دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

 

دانلود رمان راز یک سناریو

دانلود رمان راز یک سناریو – www.negahdl.com

این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته مریم موسیوند کاربرنودهشتیا

سلام دوستان بابت تاخیر و بدقولی ببخشید مهمون اومد برام و نرسیدم رمان بگذارم اینم راز یک سناریو درخواستی

رمانی پراز ناگفته ها و پایانی غیر منتظره

خلاصه داستان:
داستان حول و حوش سه شخصیت میچرخه، گلی که بدون اینکه ازدواج کنه و کاملا ناخواسته مادر میشه. بزرگمهر که عاشقه زنشه ولی حالا بچه ای در بطن زنی دیگه داره. وحید که برای اولین بار عاشق دختری میشه که بعدها متوجه میشه بچه ی مرد دیگه ای رو تو شکمش داره. این سه نفر در تردیدهاشون دست وپا میزنند. ماندن در این رابطه یا کنار کشیدن. وقتی شخصیت ها سردرگمند، رازی بر ملا میشه که زندگی آنها را تحت تاثیر می گذارد. رابطه این سه نفر با یکدیگر و تصمیماتی که برای آینده اشان می گیرند داستان را می سازند….

 

قسمتی از داستان:
“چرا اینجوری شد؟… چرا آخر راهم شد اینجا؟… کیو باید مقصر بدونم؟… خدا؟… خودم؟… دیگران؟…داداش که با دو کلمه حرف رفت پی زندگی خودش و تنهام گذاشت؟… اون که با گفتن یک کلمه، معجزه، منو به اینجا کشوند؟… شاید اگه یه کم انصاف داشته باشم این وسط، داداش از همه بی تقصیرتر بود. اون گفت راهی که داری میری به هیچ جا نمیرسه… هیچ جا… حتی آخرش بن بست هم نیست، که اگه بن بست باشه میدونی حداقل به یه جایی رسیدی و دیگه باید وایسی یا درجا بزنی یا سرت بره تو شکمت و برگردی . داداش گفت راه من آخر نداره تا ته زندگیمو به گند می کشه و من تا آخر عمرم سرگردونم… ولی من برای اولین بار تو روش وایسادم ، گفتم تصمیمو گرفتم و تا آخرش میرم. حالا من اینجام و دارم تو نا کجا آبادی که داداش هشدار داده بود با شونه هایی افتاده راه میرم بی هدف، بی انگیزه و راه بی برگشت. تو این یک سال از همه کشیدم… خانواده… دوست… همکار… غریبه و آشنا. زخم زبون، قضاوت نادرست، نگاه تحقیرآمیز، متلک ها تمام وجودمو به درد آورد.”

 این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

تعدادصفحات: ۷۳۳ پی دی اف،۳۵۲۱ پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ:رمان راز یک سناریو | مریم.م کاربر انجمن نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t1327186.html

ازرتباط بانویسنده: http://www.forum.98ia.com/member284099.html

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۷۷) دیدگاه برای “دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • پ.ق۹۵ گفت:

    یکی از بهترین رمان هایی بود خوندم
    یک قلم ناب و یک موضوع جالب
    پیشنهاد میکنم مطالعه کنید:)

    [پاسخ به این نظر]

  • لو نا گفت:

    @samira,
    انجام نشد که هنوز

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    ما کار خودمون رو بلدیم و انجام میدیم، با همه اینها کافی نیست. انجمن همه نوع نویسنده ای داره؛ از مبتدی و آماتور تا حرفه ای و درجه یک، از نوجوان و جوان تا بزرگسال… اکثریت نویسنده های انجمن بسیار جوان و کم تجربه هستن و نیاز به جهت دهی دارن، با این شرایط یک سری ها فقط غر میزنن و ایراد می گیرن که یه رمان عالی و فراخور تحویل بگیرن! اما به خودشون زحمت نمیدن که بیان انجمن و با نقد رمان ها و راهنمایی هاشون به پیشرفت قلم نویسنده کمک کنن.
    کاش فقط به جای حرف، مقداری عمل کنیم…

    [پاسخ به این نظر]

  • ely گفت:

    سلام این رمان رو میشه با فرمت جاوا در کانال تلگرامتون قرار بدین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۶ ۹:۴۸ ب.ظ:

    سلام. در تلگرام نگاه دانلود رمان های جدید و با فرمت پی دی اف قرار می گیره.

    [پاسخ به این نظر]

  • راضیه گفت:

    خدارو شکر ادم بعضی رمان هارو که میخونه افسردگی میگیره که الکی وقت گذاشته

    [پاسخ به این نظر]

  • فائزه گفت:

    این رمان حرف نداره. واقعا هیچی کم وکسر نداره. خلاقیت ذهن نویسنده عالیه. من خودم آخراش داشتم از هیجان غش می کردم که کدومشونو انتخاب می کنه. و چون رمان معمایی ایم هست به شدت وقتت و می گیره. حذف شدن لینکشم تعجبی!

    [پاسخ به این نظر]

  • kimiya گفت:

    @راضیه, واقعاهمین طوره این رمان عالیه ممنون ازشماونویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • kimiya گفت:

    یک رمان اجتماعی وزیبا.حتما بخونیدش.رمان های نودوهشتیا عالیلن

    [پاسخ به این نظر]

  • راضیه گفت:

    اگر طبق قانون های شما مشکل دار اعلام شده حداقل به کل از سایتتون برش دارین جزء پر طرفدارن پیش کش یه نفر اگه نوشته قرمزو بخونه با خودش فکر میکنه نویسنده چی نوشته هر چند نظرات گویای همه چیز هست ولی به هر حال من هم ر خودم رو گفتم باید نقد هم داشته باشین

    [پاسخ به این نظر]

  • راضیه گفت:

    @REZA, واقعا جالبه با قانون هاتون خوش باشین ای کاش قانونی هم داشین که رمان های چرت و ابکیو توی سایتتون نمیزاشتین

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    این قانون هم در حال اجرا شدن هست

    [پاسخ به این نظر]

  • vafa گفت:

    این رمان فوق العاده بود واقعا نمی دونم چی باید بگم که حق مطلب ادا بشه .خواندنی و باارزش

    [پاسخ به این نظر]

  • راضیه گفت:

    با عرض سلام میشه بپرسم کجای این رمان مشکل داره اینکه یکی از مشکلات جامعه رو بیان میکنه این رمان یکی از بهترین رمانهایی بود که تا حالا خوندم ،محشره با قلمی تک. نمیدونم چرا مشکل داراعلام شده به جای اینکه این رمان رو بذارین توی پر طرفدارترین رمانها مشکل داراعلام میکنین بیشتر رمانهای الان آبکی با موضوع تکراریه که آدمو از رمان خوندن زده میکنن موضوع این رمان عالی بود.

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

    سلام
    ما هم قانون هایی داریم و طبق اون عمل می کنیم

    [پاسخ به این نظر]

  • تینا گفت:

    این رمان رو هرطور که بود دانلود کردم و خودنم، واقــــعا موضوع عالی ومتفاوتی داشته، و نویسنده فوق‌العاده خلاق بوده که موضوع رو خوب بسط داده.
    نگاه جون ممنون از سایتت و معرفی رمانهای خوبت
    امیدوارم بازاز این نویسنده هرچه زودتر کارای خوبه دیگه ای ببینیم

    [پاسخ به این نظر]

  • kimia گفت:

    خیلی عالی بود واقعا قلم نویسنده جریان داستان و اتفاقاتش
    ولی وحید چی پس؟؟؟ 🙁

    [پاسخ به این نظر]

  • kimia گفت:

    خیلیییییی رمان عالیه ای فقط این وسط وحید خیلی خیلی خیلی نامردی شد در حقش خیلی دلم براش گرفت:(

    [پاسخ به این نظر]

  • Kourd گفت:

