دانلود رمان کنیزک زشت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان کنیزک زشت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان کنیزک زشت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان کنیزک زشت من – negahdl.com

درخواستی

دانلود رمان کنیزک زشت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته سمیرا 1000

نویسنده رمانهای

دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق

دانلودرمان کبریت خطرناک من برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

خلاصه داستان از زبان نویسنده: …….

اتفاقات این داستان بخش بندی شده هر چی جلوتر بریم واضح تر میشه برای همین نمیشه زیاد در موردش توضیح داد چون داستان لو میره … این داستان در مورد دختری از قشر بسیار ضعیفه که به طریقی به کامپیوتر دسترسی پیدا میکنه و از طریق چت با رسا اشنا میشه و این وسط اتفاقاتی میفته که زندگیشو کلا عوض میکنه و تحت شعاع قرار میده و با عث میشه بزرگترین راز زندگشو بعد از 22 سال بفهمه …….پایان خوش

* چت فقط طریقه اشنایی لیلی با رساست اتفاقات بعدشه که مسیر داستانو مشخص میکنه ….. این داستان تا یه جاهاییش تقریبا واقعیه ولی از یه جایی به بعد خودم تغییر دادم و کلا تخیل خودمه …….. پایانش خوشه البته هنوز تمومش نکردم ولی پایان شیرین داره …… در ضمن اسامی توی چت همه غیر واقعین و هر گونه تشابهی کاملا اتفاقیه …… اگر کسی در مورد چت سوالی داره بگه تا توضیح بدم البته فکر نمیکنم کسی ندونه چت چطوریه…

ژانر داستان : عاشقانه و بعضی جاها کل کل هم داره

اسامی شخصیت ها : لیلی ، رسا ، پیمان ، پری ، مهران  ، مرجان ، هادی ، مریم خانم ، ناهید و ………….

قسمت دانلود

دانلود رمان برای اندروید _ apk تبلت ، اندروید

دانلود رمان برای ایفون _ epub ایفون،تبلت،ایپد

دانلود رمان برای جاوا _ jar مستقیم 759 صفحه

jar مستقیم 2

jarغیر مستقیم

دانلود رمان برای کامپیوتر _ pdf مستقیم 179صفحه

pdf مستقیم بصورت zip

رمز فایل : www.negahdl.com

منبع »http://mozroman.blogfa.com/9302.aspx

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۸) دیدگاه برای “دانلود رمان کنیزک زشت من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • roro kian گفت:

    سلام به همه ی عزیزای دل واقعااز رمانهای این نویسنده خوشم میاخصوصا کبریت خطرناک من خیلی باحالن امیدوارم شاهدرمانهای بیشتری از ایشون باشیم

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    سلام رمان رو خوندم رمان بدی که نمیتونم بگم بود اما یه جورایی زیادی بعضی کلمات تکرار شده بود وزیادی عجله ای پیش میرفت …یه چیز خنده داری هم هست این رمان فکر میکنم یجورایی اول ماچ بوده بعد دست و پا در آورده خخخخ …نمیگم نخونین بخونین چون نویسندش زحمت کشیده ….قلمت همیشه سبز عزیز …و در آخر از ادمین عزیز هم ممنونم بابت سایتش خیلی خیلی مرسی که هستی

    [پاسخ به این نظر]

  • Sh.E گفت:

    رمان جالبی بود…ممنون نگاه جون بابت رمان ها

    [پاسخ به این نظر]

  • جوجوخوشگله گفت:

    اگ رمانی صحنه داره بزارین هرکی دوسنداره نخونه

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    اینکه کسی دوس داشته باشه بخونه یا نه مد نظر ما نیست . رواج زیاد این جور مطالب یک کار درستی نیس دو به سایت اخطار داده میشه .

    [پاسخ به این نظر]

  • nasibe گفت:

    سلام میشه رمان نرگس نوشته مرضیه رحمانی پور رو بزارید خیلی ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    سلآم . متاسفانه اجازه گذاشتن رمانای چاپی رو نداریم .

    [پاسخ به این نظر]

  • الین گفت:

    سلام رمان قشنگی بود میشه رمان های این نویسنده رو بهم بگی

    [پاسخ به این نظر]

  • پگاه گفت:

    از اول تا اخر داستان دختره درحال دستمالی شدن بود بعد ادعا میکرد که محرم و نامحرم خیلی واسش مهمه …….

