دانلود رمان کژال خان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان غرور عشقمون

دانلود رمان کژال خان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان کژال خان جاوا

دانلود رمان کژال خان جاوا- www.negahdl.com

دانلود رمان کژال خان جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته hadis_sکاربرنودهشتیا

سلام دوستان شبتون خوش…این رمان هم درمورد خان  وخان زاده که خیلی از دوستان درخواستش را دادن …امیدوارم از خوندش لذت ببرین

کژال:آهو گیوا:جذاب
داژیار:قدرت هیرش:یورش

خلاصه:

کژال دختری خان زاده و اصیل که در یک لج و لجبازی ، خان یکی از روستاها رو به قتل میرسونه و حالا باید تاوان کارش را پس بده…پایان خوش

مقدمه :

گاهی وقتا باید نقطه بذاری…!
باز شروع کنی…!
باز بخندی…!
باز بجنگی…!
باز بیوفتی و محکمتر پاشی…!!
گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه ی تلخی ها بزنی و بگی:
مرسی که یادم دادید جز خودم هیچ کس به دادم نمی رسه.
پیام.نویسنده:
من قصد توهین به هیچ ملیت و هیچ نژادی رو ندارم.
تمام اسامی اتفاقی هست و زاده ی خیال نویسنده می باشد.

قسمتی از داستان:

سردی اهنش سنگینی می کرد ، نگاهی به دستم انداختم و به نگاهی به اطرافم انقدر شک زده بودم که نمیدونستم چرا اینجام ولی بودم ، به اطراف نگاه کردم و میله ها و ادمای پشتش که با پوزخند بهم خیره شده بودن.

-هوی زنیکه تازه واردی؟بهت نمیاد اهل اینورا باشی.
صدای قهقه بقیه زنا و صدای سخت نگهبان.
-اروم باشین .
چه قدرم که حساب بردن.
-بابا به سر وضعش نمیاد اینکاره باشه ، پوستش افتاب مهتاب ندیده هست.
-حتما یکی یه دونه باباش بوده.
صدای خنده ی زنای زندانی خنجری بود به قلبم ، زن نگهبان در سلولی رو باز کرد و هولم داد داخل.
-اینجا باید باشی .
و بعد رو به زنی کرد و گفت:
اکرم یه تخت بهش بده ، هواشم داشته باش سفارشیه.
دست بند رو باز کرد و دستم از اون سردی انزجار کننده ازاد شد.

 

رمز فایل : www.negahdl.com

منبع تایپ:رمان کژال خان | hadis_s کاربر انجمن نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t1192429.html

ارتباط با نویسنده: www.forum.98ia.com/member123240.html

 

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات