دانلود رمان خورشید ویخ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان خورشید ویخ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان خورشید ویخ - negahdl.com

دانلود رمان خورشید ویخ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت – negahdl.com

دانلود رمان خورشید ویخ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته دلارام مقصودلو

خلاصه:

دختری به نام ارامش است…این دختر زندگی یه نواختی داشته و از خدا می خواهد تا به او یک عشق یا حتی سختی بدهد…
این دختر با پسری اشنا می شود که این پسر بسیاد بداخلاق خشک و بی احساس است…
نام پسر رامتین است…
رامتین از همان ابتدا که ارامش رامی بیند عاشقش می شود و دنبال او می افتد و به هر نحوه ای شده کاری می کند تا زود به زود ارامش را ببیند…
رامتین ارامش را دوست داشت اما نمی توانست به او بفهماند و عشقش ارامش را اذیت می کرد…
بعد از مدتی اتفاقی بین این دو می افتد که مجبور می شوند با هم ازدواج کنند رامتین از این موضوع خوشحال بود اما ارامش نه…پایان خوش

gesmate-download                                                                                                       

 

 

دانلود رمان برای اندروید،تبلت بافرمت apk

دانلود برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید با فرمت epub

دانلود رمان برای موبایل جاوا بافرمت jar تعداد صفحه773

 دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی غیرمستقیم

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحه303

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdfبصورت zip

رمز فایل: www.negahdl.com

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۵) دیدگاه برای “دانلود رمان خورشید ویخ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • pariya گفت:

    من خیلی تعریف این رمانو شنیدم ولی هر کاری میکنم نمیتونم دانلودش کنم یه راهنمایی کنید لطفا.وقتی روی دانلود میزنم یه برگه جدید واز میشه که توش نوشته 404

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۵ ب.ظ:

    سلام ..مشکل سرور بود حل شد

    [پاسخ به این نظر]

  • BASIRA گفت:

    رمان قشنگی بود

    میشه خواهش کنم رمان (دختری که پسر شد؟) رو اگه میتونید

    توی وبلاگتون بزارید؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۲ ق.ظ:

    سلام..هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    اولا که به عنوان کار اولش خیلی هم خوبه نباید اینجوری کنین سن نویسنده کم بوده و رو سنش از نظر من خوب نوشته شما بجای اینکه بگید خیلی بد بود و ارزش خوندن نداشت بهتره بگید خوب بود و امیدواریم کارای بعدیت بهتر باشه اخه ادم که از همون اول شاهکار نمینویسه که

    [پاسخ به این نظر]

  • فرناز گفت:

    من هم اصلا از این رمان خوشم نیومد اما این نویسنده یه وب شخصی داره…توی وبلاگش نوشته بود که این رمانو نوشته…من پروفایلشو خوندم این رمان قلم یه دختر 12…13…ساله ست که دوست داشته در اینده نویسنده بشه و انسانی بخونه اما وقتی نظرات رو خونده خیلی ناراحت شده و بیخیال نویسندگی شده…اما به نظر من بازم استعدادو میشه توی متنش دید….نباید با نظراتمون دیگرانو ناراحت کنیم بهتره به جای این کار راهنماییشون کنیم تا تجربه کسب کنن و بهتر بنویسن….

    [پاسخ به این نظر]

    nika پاسخ در تاريخ آبان ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۹ ب.ظ:

    @فرناز,
    عزیزم میشه ادرس وب شخصی نویسنده رو بدی؟؟؟
    اگر واقعا علاقه به نویسندگی داره من باید یه چیزی بهش بگم اگر اینجا نخواستی بدی بیا وب خودم خصوص بده دوست ندارم بعد از این همه زحمت ناراحت بشه…اینم ادرس وبم
    http://www.korean-doubles.mihanblog.com

    [پاسخ به این نظر]

  • E گفت:

    وااااااااااقعا چرت بود.اگه وقت زىادى دارىن بخونىن

    [پاسخ به این نظر]

  • nika گفت:

    سلام…بچه ها هر رمانی زحمتای خودشو داشته من خودم یه رمان نویسم و میدونم نوشتن رمان چقدر وقت گیره حالا من نمیدونم این قلم چندمه نویسندس ولی همین که وقت گزاشته نوشته خیلیه…موضوعاتی هم مثل این که یه پسر مغرور وسنگ دل و یه دختر شیطون و زبون باز بیشتر رده سنی دوازده تا نوزده رو قبول میکنه مخصوصا خواننده های کم سن و سال…من اینا برداشتیه که بل از خوندن رمان از نظراتون داشتم و مطمئنن بعد از خوندن رمان میام نظرمو درباره قلم نویسنده میگم ولی لطفا به خود نویسنده تهین نکنین تا زده بشه اگر ناراضی هستین ایراداشو بگین تا توی قلم های بعدیش درستشون کنه…ولی تهین خواهشن نه الان خود نویسنده مطمئنن میاد کامنتا رو میخونه خدایی خودتون جاش بودین ناراحت نمیشدین…لطفا نظراتون و بدون تهین و پرخاش بگید…مرسی نگاه عزیزم بایت سایت خوبت من برم رمانو بخونم بعد نظرمو میام میگم

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۴۸ ب.ظ:

    سلام عزیزم … ممنون حرفاتون کاملا صحیح بود … خواهش می کنم موفق و پیروز باشید .

    [پاسخ به این نظر]

  • aramis گفت:

    و حالا میرسیم به این رمان
    خوب نمیتونم پیشنهاد کنم بخونید
    یعنی اگه حوصله یه دختر لوس بد دهن بی شخصیت که از قضا دکتر مملکته رو دارید و در باورتون میگنجه بفرمایید بخونید.

    [پاسخ به این نظر]

  • niloufar گفت:

    سلام منم زیاداز این رمان خوشم نیومد اما از نویسنده تشکر میکنم راستش بیش از اندازه همه چیز این خانم ایده آل بود در صورتیکه واقعیت زندگی اینجوری نیست

    [پاسخ به این نظر]

  • fa_nevisandeh گفت:

    واقعا به نظر من هم ی خون گرفتن ساده اینقدر درد نداره ک ادم به خاطرش اینجوری گریه کنه حتی اگ اون شخص از امپیول و سرنگ بترسه در ضمن برخورد دختر داستان خیلی بد بود و خیلی توهین امیز برخورد کرده بود به نظر من از اول داستان هر جی سرش اومد حقش بود چون مشکل اصلی خودش بود کسی ک از دید بالا به همه نگاه میکنه و دائم در حال توهین به دیگرانه و میخواست پسر داستان و تحریک کنه ک ازار ش بده هر چی سرش بیاد نباید گلایه کنه

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسمین گفت:

    سلام ، منم با همه ی دوستان موافقم واقعا دیگه شورشو دراوردن توی همه ی رمانا همه پولدار همه فوق العاده خوشگل و مغرورن عاشقن ولی بهم توهین میکنن واقعا این رمانا نه تنها یه نوع اهانت به خواننده ست حتی حرمت عشق رو هم زیر سوال میبرن امیدوارم یه نویسنده پیدا بشه که بتونه عشق واقعی رو توی دنیای واقعی بنویسه

    [پاسخ به این نظر]

  • banoo گفت:

    کاملا با نظر دوستان موافقمممممممممممممممممممممم

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسان گفت:

    چی بگم من اخه؟؟؟؟؟جای تاسفه واقعا!!!!!چندتا نویسنده درست و حسابی داشتیم اونا کوشن پ؟؟؟؟؟؟؟
    ممنون بابت سایتت نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    من هنوز این رمانو نخوندم و میخوام تازه بخونم ولی به نظر من رمان زندگی واقعی نیست اتفاقا رمان باید از زندگی واقعی و تلخ آدم ها دور باشه تا ماها هنگام خوندنشون از زندگی اتفاقای تلخمون دور بشیم و کمی هم بخندیم و احساس خوبی بهمون دست بده.من که به شخصه هنگامی که ناراحتم سمت رمان میرم تا به ناراحتی هام فکر نکنم و اگه بخوام اتفاقای تلخ و زندگی واقعی رو بخونم که دیگه احتیاجی به رمان نیست و همیشه دورو اطراف خودم میبینم.قصد توهین ندارم ولی کسایی که بیشتر رمان هایی به سبک زندگی واقعی رو دوست دارنو رمانای دور از واقعیت رو دوست ندارن بهتره اول به خلاصه داستان ها خوب توجه کنند یا اوایل داستانو ببینن که به چه سبکی هستو و بعد کتابیو تا آخر بخونن.با تشکر از نگاه عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • M گفت:

    در جواب م.ي:
    باده تو رمان زيتون يه جمله خوب گفت:
    من سرگرمي هام رو هم در حد كمال انجام ميدم.
    خوبه ما هم به اين جمله عمل كنيم!
    مرسي نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۴ ب.ظ:

    خواهش می کنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • محبت گفت:

    سلام نگاه جون
    خسته نباشی
    مرسی ببابت زحماتت
    اومدم دان کنم ولی دیدم بچه ها این جا را بستن ب رگبار
    نمیدونم چطوریه ولی دست نویسنده ونگاه جون درد نکنه.

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۶ ب.ظ:

    سلام عزیزم ممنون …

    [پاسخ به این نظر]

  • fereshteh گفت:

    رمان خوب کمیاب شده بخداااااا … مرسی نگاه جون خیلی زحمت میکشی بابت سایت

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۷ ب.ظ:

    خواهش می کنم عزیزم …

    [پاسخ به این نظر]

  • Ghazal گفت:

    سلام نگاه جون…
    خسته نباشید میگم به نویسنده عزیز اما رمانشون خیلی بچگانه نوشته شده بود…….
    نگاه جون خیلی دوست دارم.سایتت بهترینه…………….

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    سلام ، ممنون گلم …

    [پاسخ به این نظر]

  • گیلدا گفت:

    سلام. به شدت با تک تک حرفای شما موافقم مهتای عزیز؛ دختر داستان یک آدم به شدت عقده ایه که به همه یه دید از بالا به پایین داره، بخصوص همون قسمت آزمایشگاه که موقع خون گرفتن خودش لوس بازی در میاره و غش و ضعف میکنه، اونوقت خیلی حق به جانب و طلبکارانه به پرستار میتوپه و بهش توهین میکنه، آخرش پوزخندم میزنه (من یکی که این قسمتش حرصم گرفته بود و خون، خونمو میخورد!). پسر داستان که گفتن نداره…
    بابا جان، رمان بنویسین، ولی نه چیزی که به شعور یا شخصیت خواننده توهین کنه!
    هییییییییی، دیگه واقعا پیدا کردن یه رمان خوب کیمیا شده..!

    [پاسخ به این نظر]

    الناز پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۴ ب.ظ:

    @گیلدا, بعضى از نوىسنده ها موضوع تکرارىم قشنگ مىنوىسن ولى این …

    [پاسخ به این نظر]

  • م.ی گفت:

    دوست عزیزی که از توهین به پرستارا ناراحت شدی من چادریم و خیلیا نه تنها تو رمان بلکه تو دنیای واقعی به من توهین میکنن سوال من اینه که من میتونم بگم همه ی چادریا سالم و عاری از گناه هستند و تا کسی توهین کرد بپرم بهش؟!نه نمیتونم چون میدونم تو هر قشری ادم بد هست شما هم به جای این که حاشیه نگر باشی سعی کن واقعیت گرا باشی با تمام احترامی که واسه پرستارا قاعلم(خاله خودمم پرستاره) اما بپذیریم که بعضیاشون جو گیرن و بد اخلاق
    بعدشم من قبل از خوندن رمان نظرارو میخونم عزیزم سلایق مختلفن من رمان فقط واسه تفریح و خنده میخونم پس برا من رمان جالبیه 100 در 100
    مرسی نگاه عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    bright پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۴ ق.ظ:

    خواهش میکنم …

    [پاسخ به این نظر]

  • ye nafar.. گفت:

    نمیخوام توهین کنم اما دیگه شورشو در اوردن این نویسنده ها..
    نمیشه ی موضوع دیگه پیدا کنن!؟
    یعنی واقعا دنیا یه پسره پولدارو خوشتیپ و خوش هیکل و مغرور و سنگدله که عاشق یه دختره شیطون و لجباز و زبون دراز و صد البته مغرور میشه ک نصفشم بهم فحش میدن؟!!
    آخرشم یه اعتراف عاشقانه(مثل فیلم هندیااا) و به خوبی و خوشی تموم میشه!!
    والا بخدا خسته شدم:/ همش تکرار تکرار..
    به امید رمانای بهتر!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • سما گفت:

    باورم نمیشد یه نویسنده ی تازه وارد یه رمان به این زیبایی بنویسه…قوف العاده بوود ممنون…

    [پاسخ به این نظر]

    fa_nevisandeh پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۲ ب.ظ:

    @سما,

    عزیزم امیدوارم ناراحت نشی ولی این داستان اصلا زیبایی نداشت و کاملا بچه گانه نوشته شده بود و کاملا به شعور خواننده توهین کرده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • مهتا گفت:

    سلام, رمان خوبی نبود.نویسنده عزیزکه به قشر پرستار توهین کردی من یک پرستارم و ما پرستارا نود,درصد مطالب پزشکی را میخونیم, شما که اطلاعی از این رشته نداری چ جور ب خودت اجازه میدی ب پرستار بگی تزریقاتی, توی رمان دختر زیبا و پسر زیبا و پولدار و دختره بی نهایت لوس و بی ادب بود ب نظر من وقتتون را برای این کتاب نزارید

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار آبی گفت:

    دیگه رمان ها مثل قدیما قشنگ نیستن

    [پاسخ به این نظر]

  • پرشین گفت:

    صفحه اولو خوندم انقد چرت بود ادامش ندادم

    [پاسخ به این نظر]