دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق

دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق – negahdl.com

درخواستی دوستان

دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

 

نوشته سمیرا1000

نویسنده رمان

دانلودرمان کبریت خطرناک من برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

لینک jar سالمه هر سه رو چک کردم دانلود شدن

خلاصه»

در مورد يه دختر ساده اس دختري كه تو زندگيش هيچ عشقي رو تجربه نكرده فقط محبت پدر و مادرشو ميخواد ولي دريغ از اين محبت به هر حال وارد دانشگاه ميشه و با دختري به اسم شيرين اشنا مييشه و اين شيرين خانم دختر پر شر و شوريه كه ميخواد هستي رو از لاك خودش دربياره واسه همين اونو به جشن تولدش دعوت ميكنه و هستي هم با هزار ضرب و زور بالاخره به اين جشن ميره ولي اتفاقي ميفته كه مسير زندگي هستي رو كاملا عوض ميكنه و پدر و مادرشو يه جورايي از دست ميده ولي تازه واردي وارد زندگيش ميشه كه با قضا و قدر اومده حالا بايد ديد اين اقا شهاب دختر قصه ي ما رو تا كجاها ميكشونه ……….پایان خوش

ژانر : عاشقانه …. خب ممكنه بعضي جاها حرصتون هم از دست بعضي شخصيتا دربياد ولي شرمنده روال داستانه

قسمتی از داستان

با شنیدن صدای در هال دست از کار کشیدم و از اشپزخانه بیرون امدم و با دیدن چهره ی خسته ی مادر گفتم : سلام مامانی خسته نباشی
ممنون …. برای امروز ظهر چیزی درست کردی ؟
اره فسنجون غذای مورد علاقه ی خودت
خوبه
بدون هیچ حرفی به سمت اتاقش رفت همیشه همینطور بود خسته و خسته هیچ وقت برای من وقت نداشت ما زندگی متوسطی داشتیم من به تازگی دانشجو شده بودم ولی به هرحال از وقتی یادم می اومد
کارهای خونه به عهده ی من بود البته منم اعتراضی نداشتم چون هم مادر و هم پدرم شاغل بودن پدرم جوشکار بود و مادرم هم توی یه کارخونه سرکارگر  برادرم 2 سال از من کوچیکتر بود و داشت دوم
دبیرستان میخوند اونم مثل من رشته ی ریاضی رو انتخاب کرده بود در واقع ما استعداد زیادی توی ریاضی داشتیم من مهندسی کامپیوتر قبول شده بودم

 

تعداد صفحات کتاب : 418صفحه پرنیان،115 صفحه پی دی اف
منبع تايپ رمان : http://mozroman.blogfa.com/post-71.aspx
رمز فايل : www.negahdl.com

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۵) دیدگاه برای “دانلود رمان زمزمه های مرموز عشق” ثبت شده است.
  • نگار گفت:

    عالی بووودرمان های این نویسنده واقعا عالین امید وارم بازم بنویسن و موفق هم بشن

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس18 گفت:

    سلام سایتتون عالی عاشقتونم دست میرزا رمان ببار بارون رو بزاری ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    سلام…مرسس..هنوزتموم نشده…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • بهاران گفت:

    سلام میشه ادرس سایت این نویسنده رو بهم بگید

    [پاسخ به این نظر]

    ارام پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۷ ب.ظ:

    ایشون سایت ندارن و فقط تو نودو هشتیا رمان میذارن

    [پاسخ به این نظر]

  • الینا گفت:

    میسییییییییییی نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • زینب گفت:

    این که نشد دلیل خب هر کسی از یه اسمی خوشش میاد اسمای عجیب و غریبی که میذارن خیلی خوبه ؟شاید شهاب از نظر یکی بهترین اسم دنیا باشه اینجا بازیگر مطرح نیس که . . . فقط شخصیت و چهره شهاب مهمه

    [پاسخ به این نظر]

  • lili گفت:

    مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • 2nya گفت:

    با عرض سلام:
    من این رمان رو نخوندم نظرمم بیشتر مربوط به جلد رمان هست
    این اقاپسری که عکسش روی جلد هستش اگه اقا شهاب داستان هست به نظرتون واقعا اسم شهاب بهش میاد؟ نه واقعا میاد؟!!!
    بابا این بازیگر اسم به این قشنگیم داره(ian somerhalder)خواهش میکنم برای انتخاب اسامی چیزهای بهتری رو انتخاب کنید بازم ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۷ ب.ظ:

    سلام..باید به نویسنده بگید من تقصیری ندارم خودشون خواستن…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • elnaz گفت:

    زیادجالب نبودراستش چون رمان های همخونه ای تاحالازیادخوندم این به دلم خیلی نشست ..ارزش خوندن نداره یه جورایی وقت تلف کردنه خوندنش.ولی بعضی ازرمان هایی که میزاری واقعاقشنگن ازسایت فوق العادت بسیارزیادممنونم.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۹ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ye bande khoda گفت:

    ولی در کل وافعا از مسئول سایت تشکر میکنم واقعا بهترین رمانها برای سایت شماست. ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۹ ب.ظ:

    خواهش میکنم…ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • ye bande khoda گفت:

    آیا از بیکاری مبرم رنج میبرید؟
    آیا به شدت خمار هستید ونیاز به رمان دارید؟
    دیگر نگران نباشید…
    من به شما خواندن این کتاب بی مفهوم را پیشنهاد میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • mj گفت:

    واقعا رمان مسخره ای بود. هیچ چیز جالبی توی رمان نبود .یک همخونه ای مسخره

    [پاسخ به این نظر]

  • نگین گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشید رمان خییییلییی قشنگی بود عزیزم
    میشه به جز این رمان و رمان کربیت بی خطر رمان دیگه ای از این نویسنده معرفی کنید
    توروخدا من هرچی گشتم پیدا نکردم مرسی گلم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۳ ب.ظ:

    سلام..ممنون…همای سعادت..کنیزک زشت من..شاپرک های مرده…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • صدیق گفت:

    نمیگم خوب نمیگم بد رمان باید به دل بشینه..دلنشین بود شاید موضوع تکراری ازدواج سوری و اجباری ولی یجورای کنجکاوت میکرد عصبی میشدی وکلافه کننده که چرا عشق شناخته نمیشدبینشون.. احساس میکردی باید دخترداستان یه گوشه گیربیاری زل بزنی بهش بگی دیوونه اون دوست داره بفهم…اینجا جای یه دوست که این عشق بهش بفهمونه خالی بود…

    [پاسخ به این نظر]

  • eli گفت:

    نگاه خانوم اگر امکانش هست رمان صرفا جهت اینکه خرفهم شی رو بزارید
    ممنون خسته نبلشید
    (لفظمو عوض کردم دیگه :\ اگه میشه رمان رو بزارین)

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۸ ب.ظ:

    هنوز تموم نشده…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • eli گفت:

    وای که چقدر من آدم حساب شدم الان….دمتون گرم… 😐

    [پاسخ به این نظر]

  • نگین گفت:

    مرسی عزیزم بابت سایت خوبت

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۴ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم…

    [پاسخ به این نظر]

  • چیچک گفت:

    سلام.خسته نباشید میخواستم بدونم روند این داستان مثل کبریت خطرناک من کمی از واقعیت فاصله داره یا خیر؟.. مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۸ ب.ظ:

    سلام..ممنون..نمیدونم …خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

    نیلوفر پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۱ ب.ظ:

    @چیچک,
    دوست عزیز سبک رمان یه واقعیت نزدیکه البته من وقتی خوندم از سایت خود نویسنده دانل.د کردم که صحنه هم داشته…. رمان دیگه نویسنده که خوندم و زیبا بود همای سعادته

    [پاسخ به این نظر]

  • nazi گفت:

    سلام نگاه جون!
    خیلی ممنون منتظر این رمان بود!!!!
    اگه میشه رمانای دیگه ی این نویسنده رو هم بزارید خیلی ممنون میشم!^________^

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۲۱ ب.ظ:

    سلام…خواهش میکنم..باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • moh@dese گفت:

    قشنگ بود دوسش داشتم…با اینکه موضوع تکراری بود ولی من از این رمانها خوشم میاا…دستت مر30 نویسنده عزیز…ولی کمی غلط املایی داشت…بازم ممنون…از توام ممون نگاه عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۸ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]


  • web statistics