دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم

دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت  دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم

دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت
دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم – negahdl.com

دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته چیکسای. دل آرا دشت بهشت کاربر انجمن نگاه دانلود

 

مجموعه داستان کوتاه از چیکسای:
دامن قرمز چین دار ،نسترن یک چیز دیگه است ، سلام منو هم به فلورا برسون ، واقعا تقصیر کی بود؟ ، از اسمش معلومه که چکاره است ، میگن اگه تو بارون با دلی شکسته دعا کنی، خدا جوابتو میده ، منم به جای اون بودم، خودکشی میکردم ، حوری خانم ، مسافر کوچولو یا کیوان ، غلامرضا نه غلومی ، عروس ترشیده است ، همخونه ، ازدواج از طریق سایت دوست یابی ، ولی من به شانس بیشتر معتقدم تا خوشگلی ، پدرم گفت که همیشه با من است ، زنم منتظرمه

مجموعه داستان کوتاه از دل آرا دشت بهشت:
یک روز متفاوت! ، من طاهرش کردم ، می خواستیم حلیم بخوریم ، عروسکش می خواست بره ، می تونی؟

 

 قسمتی از داستان

از موقعیکه یادم میاد همه تو فامیل میگفتن، نسترن یه چیز دیگه ست! ما که مطمئنیم اون زودتر از نسرین عروس میشه! انگار نه انگار که این دوتا خواهرن! والا ما هنوز هم شک داریم که تو بیمارستان نسرین عوض نشده باشه!
نسرین 32 سالش بود و من 25 سال! تو فامیل ما 25 سال یعنی ترشیده، چه برسه به 32 سال!
خواستگار بود که گُر و گُر از در و پنجره واسم میومد ولی بابا حرفش یک کلام بود:
– اول نسرین، بعد نسترن! آسیا به نوبت!
سالی یکمرتبه، یکی در خونه مونو میزد و واسه نسرین میومدن خواستگاری! بیچاره نسرین همشونو می پسندید ولی اونها میرفتن و پشت سرشونو نگاه نمیکردن!
آخه، طفلکی نسرین زیبا نبود! چهره ای داشت کاملا برعکس من! بیچاره از پوست هم شانس نیوورده بود! هرچی جوش غرور جوونی بود، در سن 14 سالگی تو صورتش در اومد! جوش که نبود، هرکدوم یک کوه آتشفشان که آخرش هم یک گودال از خودشون رو صورت آبجی بیچاره م جا گذاشتن! اینهمه هم دوا درمونش کردن ولی فایده نداشت!
ولی در عوض اخلاقی داشت مثل ماه! انگار خدا اخلاق نسرینو از روی فرشته هاش کپی برداری کرده بود! خانم، با شخصیت و کدبانو! برعکس من که لوس و یکدنده و مغرور! رو بهم میدادن با سایه م دعوا میکردم که دنبالم نیاد!
این آخریها به خواستگار نابیناش هم راضی شده بود. اونم واسه اینکه میگفت:
-نسترن، از من گذشته که بخوام روی دلم کسی رو انتخاب کنم. نمیخوام تو هم پا به پای من بسوزی! ولی مادر پسره، رو ترش کرد و رفت. حالا بهونه ش چی بود؟ نوه م زشت میشه! ای تف به روی هرچی آدم نفهمه!
بالاخره یکروز بعد از چند ماه، در خونه مونو زدن! یک خواستگار بود. یک مرد 46 یا 47 ساله. بدون مو، قد کوتاه و شکم گنده که یک عینک ذره بینی هم به چشمش بود!
وارد سالن پذیرایی که شد، از پشت در اتاق نگاهش کردم. رومو اونور کردم و گفتم: عُق! این که از زشتی دست شیطونو قفلو زنجیر کرده! والا! اگه نسرین جواب مثبت بده، رسما شک میکنم که تو سرش به جای عقل گچه!
ولی نسرین جواب بله رو داد

قسمت دانلود

منبع تايپ رمان : http://negahdl.com/forum/showthread.php?t=12839
رمز فايل : www.negahdl.com

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۸) دیدگاه برای “دانلود مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم” ثبت شده است.
  • ماندانا گفت:

    سلام عزیزم…..
    ممنون واسه رمانای قشنگی که میزاری
    عزیرم لطف. میکنی چندتا رمان خوب مثل رمانهای فرشته27یا ارام انید…یا رمان پناهم باش بهم معرفی کنی؟؟؟ …چندتا رمان دانلود کردم ولی از هیچکدومشون خوشم نییومد و نصفه ولشون کردم….
    مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۲ ب.ظ:

    سلام.خواهش میکنم…رمان گناهکار سجاده نشین قشنگه…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • نایریکا گفت:

    سلام نگاه جون
    خواهش قالب تون رو عوض کنید.
    قالب قبلی تون خیلی قشنگ تر بود.
    تروخدا عوضش کنید.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۴ ب.ظ:

    سلام..قالب جدید گذاشته شد

    [پاسخ به این نظر]

  • melody گفت:

    تازگی ها به رمان های چیسکای خیلی علاقه مند شدم!

    [پاسخ به این نظر]

  • asa گفت:

    ببخشید کسی اسم این رمان رو میدونه:پسری به خاطر این که طرف مقابل شراکت میزنه زیر قولش دختره ش رو میدزده وبعد پدر ادعا میکنه دخترش پاک نیست واین 2 ازدواج کنند

    [پاسخ به این نظر]

  • S.J گفت:

    سلان ميشه رمان “آن شب لعنتي” رو بزاريد
    ممنون ميشم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۴ ب.ظ:

    سلام ..هنوز تموم نشده..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]