دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت-www.negahdl.com

درخواستی دوستان

دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته pantea_98 کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه:
گاهی وقتا یه سری چیزا خیلی زندگیتو تغییر میدن … اون تغییر میتونه شروعش از هر چی باشه … مثلا از خوندن یه رمان ، یا گوش کردن به یه آهنگ … تغییرات میتونن خیلی بزرگتر باشن ! مثلا نفوذی که از کامپیوتر شروع میشه و به قلب انسان ها میرسه … اون موقعه اس که دیگه هیچ کس نمیتونه کاری بکنه … چون تو ، همه چیزت هَک شده … حتی احساست !…پایان خوش

 

قسمتی از داستان:

از دفتر وکیل بیرون اومدم ، گرمای هوا کلافه ام کرده بود !! مخصوصا با این شال و مانتو !! نمیدونم واقعا چه مرضی بود که ماشین رو اینقدر دور پارکش کرده بودم !
به سمت جایی که ماشین رو پارک کرده بودم راه افتادم و تو راه با خودم فکر میکردم … واقعا زندگیم از کجا به کجا رسیده بود دو تا شرکت توی دو تا از بزرگترین کشورهای دنیا ، آمریکا ، انگلیس و این آخری هم که توی ایران ! همه فکر میکردن دیوونگیه که بخوام شرکت های اونجا رو بسپرم دست خانواده تا خودم بیام ایران و کارای این یکی رو بکنم ! شرکت انگلیس به دست پدرم اداره میشد ، یعنی شاید اگه بابام نبود من الان اینقدر موفق نبودم ، بابای فوق العاده باهوشی داشتم که شاید اگر پولداریش نبود من بعد از سالها به این مرتبه میرسیدم ! بعد از کنکور واسه ی انگلیس بورسیه گرفتم خب هرچی باشه رتبه ی 17 ی ریاضی و فیزیک کم چیزی نبود ! مخصوصا اینکه لازم نبود نصف وقتمو برای یاد گرفتن زبان و این چیزا هدر بدم چون از بچگی کلاس رفتم و قبل از کنکور مدرکم رو گرفتم ! بعد هم نمره ی آیلتس مورد نیاز رو به راحتی آوردم و راهی شدم ! نزدیکای گرفتن لیسانسم مامان و بابام هم به انگلیس اومدن

gesmate-download                                                                                 

 

 

دانلود رمان برای اندروید،تبلت بافرمت apk

دانلود برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید با فرمت epub تعداد صفحات2183

دانلود رمان برای موبایل جاوا بافرمت jar تعدادصفحات1963

 دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

 دانلود رمان برای جاوا غیرمستقیم

 دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحات451

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdfبصورت zip

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ رمان:رمان نفوذ | pantea_98 کاربر انجمن نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t1055502.html

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۱) دیدگاه برای “دانلود رمان نفوذ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • roz2121 گفت:

    خخخخخخخخیلی قشنگ بود من که خیلی خوشم اومد ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • فریال گفت:

    سلام….قشنگ بود رمانش ممنونزاز نویسنده و وب عالیتون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۶ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • Raha گفت:

    سلام.میشه .کسی اسم این رمان را اگه میدونه بگه؟من قبلا خوندم و اسمشو یادم نیست.ممنون
    داستان از این قرار که یک دختر دورگه که پدرش خارجی مادرش ایرانی پس از مرگ پدرش به ایران نزد خانواده مادریش میاد.و طی جریاناتی که براش پیش میاد متوجه میشه که پدر بزرگش در واقع داییش میشه و و اخرش هم عاشق یکی از نوه های داییش میشه.دختر کم خونی داره ولی اول فکر میکنه سرطان داره.

    [پاسخ به این نظر]

    MIss_F پاسخ در تاريخ آبان ۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۵ ب.ظ:

    @Raha,
    سلام با اینکه ازاین کامنت ۲سال می گذره اماخوب اسم این رمان رومیگم 🙂 اسمش “جایی که قلب آنجاست”هست
    منکه عاشقشم خیلیییی قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    سلام نگاه جون،مرسی ازت بخاطر رمانای خوبی که میذاری.عزیزم من یه رمان میخوام که توش شخصیتای اصلی رمان هر دو پزشکن،بعد که باهم ازدواج میکنن دختره شوهرشو با یه دختری مببینه اما نمی دونه که خواهر شوهرشه،فکر میکنه شوهرش بهش خیانت کرده.من اسم رمانو نمیدونم میشه کمکم کنی؟ممنونم.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۰ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . حضور ذهن ندارم متاسفانه دوستان لطف کنند کمک کنند .

    [پاسخ به این نظر]

    نرگس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    @نسترن,فرار نبود

    [پاسخ به این نظر]

    parimah پاسخ در تاريخ آبان ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۵ ب.ظ:

    @نسترن, رمان قرار نبود هستش

    [پاسخ به این نظر]

    بهاره پاسخ در تاريخ آذر ۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۷ ق.ظ:

    @نسترن, عزیزم دوستان اشتباه گفتند روزهای بارانی اسمش هست قرار نبود جلد اولشه

    [پاسخ به این نظر]