دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

 

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت – negahdl.com

درخواستی دوستان

نوشته هاوین امیریان کاربر نودهشتیا


خلاصه  اززبان نویسنده: رمان برای من بخون برای من بمون ، داستان زندگی یه دختر نوزده ساله به نام عاطفه است که عشق شدید و عجیبی به یک خواننده داره . تا اینکه یک روز اتفاقی از قاب تلوزیون برق حلقه ازدواج رو تو دست خواننده محبوبش میبینه و بعد متوجه میشه که همون روز ، روزه عقد اون خواننده بوده .
دقیقا توی اولین سال و اولین ترم به طور اتفاقی با پسری همکلاس میشه که … (ای بابا همچین میخونی که انگار انتظار داری کل رمان همینجا باشه …. همه رو که نمیتونم همینجا بگم . خودتون بوخونید …)
تا اینکه توی یه شب فوق العاده ، قشنگترین و زیباترین اتفاق زندگی عاطفه با یه تلفن رقم می خوره ….پایان خوش

مقدمه : ( عاشق این مقدمه خودم هستم  … توی رمانم روی همین جمله مانور دادم و بهش ایمان دارم ….)

صدای خنده خدا را می شنوی؟ …
دعاهایت را شنیده …
و به آن چه محال می پنداری می خندد …

gesmate-download                                                                                

دانلود رمان برای اندروید ،تبلت بافرمت apk

دانلود رمان برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید بافرمت epub

دانلود رمان برای جاوا با فرمت jar تعداد صفحات2077

دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

دانلود رمانجاوا لینک کمکی غیر مستقیم

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحات532

دانلود رمان برای کامپیوتر pdf بصورت zip

رمز فایل : www.negahdl.com

مبع تایپ: رمان براي من بخون براي من بمون | هاوين اميريان کاربر انجمن نودهشتيا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۴۲) دیدگاه برای “دانلود رمان برای من بخون برای من بمون” ثبت شده است.
  • امیرحسین گفت:

    محمد نصر همان حامد زمانی

    [پاسخ به این نظر]

  • رویای پرواز گفت:

    سلاام..منم این رمان خوندم خیلی قشنگ بود ولی یه کوچولو بچگانه بود!!
    و اینکه محمد نصرشون خیلی بیشتراز خیلی شباهت داره به خواننده ی کشورمون..هم از لحاظ محل تولدش هم اعتقاداتش و خیلی چیزای دیگه که کاش اینطوری نبود!حتی جاییکه عاطفه برای اولین بار سرک میکشه تو اتاق مرموزشون یه خواننده میبینه که اسمشا تو رمان اوردن ولی نوشتن از اوردن فامیلیش معذورن..ای کاش اینطورنبود چون من خودم گاهی وقتا این اقای خواننده رو که میبینم نگاهم نسبت بهشون کلا عوض شده و ممکنه این اتفاق واسه خیلی از دوستان دیگه بیافته!حداقل میشد محل تولدشونا یه شهر دیگه عنوان کنن

    [پاسخ به این نظر]

  • نازنین گفت:

    ببخشید این داستان واقعی هستش؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • پریا گفت:

    سلام.دوستان لطفا رمان هایی توی همین سبک که توش محرم نامحرمی رو رعایت میکنن رو معرفی کنید
    رمان هایی مثل رمان فرصتی دیگر

    [پاسخ به این نظر]

  • هليا گفت:

    خیلی بچه گانه بود
    من که خوشم نیومد
    بیشتر به رویاپردازیهای نوجوونی میخورد تا واقعیت!

    [پاسخ به این نظر]

  • raha.1996 گفت:

    سلام خیلی رمان خوبیه من چند ماه پیش خوندم لطفا جلد دومشم بزارین .

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    عالی عالی بهتر از این نمیشه ممنون نگاه جوووووووووون واقعا من از این سایت بهتر پیدا نکردم خیلی سایتتون عالی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم…

    [پاسخ به این نظر]

  • Maede گفت:

    نگاه جان لطفا از نویسنده خواهش کنید جلد دومشو بذارن و اینکه اسم بقیه رمان هاشونم بگین

    [پاسخ به این نظر]

  • faezeh گفت:

    سلام. اول از همه به نگاه,جون خسته نباشید میگم. دوم اینکه شاید صدتا رمان خونده باشم ولی خدا باسر شاهده از مهر ماه که این رمان رو از سایت گرفتم تاحالا چهار پنج بار خوندمش و هربارم برام تازگی داره … شاید تنها رمانی بود که تونستم خودمو کامل و عمیق جای شخصیت داستان بزارم… یه دختر چادری با اعتقادات و حجابی که گورگورانه نیست و با تحقیق به دست اومده…. دختری که عاشق اعتقادات و راه محمدنصر قصه اش میشه… همه جذابیت این داستان توصیف یه دختر بود از جنس ما چادریا… چیزی که کمتر تو رمان ها بهش توجه میشه…. هاوین عزیز دوستت دارم و خودمو همه دوستام مشتاقانه منتظر جلد دوم این رمان فوق العاده هستیم. یاعلی

    [پاسخ به این نظر]

  • MAHYA گفت:

    من یسوال دارم خواهشا جواب بدین.نویسنده مرد بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۶:۳۴ ق.ظ:

    نمیدونم .

