دانلود رمان الهه ی انتقام جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان الهه ی انتقام جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان الهه ی انتقام - www.negahdl.com

دانلود رمان الهه ی انتقام – www.negahdl.com

دانلود رمان الهه ی انتقام جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته evil girl و nojan کاربران انجمن نودهشتیا

نفس و سام
نفس دختری داغدیده و مغرور ، دختری که شکننده س ولی سعی میکنه نباشه و سام پسری که تا حدودی خوش گذرون و پولدار هستش پسری جذاب و خود ساخته …
ژانر:عاشقانه … اجتماعی … هیجانی … پر از معما
داستان فقط از زبون شخصیت اصلی ، یعنی نفس گفته میشه
خلاصه: اسمم نفس … جزای کار نکرده ام قفس … انتظارم انتقام و محکومم به آن…
به سوی مقصدم میروم … بازی ام را شروع میکنم.. قرار است به زانو درآورم آنهایی را که کمر به نابودیم بستند… آن هایی که گذشته هایم را از من گرفتند… آن هایی که نفسی برایم نگذاشتند… آن هایی که سوزاندند ریشه جانم را… من، نفس فروغی، میسوزانمشان…با آتشی که درونم برافراشته شده است…آتششان میزنم…من همان ققنوسم که آتش میگیرد، سوزانده میشود اما… بازهم دوباره از خاکستر خود متولد میشود.. من دوباره از مغرب طلوع خواهم کرد و هر غیر ممکنی را ممکن خواهم ساخت زیرا این منم، الهه ی انتقام…

مقدمه: روزها ازپس هم میگذرند
ومن همچنان به دنبال پاسخ یک سوالم
وآن اینکه
به جرم کدامین گناه من امروز محکومم؟
مگرنه این که دیگری سیب چید ومن به جرم گناه نکرده محکوم شدم؟
محکوم به نفس کشیدن …
به گناه کردن وگناهکاربودن….
به زندگی کردن…
خدایا…
خسته ام…
خسته ام ازاین بن بست ها..
ازاین راهی که تمامی ندارد…
ازاین گناهانی که قصد کم شدن ندارند…
ازاین..
اشک های بی امان که نه تنها مرهم نمی شوند..
بلکه چون شلاق تن نحیفم را تازیانه می زنند..
خسته ام..از این محکومیت…

تعداد صفحات: 321 صفحه پی دی اف؛1547 صفحه پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ : رمان الهه ی انتقام | evil girl و nojan کاربران انجمن  نودهشتیا

ارتباط با نویسنده: http://www.forum.98ia.com/member237794.html

 

 

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۱۱) دیدگاه برای “دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • roz2121 گفت:

    خخخخخخخخیلی قشنگ بود من که خیلی خوشم اومد ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • فریال گفت:

    سلام….قشنگ بود رمانش ممنونزاز نویسنده و وب عالیتون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۶ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • Raha گفت:

    سلام.میشه .کسی اسم این رمان را اگه میدونه بگه؟من قبلا خوندم و اسمشو یادم نیست.ممنون
    داستان از این قرار که یک دختر دورگه که پدرش خارجی مادرش ایرانی پس از مرگ پدرش به ایران نزد خانواده مادریش میاد.و طی جریاناتی که براش پیش میاد متوجه میشه که پدر بزرگش در واقع داییش میشه و و اخرش هم عاشق یکی از نوه های داییش میشه.دختر کم خونی داره ولی اول فکر میکنه سرطان داره.

    [پاسخ به این نظر]

    MIss_F پاسخ در تاريخ آبان ۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۵ ب.ظ:

    @Raha,
    سلام با اینکه ازاین کامنت ۲سال می گذره اماخوب اسم این رمان رومیگم 🙂 اسمش “جایی که قلب آنجاست”هست
    منکه عاشقشم خیلیییی قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    سلام نگاه جون،مرسی ازت بخاطر رمانای خوبی که میذاری.عزیزم من یه رمان میخوام که توش شخصیتای اصلی رمان هر دو پزشکن،بعد که باهم ازدواج میکنن دختره شوهرشو با یه دختری مببینه اما نمی دونه که خواهر شوهرشه،فکر میکنه شوهرش بهش خیانت کرده.من اسم رمانو نمیدونم میشه کمکم کنی؟ممنونم.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۰ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . حضور ذهن ندارم متاسفانه دوستان لطف کنند کمک کنند .

    [پاسخ به این نظر]

    نرگس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    @نسترن,فرار نبود

    [پاسخ به این نظر]

    parimah پاسخ در تاريخ آبان ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۵ ب.ظ:

    @نسترن, رمان قرار نبود هستش

    [پاسخ به این نظر]

    بهاره پاسخ در تاريخ آذر ۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۷ ق.ظ:

    @نسترن, عزیزم دوستان اشتباه گفتند روزهای بارانی اسمش هست قرار نبود جلد اولشه

    [پاسخ به این نظر]