    [پاسخ به این نظر]

  • m@hbob گفت:

    خیلی رمانه زیبایی بود نگاه جان لطفا اگه امکانش هست رمان بباربارون رو بزار

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۴ ق.ظ:

    هنوز تایپش تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • صبا گفت:

    سلام ممنون قشنگ بود ولی اونجایی که رسا میاد دنبال لیلی دیکه خیلی تخلیه اخه کی میتونه به یه نفر که نه میشناسه و نه چیزی اعتماد کنه ؟؟؟؟ وگرنه بقیش خوب بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۲ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    خیلی قشنگ بود مرسی نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

  • shaghayegh گفت:

    رمان فوق العاده مزخرفی بود
    واقعا نمیخام زحمتای نویسنده رو ببرم زیر سوال
    ولی ادمی که میخاد چیزی بنویسه حداقل باید فکر کنه بااین نوشته شخصیت خودش نره زیر سوال
    داستان یه دخترعقده ای که فقط میخاد یکی دستمالیش کنه
    واقعا متاسفم که اسم نویسنده رو هم بردین زیر سوال
    اینا عشق نیست که شماها توی این نوشته هاتون نشون میدین

    [پاسخ به این نظر]

    ارام پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۷ ب.ظ:

    ممنون از نظرتون

    [پاسخ به این نظر]

    زینب پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۲ ب.ظ:

    سلام
    عشق از نظر هر کسی یه جوره اما وقتی یه نوشته یا داستان باب میل شما نباشه که دلیل نمیشه به نویسنده یا کارش توهین کنید در ضمن اخر داستان هم گفته شده که تو فضای داستان هر اتفاقی ممکنه بیفته قرار نیس که این اتفاقا واقعی باشن

    [پاسخ به این نظر]

  • پریسا گفت:

    سلام نگاه جون مرسی بابت رمان هایی که میذاری این رمان هم خیلی خوب بود به دوستان توصیه میکنم بخونن.

    [پاسخ به این نظر]

  • sorour گفت:

    مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • مونا* گفت:

    خوب نبود ..
    ممنون نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    ارام پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۴ ق.ظ:

    خواهش عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • nafas گفت:

    س.مرسی عالی بود.متشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • نگین گفت:

    مرسییییی
    من این رمااان خوندم خیییلی قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • رویا گفت:

    خیلی قشنگ بود من خوندمش بخونیدش.جالب بود واقعا ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • سمانه گفت:

    سلام
    من یه مشکلی دارم نمیدونم فقط برامنه یاهمه این مشکل رودارن نمیشه امتیاز داد

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۱ ب.ظ:

    سلام..درستش کردم

    [پاسخ به این نظر]

  • h گفت:

    یه ذره حیا و نویسنده رعایت میکرد خوب بود همش صح*نه داشت البته من فقط چند صفحه خوندم نظرمو تایید کنید اگه برا دین اسلام ارزش قایلید

    [پاسخ به این نظر]

  • h گفت:

    این چه کتابی بود من شنیدم موقع عادت ماهیانه نباید تو حموم بشینیم بعد این لیلی رفت تو وان اگه جدا انتقاد پذیرید نظرمو تایید کنید شاید نویسنده خوند یه ذره تحقیق کنه بعد کتاب بنویسه

    [پاسخ به این نظر]

    تلخک پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۳:۵۳ ب.ظ:

    واقعا من همیشه میرم حموم پس بگو چرا اینقدر دردام کمر شکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • ami گفت:

    قشنگ بود من که خیلی خوشم اومد بیشتر شبیه و به سبک رمان کبریت خطرناک من نوشته ی همین نویسنده بود.در کل جالب و قشنگ بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • nafas گفت:

    سلام. عزیزم لطفا رمان پشت دیوار تنهایی از Batiii رو بذار . مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۰ ب.ظ:

    سلام اگه نویسنده اجازه دادمیگذارم..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • elham گفت:

    2 جلدی ؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۱ ب.ظ:

    خیر

    [پاسخ به این نظر]

  • دریا گفت:

    دستت مرسی نگاه جون رفتم برای دانلود امیدوارم قشنگ باشه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]


  • <