دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

نوشتهA.saharکاربرنودهشتیا

نویسنده رمان های» دانلودرمان هردوباختیم… رمان درنهایت…عشق

داستان یه فضای پلیسی داره… پس اگه طرف دار رمان های پلیسی هستین حتما این داستانو دنبال کنین.
اخرش هم که حتما خوب تموم می شه…
داستان از زبون چند شخصیت بیان می شه.. و اول شخصه!
خلاصه داستان:
مرسانا برای پیدا کردن سگ دختر خالش مجبور می شه بره تو جنگل.. جای پیدا کردن سگ خودش گم می شه. به گروهی بر می خوره که می بینه داره یه دختر رو اذیت می کنن. می خواد به پلیس خبر بده که یکی مانعش می شه. رامتین کسی بود که نمی خواد اون به پلیس زنگ بزنه… اما چرا؟؟؟؟ چی می شه که مرسانا وارد یه جریان دور از تصورش می شه؟!

مقدمه
قلبم حسابی سوت و کوره…
نه رفتی…
نه آمدی…
خودمم… فقط خودم… تنهای تنها!
کسی هم بخواد نزدیکم بشه مانع می شم…
چون میدونم نزدیک شدنشون فقط دو دلیل داره…
یا از روی ترحمه.. یا به خاطر مال و اموالم!
واسه همین دور قلبم مانع کشیدم…
اسمشو گذاشتم.. حصار تنهایی قلبم !!

jarمستقیم»1072صفحه, دانلودرمان برای موبایل بافرمت جاوا

jarمستقیم اپلودبهترین

jarغیرمستقیم

apkمستقیم»اندروید،تبلت, دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای اندرویدی ها

epubمستقیم»ایپد،ایفون،تبلت, دانلودرمان برای ایفونios و تبلت دارای کتابخانه

pdfمستقیم»224صفحه

pdfمستقیم زیپzip

منبع تایپ»   

رمان حصار تنهایی قلبم | A.sahar کاربر انجمن نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۳) دیدگاه برای “دانلودرمان حصار تنهایی قلبم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد” ثبت شده است.
  • پروا گفت:

    @m-sh, فکرکنم اسمش ازدواج اجباری باشه….البته یه رمان دیگه ام هست که اسمش ازدواج به سبک اجباری حواست باشه بااون اشتباه نگیری

    [پاسخ به این نظر]

  • shahrzad گفت:

    Merciiiiiiii

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • فروزان70 گفت:

    سلام.خداروشکر بالاخره من يه رمان خوندم که شخصيتاي اصليش عاشق هم نشدن.کتاب جالبي بود.مرسي

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    سلام…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • 55 گفت:

    سلام.سایت فوق العاده ای دارین خیلی خوبه:) رمانش ی خورده غیر منطقی بود.
    تورو خدا من خیلی وقته ی خورده از ی رمانو تو سایت 98ia خوندم ولی هرچی میگردم نمی تونم اسمشو پیدا کنم رمان:ی دختر به اسم نهال که به زندگی به انوان ی پوز خند نگاه میکنه خانوادش پسر دوست بودن و مامانش همه خرجو واسه برادرش کرده نهال با پسر ی بازاری به اسم محسن ازدواج میکنه که ذات کثیفی داشت و پسر عموی محسن(سپهر) هم قبلا خواستگارش بود تا توی ی گالری با فردی آشنا میشه و…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۹ ب.ظ:

    سلام..مرسی..من که یادم نمیاد هرکس میدونه جواب دوسمونو از پاسخ نظر بده

    [پاسخ به این نظر]

  • m-sh گفت:

    سلام نگاه جون…..دنبال یه رمانم ولی اسمشو نمیدونم داستانش اینه که یه دختره به خاطر قرضی که پدرش به یه پسره داره مجبوره با پسره ازدواج کنه درصورتی که نه خودش راضیه نه باباش…..پسره خیلی باهاش بد رفتار میکنه…..دختره که حامله میشه سر دعواهای مختلف هی دختررو کتک میزنه…….آخرش هم عاشق هم میشن و پیش هم میمونن….اگه اسمشو میدونی لطفا بهم بگو…..ممنون عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    سلآم.نمیدونم دوست عزیز.هرکی میدونه بگه.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

  • yasefiroozei گفت:

    رمان حصار تنهایی قلبم رمان بدی نبود ولی اگه اخرش رو یجور دیگه تموم میکردید بهتر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام نگاه جون مرسی بابت کتابات مثل همیشه تک هستن و مانند ندارن مرسییییییی واقعا بابت کتابا

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    خوآهشـ دوست عزیز و قدیمی .

