دانلود رمان بی خوابی…یا جادوی چشمان او

دانلود رمان بی خوابی…یا جادوی چشمان او

دانلود رمان بی خوابی...یا جادوی چشمان او - www.negahdl.com

دانلود رمان بی خوابی…یا جادوی چشمان او – www.negahdl.com

دانلود رمان بی خوابی…یا جادوی چشمان او جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته بیتا سادات تقوی کاربر نودهشتیا

این رمان یه جورایی عشقی-معماییه….و موضوعش هم کاملا”متفاوته

خلاصه:
یه برهه از زمان…یه برهه ی پر فراز و نشیب از زندگی زنی که شوهرش بی هیچ دلیلی ترکش کرده…و اونو بین تمام باورهای غلط و درستش تنها گذاشته…یه برهه ی زمانی سخت و طاقت فرسا برای یه زن جوون 20 ساله…اما حالا بعد از 8 سال اون مرد برگشته…شوهرش برگشته…مسبب تمام رنج ها و غصه هاش…باعث و بانی تمام حرفایی که به حق و نا حق شنیده…یه برهه ی زمانی ، پر از گره و معما…و زنی که می جنگه تا زندگیش رو حفظ کنه…تا آخرین نفس…پایان خوش

مقدمه:
روی صورت کشیده ام کرم پودر می زنم و یاد اون می افتم…روی کرم پودرها پنکک میزنم و یاد اون می افتم…سایه ی غلیظ دودی رنگ رو پشت پلکهام می کشم و یاد اون می افتم…خط چشم رو اروم و مسلط پشت چشمای درشت و سبز رنگم می کشم و یاد اون می افتم…ذره ذره ریمل رو به مژه های پر پشت و مشکیم می مالم و یاد اون می افتم….خط رژ گونه روی گونه های برجسته ام می اندازم و یاد اون می افتم….رژلب قرمزم رو با غیظ چندین و چند بار به لبهای پهن و قلوه ایم می کشم و باز هم یاد اون می افتم…یاد کسی که 10 سال پیش ناگهانی اومد و قلبم رو دزدید و بعد هم خیلی ناگهانی رفت…حالا من تنها موندم…با یه عالمه حسرت…با آزادی هایی که هم دارم و هم ندارم….آرامشی که هم دارم و هم ندارم…با بدبختی هایی که هم دارم و هم ندارم…این قصه ی منه…قصه ی جنگ من با تمام گذشته ام….

تعداد صفحات:227 صفحه پی دی اف،1175 صفحه پرنیان

رمز فایل:www.negahdl.com

منبع تایپ:رمان بی خوابی …. یا جادوی چشمان او ! | بیتا تقوی کاربر انجمن نودهشتیا

ارتباط با نویسنده: http://www.forum.98ia.com/member266576.html

 

 

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۳) دیدگاه برای “دانلود رمان بی خوابی…یا جادوی چشمان او” ثبت شده است.
  • شقایق گفت:

    با تشکر از نویسنده عزیز..
    قلم پخته ای بود و داستان خوب پردازش شده بود..
    به نظر من رمان خوب فقط به پویان خوب بودن نیس و هرچند که خواندن این رمان اعصابی فولادی میخواد اما رمان قشنگیه !
    ولی با همه این تفاسیر انقدر غم و غصه دار بود ک من دوتا رمان شاد باید بخونم ک اثرش بره !

    [پاسخ به این نظر]

  • آنا گفت:

    سلام خسته نباشید. از زحماتتون تشکر میکنم ولی رمان بسیار مزخرف و اعصاب خورد کنی بود…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۳:۲۷ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • AbanDokht گفت:

    خیلی غمگین بود ولی به هر حال ممنون نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۱ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    از آخرش خوشم نیومد آخر داستانو خراب کرد.مرسی نگاه جان

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق گفت:

    سلام اگه میشه رمان یکی یه دونه من رو فصل دومش رو بزارید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ ب.ظ:

    سلام..هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    ممنون.رمانش قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • عاطفه گفت:

    سلام نگاه جون ببخشید ازاین رمان های ارباب رعیتی یا اینکه دختر فقیر پسر پولداره بزارین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    سلام اگه باشه میگذارم…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]