دانلود رمان ظرفیت تکمیل جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان ظرفیت تکمیل جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان ظرفیت تکمیل

دانلود رمان ظرفیت تکمیل جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت – negahdl.com

درخواستی

دانلود رمان ظرفیت تکمیل جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته سحرناز لهرامی کاربر نودهشتیا


خلاصه
نیاز دختری شاد و پر هدف بعضی جاها مغرور ه و بعضی جاها خجالتی و گستاخ .
سختی و تلخی مثل منو تو توی زندگیش داشته اما مال نیاز یه خورده بگی نگی از حد ظرفیتش بیشتر میشه
روزگار باهاش جوری کنار میاد که حتی لحظه ای تو باورهاش نمیگنجه …
نیاز دوست داره پیشرفت کنه اما چجوری ؟
شخصی وارد زندگیش میشه که ناخواسته راه پیشرفت نیاز رو سخت و تقریبا غیر ممکن میکنه ….
آیا نیاز میتونه در برابر این همه چوبی که لای چرخش میره موفق به مقصدش برسه ؟
میتونیم همراهش باشیم تا ببینیم نیاز ظرفیتش تو این همه سختی تا کجاست ….پایان خوش

 

gesmate-download                                                                                                                      

دانلود رمان برای اندروید،تبلت بافرمت apk

دانلود برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید با فرمت epub

دانلود رمان برای موبایل جاوا بافرمت jar تعداد صفحه3181

 دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

 

 دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحه819

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdfبصورت zip

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ:  رمان ظرفیت تکمیل/verliefd/کاربر انجمن نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۱) دیدگاه برای “دانلود رمان ظرفیت تکمیل جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • مهسا گفت:

    واقعا عالی بود مرسی از نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

  • بهــار گفت:

    اسم رمانش دَردَم هست

    [پاسخ به این نظر]

  • الهام گفت:

    سلام من دنبال یه رمان هتم اسمش یادم رفته موضوعش این بودکه دختروپسری باهم دوست بودن میخواستن ازدواج کنن بعدیه مدت پسرکات میکنه ودخترمریض میشه وپسربادیدن این وضعیت باهاش ازدواج میکنه بعددخترمتوجه میشه پسرشکاکه اسم یکی ازشخصیتاهم سپنتابودکه دوست یکی ازشخصیت های اصلی بود
    لططططططفاکمکم کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • دلربا گفت:

    رمان ظرفیت تکمیل عالی بود واقعا ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • نگين گفت:

    @زرناز, بگذار امین دعایت باشم

    [پاسخ به این نظر]

  • سبحان گفت:

    سلام و مرسی از سایتتون . واقعا چرا من تا الان این رومانو نخونده بودم واقعا از خودم نا امید شدم سخر ناز خانوم خواهر گلم واقعا دستت طلا مسیر زندگیمو عوض کرد شاید باورتون نشه . خیلی عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    سلام. چرا تو رمان های سایت شما تعداد صفحاتش بیشتر از سایت های دیگه هست.مثلا همین رمان تو سایت شما 819 صفحه هست ولی سایت های دیگه600خورده ای هست.چراااا ؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۰۱ ب.ظ:

    سلام
    چون ما به کارخودمون اهمیت میدیم و رمان را جوری درست میکنم تمام موبایل ها باز کنن نه فقط موبایل های خاص

    [پاسخ به این نظر]

  • نازنین بانو گفت:

    با سلام و خسته نباشی به نگاه عزیز و همچنین نویسنده عزیز
    رمان زیبا ومتفاوتی بود قلم نویسنده با اینکه به نسبت رمان طولانی بود خسته کننده نبود
    ولی خوب بهترین رمان ها هم ی نقصی دارن این رمانم ی کوچولو نقص داشت
    نیاز رمان بیش از حد لجباز بود و بعضی رفتارش (لجبازیاش برای تلافی )و مخصوصا اولین برخوردش با کیان واقعا زشت بود البته از نظر من
    به هرحال تشکر بابت این رمان که در کل زیبا و خواندنی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۶ ب.ظ:

    سلام…..ممنونخواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    سلام فک کنم رمان جالبی باشه.نظرات ک خوب بود.ایشالله قشنگ باشه.ممنون از نویسنده عزیززززز این رمان

    [پاسخ به این نظر]

  • تــیــنــا گفت:

    عــــــــــــــــــــــــــــاااااااااا لیـــــــــــــــههههههههههههههه
    :))))))

    [پاسخ به این نظر]

    Hima پاسخ در تاريخ تیر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۱۰ ب.ظ:

    @تــیــنــا, یعنی واقعا اینقدر عالیییئیییییییییییییییییییییییی بود ؟!بخونمش؟

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    سلام نگاه جونم دست گلت درد نكنه رماناي خوبي ميزاري،از نويسنده اين رمانم تشكر ميكنم خيلي دلم مي خواست اين آريا رو خفه كنم كاش وجود خارجي داشت هر چند امثال آريا خيلي هست بازم ممنونم هم از نويسنده عزيز وهم شما نگار جان

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۹ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سحرناز گفت:

    يكتاي مهربان سلام ،،
    قبل از هر چيزي ممنونم از لطفي كه در حق بنده داشتي و رمان رو به اتمام رسومدي ،،
    بهتر بود ميگفتي علت رفتار اريا چي بود ،،
    كم نيستند پسرهاي بيمار ،، براي هيچ سرگرميه خودشون رو سر كار گذاشتن دخترها بدونند ،،
    اريا هم از همون دسته پسر ها ،،
    خوشگذرون ،،
    كسي كه چون درد و دل كيان رو خواسته و يا نا خواسته از زبان كيان شنيد ،، به قصد بر تري جلو رفت و خواست به نياز بفهمونه كه دختر جماعت حق جسارت ، زرنگي نداره ،، بدون اينكه نياز رو ببينه به قصد زمين زدن نياز ميره جلو تا بگه ،، زرنگتر از تو هم هست ،، و شوم تر از نقشه تو هم (گريه و تجاوز تو اتاق رييس ) ميتؤنه باشه ،، پس وقتي خودش نتونست قدمي برداره و كيان رو ميفرسته جلو ،،
    در كل بيمار

    [پاسخ به این نظر]

  • یکتا گفت:

    سلام
    دست نویسنده عزیز درد نکنه.واقعا رمان قشنگی بود.
    فقط یه سوال از نویسنده محترم داشتم در مورد رمان
    من آخرش نفهمیدم علت کینه آریا از نیاز چی بود؟

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    عالی بود.ممنون از نویسنده عزیز.منتظر کارهای بعدیش هستم.مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • نگین گفت:

    سلام ممنون از رمان هایی که میذارید نگاه جون،من حدود 3 ساله که اینجا میام از وبت خیلی راضیم،و تشکر فراوون برای زحماتی که برای این سایت میکشی!!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۹ ب.ظ:

    سلام عزیزم..خوشحالم که همپای من هستی…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • زرناز گفت:

    سلام من یه رمانی خوندم که درمورددختری بود که اشتباهی به جای خواهرش دزدیده میشه پدرشم باهاش خوب نیست توی خونه ی پدرش مثل خدمتکار بود گوشه پارکینگ میخوابید میشه اسمشو بهم بگید چون خیلی وقت پیش خوندمش زیاد یادم نیست چی بود ممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

  • سحرناز گفت:

    ممنونم از اين همه لطفي كه در حق من داشتيد و رمان بنده حقير رو خونديد ،، خوشحالم حتي براي دقايقي. تونستم شما رو يا نياز و كيان همراه كنم ،،،
    ميگم اين همه انرژي ممكنه پر روم كنه ها ،، باز دست به قلم بشمااااااا
    بوس واسه مهربونترينهاتون

    [پاسخ به این نظر]

  • nasim گفت:

    Slm mrc negah jon va nevisande besiar khob man nazar nemizaram vali didam roman vaghaaaa ali bod tosie mikonam hatma bekhonid:-)bazam mrc

    [پاسخ به این نظر]

  • الهام93 گفت:

    سلااااااااااااااااااااام نگاه جونم سایت بی نظیری داری تبریک میگم عزیزم
    رمان فوووووووووووووووووق العاده زیبایی بود عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی حتما بخونیدش مرسی سحرناز جونم رمانت هم به زیبایی اسمت بود عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • سهیلا گفت:

    سلام و خسته نباشید افرین به شما نویسنده عزیز کتاب 900 صفحه ای نوشتی حتی یک پاراگراف هم تکراری نبود.منتظر کارای بعدیت هستم
    از نگاه عزیزم خیلی تشکر میکنم بابت قرار دادن این رمان زیبا در سایت

    [پاسخ به این نظر]

  • فریال گفت:

    سلام.رمانش عالی بود خیلی قشنگ بود.مرسی از نویسنده عزیز و مرسی از شما نگاه جون وبت خیلیییییییی فوق العاده است.یک ساله ک مداوم اینجا میام و واقعا راضیم.مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۵ ب.ظ:

    سلام … خواهش می کنم … ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • zoya گفت:

    مرسی بابت رمان
    نگاه جون این مدت که کمتر رمان گذاشتی
    رمان خونم اومده بود پایین ..رمان های قبلی که دوسشون داشتم برای بار دوم میخوندم
    موفق باشی .

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۰ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]


  • <