<

دانلود رمان رهسپار بهشتم کن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان رهسپار بهشتم کن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان رهسپار بهشتم کن

دانلود رمان رهسپار بهشتم کن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت – negahdl.com

درخواستی

دانلود رمان رهسپار بهشتم کن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته Alma77 کاربر نودهشتیا

خلاصه:

اگه شما جای من بودید چیکار میکردید؟وقتی قرار باشه بر خلاف میلتون ببرنتون به یه سفر خارجه…
سفری که ممکنه یک سال،دوسال،یا حتی چند سال طول بکشه؛سفری که شما رو از فرد مورد علاقتون دور کنه…
اگه شما جای من بودید،راضی به رفتن می شدید؟
یا…
یا مثل من حاضر بودید دست به هر کاری بزنید؟!
اوضاع وقتی بدتر میشه که توی کنکور هم قبول نشید و اونا بهونه ای پیدا میکنن تا حتما شما رو با خودشون ببرن.اونوقت چی؟
اونوقت تکلیف شما و دل بی قرارتون چی میشه؟!
حتی اگه اون فرد در حقتون نامردی هم بکنه،بازم حاضر میشید به خاطرش بمونید؟!
من حاضر شدم…حاضر شدم دست به هر کاری بزنم.حاضر شدم هر تصمیمی بگیرم تا بتونم همین جا بمونم!
یه تصمیم…تصمیمی که خیلی چیزا رو عوض کرد.راه منو،زندگی منو،سرنوشت منو،آینده ی منو…و حتی عشق منو!
آره…اون تصمیم عشقمو هم عوض کرد.شاید پیش خودتون بگید چقدر نامردم که انقدر راحت دل کندم…
اما نه؛راحت نبود…چون…چون دل بستن بهش یه شرط داشت!
یه شرط چهار حرفی…
یه شرط پر از تاریکی…
شرطی به نامِ

گناه!…پایان خوش

قسمتی از متن رمان:
انگشت اشاره و شستمو روی دو تا چشمام گذاشتم و کمی فشردمشون…خستگی خواب هم داشت از پا در میاوردم.
در اوج بی پناهی،نجوایی توی گوشام پیچید که خبر از یه تکیه گاه امن میداد…یه تکیه گاه محکم.
نمیدونم چم شده بود،اما با شنیدن صدای اذان،ناخودآگاه دلم آروم شد…آروم شد به بودنش…به یاریش…
چشمام عقربه های ساعت دیواری اتاقو زیر نظر گرفتن.اذان صبح بود…
بوسه ای به پیشونی شبنم زدم و از اتاق بیرون رفتم.با پرس و جو و در پیش گرفتن مسیر تابلوها،راهی سرویس بهداشتی و بعد هم نمازخونه ی بیمارستان شدم…
مهری از داخل جامهری برداشتم و رو به قبله ایستادم…دستامو کنار گوشام گرفتم و چشمامو بستم…زیر لب گفتم:خدایا…تو پناهم باش؛قول میدم بنده ی خوبی باشم…
آدم بدقولی نبودم…با این وجود،اون لحظه تنها چیز مهم برام،داشتن یه پناهگاه بود…
من_ الله اکبر…
خدایا تو بزرگی…تو خیلی بزرگی…
من_ الحمدلله رب العالمین
فقط تو رو ستایش میکنم.چون تو فقط لایق ستایشی…تو پروردگاه کل جهانی…تو پروردگار منی…پروردگاه شبنمی…
تو پروردگاه آرمان هم هستی…و میدونی چطور جوابشو بدی.
من_ الرحمان الرحیم…
تو بخشینده ای…مهربونی…رئوفی…رحیمی!
خدایا رحمتت اونقدر زیاده که دلای کوچیک و خطاکار ما آدما رو میبخشه…
من_ مالک یوم الدین…
تو مالک روز جزایی…تو…تو کار آرمانو بی جواب نمیذاری!
خدایا…میدونم که کوتاهی منو هم در حق شبنم بی جواب نمیذاری…
من_ ایاک نعبد و ایاک نستعین…
خدایا…تنها تو رو میپرستم…تنها از تو یاری می طلبم…پس یاریم کن…یاریم کن تا خطامو در حق شبنم جبران کنم…
من_ اهدنا الصراط المستقیم…
هدایتم کن به راهی که خودت صلاح میدونی.به راهی که راسته…حقه…
من_ صراط الذین انعمت علیهم
منو به راه کسایی هدایت کن که شامل لطف و رحمت و نعمتهای توان…
من_ غیر المغضوب علیهم…
نه اونایی که خشم تو رو با خودشون به همراه دارن…
من_ و لا الضــــــالیــــــــن
نه اونایی که روی زمین تو گناه میکنن؛معصیت میکنن…نه اونایی که گمراه عالمن!
خدایا،منو به راه آرمان ها هدایت نکن…به راه هیچ کدوم از بنده های گناهکارت هدایت نکن!

 

gesmate-download                                                                          

                                                   

دانلود رمان برای اندروید،تبلت بافرمت apk

دانلود برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید با فرمت epub

دانلود رمان برای موبایل جاوا بافرمت jar تعداد صفحه1457

 دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

 دانلود رمان برای جاوا غیرمستقیم

 دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحه417

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdfبصورت zip

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ: رمان رهسپار بهشتم کن | Alma77 کاربر انجمن  نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۷) دیدگاه برای “دانلود رمان رهسپار بهشتم کن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • gazal گفت:

    والا برای من که تااینجا که خوندم قابل درک نیست،چطور یه پسرعمو یهو بگه عزیزم و عشقم
    نویسنده اولش اونقدر نوشته بود همه نویسنده ها مسائل بد و گناه وارد رمانشون میکنن،من فکر کردم اصلا هیچی نداره
    بابا اگه بوسیدن گناه،دست همو هم گرفتن و یه جا خوابیدن گناه
    البته من هنوز کامل نخوندن تا اول سفرشون خوندم.

    [پاسخ به این نظر]

  • شیدا گفت:

    رمان بدی نبود ولی ایرادهای زیادی داشت مشخص نشد عاقبت خواهرش چی شد خیلی ساده نویسنده از این موضوع گذشت انگار باکره نبودن یک دختر مسئله ی ناچیزیه.احیانا دختر داستان دانشگاه ازاد نمیتونست بره؟! درهرحال ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • پارمین گفت:

    واقعا عالی بود نگاه جون دست خودت ونویسنده درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۰ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • ye nafar.. گفت:

    قشنگ بود…
    مرسی از سایت خوبتون..!

    [پاسخ به این نظر]

  • Ghazal گفت:

    سلام نگاه جون……
    این رمان خوب بود.
    مرسی از زحماتت:*

    [پاسخ به این نظر]

  • zoya گفت:

    رمان خیلی قشنگی بود که مثل اسمش پر معنا و مفهموم بود و بیانگر واقعیت امروز جامعه ی ماست و
    مرسی از نویسنده عزیز.

    [پاسخ به این نظر]