    [پاسخ به این نظر]

  • رویا گفت:

    با عرض خسته نباشی خدمت نگاه جون و همهی اشخاصی که در این سایت جذاب و قشنگ اورا همراهی میکنن.پایانش مث همهی رمانا خوب.فقط هیجانی نیست الکی هم اسمشو گذاشتن رمان نوعی داستانش پلیسی. درست همهی مردم پایان خوش رو دوست دارن ولی مبنی بر این نیست که چشم بر روی حقیقت بست.خواهش میکنم ازتمام نویسندههای عزیز این سایت چشمشونو باز کنن کم رمان عاشقانه بنوسن من ماهی یه بار یه رمان بر میدارم میخونم از این سایت خواهش میکنم موضوع هاتونو تغییر بدید و به فکر ما بچه دبیرستانی ها هم باشید.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۱ ب.ظ:

    ممنون .

    [پاسخ به این نظر]

  • هستی گفت:

    سلام تو جواب باران جان اوایل پست نوشته شده پایان حتما خوبه
    نگاه جون ممنون از زحماتت

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ق.ظ:

    خواهش میکنم عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • باران گفت:

    پایانش خوبه یا بد؟ هرکی خونده بگه

    [پاسخ به این نظر]

    مرسده پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۴ ق.ظ:

    رمانش پلیسیه و پایانش خوشه عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • سرو گفت:

    سلام نگاه جون خوبی؟خسته نباشی 🙂
    تو رو خدا یه رمان قشنگ و طـــــــــــــــــــولانی بذار…
    مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۵ ق.ظ:

    سلام عزیزم…ممنون شما چطوری…سلامت باشی..قسم نده ..مگخ دست منه نویسنده نودهشتیا مینویسه منم میگذارزم طولانی یاکوتاهش دیگه دست من نیست…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • elnaz. گفت:

    پایانش خوبه یا بد؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۵ ق.ظ:

    خوب

    [پاسخ به این نظر]

  • fateme H گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی سایتت فوق العاده ست حرف نداره!!!
    من یه بار دیگه ام ازت پرسیده بودم ولی جواب ندادی. چند تا رمان بگو که بالای 800صفحه باشه لطفا..چون بیشتر رمانای مورد علاقه من حجمشون زیاده مثل گناهکار و سفر به دیار عشق و دردم..مرسی اگه جواب بدی

    [پاسخ به این نظر]

    fateme H پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۱ ب.ظ:

    , پس چرا جواب نمیدین؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    درگیری زیادِ خیلی دیر میرسیم نظرات رو جواب بدیم .

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۷ ق.ظ:

    سلام عزیزم…سلامت باشی…ممنون…عزیزم من که کامپیوتر نیستم من حضورذهن ندارم خودت یه نگاهی بنداز من معمولاتعدادصفحاتو مینویسم…

    [پاسخ به این نظر]

  • daryae گفت:

    سلام
    چرا رمان فرصتی دیگر رو نمیذارید؟
    ممنون از ساییتتون

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۰ ب.ظ:

    سلآم.اگرنویسنده اجازه داده باشه ورمان هم تموم شده باشه درخواستتون تو نوبت قرار میگیره.خوآهش میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • شاهتوت گفت:

    سلام نگاه جونم
    میگم من دنبال یه رمانیم ولی اسمشو یادم رفته
    رمانه درباره یه زنیه که دوتا دختر دوقلو داره و به علت فقر راضی میشه صیغه یه مرد میشه.بعد از اون طرف بابای دختره چون با ازدواج اول دختره راضی نبوده دختررو ترد میکنه.
    میدونی اسمش چیه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۴ ب.ظ:

    سلام عزیزم…روز نودوسوم…اسم رمانه

    [پاسخ به این نظر]

  • mahshid گفت:

    Salam negah joon khaste nabashivin linkash mal hesar tanhaee man na hesar tanhaee ghalbam

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۸ ب.ظ:

    سلام عزیزم…درسش کردم..ممنون که گفتی

    [پاسخ به این نظر]


  • web statistics