• آر اس اس فاقد مطلب

دانلود رمان وصیت نامه جاوا،اندروید، ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان وصیت نامه جاوا،اندروید، ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان وصیت نامه جاوا،اندروید، ایفون،pdf،تبلت - www.negahdl.com

دانلود رمان وصیت نامه – negahdl.com

درخواستی دوستان

دانلود رمان وصیت نامه جاوا،اندروید، ایفون،pdf،تبلت،ایپد

نوشته sara 18 کاربرنودهشتیا
خلاصه داستــــــــان

رونیا سالاری دختری 20 ساله دانشحوی معماری که شیفته ی مادربزرگ پدری خود فخرالسادات سالاری است.
روزی خبر فوت مادربزرگش به او میرسد ، طبق وصیت نامه ی مادربزرگ بزرگترین نوه ی دختری ( رونیا ) موظف به ازدواج با بزرگترین نوه ی پسری هوو اش میباشد ، چراکه میخواهد با این وصلت اختلافات گذشته را حل و فصل نماید .
اگر رونیا و یا ارتام ( بزرگترین نوه ی پسری ) قصد این ازدواج را ندشته باشند ثروت فخرالسادات به آنان تعلق نمیگیرد.
با این ازدواج اجباری مسیر زندگی این دو فرد تغییر میکند …!!!..پایان خوش

ژانر این رمان ;

کمــــــــــدی  ، کل کلی  ، تا حدودی بزن بهادر  و عشقولانه س

  کتاب زندگی دختری و نقل میکنه که فوق العاده شیطون و لجباز و تا حدودی مغروره ، در عین حال احساساتی و زود رنج…!!

قسمتی از داستان:

 از ماشین پیاده میشم و دزدگیر و میزنم، به سمت خونه میرم . دستمو رو دوربین آیفون میذارم و زنگ و میزنم ، رامش جواب میده :

-بلـــــــه؟!

در حالیکه صدامو عوض میکنم میگم:
-ننه شبه جمعه ای نذری نداری ؟ بچه هام تو خونه تو نون شبشون موندن!

-مادر اول دستتون و بردارید، بعدشم الان دوشنبه اس، شبه جمعه کجا بود، حالتون خوبه؟

لينک هاي دانلود

تعداد صفحات کتاب : 1967 صفحه پرنیان،552 صفحه پی دی اف
منبع تايپ رمان : http://www.forum.98ia.com/t1016560.html
رمز فايل : www.negahdl.com

 

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۷۱) دیدگاه برای “دانلود رمان وصیت نامه جاوا،اندروید، ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • fati6232 گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز
    رمان رو خوندم بد نبود اول اینکه سبک ازدواجشون مثل رمان ازدواج به سبک اجباری رو بود
    شب خواستگاری بر گرفته از رمان اگه گفتی من کیم بود
    شب ازدواج مثل رمان قرار نبود بود
    و ما بقی رمان مثل رمان غزال بود
    لجن رمان بچگانه بود و یه سری کارا و تیکه ها خیلی رمان رو بی نمک کرده بود
    در کل بد نبود مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • fati گفت:

    رمان قشنگی بود ولی صحنه خواستگاریش که کپی برابر رمان اگه گفتی من کیم بود از رمان قرار نبود هم کپی شده بود از لحاظ زمانی هم مشکل داشت ولی در کل قشنگ بود مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • طناز گفت:

    از موضوعش خوشم اومد ولی اون فعل های مضارع متن رو اعصابم رژه میرفتن که نصفه رهاش کردم 😐
    آخه نویسنده جان چرا همش از فعل حال استفاده کردی

    [پاسخ به این نظر]

  • ساحل گفت:

    بــــــــــــه نظـــــــــــر مـــــــــــــن عـــــــــــــا لـــــــــــــــــــی

    بــــــــــــــــــــــــــود

    [پاسخ به این نظر]

  • هانیه گفت:

    سلام دوستان:
    من با نظر بعضی از دوستان که چه در این سایت و سایت های دیگه گفته بودن بچگانه و چرت بود باید بگم باهاشون موافقم البته بعضی از قسمتاش
    ولی از حق نگذریم موضوعش جالب بود و هم طنز
    بعضی از جاهاش دقت کنید گفتم بعضی از جاهاش به یاد رمان قرار نبود میوفتادم
    ولی قرار نبود یه چیزه دیگه بود…
    در کل از نویسنده عزیز متشکرم. خسته نباشی عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • سنا گفت:

