صورتی که این رمان را دوست داشتیداز گزینه توصيه کنيد استفاده کرده تا به ديگر دوستان در انتخاب رمان کمک کنيد.

      دانلود jbook

      دانلود arabicreader

      دانلود adobe reader اندروید

      دانلود winrarکامپیوتر

      دانلود winrarاندروید

      - فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا, فايل apk براي موبايل و تبلتهايي با سيستم عامل اندرويد, فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل ايفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد

      - باز شدن epub در اندرویددرصورتي که برنامه ي moon reader يا jbook درگوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد

      - فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در ان نصب شده باشد

      - نکته ي اخر وقتي کنار فايل نوشته شده زيپ zip يعني بايد فايل استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara درکامپيوتر استخراج صورت ميگيرد
       
      این پست 2 سال پیش توسط نگاه ارسال شده:
      نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com
      QR code
      دیدگاه کاربران
        Sh.a.75 در چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ گفته :

        نویسنده عزیز خسته نباشی
        اما کتاب خیلی دور از واقعیت بود ی کتاب کاملا تخیلی بود
        تونستم نصفشو بخونم چون باور اتفاقاتش واسم سخت بود
        ب امید کارای بهتر

        [پاسخ به این نظر]

        مهدیس در شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ گفته :

        بچه ها من الان رمان وقتی پلیس شدم رو تموم کردم .البته خیلی کوتاه بود
        موضوعش خوب بود ولی فوق العاده غیر واقعی و تخیلی بود
        دختره با یه پوستین !!!!!! که اونو مثل لباس میپوشه عضله هاش میشه سیکس پک و چهارشونه و قدشم میشه ۱۸۰
        اینجاش جالبه گریمور یه ریشی واسش میزاره که قابلیت رشد داره و البته میتونه کاملا شیو کنه یا ته ریش بزاره یا بزاره کلا بلند شه!!!
        چون عاشق پسرست میره دانشکده افسری و یه هویت جدید درست میکنه و از طرف دولت یه پنت هاوس تو خیابون الهیه و یه فراری مشکی !!! بهش میدن.چرا آخه دولت باید از این دست ودل بازیا کنه
        ولی من نفهمیدم این که طرف بعد از ۹ سال از دانشجو ترم ۳ میشه سرگرد!!!!آخه سرگرد!!!! چجوریه
        میبینی یکی تا آخر عمرش سروان مونده ولی اینجا…..جدا نمیدونم چی بگم
        مورد بعدی این بود که تا پسره داشت وارد دانشگاه میشد ماشین رئیس دانشگاه جناب ارتشبد جلو پاش ترمز کرد و یهو باهاش صمیمی شد گفت تو بشو پسر خوندم اینم سریع هی بابا بابا راه انداخت.مگه میشه ؟؟؟ مگه داریم ؟؟؟؟
        چرا جناب ارتشبد باید تلپ شن خونه این پسره و بااین زندگی کنن آخه
        آخه چرا مهدی احمدوند باید تمام آهنگ های کنسرت رو همراه با این بخونه ؟!؟!؟!
        چجوری راحت فراری تبدیل میشه به لامبورگینی و لامبورگینی هم جاشو به مازاراتی میده و….
        اینا تخیلات رمان بود.حالا میرسیم به اشکلات
        دختری که اینقدر تمایل داشته باشه پسر باشه و حتی از اندامش خوشش نیاد و عاشق خرید لباسا پسرا باشه اصلا یه دختره عادی نیست که بتونه عاشق پسری بشه و …این دختر نقطه ی مقابل ترنسه پس حتما باید پیش پزشک بره
        دیگه نمیگم چطور تو ایران یه دختر سریع لباس پسرونه میپوشه و موهاشم که بازه و راحت بقل اینو اون میره و دولت هم بهش کمک میکنه و واسش پنت هاوس و فراری میخره
        در کل اگر نویسنده اینقدر رویایی نبود و اطلاعاتشم زیادتر می بود میشد ازش یه رمان خوب و قوی ساخت چون موضوعش بد نبود

        [پاسخ به این نظر]

        لیلا در چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴ گفته :

        افتضاح بود!
        وقتمو تلف کردم!

        [پاسخ به این نظر]

        زهرا در سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        ببخشید میشه بدونم جلد دوم ریس کیه که نام دیگش راند دوم هست میخواستم بدونم نوشته شده اگ شده خواهش میکنم تو سایت بزارید

        [پاسخ به این نظر]

        shadan پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۲ ب.ظ:

        نه هنوز . متاسفانه نصفه س فعلا .

        [پاسخ به این نظر]

        زهرا در سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام این رمان قشنگ بود جالب ولی ترجیه میدادم ماجرایی پلیسی وزیبایی داشت باشه تا عاشقانه بازم دسستون دردنکن زیبا بود

        [پاسخ به این نظر]

        shadan پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۱ ب.ظ:

        سلآم . خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        parisa در چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴ گفته :

        سلام
        داستان خیلی خیلی تخیلی وفراتر از ذهن وباور بود
        اتفاقات خیلی تند میرفت جلو
        اصن قشنگ نبود….مسخره..
        یعنی فقط واسه رسیدن به عشقش وارد پلیس شد وتغییر هویت داد؟؟؟مگه کشکه که هرکسی رو از راه رسید رو ببرن تو نیروی انتظامی یا پلیس؟؟؟
        قلمش خیلی ضعیف بود

        [پاسخ به این نظر]

        مهتاب در یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام دوستان میشه چند تا رمان طنز و باحال معرفی کنین

        [پاسخ به این نظر]

        مليكا پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۹ ب.ظ:

        @مهتاب,
        در همسايگي گودزيلا .اقاي حساس خانوم خشن.باديگارد. ان نيمه ي ديگر هم خيلي قشنگه منتها پليسيه طنز نيس زياد

        [پاسخ به این نظر]

        haddissh در یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        یجووووووری بوووود ……………….

        [پاسخ به این نظر]

        farimah در جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        با سلام میخواستم بپرسم که نویسنده برای اینکه برای شخصیت های داستانشون عکس بذارن از صاحب عکس ها اجازه ی گذاشتن داخل رمانشون رو گرفتن؟ برای این میپرسم چون من و دو نفر از دوستانم میخوایم برای رمانمون عکس بذاریم ولی یکی از دوستام میگه امکان اینکه از ما شکایت کنن هست و اگه من از نویسنده ی رمانی این سوالو بپرسم و اون اجازه نگرفته باشه قبول میکنه که عکسو بذاره لطفا به سوالم هر چه سریع تر پاسخ دهید ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

        سلآم . تا اونجایی که من میدونم یک بار عکس یکی از مدلینگ رو به عنوان عکس شخصیت گذاشته بودن و صاحب عکس خواسته بود عکسش رو بردارن . پس احتمالش هست . ولی خب در مورد این رمان نمیدونم .

        [پاسخ به این نظر]

        sepideh در یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        خیلی قشنگ بود ولی همه چیز زود زود پیش میرفت

        [پاسخ به این نظر]

        انشرلی در شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام.به نظر من قلم نویسنده ضعیف بود.اتفاقات توی داستان با خوده داستان جور در نمی اومد و فراتر از تخیلات بود

        [پاسخ به این نظر]

        آیدا در جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام عزیزم خسته نباشی
        من قبلا یه رمانی خوندم که یه دختری با پدر و (فکر کنم)با خدمتکارشون که جای مادرشه زندگی می کنه.(مادرش مرده )بعد نوه ی این خانوم خدمتکار میاد پیش اینا تا یه مدت باهاشون زندگی کنه….فکر کنم این پسره پلیس مخفیه
        میشه اگر کسی اسمش رو میدونه به من بگه؟ممنون میشم

        [پاسخ به این نظر]

        فاطی خانومی در پنج شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جون من خیلی رمان طنز دوس دارم خواهشا رمان طنز زیاد بزار در ضمن ساینا عالیه
        دستت طلا
        بوس بوس. بوس

        [پاسخ به این نظر]

        tifani در پنج شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام رمان خوبی بود فقط میشه چنتا رمان پلیسی فشنگ بهم معرفی کنید رمان اآبکی نمیخوام.باتشکر

        [پاسخ به این نظر]

        Armila در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        منظورم غزال بود عزیزم موقع تایپ اشتباه کردم امیدوارم ببخشی منو عزیزم شرمندتم
        بازم ممنونم ازت خانمی

        [پاسخ به این نظر]

        Armila در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        مرسی غزل جون ولی نه این نبود ازت ممنونم که برام دنبالش گشتی و وقت گذاشتی فدای مهربونیت یکی از دوستان دیگه پیدا کرد اسمش دوباره باتو از ندا همتی .بازم ازت یدمیا ممنونم غزل جونی

        [پاسخ به این نظر]

        ghazal در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        آرمیلااین رمانی که میخوای تلخ ترازاسپرسوهست فکرمیکنم

        [پاسخ به این نظر]

        pari در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام عزیزم ممنون از شما ونویسنده عزیز اگه میشه لطف کن رمان های پلیسی بیشتر بزار مرسی  

        [پاسخ به این نظر]

        mahta gm در سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام ممنون ازتموم دوستان

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۵:۰۷ ب.ظ:

        سلآم . خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        رویا در سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        معذرت میخوام ولی فقط تونستم تا نصف داستان طاقت بیارم!جالب نبود
        به امید کارای بهتر

        [پاسخ به این نظر]

        sara پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

        باهات موافقم…ولی من بر خلاف تو تا اخرشو خوندم..ببینم چی میشه..یه دختر برای پلیس شدن کلی زحمت کشید..ولی با یه حرف مسخره دوباره خودشو کرد دختر..داستان خیلی تند تند جلو رفت..و من اخرایه داستان فهمیدم ستاره یا همون ساتین..خونه ی ارتشبد زندگی میکرده..نه طنز بود..نه پلیسی..نه عاشقانه..به نظرم یه داستان چرت بود..
        ببخشید نویسنده ی عزیز مجبور بودم راستشو بگم..اخه عزیزان هر کی که از را رسید که نمیشه نویسنده..میشه؟خواهشا اونایی که میخوان رمان بنویسن اول فکر کنن بعد بنویسن و هر چی رو فکر کردن زرتی ننویسن..همین
        با تشکر…

        [پاسخ به این نظر]

        شبنم در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        بد نبود اما کاش از اول با هویت اصلی میرفت دانشگاه و خیلی تند پیش رفت داستان

        [پاسخ به این نظر]

        Ana در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        مهتا جون اسم رمانی که می خوای “باده”هست که خیلی هم جالبه.

        [پاسخ به این نظر]

        سارا در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        @mahta gm, سلام عزیزم اسمش باده هستش

        [پاسخ به این نظر]

        maryam در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        فک کنم رمانه اسمش باده است عزیزم

        [پاسخ به این نظر]

        sana در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        با تشکر از نویسنده
        روند داستان خیلی تند پیش رفته بود و بعضی جاها از ذهن دور بود و معذرت میخوام که اینو میگم ولی مسخره بود در کل بد نبود واسه یه بار خوندن خوب بود

        [پاسخ به این نظر]

        Armila در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام ممنون از سایت خوبتون.
        من دنبال یه رمان میگردم نمیدونم کجا مطرح کنم >موضوع دختری تو دانشگاه با پسری دوست بوده و قصد ازدواج داشتن ولی چون دختر زیاد به پسر گیر میده تموم میکنن باهم،پسر سال آخری بوده و دیگه همو نمیبینن تا اینکه داداش دختره با خواهر پسره باهم آشنا میشن و تصمیم میگیرن ازدواج کنن در بین داستان مادر دختره از زندگی خودش برا دختره میگه اسم دختره فکر کنم شقایق و پسره هم سامان داداش دختره شهرام و خواهر پسره ترمه.
        خواهش میکنم کمکم کنین اسم رمانو پیدا کنم خیلی ممنونم ازتون

        [پاسخ به این نظر]

        مریم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۳ ق.ظ:

        دوست عزیز اسم رمان دوباره با تو هستش

        [پاسخ به این نظر]

        تیام در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        چرا دان نمیشه

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۱ ب.ظ:

        کدوم فرمت ؟

        [پاسخ به این نظر]

        ژیلا در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        ممنون بابت رمانا نگاه جون تو فوق العاده ای !!

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۳ ب.ظ:

        خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        سوگل در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام نگاه جان.
        عزیز حال سایت خوبه؟
        آخه جلد دوم کژال حذف شده. نظری که تو رمان کژال در مورد حذف بخش نظرات کاربران رمان ” یادآور عشق” گذاشته بودم هم حذف شده.
        لینک های دانلود جدیدی که برای رمان “لمس خوشبختی” گذاشتی هم دوباره حذف شدن
        و دوباره وقتی رو لینک دانلود کلیک میکنم رمان “حالم عوض میشه” دانلود میشه
        ببخش که همش پیام درمورد خرابی و… میدم. 🙁

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۵ ب.ظ:

        جلد دوم کژال ؟ چک میکنم اگه نبود دوباره میذارمش .

        [پاسخ به این نظر]

        mahta gm در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ گفته :

        سلام مدتی پیش کتابی خوندم حالااسمشو نمیدونم لطفا راهنمایی کنید.داستان دختری بودکه شدیدعاشق پسرعمش عمشم اونو برای پسرش میگیره وخیلی دوسش داره ولی پسرهمیشه مغروروانمودمیکنه دخترودوس نداره دخترهمیشه میگفته ارزومیکنم یه روزازخواب بیدارشم وانقدرعاشق نباشم تااینکه حامله میشه ویارش شوهرش میشه .اسم رمان یادم رفته خواهش میکنم راهنمای کنید.

        [پاسخ به این نظر]

        MITRA پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

        سلام عزیزم اسم رمان مورد نظرت ” باده “

        [پاسخ به این نظر]

        شقایق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

        @mahta gm,
        اسم رمان باده هست

        [پاسخ به این نظر]

        rozhan پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۱ ق.ظ:

        @mahta gm, اسم رمان باده هستش عزیزم

        [پاسخ به این نظر]

        مهشاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۳ ب.ظ:

        نخیر اسمش باده نیست

        [پاسخ به این نظر]

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد