دانلود رمان دوره گرد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان دوره گرد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان دوره گرد - www.negahdl.com

دانلود رمان دوره گرد – www.negahdl.com

دانلود رمان دوره گرد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته parya***1368 کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه :

مینا گذشته عجیبی داشته که هنوز برای سوال هاش جوابی پیدا نکرده . برای فهمیدن سوال هاش باید به جاهای بره و افرادی رو که جن زده هستند و درمان کنه . برای ورود به خانواده افراد هویت های زیادی رو استفاده می کنه … اما سر فرد نهم متوجه میشه تمام گذشتش رو پیش خانواده دهم پیدا می کنه که …

مقدمه
یک : رمان دوره گرد یه رمان مستقل نوشته شده بود … اما چون خیلیا براشون رمان خانه ترس مبهم بوده ، گذشته ی مینا همون ابهاماتِ رمان خانه ترس …. پس قبل شروع به خوندن این رمان … خواهشاً خانه ترس و بخونید تا اینجا سوالی پیش نیاد .
دو : این رمان هم مثل خانه ترس واقعی ست … اما جز اسم خودم تمام اسم ها و شهر ها تغییر کرده ، همه این افراد هستند اما اسم ها شون و شهر تغییر دادم .
سه : شهر های انتخاب شده رو به شخص ندیدم و فقط از روی نت فضا سازی کردم و شایدم درست نباشه .
چهار : تنها شخصیت های رمان خانه ترس که اینجا حضور دارند … مینا (مایا) …ازیر( مجیر ) و هارون فعلا البته … از شخصیت و چهره تغییر شون دادم … الکی واسه دل خودم ……..

تعداد صفحات: 147 صفحه پی دی اف؛ 1385 صفحه پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۳۱) دیدگاه برای “دانلود رمان دوره گرد جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • parya26 گفت:

    @دنیا, سلام دوست عزیزم می تونید به آیدی تلگرامم بیان رمان های تخیلی و فانتزی پریا
    نویسنده‌ ی : جاتیگ . خانه ترس . دوره گرد. جدال خاکستری انجمن شب .پژواک سیاه …
    https://telegram.me/paryafancystores

    [پاسخ به این نظر]

  • دنیا گفت:

    پریا جان من واقعا مشتاقم عکس شخصیت ها رو ببینم گروه شخصیتون تو نود و هشتیا رو نتونستم پیدا کنم

    [پاسخ به این نظر]

  • parya26 گفت:

    @دنیا, مرسی ممنون عزیزم باعث افتخاره
    رمان هویت گمشده از همه رمانم هان قوی تر و من خیلی دوستش دارم تجربه جدید و خاصمه
    بعد انجمن پژواک سیاه نوشته شد ولی هنوز کار داره که بذارم توی اینترنت .
    بازم ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • دنیا گفت:

    سلام پریا جان خیلیییییی خیلیییییی خیلیییییی از رمان هاتون خوشم اومده واقعا منو جذب کرده همیشه به این موضوعات و غیر انسان ها علاقه خاصی داشتم و دوست داشتم راجع بش بیشتر بدونم اما هر بار پرسیدم بهم گفتن وجود نداره و خرافاته اما بازم من بشدت علاقه به دانستن ش داشتم رمان زال و خانه ترس و جدال و دوره گرد و انجمن شب رو خوندم و واقعا عاشقشون شدم چند بار دوره گرد و خوندم و خانه ترس و انجمن شب و همش دنبال راه ارتباطی با شما و رمان جدیدی از شما بودم ممنون از رمان های عالی تون

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلی گفت:

    سلام میشه جلدسومو لینکشو برا من بفرستید

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۶ ۶:۴۲ ب.ظ:

    سلام. اطلاعی در این زمینه در دست نیست. شما میتونید به طور مستقیم با نویسنده در انجمن در ارتباط باشید: http://forum.negahdl.com/members/4251/

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام بر شادان عزیز.مرسی بابت رمانهای زیباتون.من آخرین جلد از این سری رمانتون و به اسم انجمن شب و خوندم.موضوعش و تا جاهایی قبول دارم. فقط بعضی قسمتاش خیلی گنگه.با اینکه از خوندنش لذت میبرم ولی سوالای زیادی درباره ی این موجودات برام پیش اومده که جایی کسی و ندیدم به اندازه شما اطلاعات داشته باشه دنبال دردسرم نیستم ولی خیلی دلم میخواد خارج از رمانهاتون درباره ی این موجودات بیشتر بدونم.مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • ariamehr گفت:

    salam khieli az khondane romanaton lezat bordam va moshtaghane motazer edamasham.faghad ye balaie sare in ezra biar man delam khonak she khieli ro mokhe

    [پاسخ به این نظر]

  • pani گفت:

    سلام کارتون عالیه رمان خانه ترس و الان دورگرد خیلی عالی هستن،اینکه گفتید عکس شخصیتهارو بذارید خیلی خوبه،لطفا انتهای رمان رمانی که ادامه رو ان رمان است معرفی کنید تا ما بدونیم،مچکرم موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۰ ب.ظ:

    سلام…اگر نوشته بشه در جلد اول و دوم نام هر کدوم قید میشه..ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ آبان ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    @pani, سلام ممنون ک وقت گذاشتید و خوندید . عکس شخصیت توی گروه شخصی خودم توی سایت نورهشتیای گذاشته شدن

    [پاسخ به این نظر]

  • راحله گفت:

    سلام به نگاه جون شادان جون دستتون درد نکنه بابت سایت عالیتون.و سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیزم من حقیقتش از رمانهای ترسناک خوشم نمیومد ولی از وقتی کتابای شمارو خوندم عاشقش شدم خیلی جالب و عالی هستن منتظر کارای بعدیتم هستم واگه امکان داره میشه ایمیلتونو بهم بدید

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۴:۲۱ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . ممنون .

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۷ ق.ظ:

    @راحله, سلام گلم . ممنون که خوندید . آخرین اثر من درباره موضوع این دو کتاب دوره گرد بود . و یه کتاب کمدی ترسناک به اسم جدال خاکستری در حال تایپ بعد اسمی از هم نمی شنوید . متاسفم نمی تونم ایملم بدم اگه خواستید باهم در ارتباط باشید می تونید تو پروفایلم تو سایت نودهشتیا بهم پیام بدید .
    بازم ممنون که وقت گذاشتید واسه نوشته هام .

    [پاسخ به این نظر]

    راحله پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۹ ق.ظ:

    @پریا, بازم ممنون من که خیلی دوست داشتم امیدوارم نوشته هات ادامه داشته باشه و ادامه همین رمانم اگه البته ادامه داره بنویسی ممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

  • mohadese گفت:

    سلام. خواستم از نویسنده این دوتا رمان تشکر کنم واقعااااا رمانت عالی بود. ادامه بده. منم منتظر رمانای دیگتم هستم با همین موضوع.

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۴:۴۹ ق.ظ:

    @mohadese, خواهش می کنم

    [پاسخ به این نظر]

  • sepide گفت:

    سلام
    بابت رمان خوبتون ممنون
    پریا جون شما از کم بودن خواننده برای کتاباتون ناراضی نباشید چون این موضوعات اینچنینی رو افراد اندکی میپسندند
    شما باید به همون تعداد اندکی که کارای شمارو دنبال میکنند احترام بزارید و بازم دست به قلم شید.
    پریا جون من هردو کتابتونو خوندم دوره گرد نسبت به خانه ترس دور از ذهن تر بود بعضی از قسمتاش که متوجه داستان نمیشدم اذیت کننده بود فک کنم اگر از ویرایشگر برای نثر کتابتون کمک بگیرید بهتر باشه.
    همیشه دنبال کننده کتاباتون هستم امیدوارم کتاب بعدیتون از نظر جمله بندی واضح تر باشه و خوانندرو گیج نکنه.
    بازم ممنون 🙂
    و خواهش میکنم به عنوان یک دوست که کتاباتونو دوست داره این نقد رو از من بپذیر(کتاب بعدیتون نثر واضح تری داشته باشه و کلا کتاب ارتقا پیدا کنه)

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

    @sepide, سلام گلم . اول ممنون که رمان هام و خوندی . می دونم ایراد خیلی داشت و منکر نمی شم . راستش و بخواهید من زبان فارسی دیر شروع کردم و زبان اصلیم زمین تاآسمون فرق می کنه .نمی خواستم اصلا رمان تو این سبک بنویسم که اگه تو سایت از ما بهترون و هیچکسان و نمی خوندم همچین جرعتی پیدا نمی کردم . اما من دلیلم برای نوشتن این بود که خوانده رمانم با خواندن رمانم بهش کمک کرده باشه نه فقط سر گرمی . اما شما خودت ببین چه تو سایت نودهشتیا چه نگاه من هر شب نظر ها رو چک می کنم اما می بینم کسی نظر نذاشته . و این ناامید کندست . رمان به سبک دوتا کتابم نوشتم اما از الف تا ی ش می ترسم . اما اگه بتونم چشم . مطئمن باشید من به خوانده هام حتی یه دونه هم باشه احترام خاصی دارم . نه گلم ناراحت ؟ خوشحال میشم ک من که اصول پایه نوبسندگی و بلد نیستم . تذکر بدید . چشم سعی می کنم راضیتون کنم . ببخشید زیادی حرف زدم .

    [پاسخ به این نظر]

    sepide پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    @پریا, مرسی پریا جون بابت وقتی که برای نظرم گذاشتی
    پریا جون میتونم ایمیل شمارو داشته باشم؟ 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • پردیس گفت:

    سلام واقعا ازتون ممنونم
    و تمام این ماجرا ها واقعیت داره چون یک اتفاق خیلی کوچیک شاید اصلا به چشم نیاد اما برای من افتاد و از نویسنده این رمان prayaجان خواهش میکنم اگه چیزای دیگه هم هستن بزاره چون تو ی این دوتا کتاب من خیلی چیزا تونستم پیدا کنم و به زندگیم کمک کنم

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    @پردیس, @پردیس, سلام گلم ممنون از لطفت . بله قصه هاش واقعی بود و افراد بیشتری میشناسم با حال بدتر . اما دلم نمی خواهد بنویسم چون خواننده رمان هام کم هستند . بازم ممنون که رمان پر از ایرادم خوندی .

    [پاسخ به این نظر]

  • ناشناس گفت:

    سلام نگاه جون.چزور میشه سایت رو رفرش کرد؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۲ ب.ظ:

    سلآم . با گوشی یا سیستم ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • reza گفت:

    Salam man reza hastam khane tarso khondam kheily jazbam kard hamin alan romane doregardo download kardam omidvaram mesle khane tars jazab bashe merci az nevisandeh in ketab va merci az site khoobi ke gozashtid

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۷:۴۲ ق.ظ:

    @reza, سلام . ممنون خوشحالم که خوشتون اومد .بعد خوندن دوره گرد نظر ندادید؟ بد بود آیا ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    Salaaaam…
    MrCcc az talash nvisande khubesh…
    Vl mn vaqan akhare dastano nafahmidam chi shooooood asan nagereftam vaqan age mishe shakhsan vasam tozih bdan mamnooooooon misham chon mn har do ketabo khundam in vasam kheili soaaaal bud
    Mamnoooooooooon misham
    sepas

    ya aliiiiii

    [پاسخ به این نظر]

    پریا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

    @zahra, سلام ممنون که خوندید این داستان ادامه داره . اما آخرش فاکتور از اعتراف های ازیر برتی شروع قسمت سوم زندگی مایا و بقبه دخترهای پیوندی باید می رفت به دنیای اون ور اما نه یه رفتن ساده بلکه باید روحش بره واسه همین ازیر مایا رو توسط سمش مسوم کرد و بعد تو این مدت اون سم مثل مواد مخدر عمل می کنه که نبود ازیر مایا رو وابسته تر می کرد . و در آخر با مرگ مایا قضیه تمام شد . امیدوارم فهمیده باشید
    .

    [پاسخ به این نظر]

  • farahnoosh گفت:

    سلام ممنون از سایت خوبت نگاه جان یه سوال نویسنده رمان بگذار امین دعایت باشم کیه؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۸ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . شازده کوچولو . البته یوزرشون به انگلیسیه .

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسی گفت:

    سلام ممنون از سایت خوبتون راهنمایی میخواستم
    من پارسال یه رمان خوندم در مورد زنی که تو یه تصادف که با شوهر و خوانوادشم بوده شوهر و پدر مادرشو از دست میده و برادر کوچیکش بدلیل لخته خونی که تو سرش بوده که از اثرات تصادف بوده فلج موقت میشه وبعدها تو یه زبانکده مشغول میشه و…اگه میدونید اسمش چیه لطفا بگید

    [پاسخ به این نظر]