دانلود رمان بهم بگو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت | نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

      دانلود رمان بهم بگو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

      نویسنده : نگاه
      ۱۴ اسفند ۱۳۹۳
      بازدید : 31,653

      دانلود رمان بهم بگو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

      دانلود رمان بهم بگو - www.negahdl.com

      دانلود رمان بهم بگو – www.negahdl.com

      دانلود رمان بهم بگو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

      نوشته گیسو کاربر نودهشتیا

      چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی

      وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

      ” نــــذار برم ”

      یعنـــــــی بــرم گــــردون

      سفــــت بغلـــــم کـــن

      ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ات و

      بگــــــو :

      “خدافــــظ و زهــــر مـــار”

      بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ

      مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!

      مــــــگه دســـت خودتـه؟!!!!”

      چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!!

      چـــــــــرا چیـــــزی نمیگــــن…؟!!

      خلاصه رمان بهم بگو…:درمورد دختری بنام ایرسا یه دختره شر_زبون دراز_حاضر جواب_لجباز_فضول_پررو_شیطون_اتیش پاره..خلاصه بماند تمام خصلتای بدرو باهم داره و تا این حد بدونید که شیطون باید بیاد پیشش لنگ بندازه!!!!! ایرسا خانوم دیفونه ما یه گذشته تلخم داره.. از12سالگی وقتی خانوادشو توی تصادف از دست داد تا حالا که یه دختر جوونه19-20سالست تو بهزیستی زندگی میکنه!اما همونطور که گفتم دختر داستانم بسیار دختره شیطونیه!چونکه یه جورایی با این قضیه کنار اومده چون مجبوره کنار بیاد..به همین خاطر کمی..فقط کمی براش عادی شده..!.

      و اما…این بهزیستی یه قانون داره که هرکس به شخصه میاد واسه کمک به اونجا باید ازش یه تشکر ساده کنن همین!ولی دختر داستان ما مغرورتر از این حرفاست!و به قوله خودش همیشه مسئول جادوگرشون رو میپیچونه نمیره
      تا اینکه یه روز یه آق پسر میاد به اونجا وهمه چیز از این آق پسر شروع میشه و ایرسا راهش به خونه ی اونا باز میشه و کل کلا و دعواهای بعد از اون…و سرانجام عشق!چیزی که هیچ کدوم جسارته گفتنشو ندارن و به همین دلیل یه مدت دلتنگ میشن اما…پایان خوش!

      ژانر:طنز-عشقولانه-کل کلی-حرص دادن هم!

      تعداد صفحات 829 پرنیان ،225 پی دی اف

      رمز فایل: www.negahdl.com

      منبع تایپ:رمان بهم بگو… | *گیسو* کاربر انجمن نگاه دانلود

      ارتباط با نویسنده: http://forum.negahdl.com/member1591.html

       

       

       

       

      Google plus
      قسمت دانلود
      این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم:
      توضیحات

      در صورتی که این رمان را دوست داشتیداز گزینه توصيه کنيد استفاده کرده تا به ديگر دوستان در انتخاب رمان کمک کنيد.

      دانلود jbook

      دانلود arabicreader

      دانلود adobe reader اندروید

      دانلود winrarکامپیوتر

      دانلود winrarاندروید

      - فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا, فايل apk براي موبايل و تبلتهايي با سيستم عامل اندرويد, فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل ايفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد

      - باز شدن epub در اندرویددرصورتي که برنامه ي moon reader يا jbook درگوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد

      - فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در ان نصب شده باشد

      - نکته ي اخر وقتي کنار فايل نوشته شده زيپ zip يعني بايد فايل استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara درکامپيوتر استخراج صورت ميگيرد
       
      این پست 2 سال پیش توسط نگاه ارسال شده:
      نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com
      QR code
      دیدگاه کاربران
        fazi در شنبه ۰۸ فروردین ۱۳۹۴ گفته :

        سلامممممم واقعا بابت رمانتون ممنون خیلی خیلی قشنگ بود مرسیییی

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۳ ب.ظ:

        سلآم . خوآهشـ .

        [پاسخ به این نظر]

        متینا در سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        افتضاح بود دختره کلا باخودش صحبت میکرد من که یه کمیشو خوندم

        [پاسخ به این نظر]

        fatima در یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        واقعا با خوندن این رمان وقتتون رو تلف کردید. بابا یه ذره خلاقیت، هیجان،ابتکار. فقط انگار 4تا رمانو گذاشته بود کنار هم از هر کدوم یه چی نوشته بود اسمه شخصیتارم عوض کرده بود شد رمان!!!!! به این نویسنده ها هم انتقاد که میکنی میگن تجربه اولمونه بالاخره هر کی باید از یه جایی شروع کنه، آخه این چه حرفیه مگه همه باید استعداد رمان نوشتن داشته باشنن!!!! نویسنده های عزیز لطفا نویسندگی رو زیر سوال نبرید اول رمانتونو بدید یکی که بارشه بخونه از چند نفر نظر بگیرید بعد بیاید اینجا رمان بذارید . در آخرم مرسی بابت زحمتات نگاه جان

        [پاسخ به این نظر]

        گیسو پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۴ ۳:۰۵ ق.ظ:

        @fatima,

        وقتی قلم پخته نباشه ،مطمئنا اشکالاتی هم هست..
        بنده قصد نداشتم همه چی رو باگفتن”رمان اولمه” ماستمالی کنم..چون واقعا تجربه اولم بوده،یه کم ضعیف بوده .به همون دلیلی که بالا گفتم..
        متاسفم که وقتتون تلف شده دوست عزیز…ولی یه جوری هم نباید انتقاد کرد که نویسنده واسه نوشتن رمان بعدیش که شااااااااااید قوی تر باشه سرخورده شه.
        و یا اینکه دیگه ادامه نده..حرفای شما صحیح.ولی نقدکننده عزیز حرفای خودتونم قبل از اینکه بفرستین،یه کم فکر کنید اگه نویسنده بخونتش چه حالی بهش دست میده…
        سرخورده میشه..
        ناامید میشه..
        ویا شاید بطور کل ادامه نده..حتی اگه بدونه ایده قبلیش ممکنه قوی تر باشه..
        بازم متاسفم..که انقدددددددد قلمم افتضاح بوده که وقتتون کاملااااااااااااا تلف شده..

        [پاسخ به این نظر]

        NiLØ در جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        رمانش بد نبود…ولی بعضی جاهاش معلوم نشد چی شد اصلا 😐
        مثلا دوستش مریم عاقبتش چی شد ؟ :/
        ولی موضوعش جالب بود.فقط یه سری اشتباهات داشت

        [پاسخ به این نظر]

        فاطمه در پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        قشنگ بود

        [پاسخ به این نظر]

        sahar در پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام خسته نباشین
        این رمان موضوع قشنگی داشت ولی اصلا خوب نوشته نشده بود….دختره خیلی با خودش حرف میزد…. تا جایی که من میزدم جلو و هی یه موضوع تکرار میشد “نفهمیدم کی خوابم برد…سه روز بعد ” نوع حرف زدنه دخترم خوب نبود تا یه حدی خوبه ولی انقدر باعث خنده نمیشه…رفتاره دختره هم اصلا جالب نبود کلا بی مورد کل کل میکرد بعد می گفت دوسش دارم و این که خیلی لباسا رو توصیف میکرد….بعد فکر نمیکنین این جور اعتماد کردن یکم دور از ذهنه؟ بعد هرکی از راه میرسد عاااالی بود…! جز ششیوا! رو رمان اگه بیشترکار میشد خیلی عالی میشد…مثلا رفتار دختره جوره دیگه بود ونوعه ااعتماد کردن به صورت دیگه ای بود انقدر کل کلایه بی مورد نبود….نحویه حرف زدنا فرق داشت….انقدر همه چی غیره وا قعی نبود….
        امید وارم نویسنده یه عزیز بازم بنویسه ولی این دفعه یکم قوی تر و موفق باشه….

        [پاسخ به این نظر]

        nafas در چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام. کتاب خوبی بود . ولی بنظرم یه ایرادی که داشت درست در مورد گذشته ایرسا(قبل از رفتن به بهزیستی) توضیح نداده بود.اگر یه توضیحی میداد بهتر بود و نکته بعد در مورد مریم دوست ایرسا اگر میگفت عاقبتش چی شد خیلی بهتر بود.فقط گفت که خانواده دکتر قبولش نکردن و تموم!! اگر کمی بیشتر کار میشد بهتر بود. در هرصورت نظر نویسنده ارجح هست. و درکل کتاب خوبی بود.امیدوارم توی کاری بعدی موفق تر باشه.

        [پاسخ به این نظر]

        pariya در چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        اصلاااا جالب نبود و جذبم نکرد،شخصیته ایرسا خیلی لوس و بچگانه بود تو تمام داستان یا میخورد یا میخوابید!! تو لباساشم که کمربند (قهوه ای)یه چیزه ثابت بود!!شخصیته مهرسامم اصلا خوب نبود تنهاچیزی که بهش نمیخورد شغلش بود!!!مادره مهرسامم انگار منتظربود دختره بیاد تا روش زندگیشو عوض کنه!!بیش از حد ایراد داشت!اما خب ممنون از نویسنده بخاطره وقتی که گذاشته برای این رمان!

        [پاسخ به این نظر]

        m@hbob در سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        راستش اصلا رمان خوبی نبود تازگیا رمانا خیلی ابکی شدن مثل قبل نیستن ولی بازم اززحماتت تشکر

        [پاسخ به این نظر]

        فافا در سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        زیاد جالب نبود.

        [پاسخ به این نظر]

        Yas در سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام نگاه جون اون كدوم رماني كه دختره تو شركت پسره كار ميكرد بعد براي عمل مامانش پول ميخواس بعد به پسره گف پسره هم گفت يه شبو با من باش تا بدم بعد مامان دختره ميميره دختره هم از پسره حاملس ولي ميره خارج از كشور و…

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۷ ب.ظ:

        سلآم . نمیدونم متاسفانه .

        [پاسخ به این نظر]

        گیسو در سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام..
        مرسی از اینکه رمانمو خوندین..و متاسفم که موردپسند واقع نشده..ممنون فائزه جان..حداقل کمی به خودم امیدوار شدم…والا درموردِ عایا گفتنِ دختره هم باید عرض کنم که رمان طنز بود..
        درمورد نپخته بودنشم باید بگم که گفتم اولین رمانمه..و اگرم حس نداشت بازم معذرت ولی دوباره برمیگرده به تازه قلم بودنم..درمورد اون دوستِ عزیزیم که گفت بهتر میشد فضا سازی شه میخواستم بپرسم کجاهاش مثلا باید میشد؟ یا اینکه جدا کجاش گنگ بود..من به نظرتون احترام میذارم ولی افراط روهم نمیپذیرم..مرسی از توصیه هات فائزه بانوو..باعثه دلگرمیمه و سعی میکنم بهشون عمل کنم..و شما دوستی که گفتی رمان سطح پایینه..مـــــــــن متاسفم واقعا..شما بهم طرزنوشتن رمانای سطح بالارو یاد بدید یه کم فیض ببرم..
        اما درکل مرسی که رمانمو خوندید..
        و مـــــــــــــــــــــــــــرسی بابت نظرای خوبتون…!
        با تاکید به:رمان اولم بوده..

        [پاسخ به این نظر]

        rozy :) در دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام ببخشید میشه خواهش کنم رمان بدون تو از خانم فاطمه حیدری رو لطف کنید بزارید؟
        فوق العاده ممنون میشم 🙂

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۶ ق.ظ:

        سلام اگر نویسنده اجازه داد میگذارمش…خواهش میکنم

        [پاسخ به این نظر]

        لیلا در دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        از بس تو این رمان عایا عایا کرد این دختره حالت تهوع گرفتم شدیددددد

        [پاسخ به این نظر]

        سمیه در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        رمان پخته نبود خیلی هجو داش بنظرم ی جاهایی رو زود تموم کرده بود خیلی نویسنده باخودش حرف میزد حس نداش انگار همه چی عجله ای بود. بنظرم ادم میخواد وقت بذاره بهتره رومانای بهتری رو بذارین ممنون

        [پاسخ به این نظر]

        دلارام در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        زیاد جالب نبود
        بعضی جاها زیاد کشش داده بود و بیمزش کرده بود .بعضی قسمتارو هم میتونس بهتر فضا سازی کنه. چهره خیلی از نقش های موثر رو اصلا شرح نداده بود . کلا فضاهاش گنگ بود.
        ممنون از رمان

        [پاسخ به این نظر]

        فائزه در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام خسته نباشید
        رمان بهم بگو یه رمان با موضوع متفاوت بود وبا اینکه اولین رمانتون بود خیلی قشنگ نوشته بودین.
        ولی ای کاش در مورد اینکه چرا ایرسا به بهزیستی منتقل میشه بیشتر توضیح میدادین. و اینکه شما رابطه ایرسا با سوسن رو خیلی صمیمانه نشون دادین پس نیازبود روی دیدار های ایرسا با سوسن بیشتر کار میکردین.
        ممنون از رمان قشنگتون.

        [پاسخ به این نظر]

        معصومه در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام نگارجون،خسته نباشید
        عزیزم چراجدیدا سطح کتابای که میذاریداومده پایین،انگاری همه روچندتادختردبیرستانی باافکاررویایی نوشتن،من میدونم شماخیلی زحمت میکشیدکتابارومیذاریدولی میشه یه فیلتری براشون بذارید

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ق.ظ:

        سلام..ممنون…خیر نمیشه چون رمانها را من نمیخونم فقط میسازم وخبری از محتواش ندارم

        [پاسخ به این نظر]

        ( esmartis) در شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        رمان بسیار قشنگیه ممنون نگاه جون !!!!!

        [پاسخ به این نظر]

        نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

        خواهش میکنم عزیزم

        [پاسخ به این نظر]

        پریسا در شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        چرا سایت اینجوری شده پس اخرین ازسالی های کاربران کجاس من اون قسمتو خیلی دوس داشتم.

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۷ ب.ظ:

        درست شد .

        [پاسخ به این نظر]

        @.........@ در شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ گفته :

        سلام نگاه جون…..خسته نباشی…..رمان قشنگی بود مثل همه رمانات…..
        نگاه جون میشه رمان “تاءوس(جلد دوم رمان تحت پوشش)” و رمان “شرط میبندم” رو بذاری…..خیلی دنبالشونم….مرسی

        [پاسخ به این نظر]

        sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۸ ب.ظ:

        سلآم . ممنون . رمان اولی ک گفتید برداشته شده و رمان شرط میبندم رو اگه تموم شده بود و نویسنده اجازه دادن درخواستتون تو لیست قرار میگیره .

        [پاسخ به این نظر]

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد