دانلود رمان دستهایم حافظه دارند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان دستهایم حافظه دارند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان دستهایم حافظه دارند

دانلود رمان دستهایم حافظه دارند

درخواستی دوستان

دانلود رمان دستهایم حافظه دارند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته رهایش* کاربرنودهشتیا

خواندن این رمان به افراد زیر 15 سال توصیه نمی شود. (نمی دونم شاید هم 16 شاید هم 13)

خلاصه داستان
کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطره ی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کننده ی زندگیش پیدا می کنه اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم….
داستان داستان زندگی سه پسره، سه برادر که زندگیشون به وجود هم گره خورده و البته شخص آشنای غریبی که منبع اصلی مشکلات این سه برادره…پایان خوش

مقدمه:
کنعانم و کنعان یعنی صبور، بردبار و شکیبا! کاش پدر از روز ازل اسمم رو عصیان می گذاشت! کاش به جای این همه صبوری، این همه تحمل، کمی و فقط کمی یاغی بودم! کاش کمی یاغیگری بلد بودم!

نویسنده رمان:
(از من خواستن اون جمله ی بالای پست رو توضیح بدم تا این شبهه به وجود نیاد که این رمان قراره خلاف قوانین سایت، مسائلی چون روابط بین خانوم و آقا رو بیش از حد باز کنه. حالا موظف هستم بنویسم که اگه نوشتم این کتاب رو به عزیزای کم سن و سالی که عضو این سایت هستن توصیه نمی کنم به خاطر اینه که توش قراره به تلخی ها، مسائل و مشکلاتی پرداخته بشه که تو جامعه هست، روح رو آزار می ده و البته درگیری ذهن دوست های کم سن و سالم با این جور مسائل خیلی خوشایند نیست. پس اگه اون جمله ی قرمز رنگ اخطارگونه رو می بینین واسه عبور از خط قرمزهای سایت و توصیفات لحظات خیلی خیلی خصوصی یه رابطه ی خانوم و آقا نیست. گاهی وقتها تجربیات تلخ، حتی اگه تو پرده هم گفته بشه باز هم تلخیشو داره و من ترجیح دادم وظیفه ی خودم رو نسبت به دوستهای گلم توی سایت انجام بدم)


gesmate-download                                                                                                                                        

 

 

دانلود رمان برای اندروید،تبلت بافرمت apk

دانلود برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید با فرمت epub

دانلود رمان برای موبایل جاوا بافرمت jar تعدادصفحات4810

 دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

 دانلود رمان برای جاوا غیرمستقیم

 دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحات969

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdfبصورت zip

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ:رمان دستهایم حافظه دارند | رهایش* کاربر انجمن نودهشتیا

www.forum.98ia.com/t1290300.html

ارتباط با نویسنده رهایش*http://www.forum.98ia.com/member261432.html

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۲) دیدگاه برای “دانلود رمان دستهایم حافظه دارند جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • Zohreh گفت:

    عاشق این رمانم این رمان منو خیلی دگیر خودش کرد خیلی نوشتار و بیان داستان رو دوست داشتم واقعا عالی

    [پاسخ به این نظر]

  • beesaaye گفت:

    ممنون از نویسنده رمان متفاوت و جذابی بود و توصیه میکنم به دوستانی که فقط دنبال رمانهای خیلی عاشقانه نیستن اینو بخونن

    [پاسخ به این نظر]

  • ترمه گفت:

    انقد رمان فضاش غمگینو تلخ بود درسته که اتفاقایی که برا کنعان افتاده بود عادی نبود و آدمی بود پر از مشکلات ولی خیلی تو منجلاب بود ینی من احتمال میدادم دیگه تا صفحه ۵۰۰به بعد یکم فضا تغییر کنه ولی این آدم یه بی عرضه بود که هیچکاری برای اینکه خودشو از منجلاب بکشه بیرون نمیرفت سراسر رمان غمگین تمام شخصیت هاش هم غمگین یکبار اینا بیرون نرفتن بجز طالقان میتونست نویسنده یکم فضای رمانو بهتر کنه من خیلی یکنواختی حس میکردم از صفحه یک تا ته هیچ چیز تازه ای نبود همش هم بیمارستان مخاطبو خسته میکرد خیلی جاها ب امید کارهای بهتر

    [پاسخ به این نظر]

  • ayda گفت:

    همش از زبون کنعانه؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۳:۳۹ ق.ظ:

    نمیدونم .

    [پاسخ به این نظر]

  • hosna گفت:

    رمان بسیار زیبا و فوق العاده ایه.مثل بقیه ی کارهای رهایش عزیز داستان از زبون شخص اول قصه یعنی کنعان گفته میشه و روال داستان درمورد اتفاقی هست که در زمان کودکی کنعان براش اتفاق افتاده.کنعان قصه یه پسر خیلی خوب -مهربون-سربه زیر-باادب-عاقل-کم حرف وگاها مظلوم وشاید منزوی هستش که علت این دو خصوصیت اخر ریشه در همون اتفاق گذشته داره.ظاهر زیبایی داره و خیلی باخداست(یکی از ویژگی هایی که من توی این شخصیت خیلی دوستش داشتم) .نمازمیخونه و روزه میگیره اما نمیدونم چرا کسی که انقدر معتقده لمس شدن ودست دادن بانامحرم هارو رعایت نمیکنه؟!!!با مشکلات و تلخی های اول داستان و عکس العمل های کنعان و شخصیت های مختلف داستان جلو میریم. از اواسط داستان یه عاشقونه ی اروم در کنار سختی ها شروع میشه و تم تلخ داستان رو تلطیف میکنه. داستان خیلی روون وجذاب نوشته شده ،طوریکه با خوندنش به هیچ وجه خسته نمیشیم .روی شخصیت ها واقعا کار شده و این نشون از مهارت بالای نویسنده ست.یکی دیگه از رمان های خیلی خیلی زیبا و خوب سایته و می تونم بگم تا حد زیادی با رمان های تاپ سایت(مثل اسطوره) برابری میکنه.
    ممنون از رهایش عزیز بابت این رمان و به امید نوشته شدن رمانهایی به این خوبی و با این کیفیت وهرچه پررنگ تر شدن حضور خدا توی قصه ها.

    [پاسخ به این نظر]

  • arezoo گفت:

    رهایش جوننننن میشه خواهش کنم رمان جدیدتو سریع تر بنویسی بزاری بخدا خسته شدم از بس رمانای الکی خوندم لطفا لطفا لطفاااااا

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    خیلی قشنگ بود به نظر میاد رهایش نویسنده ماهری باشه.

    [پاسخ به این نظر]

  • elmira گفت:

    vaaaaaaay fogholadeeeee bod aliiiiiiiii bod mrs negah

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • الهه گفت:

    سلام رهایش عزیزم.رمان دستهایم حافظه دارند واقعا زیبا بود بخاطر موضوعش.جای ی همچین مسائلی تو رمانهامون کنه یا شایدم خالیه!؟من از سایت نگاه دانلود زیاد رمان خوندم ولی اگه از حق نگذریم این یچیز دیگه بود؟!از نگاه جان هم ممنون بخاطرسایت خوبش امیدوارم که زیر سایه ی الله موفق باشین;-):-)

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم…ممنون …

    [پاسخ به این نظر]

  • عطیه گفت:

    سلام خسته نباشید
    موضوعش عاشقانه نیست؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    سلام..ممنون…نمیدونم

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahtab گفت:

    وااااای خیلی عالی بود،

    مرسی از نویسنده ی عزیییز و سایتتون

    [پاسخ به این نظر]

  • armin گفت:

    سلام نگاه جون بابت این رمان واقعا ازتون ممنونم شاید یکی از بهترینا باشه خیلب قشنگ تونسته بودبعضیی از واقعیتای زندگی و ب نمایش بکشونه واقعا جاداره ازش تشکر کنیم بابتاین رمان

    [پاسخ به این نظر]

  • ستاره خيال گفت:

    عالي ..محشر…پرمحتوا..كمه هرچي بخوام تعريف كنم مدتها بود يه رمان پرمحتوا كه ارزش خوندن داشته باشه اپلود نميشد مرسي از نويسنده ومرسي از نگاه عزيز و سايت خوبش

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام مدیر بزرگ
    حال و احوالات!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۹ ب.ظ:

    سلام مدیرکوچک ..خوبم

    [پاسخ به این نظر]

  • Ala گفت:

    نخونده میدونستم هر چیزی که رهایش بنویسه فوق العاده س 🙂
    خیلییی قشنگ بود. مرسی از نویسنده ! و سایتتون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • حدیث گفت:

    بسیار عالی بود واقعا قلم خوبی داره نویسنده…ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • باران گفت:

    سلام مرسی بابت رمانای قشنگتون…..داستان این رمان فشنگه؟یعنی ارزش خوندن داره؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۱ ب.ظ:

    سلام…خواهش میکنم…اره قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا 74 گفت:

    مرسی ازت نگاه جون…رمان خوشگلی بود…کارهای *رهایش* هم عالیه…
    ببخشید میشه رمان رویای خیس چشمانت از الناز محمدی…وهمکار مامان…رو بذارید…ممنون میشم…

    [پاسخ به این نظر]

  • arezoo گفت:

    رهایش عزیزم من عاشق کتاب های شما هستم و عاشق شخصیت ها و هر چیزی که توشونه واقعا ممنون از وقت و انرژی که میزاری خیلی دوستت دارم

    [پاسخ به این نظر]

  • Me گفت:

    رمانش فوق العاده اس
    انقدري كه من طاقت نياوردم تموم كنم بعد نظر بذارم
    الان صفحه ١٥٠ ام ولي تا اينجا عاليه!!!!
    مرسي از شما و نويسنده!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    ببخشید مگه بچه زیر 13سالم رمان میخونه ک توصیه کردن نخونن

    [پاسخ به این نظر]

    mohadese_nzh پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۰ ق.ظ:

    @فاطمه,
    آوره میخونن

    [پاسخ به این نظر]

  • آنابل گفت:

    این رمان با اجازه خود رهایش اینجا گذاشته شده؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۹ ب.ظ:

    بله خودشون اجازه دادن

    [پاسخ به این نظر]