• آر اس اس فاقد مطلب

دانلودرمان دختر بوکسور برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان دختر بوکسور برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان دختر بوکسور برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان دختر بوکسور برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

به علت خلاف قوانین جرایم رایانه ای لینک های دانلود برداشته شد

درخواستی دوستان

دانلودرمان دختر بوکسور برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

نوشته ی honey66کاربرنودهشتیا

خلاصه :
خب خب داستان از زبون دختر ۱۸ ساله ی بیان میشه که خیلی دیوونست .یعنی میگم دیوونه دیوونه ها ..خب یه جورایی خیلی هم بد شانسه و همش سوتی میده.. این خانم از یه طرفی کیک بوکسر هم هست برعکس سنش هیکل درشت و اندام ورزیده ای داره اخلاقای جالبی داره همیشه هم پایست با اینکه پولداره ولی هیچی تو دلش نیست صافه صافه عین آینه ولی آیا اتفاقای خوب و بد روزگار میزارن که این خانم همینطوری بمونه یا سعی در بزرگ کردنش دارن ..پایان خوب

اسم داستان : دختر بوکسور
ژانر : عاشقانه . تا یه حدی کمدی و کلکلی

محمّد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است
به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است . . .
میلاد خاتم پیامبران(ص)  و فرزندشان امام صادق (ع)بر شما مبارک

به علت خلاف قوانین جرایم رایانه ای لینک های دانلود برداشته شد

 

منبع تایپ»رمان دختر بوکسور | honey66 کاربر انجمن نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۶) دیدگاه برای “دانلودرمان دختر بوکسور برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد” ثبت شده است.
  • شیما گفت:

    سلام..
    خیلی ممنون از زحماتتون برای این رمان
    من رمان های زیادی خوندم ، چه طنز ، چه پلیسی و چه ترسناک
    با این سوادی که من از طریق این رمان ها به دست آوردم
    رمانتون اشکالات زیادی داشت
    مطمئنم با تلاشتون رمان های بهتری در معرض دید قرار می گیره

    [پاسخ به این نظر]

  • ترسا گفت:

    سلم ممنون از رمان قشنگ تون خسته نباشید
    نگاه خانوم گل

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    سلام…خواهش میکنم…ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • zohre گفت:

    نگاه جووون مرسی گلم رماناتون خیلی قشنگه ممنون ک وقتتو میزاری واسه ما♥♥

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    سلام…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • h@dis گفت:

    سلام نگاه عزیز…
    خوبی؟ نگاه جون میشه رمان لبخند خورشیدهم بذاری؟♥♥♥

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۷ ب.ظ:

    سلام…ممنون توچطوری؟…چاپیه نمیتونم بگذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • sHiva گفت:

    تبریک میگم 🙂
    مسخره تر از این نمیتونست کسی بنویسه
    فک کن تو بپگی دونفرو به عقد هم در بیارن.خییییلی مسخره اس.اصلا منی که یه رمان خونه حرفه ای هستم روارضا نکرد 😐

    [پاسخ به این نظر]

  • صبا گفت:

    سلام نگاه جان من یه اعتقاد داشتم.یه جای داستان ارتا میگه وقتی من 16 سالم بود تو رو که 5 سالت بود واسم عقد کردن این یعنی 11 سال اختلاف سنی دارن.یه جای دیگه ی داستان نوشته ارتا 31 سالشه و وانیا 18 سالشه و 13 سال اختلاف سنی دارن.من گیج شدم این یعنی چی؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۰ ب.ظ:

    سلآم.من نخوندمش

    [پاسخ به این نظر]

  • طوفان گفت:

    خیلی ممنون بخاطر زحمتی که واسه این رمان کشیدین.ولی انتقاد هم دارم.
    من احساس میکنم به شعور خواننده رمان توهین کرده چون رمان داستان و موضوع خاصی داره و صرفا به مسائل و ارتباط های ج…ی بین دو شخصیت رمان پرداخته واین توهین به من و تمام کسانیکه این رمان رو خوندن.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۰ ب.ظ:

    خوآهشـ . به هر حال هر فردی یه عقیده و نظری داره . من نخوندم و نمیتونم در این مورد اظهار نظر کنم .

