دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت

دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت

درخواستی

دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت

دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت

دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت

نوشته hey 2nyaکاربرنودهشتیا

خلاصه رمان :
مهتاب دختری شیطون وبازیگوش و پدر بزرگی که دخالت هایی در زندگیش میکنه  و باعث تغییر زندگی مهتاب میشه!..پایان خوب

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران وزنان  تبریک و تهنیت میگویم . . .

مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله ی بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب و جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

مادرم روزت مبارک ناز من

مادرم تنها تویی آواز من

دانلود رمان برای موبایل جاوا – jar مستقیم199صفحه

jar مستقیم اپلودبهترین

jar غیر مستقیم

دانلود رمان برای اندروید – apk مستقیم اندروید،تبلت

دانلود رمان ایفون – epub مستقیم ایپد،ایفون،تبلت

دانلود رمان برای کامپیوتر – pdf مستقیم 62صفحه

pdfمستقیم زیپzip

رمزفایل : www.negahdl.com

رمان اعتراف شیرین | hey 2nya کاربر انجمن نودهشتیا – تایپ رمان

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۹) دیدگاه برای “دانلود رمان اعتراف شیرین برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • mahla گفت:

    سلام نگاه جان چرا امروز لینک های دانلود حذف شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۸ ب.ظ:

    سلآم.الان درستن

    [پاسخ به این نظر]

  • Sara گفت:

    من تازه این رمان روخوندم.با عذرخواهی از نویسنده باید بگم اصلا جالب نبود.چون ن تنها داستان جذاب و قوی نداشت بلکه قدرت نویسندگی نویسنده هم خیلی پایین بود.علاوه بر این کوتاه بودنش هم آزاردهنده بود.
    منتظر رمان های زیبایی از این نویسنده هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  • هیوا گفت:

    tnx alot :*

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • آتوسا گفت:

    نگاه جون از صفحه 100 به بعد رو نمیتونم باز کنم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۴ ب.ظ:

    کدوم لینک یا فرمت؟

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    اسم اون رمان تب نگاهت هست دوست عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام….مرسی از سایت خوبت نگاه جون…..اسم رمانی که دوستمون میخواد تبه نگاهت است

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ب.ظ:

    سلآم.خواهش میکنم دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • hediyeh گفت:

    سلام فکر کنم رمان مورد نظر دوستمون
    ع عشق یا عذاب باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • nana گفت:

    ممنون از درکت عزیزم لطفا امروز یک رمان زیبا طولانی بزار دلم یک رمان طولانی میخواد لطفا

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۳ ب.ظ:

    چشم تمام سعیمو میکنم.ک رمان طولانی تر بذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • nana گفت:

    سلام نگاه جون عزیزم این داستان کوتاه هایی که میزاری اصلا جالب نیست لطفا رمان های بالای 400صفحه بزار اخه این داستانای کوتاه خیلی ابتدایی هستن ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۶ ب.ظ:

    سلآم.نظرات متفاوته.وهرکس یه سلیقه ایی داره دوست عزیز. وبعضی از نویسندگان بما اجازه دادن ویا میدن وما رماناشونو میذاریم.چه کوتاه وچه بلند.وبعضیاشونم اجازه نمیدن.پس سعی ما هم گذاشتن با اجازه ودلخواه شماست.اما این نوشته ها هم باید خوانده ودیده بشن واگرنقدی دارین با ذکر علت گفته تا نویسنده اون مطلب ونوشته از نقد شما استفاده کنه وراهی برای پیشرفت داشته باشه.ودرجواب خواسته شما،باشه ما تمام سعیمون جلب رضایت شمادوستانه.وتمام تلاشمونو هم میکنیم تاطبق نظرات منصفانه ومنطقی شما پیش بریم.خواهش میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • نشمین گفت:

    سلام نگاه جان ببخشید میدونم اینجا جاش نیس.شما اسم اون کتاب که( شخصیت اصلی کتاب یه دختر بود که با مادربزرگش زندگی میکرد و با یکی از پسرای دانشگاه لج بود پسره هم از لای جزوش عکسای دختر رو پیدا کرد و مجبورش کرد هرروز صبح خودش دخترو برسونه دانشگاه) رو یادت نیس؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۷ ب.ظ:

    سلام.نه متاسفانه.هرکی از دوستان میدونه.بگه.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

    atiye پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۱ ب.ظ:

    اسم رمان (تب داغ گناه)هست

    [پاسخ به این نظر]

    هنگامه پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۹ ب.ظ:

    من شیطون نیستم اسم این رمانه

    [پاسخ به این نظر]


  • web tracker