    [پاسخ به این نظر]

  • خ رحیمی گفت:

    سلام آقای امیریان
    بعداز خوندن رمانتون سوالهای زیادی ذهنم رو مشغول کرده چطور میتونم سوالهامو ازتون بپرسم ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • خ رحیمی گفت:

    رحیمی 16 فروردین 1394 گفته :
    سلام آقای امیریان
    من هم به تازگی جزو طرفداران شما شدم حدود یه هفته هست که رمان شما رو خوندم نه یک بار بلکه چند بار . واقعا عالی بود . تا وقتی نویسنده های خوبی مثل شما هست دیگه نیازی نداریم که وقتهامون رو با رمان های خارجی پر کنیم پس الان وقتشه بگم “خدا قوت”
    من هم جزو همکاران شما هستم سال 1389 این ایده به ذهن من هم رسید شروع به نوشتن کردم ولی به خاطر سن کم وکمبود اعتماد به نفس با اولین انتقاد تمام برگه ها را پاره کردم البته قلم من به اندازهی قلم شما عالی نبود گفتم که سن کمم هم یکی از دلایلش بود . وقتی رمان شما رو خوندم احساس کردم نوشته های خودمه . برای همین چندبار خوندم واقعا کارتون عالیه البته این رو هم باید بگم اگه انتقاد های اطرافیانم نبود الان پیشرفت نمی کردم اگه اون موقع برگه هامو پاره نمی کردم الان بهتر نمی نوشتم .فکر کنم شما خوب درکم میکنید .
    آقای امیریان آدم های که به نوشته های من گفتند عالیه باعث پیشرفت من نشدند انتقاد های کوبنده ی خواهرم و خالم باعث پیشرفت الان من شدند البته این رو باید به همه بگم که انتقاد باید سازنده باشه نه اینکه الکی گفته شه “اینها همش مزخرفه” مزخرف یعنی چی ؟ باید دلیل بد بودن رو توضیح داد البته دلیل عقلانی . آقای امیریان شاید بهتره ما زیاد خرده نگیریم نسبت به این دوستان خیلی ها درست نقد کردن رو بلد نیستند این ما هستیم که باید در مقابل این خوانندها صبوری کنیم

    [پاسخ به این نظر]

  • پانیا گفت:

    سلام نگاه جون رمان های سایت رو خیلی دوست دارم اگه میشه یه رمان خوب و جذاب بهم معرفی کن و در آخر عیدت مبارک و سال
    خوبی داشته باشی گلم بای

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۳:۰۴ ب.ظ:

    سلآم . لطف دارید . رمان اسطوره رمان خوب و جذابیه . سال نو شما هم مبارک .

    [پاسخ به این نظر]

  • بیتا گفت:

    وااااااااااااااااااااااای عالیییییییییییییییییییییی بود.خیلییییییییییییی قشنگ بودششششششششش محشر بوووووووووووووود.
    ممنون از نویسنده عزیز و نگاه جان.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۵ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • محيا گفت:

    سلام ى سوال خواهشا جواب بديد.من نمى دونم ينى نفهميدم به کى شباهت داره.تا حدودى شبى يکى هست ولى شک دارم اون باشه.لطفا بگين همه راجب شباهتش به کى مى گن.و اينکه رمان محششششششششششر بود.بايد دست نويسنده رو طلا گرفت.خدا شاهده من فکر نمى کردم بعد رمان بگذار امين دعايت باشم رمانى قشنگ تر باشه ولى اين داشتان ثابت کرد که امين هيچه.داستان فوق العاده بود.حلال نويسنده باشه.شخصيت ها فوق العاده و غير طبيعى عالى بودن!واى نمى دونم چى بگم فقط مى گم معععععرکه بود.خوشحال مى شم با نويسنده ارتباط برقرار کنم♥♥♥♥♥♥♥♥

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    سلام با تشکر از هاوین جان نویسنده ی این رمان خوشگل.ببین هاوین اصلا به چرندیات اینا که نقدت میکنن گوش نکن و جلد دومش بنویس که خیلی منتظرم.فقط مثه رمانای دیگه نباشه که پسره اول داستان بمیره ها. این آدما که نقد الکی میکنن فقط منتظر یه اتو از دیگرانن خواهش بعضی ها کاسه داغ تر از آش نشن .من به عنوان همشهری آقای خواننده ی اصفهانی که 22بهمن هم تو شهرمون اومد میگم که به نظرم هیچ توهینی بهشون نشد و اصلا منظور نویسنده ایشون نبوده که بخوان ناراحت هم بشن. ایرانیان همینن.تا مرتضی پاشایی مریض بود همه میگفتن همه طرفدارش واسه بیماریشه و وقتی که مرد یهو واسه همون آدما عزیز شد.

    [پاسخ به این نظر]

  • nazanin گفت:

    فقط هر شخصی باید بدونه که هر کار مهمی که میکنه اندازه ای که برای خودش ارزش داره شاید برای دیگران اونقدر ارزش نداشته باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • صبا گفت:

    واقعا رمان بی نظیری بود. بعد مدت ها واقعا بهم چسبید.
    بنظر من این شباهت عمدی نبوده. از این موارد گاهی اوقات پیش میاد و ما حق نداریم در حالی که اطلاعاتمون از واقعیت کم و محدود و گاهی صفره در موردش قضاوت نابجا داشته باشیم. این که خصوصیات شخصیت های داستان نمود بیرونی پیدا میکنن دلیل نمیشه که بگیم نویسنده عقده هاشو به تصویر کشیده.
    چیزی شبیه به این مورد برای من هم پیش اومده. منم تو یکی از رمانام اسم شخصیت اصلی داستانو که یه پزشک بود، یه چیزی انتخاب کردم که بعدا فهمیدم که دقیقا یه پزشک با همون اسم تو مشهد هس. حالا این دلیل نمیشه که بگیم عمدی در کار بوده. (البته من اقدامی برای انتشار رمان نکردم :))
    واقعا برای کسانی که بدون آگاهی قضاوت میکنن باید متاسف بود نه برای کسی که داستانی به این زیبایی رو نوشته.
    من شخصا منتظر جلد دومش هستم.
    با آرزوی موفقیت

    [پاسخ به این نظر]

  • سودا گفت:

    سلاااام عالی نوشته بود مثل خودت بود متین و با وقار و سنگین
    …………….. ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۵ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • zohre گفت:

    بسیار رمان زیبایی بود واقعا ممنونم از سایت خوبتون,متشکرم,رمان هم خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوب بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۷ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • غریبه گفت:

    liiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiike

    [پاسخ به این نظر]

  • ترنم گفت:

    سلام اگه امکانش هست این رمان برای من بخون برای من بمون رو بفرستید تو ایمیلم …..یه دنیا تشکر

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    سلام..امکانش نیست دانلود کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    سلام به نظرم من رمان خیلی قشنگی بود ما چیکار به لین داریک ک واقعی یا واقعی نیست مهم موضوع و نوع نگارش ک عالی بود. ممنونم از نویسندهی خوبش و همچنین نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۰ ق.ظ:

    سلام ..خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    سلام به نظرم من رمان خیلی قشنگی بود ما چیکار به لین داریک ک واقعی یا واقعی نیست مهم موضوع و نوع نگارش ک عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۴ ق.ظ:

    سلام…

    [پاسخ به این نظر]

  • دل آرام گفت:

    ممنون نویسنده عزیز عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • دل آرام گفت:

    باسلام وخسته نباشی خدمت نویسنده محترم واقعاممنون از رومان قشنگتون عالی بود از همه نظر.تنها رمانی بود ک توش محرم و نامحرم رعایت میشد تا ب حال همچین رمانی نخونده بودم بازم ممنون.امیدوارم موفق و پیروز باشین و بازم از این رمانای قشنگ بنویسین.

    [پاسخ به این نظر]

  • zeynabnabavi گفت:

    خیلی عالی بود.من خیلی خوشم اومد.بازم ازاین رمان هااگه امکانش هست بزارید.عالی بود.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۷ ق.ظ:

    اگه نوشته بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • باران گفت:

    میدونستی یه خواننده به نام محمد نصر هست؟ناراحت نشیا رمان زیبایی بود عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • میگ میگ گفت:

    خیلیم قشنگه چشه حسودا کـــور

    [پاسخ به این نظر]

  • شیرین گفت:

    سلام , عزیزم من رمانت رو خوندم و باید بگم رمانت واقعا خوب بود .داستانت قشنگ بود ولی به نظر من سعی کن توی داستان هات چند تا چیز را رعایت کن … 1 هیچوقت صورت خیلی خیلی خیلی زیبای شخصیت دخترت رو توصیف نکن ! نگو که مثلا چشمانی به رنگ اسمان و لب های خدادای قرمز, موهایی به رنگ شب و… چون اصولا خواننده های رمان خودشون رو جای شخصیت اصلی می ذارن که ما بهش می گیم همزاد پنداری.. در کل خیلی خوشم اومد که این کار رو توی داستانت رعایت کردی 2 هم این که هیچوقت تو ی داستان در مورد یه مسئله تاکید یا زیاده روی نکن .. مثلا هی نگو نماز از وضع لباس پوشیدن شخصیتت نگو بذار خواننده خودش رویا ببینه اصلا مزه ی داستان همینه ,که تو بتونی خودت رو بذاری جای شخصیت حالا اگه نویسنده اون شخصیت رو خیلی خوشگل , خیلی خوش هیکل یا خیلی با دین و اصول بسازه… ممکن خواننده این شخصیت ها رو نداشته باشه و نتونه همزاد پنداری کنه !
    البته این مورد ها وقتی اثر داره که کل محور داستانت بر این مبنا نباشه مثلا داستانت داره روی محور یه چشمای آبی می گرده .. خب این مشکلی نداره چون موضوع اصلی داستانت .
    در هر صورت عزیزم داستانت واقعا خوب بود امیدوارم توی کارت موفق بشی و همینطور یه نویسنده موفق!

    [پاسخ به این نظر]

  • سولی گفت:

    سلام به همگی وخسته نباشید. دوستان این رمان واقعا یک توهم بود من اولین بارم نبود که رمان میخوندم این مسخره ترین داستانی بود که تاحالا خوندم حتی توهمشم خوب نبود واقعا متاسفم برا فرهنگ کشورمون که هر کسی دست به قلم میزنه وبا وقت مردم بازی میکنه متاسفم برا نویسنده عزیز که انقد اعتماد به نفسش بالاس که توهماتشم ثبت میکنه وبه خورد مردم میده این رمان توهین بود به آدم های مشهور به برخی از استانها و …

    [پاسخ به این نظر]

  • N گفت:

    رمان عاااااااااااااالی بود خیلی دوستش داشتم . یه رمان عاشقانه ی عالیییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

  • morvarid گفت:

    رمان بسیار زیبایی بود
    یه عاشقانه اروم وروح نواز
    واقعا تشکر میکنم از هاوین عزیز
    بچه ها یه نویسنده برای رمانش زحمت میکشه
    از ذهنش واقعا کار میکشه
    این واقعا بی انصافی که تمام زحمتهایی که در برابر این اثر هنری که بصورت رایگان هم در اختیارمون قرار گرفته اینطور جواب بدیم وباعث ناراحتی نویسنده بشیم

    [پاسخ به این نظر]

  • havin amirian گفت:

    سلام…
    من… هاوین امیریان… نویسنده رمان برای من بخون برای من بمون هستم.
    اولش میخوام ی تشکر اساسی کنم از همه کسایی که همراهم بودن و بهم اطف داشتن و ی دنیا ممنون از همراهی چشمای قشنگتون…
    و نگاه عزیزم…. خدا قوت…
    راستش من همیشه سکوت رو ترجیح میدم ولی اینبار مجبورم که ی سری حرفایی ک تا حالا در برابرشون سکوت کردم رو ب زبون بیارم…
    روی صحبتم با اون کساییه که کارشون قضاوت کردن ادم ها و افکار و علایقشونه…
    و پیشاپیش از بقیه دوستای گلم عذر میخوام اگه لحنم تنده…. چون در مقابل حرفای بی ادبانشون مجبورم ک اینطور رفتار کنم…
    این رمان… سومین داستانی بود که من نوشتم و متاسفانه خیلیا اومدن و محمد قصه من رو به کسایی که خودشون میشناسن ربط دادن… و من از این بابت واقعا ناراحت و دلشکسته ام…
    چیزی ندارم ب بعضی از دوستان بگم جز اینکه اونقدر شعور و شخصیت دارم که اونطور ک شما قصاوتم کردین ننویسم…
    یه نویسنده… ازاده… مختاره که هر جور دلش میخواد تخیل کنه و بنویسه… و اتفاقا و شخصیت هاش رو بسازه…
    حالا ممکنه این قصه و ادماش ب زندگی و سرگذشت و شخصیت هزاران نفر تو این دنیا ربط داشته و شبیه باشه ولی این دلیل نمیشه که منظور نویسنده شخص خاصی باشه….
    این یه قصه است… مثل همه رمانای دیگه و تمام و کمال ساخته ذهن خودم…
    و من دلم شکست از کسایی که خوندنش و به ناحق… بدون اینکه از چیزی مطمعن باشن قضاوتم کردن…. و بعد بهم گفتن که برات متاسفم…
    مهم نیست…
    متاسف باشید…
    اون بالاسری شاهد و گواه همه چیزه…
    گذشتم ازتون….
    ان شالله که خدا هم ازتون بگذره…
    دیگه حرفی نیست…
    یا علی!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۹ ب.ظ:

    سلام نویسنده ی عزیز…من هم بعضی از نظرات ناراحتم میکنه متاسفانه ما ایرانی ها فقط وفقط بلدیم قضاوت کنیم همیشه همینطوره …ببخش که کاربرای من ناراحتت کردن…من رمانتو خوندم صرف نظر از همه ی این چیزا برخواسته از ذهنته و خوب اتفاقا رو کنارهم چیدی ..خسته نباشی…

    [پاسخ به این نظر]

    رمیسا پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۹ ب.ظ:

    با سلام و تشکر از قلم خوبت هاوین جان…..
    حق بده به بعضیا که به علت شبهت زیادی که بین محمد قصه ی تو ویکی از خواننده های کشورمون هست دچار همچین سو تفاهمی بشن….
    کاش شهر تولد- سبک خوندن یا حداقل اعتقاداتش رو شبیه اون بنده خدا معرفی نمیکردی که این اظهار نظرات کاربران پیش نیاد……..!!!
    ممنون از رمان فوق العاده ات……

    [پاسخ به این نظر]

    شاهده پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۸ ب.ظ:

    سلام من این رمانو خوندم به نظرم از بین رمانهایی ک تا الان خوندم این داستان با بقیه فرق داشت یکی از خوبی هایی ک داشت این بود ک قصه از زبان هردو شخصیت اصلی روایت میشد و از نظر من یه طرفه به قاضی نرفته بود و هم داستان به طور جامع روایت شد و آخرش به یه نتیجه خوب رسید ازنمادهای دین هم توش استفاده شده بود ک در بسیاری از رمانها اثری ازش نیست مرسی از خلاقیتتون و از انتقادات بیمورد بعضی ها هم ناراحت نشید منتظر کارهای بعدیتون هستم موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

    سمانه پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۹ ب.ظ:

    هاوین عزیز من یکی از منتقدین رمان شما بودم ,اگر دقت کرده باشید من حتی اسم خواننده رو هم نبردم , ولی باور کنید که این شباهتها زیاده و چیزی نیست که با خوندن کل کتاب بدست بیاد بلکه با همون یکی دو فصل اول این ذهنیت در خواننده ایجاد میشه و من به عنوان خواننده ای که هیچ شناختی از هاوین ندارم و این اولین نوشته ایه که دارم ازش میخونم مطمئنا نمیتونم تصور کنم که این شباهت سهوی بوده و حس خوبی رو از نوشته با وجود نثر کم نقصش نمیگیرم
    خوشحال میشدم اگر کامنت قبلی رو به صورت خصوصی بهتون میدادم و و انقد باعث ناراحتیتون نمیشدم
    اگر اشتباهی مرتکب شدم حلالم کنید

    [پاسخ به این نظر]

    طرفدار حامد زمانی پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۷ ب.ظ:

    سلام با عرض پوزش من نمی خوام ناراحتتون کنم ولی خب فک نمی کردم این کارتون رو انکار کنید ،خوشم نمی یاد زیاد مطلب رو کشش بدم اما خودتون مجبورم می کنید که بگم ،خب اغلب کسایی که گفتن منظور شما خواننده ی خاصی بوده این رمانرو با دقت مطالعه کردند .خودتون بگید کدوم خواننده است که ارزشی بخونه تسبیح ببنده اصفهانی باشه وتولدشم بیست فروردین باشه و خیلی چیزای دیگه که مطمینم خیلی ها بهش پی بردن .پس لطفا حداقل کاری رو که انجام دادین به گردن بگیرید و تا دیر نشده جلوی انتشار بیشترش رو بگیرید.
    یاعلی

    [پاسخ به این نظر]

    ترنم پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۷ ق.ظ:

    @طرفدار حامد زمانی, از همون یک صفحه ی اولش این شباهت هاموج می زد.فقط کم مونده بود اسم ببره…

    [پاسخ به این نظر]

    حامی حامد زمانی پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۸ ب.ظ:

    منم حرف برخی از دوستان رو تایید می کنم و خب به جز چیزایی که اکثریت گفتن یه سری چیزای دیگه هم بود که باعث می شد به یقین برسم این رمان راجب شخص خاصیه مثلا این که شما یه جایی
    از رمان نوشته بودید ( یا مولا یه نگا کنی تموم همه ی غم و دردا ) که خب مال آقای زمانیه
    وخیلی چیزای دیگه
    من نمی خوام به شما تهمت بزنم ولی دوست دارم یا واسه این کارتون دلیل بیارید یا اگه این کار رو نکردید ما رو توجیه کنید .چون بعضی جاها واقعا خیلی ضایع بود
    یا حق

    [پاسخ به این نظر]

    nazanin پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۸ ب.ظ:

    @havin amirian, به نظر من خیلی زیبا بود رمان شما ولی خیلی از انسان ها هستن که میخوان از کار دیگران ایراد بگیرن ولی کار خودشون هیچ گاه هیچ ایرادی نداشته باشه از اون موقع که من رمان شما رو خوندم حتی با خواننده کشورم محمد نصر اشنا شدم ارزوی موفقیت میکنم بازهم بابت این رمان زیبا ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • الی بانو گفت:

    سلام.با تشکر از نگاه جون بخاطر سایت خوبشون و همچنین نویسنده این رمان.من که واقعا از خوندنش لذت بردم.واقعا مرسییییییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸ ب.ظ:

    سلام خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    سلام نگاه عزيز دست گلت درد نكنه اين بهترين رمان عمرم بود ازت ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    سلام رها جان خواهش میکنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • mahshad گفت:

    عاااااااااااااالي….خيلي خوب بود…توصيه ميكنم هركي نخونده بخونه.واقعا لذت بردم

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام
    خسته نباشید عالی بود.
    آخرش خوب تموم شد مرســــــــــــــــی

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام
    خیلی زیبا بود دوسش داشتم
    آخرش خوب تموم شد مرســــــــــــــــی

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۶ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    رمانش واقعاقشنگ بود.فقط یه سوال این رمان براساس زندگی واقعی یک خواننده نیس؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۰ ق.ظ:

    نمیدونم .

    [پاسخ به این نظر]

  • پریسا گفت:

    با عرض پوزش بابت اشتباه تایپی اسمتون نگاه جوون
    بووووووووووووسسسسسسسسسسسسسس

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    بووووووووووووس

    [پاسخ به این نظر]

  • پریسا گفت:

    سلام نگار جوون من بیش از 3ساله که با سایت عالی و کتابهای فوق العاده قشنگ تون آشنا شدم و تنهایی هام رو با شما پر کردم و خیلی های دیگرو با شما آشنا کردم میخواستم ازتون به خاطر همه چی تشکر کنم خیلی دوستتون دارم امیدوارم همیشه در پناه حق تندرست و موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    سلام عزیزم..خوشحالم که یه همراه قدیمی بامن بوده وممنون از تو که همراهم بودی….موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیسا گفت:

    واقعا عالی بود!×!
    خیلی قشنگ و زیبا!×!
    چی می شد جلد دوم هم داشته باشه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    غزال پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲ ق.ظ:

    @ملیسا,
    منم موافقم….واقعا رمان قابل لمسی بود…لطفا جلد دومش هم بنویسید 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    havin amirian پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۱ ب.ظ:

    @غزال,

    راستش من داشتم جلد دومشو می نوشتم ولی با این طرز تفکر بعضی دوستان دارم پشیمون میشم ….

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۷ ب.ظ:

    دوست عزیز مهم قلمته که خوبه من نمیدونم این رمان واقعیت داره یانه بیشتر ازین میپرسن…حتی یکی از کاربرا گفته بود میدونی این رمان درمورد کیه و خانوم این خواننده خواسته منتشر نشه

    [پاسخ به این نظر]

    Maede پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    @havin amirian, لطفا جلد دومشو بذارین ما بی صبرانه منتظریم خواهشا بذارید. اسم رمان های دیگرتون رو هم بگین

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۷ ق.ظ:

    هروقت تایپ و تموم شود بااجازه نویسنده گذاشته میشود

    [پاسخ به این نظر]

  • ati گفت:

    من کلأ سخت جذب رمان میشم ولی این عالی بود پیشنهاد میکنم حتمأ بخونین , شخصیت هاشو میشه پیدا کرد و درک کرد , ممنون عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • طرفدار حامد زمانی گفت:

    واقعا واضح بگد این رومان درباره ی چه کسیه
    فقط می تونم بگم متاستفم براتون
    واین که همسر اون خواننده ی مورد نظرتون اون رمان رو ظاهرا خونده وا اصلا هم خوششون نیومده
    ایشون خواستن جلوی انتشار این رمان گرفته بشه
    اگه امکانش هست

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۱ ب.ظ:

    واقعا؟؟؟؟؟؟؟من نمیدونم این رمان واقعیته یا یه تخیل؟

    [پاسخ به این نظر]

    nazanin پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۷ ب.ظ:

    @نگاه, نگاه جون ممکن این داستان واقعیت داشته باشه ولی به هر کسی رو نده که زود قزاوت کنن و درمورد خواننده این رمان و این طور حرف بزنن ایشالا در تمام مراحل زندگیت موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • باران گفت:

    عااااااااااااااااالی بود
    بخونین همگی
    بهترین رمانی بود که تو عمرم خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • baran گفت:

    سلام من این رمان رو تازه دانلود کردم امیدوارم مثل بقیه رمانهای این سایت قشنگ باشه مرسی نگاه عزیز واقعا سایت خوبی دارین.. ریحانه ار اهواز

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    تعریف قشنگ بودن این داستانو از دوستم شنیدم و میخوام بخونمش چون شبیه ب شرح حال منه
    راستش ب نظر منم عشق ب یک ادم معروف کسی ک میدونی میتونی در هر حال دوستش داشته باشی ولی نمیشناسیدش
    ارزوی شناختشو دارید
    ولی امکان نداره ، غم انگیزه
    میشه براش گریه کرد از خدا خواهش کنی تا فقط بشناسیش
    ولی احساس کنی خدا هم از حماقتت سرشو ب حالت تاسف تکون میده
    راستش منم ی شخصیت معروفو دوست دارم
    چقدر خوب میشد اگر یه نویسنده ی داستانی از ما میساخت
    تا تو داستانی هم ک شده باهم باشیم ولی من مث عاطفه کارکتر داستان شانسی ندارم تا اون فردو ببینم اهای نویسنده کاش ی راهی هم برای من داشتی

    [پاسخ به این نظر]

  • یه خواننده گفت:

    خیلییییییی قشنگ بود!!!!!!!!!!مرسی دمتون هاااااااات.فقط احساس میکنم خیلی واقعی بود!درست حدس زدم نه؟!

    [پاسخ به این نظر]

  • یه خواننده گفت:

    خیلیییییییییی قشنگ بوووووود!!!!!!!!!!!!!!!!واقعی بود نه؟!!!!میتونم حدس بزنم در مورد کی بود؟!!!!!!واقعا کارتون عالییییییییی بود!!!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • غزال گفت:

    قشنگگگگگگگگگگگ بود…مخصوصا آخراش..دوسش داشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • سمانه گفت:

    با عرض پوزش***نگاه***

    [پاسخ به این نظر]

  • سمانه گفت:

    ممنون که نظر قبلی منو تایید نکردین و نگذاشتید پگاه عزیز,اگر شما صلاح دونستید که نظر من مناسب برای مخاطبینتون نبوده حتما همینطوره و من به نظر شما هر چند احساس کنم جانب دارانه بوده و بی طرفیی که از یک مدیر سایت انتظار میره در اون نبوده احترام میزارم حقیقتا که من بی احترامیی به کسی در نقدی که ارائه داده بودم نکردم و ترجیح میدم بعد از اینکه نوشته های این عزیزانو خوندم به جای به به و چه چه یه نقد واقعی ارائه بدم که نقاط ضعفو قوتشون رو بشناسند

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۳ ق.ظ:

    اگر نظری تایید نشده فقط برای شما نبوده بلکه به دلیل مشغله ی زیادیه که ما داریم و نمیتونیم به نظرات رسیدگی کنیم .

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    سلام رمانتون قشنگ بود ممنون از زحمتی که کشیدین فقط یه سوال داشتم دانشگاهی که عاطفه توصیف کرد دانشگاه زنجان نبود؟

    [پاسخ به این نظر]

  • سوفیا گفت:

    سلام مرسی نگاه جون خیلی دوستت دارم مانش عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ آبان ۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۵ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • مبینا گفت:

    سلام رمان قشنگی بود لطفا رمان کل کل بزاریدممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • فائزه گفت:

    سلام.نگاه جون میشه یه آدرس ایمیلی وبلاگی چیزی از نویسده این رمان برام بفرستی… خیلی ضروریه تو رو خدا….ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۸ ق.ظ:

    سلآم . دسترسی به ایمیلشون ندارم . از طریق نودهشتیا میتونید باهاشون در ارتباط باشید .

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    امیدوارم رمان قشنگی باشه.خلاصه اش ک جالب بود

    [پاسخ به این نظر]

  • mika گفت:

    مرسی نگاه جون واقعا قشنگ بود توصیه میکنم حتما بخونین

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • mahtab گفت:

    جلد دومشو بنویسیییییییییین خیلی قشنگ بود حیفه تو یه جد تموم بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra❤ گفت:

    سلام
    این رمانتون خیلیییی قشنگ بود، واقعا لذت بردم..
    موفق باشین❤

    [پاسخ به این نظر]

  • سمانه گفت:

    رمان زیبایی بود اگر
    انقد شخصیت خواننده شبیه یکی از خواننده های خیلب خوبو مذهبی کشورمون نبود
    بهتر نبود نویسنده ی عزیز از یک شخصیت کاملا تخیلی استفاده میکردن؟
    این همه شباهت واقعا ازار دهندست، خواننده ی ارزشی و مورد قبول ،شعرای مذهبی که همشون دو صدا و سیما اجرا شدن،سکونت در اصفهان، خوندن یه شعر خاص درباره ی ازدواج امام علی و جضرت زهرا
    با خوندن این رمان این احساس به ادم دست میده که فردی یک عشق محال رو در خودش پرورش میده و و چون ناکام مونده دربارش تخیل کرده و اون رو به نثر در اورده ،و اگه واقعا اینطور باشه غیر از این که بگم متاسفم چیز دیگه ای نمیتونم بگم
    هر کس این خواننده رو بشناسه برداشت دیگه ای از این داستان نخواهد داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • مطهره گفت:

    خخخخخخخییییییییییییییییییلییییییییییی قشنگ بود
    اولین رمانی بود که خوندم درست مطابق عقایدم بود
    ممنون از نویسنده
    وسایت نگاه دانلود

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۸ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • مرضه گفت:

    واقعا رمان قشنگی بود درسته دورازتصوره ولی اتفاق همیشه آدم روغافلگیرمیکنه ممنون ازنویسندش من خیلی خوشم اومد ممنون موفق باشب انشالله رمان های بعدی

    [پاسخ به این نظر]

  • النااااز گفت:

    عاشقه خودتو سایتتم بابا نگار جوووون

    [پاسخ به این نظر]

  • ice گفت:

    خیلی قشنگ بود و نثر فوق العاده ای داشت مرسی از هاوین عزیز و نگاه عزیز مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۷ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    خیلی خیلی خیلی عالی و قشنگ بود
    خیلی دوسش داشتم
    اگه نویسنده نظرات رو میخونه لطفا در صورت امکان جلد 2 این رمان رو بنویسه
    ممنون از قلم زیبای نویسنده و نگاه عزیز
    :*

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۴ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

    آیلار پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۰ ب.ظ:

    منم موافقم جلد دوشو بنویسه

    [پاسخ به این نظر]

  • marzie گفت:

    قشنگ بود ممنون نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۷ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    فقط میتونم بگم عالیییی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • fa_nevisandeh گفت:

    اول از همه از خانم هاوین امیریان تشکر میکنم واقعا قلم رسایی داشتن من خودم به عنوان یه نویسنده از خوندن این داستان واقعا لذت بردم و به بقیه دوستان هم پیشنهاد میکنم که
    این رمان و بخونن .
    اگر به دنبال یه عاشقانه رمانتیک همراه با کمی درد عشق میگردید من این رمان و پیشنهاد میکنم بهتون
    واقعا زیبا بود .
    با تشکر از نگاه عزیزم به خاطر سایت خوبش

    [پاسخ به این نظر]

  • عاطفه گفت:

    سلام
    از نظر من عالی بود..
    همین که مقدمه ی زیبا تو ثابت کردی عالی بود
    عـــــــــــــــالی

    [پاسخ به این نظر]

  • نگار گفت:

    سلام نگاه جون ممنون از بابت رمان های قشنگی که می ذاری

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۱ ب.ظ:

    خواهش می کنم عزیزم …

    [پاسخ به این نظر]

  • دختر مغرور گفت:

    سلام خانومی رمانایی ک میزاری همشون عالین لطفا رمان های کل کلی بزار ممنوم راستی هر روز رمان بزار

    [پاسخ به این نظر]

  • شادی گفت:

    سلام خانومی رمانایی ک میزاری همشون عالین لطفا رمان های کل کلی بزار ممنوم

    [پاسخ به این نظر]

  • محبت گفت:

    سلام نگاه جونی
    مرسی بابت زحماتت
    رمانش توپه
    عاله
    معرکست
    خیلی دوستش دارم
    جز بهترین رمان هاست حتمن بخونیدش از دستش ندین

    [پاسخ به این نظر]

  • blue گفت:

    negah jan roman neqab sheytanat ro bezar

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۲ ب.ظ:

    رمان حذف شده ادامه داده نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • نیلوفر گفت:

    نگارجون ازرمان هایی که مینوسی ممنون ولی من رمان بباربارون خیلی تعریفش روشنیدم میشه توسایتت بزاری
    ازت ممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۴ ب.ظ:

    هنوز تموم نشده که من بزارمش…درحال تایپه…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • مهری گفت:

    لطفا رمان شاید تلخ شاید شیرین رو بگذارید ممنون از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    در دست ویرایش بعد از ویرایش میگذارم…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • فایزه گفت:

    سلام عزیزم .من خیلی علاقه به رمان نوشتن دارم می خواهم بدونم چطوری براتون رمان بفرستم ؟البته من کامپیوترندارم میشه ازموبایل تایپ کنم رمان وبعدبراتون بفرستم لطفاراهنمایی ام کنید

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۹ ب.ظ:

    سلام فائزه عزیز به نظر من چون از موبایل استفاده میکنید بهتره عضو انجمن نگاه دانلود شده و رمانتون رو اونجا تایپ کنیددر این صورت هر وقت تموم شد روی سایت قرار می گیره اینطوری اذیت هم نمیشین . موفق و پیروز باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  • هانیه گفت:

    سلام عزیزم مرررسی از رمانات لطفا رمان نفس کشیدن برای تو را بزار اسمشو مطمعن نیستم همونیه ک دختره تو ازدواج اولش موفق نیست و بعد معشوقه یکی دیگه میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • محدثه گفت:

    ممنون نگاه جان به خاطر کتاب های زیبایت من همیشه از اینجا کتاب میگیرم ممنون بارم کتاب بزار (:

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم…باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • saye گفت:

    سلام نگاه جون رمان بسیار زیبایی بود از نویسنده شم تشکر میکنم بابت این رمان زیبا

    [پاسخ به این نظر]

  • shadi گفت:

    کاشکی لیست رمانهایی که داخل سایت میذاری رو برامون با ایمیل میفرستادی

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۵ ق.ظ:

    ما وقت رمان گذاشتن رو هم به سختی داریم . امکان ایمیل کردنشون برامون نیس .

    [پاسخ به این نظر]

  • ترسا گفت:

    این رمان قشنگه؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۵ ق.ظ:

    نخوندم . نمیدونم . دوستانی که خوندن لطفا بگن .

    [پاسخ به این نظر]

  • ( esmartis) گفت:

    سلام خیلی خیلی ممنون از سایت خوبتون رمان رو تازه دانلود کردم امیدوارم قشنگ باشه

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۰ ب.ظ:

    سلام خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • Me گفت:

    به نظر من كه رمان قوي اي نبود.
    خيلي كم پيش مياد رماني رو نصفه رها كنم ولي اين رمان رو واقعا نتونستم تا آخر بخونم.
    در هر صورت مرسي از نويسنده و سايت عالي شما!

    [پاسخ به این نظر]

    کیمیا پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۷:۴۵ ق.ظ:

    بچه هاااااا
    هاوین جون دخترن! معنی اسم ایشون یعنی تابستان ک ی اسم اصیل کردی هست!با تشکر از رمان خوبشون

    [پاسخ به این نظر]

  • narsis گفت:

    ولی به نظر من اینکه یه دختر 19 ساله بخواد به خاطر رویایه ازدواج با یه خواننده گریه کنه زیاد جاب نیست

    [پاسخ به این نظر]