• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان آینه زمان - www.negahdl.com

دانلود رمان آینه زمان – www.negahdl.com

دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته fatima32 کاربر انجمن 

این رمان جلد دوم داره که در طی چند روز آینده گذاشته میشه .

داستان درباره سه نفر بنامهای مجید و محبوبه و آرش هست . مجید و آرش دانشجوی رشته تاریخ هستند و محبوبه دانشجوی دکترای باستانشناسی است . ماجرا از روزی شروع میشه که آرش و مجید میرن به یه عتیقه فروشی و خیلی اتفاقی یه آینه قدیمی میخرن . اصل ماجرا از خرید آینه شروع میشه چون باعث میشه این سه نفر یه ماجرای غیرممکن را تجربه کنند و یه سفر به دوره های گذشته ایران داشته باشته باشن

قسمتی از متن :

استاد بعد از پایان مبحث درس و چند دقیقه شوخی و خنده با دانشجویان ، ختم کلاس را اعلام کرد . همه دانشجوها یکی یکی ، دوتا دوتا با سر و صدا و شوخی کنان رفتند بیرون . در بین آنها دو پسرخاله معروف دانشگاه به نامهای مجید و آرش هم بودند . قبل از شروع داستان باید یه کم این دو تا رو معرفی کنم . مجید عزیزی ، 23 ساله دانشجوی رشته تاریخ ، اهل و ساکن شیراز و پسر حاج رضا و زهرا خانم ، یه خواهر بنام محبوبه داره که دانشجوی دکترای باستان شناسی است ….

تعداد صفحات: 202صفحه پی دی اف؛ 977 صفحه پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

رمز فايل : www.negahdl.com

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۲۲) دیدگاه برای “دانلود رمان آینه زمان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • سوگل گفت:

    سلام میشه جلد چهارش رو هم بذارین???

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    سلام..درحال تایپه

    [پاسخ به این نظر]

  • ارش گفت:

    سلام نگاه خانم من یه کاناا تل زدم ایران باستان خواهش میکنم برای حفظ ابروی ایران این لینک تو سایتتون بزارین بلکه فرهنگ ایرانی از بین نره تشکر@dartooltarikh

    [پاسخ به این نظر]

  • نازی گفت:

    سلام . من داشتم جلد چهار ایینه زمان را که در حین تایپ بود میخوندم یهو بسته شد دیگه‌هم هرچی سرچ میکنم نیست . میشه بگید قضیه چیه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ثنا گفت:

    سلام،فوق العاده بودگویاجلد چهارم هم داره،کی گذاشته میشه؟

    [پاسخ به این نظر]

  • sams گفت:

    جلد دومشو من پیدا نمیکنم از کجا بیارم لطفا بگید

    [پاسخ به این نظر]

    الهه پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۱:۴۴ ب.ظ:

    @sams, سرچ کن تو همین سایت هست جلد سومشم هست

    [پاسخ به این نظر]

  • صهبا گفت:

    سلام
    چرا جلد دوم نیست ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق گفت:

    حتمـــــــــــــــا بخونین…پشیمون نمیشین

    [پاسخ به این نظر]

  • توت فرنگی له شده گفت:

    باسلام وخسته نباشیدخدمت نویسنده عزیز.این رمان که ژانر تخیلی -تاریخی وهمینطورکمدی داشت واقعابرای من جالب بود.شخصیت مجیدواقعابانمک بودودوست داشتنی.واقعااین داستان رودوست داشتم وامیدوارم که نویسنده عزیز کارهای بیشتری رو ارائه بدن.چیزی که من چندوقته دارم توی سایت های مختلف میبینم تعدادکم توصیه های رمان های زیبابوده.رمان های ضعیف چندوقته توصیه هاشون سربه فلک کشیده ورمانای خوب وقوی مظلوم واقع شدن.این رمان واقعا حقش۵۳تاتوصیه نیست کاش کمی تومعیارهامون تجدیدنظرکنیم.

    [پاسخ به این نظر]

  • SacheLi گفت:

    هاني اِوري وان…اين رمان عاولي بود…شايد مسخره بِه نظر بياد اما من وقتي به اخراش رسيدم مثه شخصياتاش هيجان زده شدم و خب…اشكم در اومد از شادي^___^

    [پاسخ به این نظر]

  • السا گفت:

    فوق العاده بود.عالییییییییییییییییییییبیییییییییییی عاااااااششششششقققققشم.

    [پاسخ به این نظر]

  • negin گفت:

    Romane ghashangi bod mrc! !
    Esme jelde dovomesh chie?

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۷ ق.ظ:

    خوآهشـ . فرزند خورشید .

    [پاسخ به این نظر]

  • مرضیه گفت:

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی..

    ممنونم ازتون واقعا عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۵۶ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    کی جلد دومش رو میذارین

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۸ ب.ظ:

    امشب .

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام با تشکر از سایت خوبتون
    واقعا رمان جالبیه

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۸ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]