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییی بود واقعا من3بار خوندمش خیلی خوشم اومد دست همتون درد نکنه و واقغا خسته نباشید 🙂 🙂 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۸ ب.ظ:

    سلامت باشی..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • عسل خانم گفت:

    درسته نویسنده زحمت کشیده منکر نمیشم ولی خیلی از صحنه هاش کپی بود مثل خواستگاری

    [پاسخ به این نظر]

  • BASIRA گفت:

    سلام رمان وصیت نامه عالییییی بود. باتشکر

    میتونم خواهش کنم رمان وحشی اما دلبر رو توی وبلاگتون

    بزارید؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۴ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . اگه تموم شده بود و نویسنده اجازه دادن درخواستتون تو لیست قرار میگیره .

    [پاسخ به این نظر]

  • mariya گفت:

    خیلیییییییییییییییییییییییییییی چرت بووووووووووووووووووووود

    [پاسخ به این نظر]

  • mariya گفت:

    هم میشه گفت خوب بود هم خیلی بد و حوصله سر بر هیچ هیجانی نداشت هیچ لوس بازی ازدختره نداشت ک مثلا غش کنه یا چیزی ک پسره نگرانش بشه همش توراهه مهمونی و بگو بخند بودن به غیر از3 یا 4جا دیگ همه جاش یک نواخت بود میتونست خیلیییی بهتر باشه خیییییییییییییلی

    [پاسخ به این نظر]

  • M.B گفت:

    سلام.رمان خوبی بود ولی یه سری اشکال داشت.مثلا توی داستان میگفت دو هفته دیگه عروسیه بعد شب می خوابید صبح بلند میشد سه روز دیگه عروسی بود!!!!!!یا مثلا امشب اومدن خواستگاری فردا میرن آزمایش خون بدن تو آزمایشگاه یاد شب خواستگاری افتاده میگه یادش بخیر عجب شبی بود!!!هرکی ندونه فکر میکنه مال چند سال پیشه.و از این جور اشتباها که درمورد تاریخ روزهاست توی داستان زیاد بود. البته شاید بگید که خیلی چیز بی اهمیتی هستش ولی همین چیزهای کوچک و جزئی باعث قشنگی و جذابیت داستان میشوند.همچنین برخی اتفاقات مثل شب خواستگاری و رفتن دختره به خارج شبیه چند رمان دیگه بود که به نظر من عیناً کپی شده بود.(رمان های اگه گفتی من کیم؟ و غزال)

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۵ ب.ظ:

    سلام…نخوندم ونظری ندارم..

    [پاسخ به این نظر]

  • M.A گفت:

    منم موافقم من خیلی رمان خوندم همشم دختره و پسره پولدار و خوشگل بودن این نشون میده که یعنی بقیه نمیتونن زندگی کنن جز اینا ای لعنت تو این دنیاااا

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام.اگه امکان داره کمکم کنید تا بتونم رمانیو ک میخوام تو خود سایت search کنم.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۱ ق.ظ:

    سلام تولبار سایت را نصب کن وازقسمت جستجو نام رمان را بنویس راحت برات میاد

    [پاسخ به این نظر]

  • کاربر گفت:

    سلام! من یه رمان در حال تایپ و می خوندم که اسمش و فراموش کردم فقط کمی ازش و یادمه : دختری که پیش داییش زندگی می کنه و پسر دایی هیزی داره و برای کار به عنوان خدمتکار، خونه ی پسر جوونی می ره! توی اولین مهمونی هم ساقی بوده و مردی می خواسته بهش تجاوز کنه که دوست پسره نجاتش می ده…
    با ارض پوزش :))))) ؟!؟!؟!؟!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۸ ق.ظ:

    سلام..من یادم نمیاد اسمش اگه کسی میدونه از طریق پاسخ نظر جواب دوستمونو بده

    [پاسخ به این نظر]

    hani پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۱ ب.ظ:

    @کاربر,
    اسم رمانش صرفا جهت اینکه خرفهم شی هست

    [پاسخ به این نظر]

    نرگس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۲ ق.ظ:

    اسم رمانش صرفا جهت اینکه خر فهم شی هس

    خیلی قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • سهیلا گفت:

    خیلی رمان خوبببببببببببببببببی بود من هنوزم تو شکه قشنگیه این رمانم.ممنون از نویسندش ارزش داش

    [پاسخ به این نظر]

  • سوگول گفت:

    از سارای عزیزم بابت این رمان قشنگش ممنونم.
    درسته بعضی جاهاش واقعا اغراق آمیز بود اما واقعا جذاب و مفرح بود.
    بعضی جاهاش و بیش از اندازه کش داده بود که واقعا نیازی نبود این همه مطلب طول بکشه ؛ اما واقعا رمان طنزی بود.
    بهتر بود که یکم روش بیشتر کار بشه و در عین اینکه باعث سرگرمی بشه مطلبی و هم برسونه.
    اما خب بازم ممنون.
    برای اولین رمان خوب بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • ثمین گفت:

    ممنون بابت رمان قشنگتون ، هر چند که موضوعش تکراری بود ، اما خوبی که داشت این بود که دیالوگ های بین افراد جذاب بود .
    رمان غالب سرگرمی داشت و واقعا من و تو خیلی جاها خندوند.
    هرچند که نیاز داشت بیشتر روش کار بشه ، اما برای اولین رمان استارت خوبی بود.
    من که ممنونم.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۷ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • arezoo گفت:

    سلام.میشه از نویسنده ها خواهش کنم دست از سره این موضوع تکراری همخونه شدن و ازدواج اجباری بردارن…بابا خسته شدیم!این همه موضوع قشنگ ریخته تو جامعه شما فقظ گیر دادین به این موضوع….

    [پاسخ به این نظر]

  • زورو: گفت:

    سلام نگاه جون من یه رمان نصفه خوندم خلاصش اینه که عمه دختره چند سال پیش رفته خارج کشور حالا پسرش فرستاده ایران دنبال دختره
    آهان دختره معلم رقص عربی و همیشه به پسر عمش میگه شرک اسمش رو میدانید عایا؟!

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۵ ب.ظ:

    سلآم.نه متاسفانه.هرکی میدونه بگه.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    zahra پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۶ ب.ظ:

    اسم رمان شرط میبندی؟

    [پاسخ به این نظر]

  • marjan... گفت:

    سلام.نویسنده های عزیز لطفا به چند نکته توجه کنید
    1.تعداد فراری تو ایران کمتر از انگشت های دستاتونه،پس لطفا انقدر تو رویای فراری داشتن فرو نرید.اینجوری هم که شما دارین پیش میرین تعداد پروشه تو ایران از تعداد پراید باید بیشتر باشه.
    2.اینجا ایرانه و ژن رنگ چشم غالب قهوه ای هست پس لطفا اگه آرزو دارین چشم رنگی باشیم لنز بذارین
    3.اینجور که شما دارین پیش میرین تمام مشاغل تو ایران درشون تخته شده و همه 2،3 تا شرکت معماری دارن.
    لطفا انقدر تو رمان هاتون رویا پردازی نکنین.آرزوهایی مثل :زیبا بودن،شاگرد اول بودن،پووووول دار بودن،بهترین بودن،و…..
    این رمان شبیه دفترچه آرزوهای یه دختر بچه دبستانیه.لطفا شعور مخاطب رو زیر سوال نبرید

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۹ ب.ظ:

    سلآم.

    [پاسخ به این نظر]

    negin پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۳ ب.ظ:

    آی دمت گرررررررررررررم

    [پاسخ به این نظر]

    fateme پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۷ ب.ظ:

    وای راست میگی بخدا یعنی هیچ ادم عادی با قیافه معمولی یا وضع مالی معمولی نمیتونه یه زندگیه خوندنی داشته باشه حتما باید دختر شاه پریون باشه

    [پاسخ به این نظر]

    نفس پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۳ ق.ظ:

    واقعا .دمت جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییز نویسندگی خیلی خیلی خیلیییییییییییییییییییییییییییییی سطح پایییییییین
    دقیقا.دفترچه آرزوی خوبی بود.
    مرجان جون خیلیییییییییییییییییییییییییی با حالیییییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

  • ایرینا گفت:

    سلام نگاه جان بابت زحماتی که می کشین و رمان ها ی خوبی که روی سایت قرار می دین ،خیلی ممنونم.(البته این رمان استثناست)
    در مورد این رمان هم :اول اینکه موضوعش خیلی تکراری بود و بعد هم واقعا واقعا بد بود!!!
    اصلا کمی راجبش فکر نشده بود…همه شخصیت ها فوق زیبا!!!خیلی پولدار!!! و همه هم نابغه!!! و دیگر هیچ….
    نیازی نیست برای اینکه یک رمان جالب و جذاب باشه همه شخصیت ها از همه نظر کامل باشن،نوع نگاه نویسنده به شخصیت ها و داستان باید به قدر کافی جذاب باشه.
    در هر حال ممنونم از نویسنده برای وقتی که گذاشته.

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۱ ب.ظ:

    سلآم.ممنون بابت دقت وتوجهت

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی مرسی از زحمتات لطفا رمنا های ارامش غربت وببار بارون و هدف برتر روهم بزار برایapkممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۷ ق.ظ:

    سلام..ممنون ..هیچ کدوم هنوز تموم نشده تایپشون…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • parya گفت:

    سلام ممنون از زحماتتون
    من یه بار درخواست رمان دختری به نام مروارید رو دادم ولی هنوز نذاشتین
    اگه میشه لطف کنید بزارین
    مرسی♡

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    سلام ..خواهش میکنم..منتظر اجازه نویسنده ام هنوز جواب نداده..

    [پاسخ به این نظر]

  • faryad گفت:

    نویسندگان عزیز پیشنهاد میکنم لطفا دست از سر اسم ارتام و نفس بر دارید بابا این همه اسم قشنگ داریم البته رمان زیبایی بود ولی این جور اسامی باعث میشه ادم شخصیت رو زیاد درک نکنه اگه اسمش عام باشه ادم باورش میکنه البته این پیشنهاد یا شایدم انتقاد بود به کسی بر نخوره

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    خواهش میکنم.درخواست دادم اگرنویسنده اجازه داد میذارمش

    [پاسخ به این نظر]

  • parisa گفت:

    سلام.قشنگه .ولی اخرشو که میخونم یادت رمان غزال میوفتم اخه اخرش مثل اونه.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۷ ب.ظ:

    سلام..نخوندم نمیدونم چطوری بود

    [پاسخ به این نظر]

  • محدثه گفت:

    ممنون خوب بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۸ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • nahid گفت:

    اگه امکلنش هست ب نظرم پاسخ بدید اخه تنها سایتی هست ک میام برا دانلود و نظر و پیشنهاد واقعا راضیم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۹ ب.ظ:

    پاسخ کدوم نظرت ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • nahid گفت:

    سلام نگاه جون اول تشکر کنم از سایت خوبتون و زحماتتون ک بخاطر رضایت ما خواننده ها هست.دومم ی درخواست رمان داشتم میشه رمان شرط بندی دردسر داره رو واسم بذارید!البته اگه امکانش هست.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۱ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم…هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • sorour گفت:

    مرسییییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۴ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • نرگس گفت:

    خوب بود. ممنون عزیزم!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • mohadese گفت:

    سلام ببخشید من دنبال یه رمانم یکم از خلاصه شو یادمه:یه مرده دنباله پرستار واسه بچشه بعد یه دختره به اسم نیما میره اونجا آخر داستان این دو تا باهم ازدواج میکنن کسی اسم رمان رو میدونه آیا؟ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۷ ب.ظ:

    سلام ..اسم رمان نیما…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • راوش گفت:

    سلام….رمان وحشی اما دلبر و نمیذارین؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۹ ب.ظ:

    سلام..هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • كيانا گفت:

    مرسي نگاه جون …………اگه ميشه سيگار شكلاتي هم بزار

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم…هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • دریا گفت:

    این رمانو درحال تایپ تایه جاهایی دنبال کرده بودم قشنگ بودازدستش ندین

    [پاسخ به این نظر]

  • samira گفت:

    سلام نگاه جون میشه خواهش کنم رمان های خالکوبی،سیگارشکلاتی،هدف برتروبباربارون روبزاری؟همینطورممنون ازسایت فوق العاده ات

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۶ ق.ظ:

    سلام…اولی اجازه نداد..بعدیا هم تموم نشدن…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ستاره گفت:

    سلام نگاه جون
    ميشه رمان ناجي دوست داشتني من رو بذاري؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    سلآم.درخواست دادم اگرنویسنده اجازه داد میذارمش

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    منظورم کتابش قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    سلام بابت همه ی رمانها ممنون.کتاب قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۲ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]