    [پاسخ به این نظر]

    ترنم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۵:۵۵ ب.ظ:

    @طوفان,
    سلام دوست عزیز بنظرم ربطی به توهین به خواننده هایی که این رمانو خوندن ندارهو خب رمانه و این چیزا توش عادیه . اگه شما هم اینجوری دوست ندارین میتونین برین رمانای چاپی بخرین که فکر مکنین که با خوندنشون بهتون توهین نمیشه.

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی
    لطفا جار غیر مستقیمش رو هم بذار ممنون گلم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۰ ق.ظ:

    سلام عزیزم…سلامت باشی…گذاشتمش..خواهش

    [پاسخ به این نظر]

  • مليكا گفت:

    راستش من ب خودم اين حقو نميدم بزنم تو ذوق ديگران ولي بايد بگم اين رمان اشكال زياد داشت وكاملا مشخص بود پليس شدن سينا و آرتا يدفعه ب ذهن نويسنده رسيده واسه همين زيادي مشكل داشت… بعدشم كه بايد بگم مارشته پليس نداريم دانشكده افسري داريم خيليم غلط املايي داشت به حر حال ممنونم از نويسنده عزيز واز شما

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

    Sara پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۳ ق.ظ:

    منم کاملا با شما موافقم به خاطره زحمات نویسنده برای این کتاب ازشون ممنونم ولی باید بگم این کتاب جدا از غلط های املایی خیییییییلییییییبی زیاد از نظر موضوعیم مشکلات زیادی داشت و خیلی چیزا بی اصول و ناگهانی مطرح شده بود که برای خواننده سوالای مختلفیو به وجود میاورد که در ادامه ی داستان هیچ تلاشی برای پاسخ به این سوالا از نویسنده دیده نمیشد،بهترم بود آخر کتابو پلیسی نمیکردن چون اطلاعاتشون کم بود..ولی ممنون از شما به خاطره سایته خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۵۶ ق.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • دریا گفت:

    سلام تمومش کردم خوب بود……

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    سلام عزیزم..

    [پاسخ به این نظر]

  • moh@dese گفت:

    رمان قشنگی بود…ولی یه سری ایراد داشتکه یکیش این بود که تفاوت سنیشون 13 سال بود ولی تو زمان کودکیو که تعریف میکرد دختره 5 ساله بود و پسر 16 ساله…در صورتی که یا دختر باید 3 ساله میبود و پسر 16…یا دختر 5 ساله پسره 18….دوم اینکهخ سریع اتفاقای آخر داستان پیش اومد و راجب پلیس بودن ونداد وسینا تو ضیحی نداد…و در آخر دختره مگه بوکس کار نمیکرد…پس چراااااا از همه کتک میخورد…ینی با این همه بوکس نمیتونس شروینو یه ذره بزنه؟؟؟؟درهر صورت مرسی از نویسنده…وتو نگا جون به خاطر رومانای خوبت…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم..ممنون از توضیحات من نخوندم ونمیدونم

    [پاسخ به این نظر]

    masome پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۴ ق.ظ:

    manam ba nazare mohadese moafegham mamnon az shoma va nevisande

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۰ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • نادی گفت:

    سلام نگاه جون میشه رمان پشت دیوار های بلند رو بزاری ممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۳ ب.ظ:

    سلآم.اگرنویسنده اجازه داده باشه ورمان هم تموم شده باشه درخواستتون تو نوبت قرار میگیره

    [پاسخ به این نظر]

  • Ss گفت:

    ممنون 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۱ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام نگاه جون مرسی بابت کتابات حرف ندارن اما فداتشم من برای رمان آوا کل سایت رو شخم زدم اما نبود میشه بگذاریش لطفا

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۷ ق.ظ:

    سلام عزیزم..باشه میگردم خودم اگه نبودمیگذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • Dorsa گفت:

    خیلی داستانش قشنگ بود .. ممنونم 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۹ ق.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • tara گفت:

    salam negah jan eidet mobarak.

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۵ ب.ظ:

    سلآم.عید شما هم مبارک دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • دریا گفت:

    امیدوارم خوب باشه …

    [پاسخ به این نظر]