دانلود رمان محاکمه ام نکن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

<?php the_title(); ?>

دانلود رمان محاکمه ام نکن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان محاکمه ام نکن - negahdl.com

دانلود رمان محاکمه ام نکن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت – negahdl.com

دانلود رمان محاکمه ام نکن جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته  1999samar کاربر نودهشتیا

قسمتی از داستان:

بایدمیرفتم.اگه میرفتم میتونستم شعبه ی دوم رواونجا تاسیس کنم اما…بابابزرگ ومامان نَجان روچیکارکنم؟ واااای…نمیتونم تنهاشون بذارم الان ماها فقط همدیگه روداریم.میبرمشون،ولی وقتایی که من خونه نیستم توی کشورغریب چجوری ولشون کنم؟لعنت به این شانس…

*حامی
-بچه هاخسته نباشید برای امروزکافیه
-خسته نباشید استاد
داشتم وسایلموجمع میکردم که گوشیم زنگ خورد.نگاش کردم وبادیدن اسم مخاطب یه لبخند وسیع نشست روی لبام
-جانم مَحکَمه جان
صدای غمگینش که سعی میکرد پشت لحنی خشک مخفیش کنه مثل همیشه ناراحتم کرد
-سلام دکترباید ببینمت فوریه میای شرکت یا بیام دانشگاه؟
-من تازه کلاسم تموم شده امروزم ماشینم تعمیرگاهه یه ساعتی طول میکشه بیام.اشکال که نداره؟

پایان خوش

gesmate-download

دانلود رمان برای اندروید،تبلت بافرمت apk

دانلود برای ایفون،ایپد،تبلت،اندروید با فرمت epub

دانلود رمان برای موبایل جاوا بافرمت jar تعداد صفحه1678

 دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی مستقیم

دانلود رمان برای جاوا لینک کمکی غیرمستقیم

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdf تعداد صفحه465

دانلود رمان برای کامپیوتر با فرمت pdfبصورت zip

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ: رمان محاکمه ام نکن | 1999samar کاربر انجمن  نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t1281640.html#post13976994

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۱۹) دیدگاه برای “دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • mahla گفت:

    سلام نگاه جان چرا امروز لینک های دانلود حذف شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۸ ب.ظ:

    سلآم.الان درستن

    [پاسخ به این نظر]

  • Sara گفت:

    من تازه این رمان روخوندم.با عذرخواهی از نویسنده باید بگم اصلا جالب نبود.چون ن تنها داستان جذاب و قوی نداشت بلکه قدرت نویسندگی نویسنده هم خیلی پایین بود.علاوه بر این کوتاه بودنش هم آزاردهنده بود.
    منتظر رمان های زیبایی از این نویسنده هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  • هیوا گفت:

    tnx alot :*

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • آتوسا گفت:

    نگاه جون از صفحه 100 به بعد رو نمیتونم باز کنم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۴ ب.ظ:

    کدوم لینک یا فرمت؟

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    اسم اون رمان تب نگاهت هست دوست عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام….مرسی از سایت خوبت نگاه جون…..اسم رمانی که دوستمون میخواد تبه نگاهت است

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ب.ظ:

    سلآم.خواهش میکنم دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • hediyeh گفت:

    سلام فکر کنم رمان مورد نظر دوستمون
    ع عشق یا عذاب باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • nana گفت:

    ممنون از درکت عزیزم لطفا امروز یک رمان زیبا طولانی بزار دلم یک رمان طولانی میخواد لطفا

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۳ ب.ظ:

    چشم تمام سعیمو میکنم.ک رمان طولانی تر بذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • nana گفت:

    سلام نگاه جون عزیزم این داستان کوتاه هایی که میزاری اصلا جالب نیست لطفا رمان های بالای 400صفحه بزار اخه این داستانای کوتاه خیلی ابتدایی هستن ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۶ ب.ظ:

    سلآم.نظرات متفاوته.وهرکس یه سلیقه ایی داره دوست عزیز. وبعضی از نویسندگان بما اجازه دادن ویا میدن وما رماناشونو میذاریم.چه کوتاه وچه بلند.وبعضیاشونم اجازه نمیدن.پس سعی ما هم گذاشتن با اجازه ودلخواه شماست.اما این نوشته ها هم باید خوانده ودیده بشن واگرنقدی دارین با ذکر علت گفته تا نویسنده اون مطلب ونوشته از نقد شما استفاده کنه وراهی برای پیشرفت داشته باشه.ودرجواب خواسته شما،باشه ما تمام سعیمون جلب رضایت شمادوستانه.وتمام تلاشمونو هم میکنیم تاطبق نظرات منصفانه ومنطقی شما پیش بریم.خواهش میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • نشمین گفت:

    سلام نگاه جان ببخشید میدونم اینجا جاش نیس.شما اسم اون کتاب که( شخصیت اصلی کتاب یه دختر بود که با مادربزرگش زندگی میکرد و با یکی از پسرای دانشگاه لج بود پسره هم از لای جزوش عکسای دختر رو پیدا کرد و مجبورش کرد هرروز صبح خودش دخترو برسونه دانشگاه) رو یادت نیس؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۷ ب.ظ:

    سلام.نه متاسفانه.هرکی از دوستان میدونه.بگه.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

    atiye پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۱ ب.ظ:

    اسم رمان (تب داغ گناه)هست

    [پاسخ به این نظر]

    هنگامه پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۹ ب.ظ:

    من شیطون نیستم اسم این رمانه

    [پاسخ به این نظر]