    یکی از زیبا ترین رمان هایی که خوندم هست واقعا محشره.البته تو این سایت فیلتر شده من این رمانو انلاین تو ایران رمان خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • RaIn gIrL گفت:

    Salam negah jan man in roman ro mikham .che konam???????!!!!:'(:'(:'(:'(

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    سلام..حذف شد

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    عالی عالی عالی.واقعا عالی .محشر بود.تبریک میگم به نویسنده این رمان زیبا.متن روان و قابل باور و بدون هرگونه فانتزیهای رایج در رمان های امروزی.فقط اگه میشه لطف کنید بقیه رمان های این نویسنده عزیز را هم معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • تروس گفت:

    سلام چرا لینک ندارههههه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۷:۳۱ ب.ظ:

    سلام واقعا نوشته قرمز رنگ به این بزرگی را ندیدی؟

    این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

    [پاسخ به این نظر]

  • Xnedax گفت:

    رمانیه که موضوع خیلی متفاوتی داره و اصلا آبکی نیست وتا آخرش نخونی نمیفهمی موضوع چیه خیلی عالیه عاشقشم

    [پاسخ به این نظر]

  • شراره ارکات گفت:

    خیلی خیلی عالی بی نظیر واقعا خسته نباشید میگم به نویسنده ی عزیز ممنونم مریم گل

    [پاسخ به این نظر]

  • سیما گفت:

    با سلام وخسته نباشید خدمت شما نگاه جان
    و تشکر بابت سایت عالی تون
    این رمان محشره و فکر میکنم نسبت به رمانهای دیگه دارای امتیاز پایینیه که این واقعا نسبت به اینچنین رمانی کمال بی انصافیه.از شما درخواست داشتم که دوباره رمان رو تکرار کنید اگه بشه واقعا عالیه چون اکثر مخاطبای سایت که خودم یکی از اونها هستم صفحه های جدید رو چک میکنیم
    با تشکر از شما نگاه جان

    [پاسخ به این نظر]

  • aleksandra گفت:

    واقعا به نویسندش خسته نباشید میگم و بابت گذاشتن همچین رمانی از شما تشکر میکنم
    رمانی زیبا با پایانی قابل باور
    واقا محشر

    [پاسخ به این نظر]

  • judy گفت:

    سلام نگاه جون. چرا pdf باز نمیکنه؟!؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۷:۱۸ ب.ظ:

    یعنی بعد از دانلود باز نمیشه ؟ یا اصلا دانلود نمیشه ؟

    [پاسخ به این نظر]

    judy پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۷ ب.ظ:

    @sh.Admin,
    نه نگاه جون دانلود میشه ولی فایلو باز نمیکنه برام.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۳ ب.ظ:

    حتماpdf ریدر نداری که برات باز نمیشه …اگه لینک دوم که زیپ را دانلود میکنی که باید winrar داشته باشی تا باز کنه فایل فشرده را

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    سلام.من تازه به جمع شماتو این سایت اضافه شدم و با وجود این سایت رنگ تنهایی کمتر داره جلوی چشمام خودنمایی میکنه.
    رمان واقعا پر از حرفایی بود که باچشمامون میدیدیم ولی نمخواستیم با گوشامون بشنویم.
    ممنووووون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۷:۱۹ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سحر گفت:

    میتونم به جرات بگم یکی از بهترین رمانهایی که من تا حالا خوندم..و جالبی این رمان اینه که مثل خیلی از رمانها نمیشه آخرش و حدس زد که چی میشه…من از روزی که این رمان و شروع به خواندنش کردم دیگه نتونستم گوشی رو زمین بزارم..واقعا دست نویسنده اش درد نکنه..عالی بود..همچنین نگاه جون یه خسته نباشید ویژه برای شما دوست عزیزم دارم امیدوارم موفق باشی…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۶:۴۶ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • بانو مسعودی گفت:

    سلام نگاه جان چرا حجم رمانهای که شما میزارین با 98ia فرق داره منظورم حجم فایل زیپ هست مال شما همیشه بیشتر هست و بخاطر همین فکر میکنم کاربراتون یه مقدار اذیت میشن

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۹:۵۴ ب.ظ:

    سلآم . شاید به دلیل تعداد صفحات باشه بررسی میکنم اگر راهی بود درستش میکنم .

    [پاسخ به این نظر]

  • fateme گفت:

    akharesh khoshe?

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۳ ب.ظ:

    اره

    [پاسخ به این نظر]

  • maede گفت:

    سلام این رمان عااااالی بود
    بعد رمان شرعی ولی. غیرقانونی این دومین رمان متفاوت این سایته ک من میخونم،اگه رمان قشنگ و متفاوت دیگه ای خوندین بهم معرفی کنیدچون رمانای جدید خیلی تکراری شدن!!

    [پاسخ به این نظر]

  • mah گفت:

    سلام ببخشید پایان غیر منتظره ای که می گید خوبه یا بد؟*
    مرسی:)

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    سلام..از یه لحاظ خوبه از یه لحاظ شاید بد

    [پاسخ به این نظر]

  • mah گفت:

    سلام ببخشید پایان غیر منتظره ای که می گید خوبه یا بعد؟
    مرسی:)

    [پاسخ به این نظر]

  • arezou گفت:

    یکی از بهترین رمانایی بود ک خوندم….خیلی خیلی از مریم عزیز و نگاه جون ممنونم♥

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • انا گفت:

    رمان یکی یه دونه من کی جلد دومش میاد؟؟؟؟:(((((

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۸ ب.ظ:

    سلآم مشخص نیست .

    [پاسخ به این نظر]

  • Raha گفت:

    فقط یه کلامـ می تــونم بگم بی نظیـــــــــــره
    یه رمان پخته با قلم زیبـــا
    تبریکــــ می گم به نویسنـــده عزیز
    اگه کتابی از این نویسنـــده هست بهم معـــرفی کنید
    مـــرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم..نه فقط همین رمان را نوشته

    [پاسخ به این نظر]

  • liana گفت:

    این رمان واقعا پرفکت بود ! میشه یه چیزی تو مایه های همین رمان بهم معرفی کنید ؟؟ ممنون میشم ! 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۳ ب.ظ:

    تو این مایه ها رمانی نخوندم…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • kind__1997 گفت:

    واقعا رمان فوقالعاده ای بود
    نثر رون و راحتی داشت ….توی یک کلمه عالی بود ….ممنون از نویسنده ی عزیز منتظر رمان های بدیت هستم
    یا علی …

    [پاسخ به این نظر]

  • پرستو گفت:

    واقعا رمان جالبی بود. من از وقتی شروع به خوندنش کردم نتونستم گوشی رو زمین بذارم. ممنون واقعا از نوسنده این رمان

    [پاسخ به این نظر]

  • فافا گفت:

    این رمان واقعا زندگی خیلیها رو روایت میکنه.و قلم نویسنده خیلی خوب بود.دست نویسنده عزیز درد نکنه.

    [پاسخ به این نظر]

  • trefa گفت:

    سلام واقعا به نویسنده تبریک میگم بخاطر رمان فوق العادش خیلی زیبا بود خیلی
    اگه میشه از این رمانهای متفاوت بیشتر بذارید

    [پاسخ به این نظر]

  • تینکربل گفت:

    عاااااااااااااااااالی بود این رمان …
    هر چند خیلی از جاهاش واقعا غم انگیز بود اما خیلی عالی نوشته شده بود .. واقعا خسته نباشه نویسنده عزیز ..
    چنین رمان هایی رو بیشتر بزارید ..

    [پاسخ به این نظر]

  • سها گفت:

    ای بابا این قسمت برای نظر دادنه نه اینکه شما دنبال رمان های درخواستی بگردید و پیام بزارید

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    نگاه جان سلام.خسته نباشید. با تشکر از زحماتتون چند بار درخواست برای رمان تاوان و شطرنج گذاشتم اما متاسفانه جواب ندادی. اگر پاسخ بدید ممنون میشم.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۶ ب.ظ:

    سلام..من هم بارها گفتم نویسندگان این اثار اجازه ندادن

    [پاسخ به این نظر]

    zahra پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۰ ب.ظ:

    @نگاه, عزیزم ممنون که پاسخ دادی. همیشه سالم و شاد و موفق باشی.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    ممنون…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    صرف نظر از واقعی یا غیر واقعی بودن موضوع، داستان بسیار خوب پرداخت شده بود و توصیف حال و روحیه افراد به خوبی به تصویر کشیده شده بود.
    از نویسنده ی محترم تشکر می کنم و بهش خسته نباشید میگم.

    [پاسخ به این نظر]

  • همراز ns گفت:

    رمان راز یک سناریو فوق العاده است خیلی وقت بود یک رمان خوب نخونده بودم ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • سورنا گفت:

    سلام در پاسخ زهرا جون تمنا برای نفس کشیدن-دوستان رمان راز یک سناریئ جز بهترین ها در سال 93 می باشد ممنونم از نگاه عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۶ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    فقط میتونم بگم عااااااالی بود.فوق العاده بود…بعد از مدتها یه رمان خوب خوندم ..مرسی نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    اسم رمانی که شخصیت پسراصلیش محسنه و ی پسرمذهبی هم هست خونواده دختره اول ازش خوششون نمیومده ولی بعد اخلاق ورفتارشیرین ومتینش همه زوجذب میکنه…….
    روکسی میدونه چیه!؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    اسمش تمنابرای نفس کشیدنه عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • نیوشا گفت:

    سلام فقط همینو میتونم بگم
    ای ولا داری مریم جوووووون
    واقعا رمان قشنگی بود عزیزم دست گلت درد نکنه
    و همینطور از نگاه عزیزم تشکر میکنم بابت سایت خوبش

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۲ ق.ظ:

    سلام..خواهش میکنم…

    [پاسخ به این نظر]

  • حسنا گفت:

    مرسی از نویسنده عزیز قلمت خیلی حوب بود من حسابی لذت بردم از خوندنت با اتفاقایی که برای گلی میافتاد واقعا حس فمنیستیم فعال میشد خیلی ناراحت شدم براش اما از اونجایی که یهوو ارتباط ملاکیه باهاش زیاد شد اولای رمان خیلی ملموس نبود ولی در کل دوسش داشتم و واقعا خسته نباشی ایننایی که نوشتیواقعیتای جامعس همه ماها بنا به شرایطمون داریم یا کنار این ادما زندگی میکنیم یا با مشکلاتی از این قبیل دست و پنجه نرم میکنیم منتظر کارای بعدیت هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  • سادات گفت:

    وای خدای من!!!
    عالی بود! حرف نداره!!!
    مریم جون دستت درد نکنه.

    آآآآآهههههههای نگاه دانلودیا!!!!!!!پیشنهاد میکنم حتما بخونید! خوب نیست! عالیه!!! عالی!

    [پاسخ به این نظر]

  • فائزه گفت:

    از نویسنده ی این رمان واقعا ممنونم چون سختی هایی یک دختر در این جامعه را می کشه از طریق یک داستان به همه نشون داد

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    اسم یه رمان یادم رفته اگه میدونید بگید لطفا:دختره با خاله و شوهر خالش جمشید فکر میکنم زندگی میکنه کنکور داد و تو راه برگشت به ترافیک خوردن و خاله و شوهر خالش پیاده میشن میرن پارک اونم به ماشین کناری نگاه میکنه میبینه به بنز که شیشه های دودی داره که تو اون ماشینم پسری هست که شکست عشقی خورده بعد با این دختره دوست میشن و عاشق هم میشن دختره هم خیلی شر و شیطونه

    [پاسخ به این نظر]

    nazi پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۴ ق.ظ:

    Tamana baraye nafas keshidan

    [پاسخ به این نظر]