دانلود رمان در تعقیب شیطان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان در تعقیب شیطان

دانلود رمان در تعقیب شیطان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان در تعقیب شیطان - www.negahdl.com

دانلود رمان در تعقیب شیطان – www.negahdl.com

دانلود رمان در تعقیب شیطان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته  مجتبی رسول نژاد کاربرنودهشتیا

سلام دوستان این هم یک رمان با ژانر ترسناک و متفاوت امیدوارم از خوندنش لذت ببرید
خلاصه ی داستان:
همیشه یک سری مسایل بوده که در موردشون حرف می زنیم. یک سری دردا بوده که توی تموم رمان ها مشترک بوده. اما این بار داستان ما با خیلی از رمان های دیگه فرق داره. در این داستان اگرچه مسائل عاشقانه و رومانتیک کم دیده میشه اما مطالب زیادی برای گفتن داره.
داستان ما داستان دختریه به نام پریسا.
پریسا دختریه که از زندگیش خسته شده خیلی کسله و احساس می کنه که زندگیش یه چیزی کم داره. اون همیشه دنبال هیجان بوده و در این مسیر اتفاق های عجیب و در عین حال ترسناکی براش رخ میده. پریسای قصه ی ما با مشکلات زیادی رو به رو میشه. تا اینکه بالاخره می فهمه چه چیزی واقعا از زندگیش کم شده و دور افتاده. می فهمه چیزی که از زندگیش کم شده تنوع و هیجان نبوده بلکه…پایان خوش

تعداد صفحات :1485 پرنیان،305 پی دی اف

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ:رمان در تعقیب شیطان | Mojtaba_rd کاربر انجمن نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t1409441.html

ارتباط با نویسنده: http://www.forum.98ia.com/member238011.html

 

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۴۰) دیدگاه برای “دانلودرمان ریما برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،ایپد،تبلت” ثبت شده است.
  • arefeh گفت:

    سلام ببخشید چه شکلی میتونم دانش کنم؟ اخه برا pdf نداره

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۴ ب.ظ:

    سلام..رمان حذف شد

    [پاسخ به این نظر]

  • fatina گفت:

    سلام بچه ها من یه رمان نوشتم دومیشم دارم مینویسم ولی هنوزنمیدونم اصن بایدچیکارشون کنم میشه کمکم کنید

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۴ ب.ظ:

    سلام
    ما کمک می کنیم رمان شما توسط افراد خونده بشه و نقاط ضعف و قوت خودتون را پیدا کنید
    موارد زیر را ارسال کنید برای ما
    ۱٫فایل نوت پد و یا ورد رمان را
    ۲٫عکس شخصیت های رمان
    ۳٫ اگر رمان را در انجام نگاه هم بنویسید دومی را ما خودمون اون را کپی و کارهاش را می کنیم
    به این ایمیل ارسال کنید
    negahdl@gmail.com
    موفق و پیروز باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • shabnam گفت:

    قبلا خوندم قشنگه یه رمان پلیسی عاشقانه

    [پاسخ به این نظر]

  • kiana گفت:

    دروود
    وقتی نویسندگی رو شروع کردم تازه فهمیدم چقدر سخته و زحمت میخواد از اون به بعد به نظرم هیچ رمانی بد نیست چون برای خط به خط یه رمان باید زحمت کشید حتی اگه از نظر خیلیا مسخره باشه منم اومدم یه نقد ولی دوستانه و خواهرانه بکنم امیدوارم از دستم ناراحت نشی عزیزم
    اول این که همیشه سعی کن تا یه حدی رویایی بنویسی چون اگه بیش از حد باشه از جذابیت رمان کم می کنه شاید بگی رمانه دیگه و من خودم به این موضوع اعتقاد دارم که رمان نباید دقیقا مثل واقعیت باشه و یکم رویا پردازی هم لازمه ولی تا یه حدی ، به نظرم تو رمانت خیلی اغراق کرده بودی و این به مقدار قابل توجهی از جذابیت رمانت کم کرده بود مثلا پول ، هوش ریما، نزدیکیا ، به فرزندی قبول کردن ریماو چیزای دیگه که الان حضور ذهن ندارم خصوصا اگر خواننده ها بالای 20 سال باشن اصولا لذت نمیبرن از اغراق زیاد و رمان باید جوری باشه که همه ی سن ها لذت ببرن
    دوم این که تو نزدیکی روابط زیاده روی کرده بودی و خیلی راحت جلوه شون داده بودی درسته که این جور روابط خیلی زیاد شده ولی نه تا حدی که اینقدر آزاد باشه و اینقدر هم راحت باهاش برخورد بشه
    سوم این که از مسائل سر سری میگذشتی همش 2 چند ماه بعد چند هفته بعد چند سال بعد و این موضوع خیلی تکرار شده بود
    در کل موضوع رمان خوب بود و معلومه ذهن خلاقی داری راستی تا یادم نرفته بگم به نظرم رمان قبلیت زیباتر و جذاب تر بود البته ریما هم به جر اشکالات کوچیکی که گفتم بقیش خوب بود ..
    امیدوارم از دستم ناراحت نشده باشی گلم
    به امید کارهای قوی تر
    موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • Araam گفت:

    فقط چند صفه خوندن رمان كافي بود تا به مضخرف بودنش پي برد
    يه دختر كه مي خواد بهش تجاوز بشه و عين خيالش نيس و مردي كه هيچ شناختي از يه نفر نداره و مي برتش خونش و از همون ساعت اول چنان عاشقشش ميشه انگار كه بچه ي خودش بوده شخصيت پردازي و داستان رمان بي نهايت غير واقعي و فضاييه

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام نگاه جون بابت رمانهای قشنگت مرسی.یه رمان هست که اسمشو فراموش کردم ممنون میشم کمکم کنی.خلاصه اش راجب زن و مردیه که بعد از ازدواج مرد تصادف میکنه با خانومی.وتنها راه ازادی همسر اون خانوم ازدواجش با همسر اون زنیه که مرده به خاطر تصادف.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۴ ۵:۱۳ ب.ظ:

    سلام
    واقعا با این تعداد زیاد رمان کمک کردن خیلی سخت و گاهی مثل الان غیر ممکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • حانیه گفت:

    نگاه جون مرسی خیلی عالییه
    راحتتر از سایتای دیگه دان میشه مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۴ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • شبنم گفت:

    خیلی خیلی قشنگ بود دمت گرم بازم از اینجور رمان پلیسیا بزار که پایان خوشی داشته باشن واقعا دست نویسنده درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • ArezoO گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی خیلی قشنگ بود من دوبار خوندم مرسی بابت رمانای خوبت گلم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    سلام…ممنون..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • Adrina گفت:

    سلام خسته نباشي اين رمان فوق العاده بودمرسي واقعا سايت خوبيه.جلددوم ديده بان ذهن چي شد؟

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق گفت:

    سلام نگاه جان میشه جلددوم تب نگاهت روبذاری؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۰ ب.ظ:

    سلام..هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • asmin گفت:

    سلام نگاه جون.رمانایی که میزاری عالیییییییی.اگه میشه رمان راند دوم و جلد دوم دیدبان ذهنو بزار.

    [پاسخ به این نظر]

  • MAHI78 گفت:

    نگاهی من چشمم سایت خوش شد چرا از خیانت تا عشقو نمیزاری؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۴ ق.ظ:

    چندبارگفتم نویسنده اش اجازه نداد

    [پاسخ به این نظر]

  • یگانه گفت:

    سلام خوبی عزیز ؟خسته نباشی
    گلی منظورت اینه که ادامه ارشیدا رو میخواد چاپی بذاره؟چاپ شده یا هنوز نه؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۸ ق.ظ:

    سلام عزیزم..ممنون..توچطوری؟نمیدونم اما ازنویسنده که پرسیدم گفت :

    این رمان چون برای چاپ قرار بره ادامه ی رمان بعد از به هوش آمدن آرشیدا تو چاپ قرار می گیره البته نه به نام آرشیدای دوبلکه به عنوان ادامه

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    سلاممم نگاه جون!
    میخواستم ببینم رمان آمدی جانم به قربانت جلد2 رو میشه بذاری!؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۲ ب.ظ:

    سلام عزیزم..هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • TiNa گفت:

    ممنون جالب بود…لطفا اگه میشه رمان قسم رو بزارین…بازم ممنون(:

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۲ ب.ظ:

    پیام دادم به نویسنده اما جوابی نداد..خواهش

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam گفت:

    slm negahjoon khoobi??mikhastam bedoonam jeld dovome arshida ro nemizari???akhare ronan neveshte tabestoon mizaram

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۳ ب.ظ:

    سلام عزیزم..ممنون..توچطوری؟…جلدد.م نداره نویسنده نصفه نوشته که کاربرا ادامه رمان رو تونسخه چاپی بخونن

    [پاسخ به این نظر]

  • بنفشه گفت:

    سلااااام از سايت خيلي عاليتون ممنونم خيلي سايتتون رو دوست دارم هميشه رمانهاتون زيباست ميخواستم بدونم جلد دوم كتاب لبه ي پرتگاه نوشته شده؟اگه تموم شد لطف ميكنين بزارين براي دانلود؟واينكه اگه ميشه رمان كسي مي ايد و كيش و مات را هم بزارين.بازززم از زحمتاتون ممنونم.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۲ ق.ظ:

    سلام عزیزم..لطف داری گلم…نه هنوز نوشته نشده..اگه تموم شد میگذارمش…قبلا گذاشتم کسی می اید..کیش ومات چاپی نیست؟…چاپی نمیگذارم…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • masome گفت:

    khob bod
    mamnon az nevisande va shoma negah jan

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۴ ق.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • gisoo گفت:

    سلام نگاه جون من چند بار درخواست رمان کردم اما جواب ندادی حتما وقت نکردی میشه رمان پنجره ای رو به غروب بزارین؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹ ق.ظ:

    سلام عزیزم…پیام اجازه فرستادم اگه اجازه داد میگذارمش..

    [پاسخ به این نظر]

  • میشان گفت:

    نگاه جون دمت گرم
    واقعا بعضیا چ بی انصافن
    هنوز دو روز نشده خواهرم درخواست این رمانو داده انوقت الان تو سایته….
    نگاه جون تکی
    بخدا راس میگم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    ممنون عزیزم لطف داری بهم

    [پاسخ به این نظر]

    minoo پاسخ در تاريخ آبان ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۰ ب.ظ:

    سلام…
    ممنون از وب خوبت…
    ی درخواست…
    میشه جلد دوم رمان در آغوش مهربانی ک همون نقاب شیطنت هس رو بزارید؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . از روی سایت برداشته شده متاسفانه .

    [پاسخ به این نظر]

    بانو مسعودی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۰ ب.ظ:

    بعد از نزدیک یه یک سال جوابش رو دادین؟خسته نباشین

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    حدود 2000 و خورده ای نظر هس . منم تازه فعالیتمو دوباره از سر گرفتم . نگاه جان هم به دلیل مشغله هاشون نمیرسن جواب بدن . منم و یه 2000 تا نظر . امیدوارم متوجه شید .

    [پاسخ به این نظر]