دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم(ادامه رمان عشق ممنوعه من) برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

جلددوم رمان عشق ممنوعه من

نوشته*noghreکاربرنودهشتیا

توی متن رمان یه اشتباه تایپیه ناجور بود که باتذکر دوستان درست شد ودوباره ساختم فایلهارو

حلاصه داستان:
خوب دوستان گل تا اون جایی خوندید که هاله بعد از مرگ وحید ضربه بدی خورد و قصد داره از ایران خارج بشه ..هاله از ایران میره و درس میخونه دوستای خوبی پدا میکنه که باهاش صمیم هستن ولی هنوزم توی سوگ وحید خان نشسته…
پیشنهاد های زیادی بهش میشه ولی قبول نمیکنه…تا جایی که بتونه وحید رو از زنگیش خارج میکنه ولی بی خبر از اینکه اون همیشه هست…بعداز چهار سال دوری از خانواده برمگیرده یه زندگی شادو کنار پدرش شروع میکنه همه سر زندگیشونن ولی هاله قصه ما هنوزم تنهاست تا بخودش میقبولنه که وقت ترسیدن از عشق و وابستگی نیست…همون موقعست که یه اتفاق رخ میده که میشه نقطه شروع خوبی واسه هاله دلیر و شیطون قصه اونجاست که میگه زندگی .نقطه سر خط
بخونید از دست ندیدش..اومیدوارم دوستش داشته باشید

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای موبایل جاوا

jarمستقیم»889صفحه

jarمستقیم اپلودبهترین

jarغیرمستقیم

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای اندروید /تبلت

apkمستقیم»اندروید،تبلت

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای ایفون/ایپد

epubمستقیم:ایپد،ایفون،تبلت

دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای pdf کامپیوتر

pdfمستقیم»225صفحه

pdfمستقیم زیپ

منبع تایپ»رمان من از عشق نمی ترسم ( جلد دوم عشق ممنوعه من ) | *noghre کاربر انجمن نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۴۳) دیدگاه برای “دانلودرمان من از عشق نمی ترسم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • عاطفه گفت:

    سلام این رمان چرا اینجوریه یه قسمتی از وسطش نیست نمیدونم حذف شده…..

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آبان ۸ام, ۱۳۹۴ ۶:۰۹ ب.ظ:

    سلام …نه به متن رمان دیست زده نشده ..همونه

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahdieh گفت:

    خیلی رمانش قشنگه دستش دردنکنه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۷ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • رها77 گفت:

    عزیزم داستانت فوق العاده بود …. منتظر داستانای دیگه از تو هستم … اگه خواستی به وبلاگ منم بیا منم دارم داستان می نویسم اما میدونم به پای تو نمی رسه اجی …. بای بای

    [پاسخ به این نظر]

  • mahtab گفت:

    سلام راستش من گیج شدم چرا یهو پرید از ی جا به جای دیگه؟؟چرا درست توضیح نداد؟از کجا فهمید وحید همون حمیده؟حمید و مامانش و هاله از کجا پیداشون شد؟باباش چرا این همه سال بهش دروغ گفت؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • vesta گفت:

    سلام من جلد اول این رمانو خوندم خوشم اومد
    جلد دومشم بخونم به نظرتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۴۱ ب.ظ:

    سلام..نمیدونم

    [پاسخ به این نظر]

  • تنها گفت:

    سلام به همگی …
    اول اینکه واقعا دست نویسنده درد نکنه که وقت گذاشته برا داستان و زحمت کشیده .
    دوم اینکه خیلی خیلی داستان چیپی بود واقعا یکی از اون داستانای زیرپوستی و بووووووووق بود.
    زمینه داستان خوب اگه با واقعیت میشد روش کار کرد ولی واقعا انگار موضوع به بازی گرفته شده بودو فقط میخواست زیبایی دختره و نشون بده …
    اه اه حالم بد شد چپو راست فقط از خودش تعریف میکردو همه هم از ازاون .. انگار یه دختره 15 ،16 ساله نوشته وبدتش که همه اون چیزا هم جزی از رویاهای اینده اش بود !!
    یه داستان بود که دختره هم زیبا بودو هم پولدار خدایی عالی با واقعیت روش کار شده بود…
    به هرحال دست نویسنده درد نکنه وامیدوارم شاهد رومانهای فوق العاده از ایشون باشم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۹ ق.ظ:

    سلام…

    [پاسخ به این نظر]

  • سپیده گفت:

    سلام چرا اینقدر بی سر ته بوووود این رمان !
    حمید کی بود ! چی شد! مامان کی بود دیگه !!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۶ ب.ظ:

    سلام

    [پاسخ به این نظر]

  • mahi78 گفت:

    همونم ک گفته بودم سوتی داره:
    پی دی اف میخواس بگه گونشو بوسیدم بعد سرکش گ رو نذاشته بود البته با عرض معذرت چون گفتی سوتی رو بگو گفتم وگرنه نمیگفتم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۵ ب.ظ:

    درستش کردم ممنون که گفتی

    [پاسخ به این نظر]

  • sahar گفت:

    سلام نگاه جون..عزیزم ی پستشو نذاشتی..بی زحمت اونم بذار ..!..وقتی خوندم گیج شدم..ولی وقتی تایپیکشو دیدم متوجه شدم!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶ ب.ظ:

    سلام کدوم پست تا دوباره بسازم شماره ی پست رو بگو

    [پاسخ به این نظر]

  • parisa گفت:

    ممنون نگاه جون مرسی بابت رمان

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • ابران گفت:

    سلام نگار جان.
    میشه رمان همین که کنارت نفس میکشم رو برای دانلود بزاری.خودم نویسندشم
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۵ ق.ظ:

    سلام عزیزم…فایل ورد کتاب وچندعکس که مدنظرته (جلد بسازم)برام ایمیل کن تا بسازمش…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • mahi78 گفت:

    نگاه جون ی سوتی عظیم تو تایپش تو صفه ۳۳ هس تورو خدا درسش کن

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    کذوم فرمت ؟..وچه سوتی ای؟

    [پاسخ به این نظر]

    محیا پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    @نگاه(مدیرکل), تو رمان عشق ممنوعه یه جا به جای گ .ک تایپ شده……

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۲ ب.ظ:

    ممنون درسش کردم

    [پاسخ به این نظر]

  • fafih گفت:

    سلام نگاه جون چرا رمان جدید نمیذارید؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    سلآم.هرشب تقریبا یه رمان جدید تو سایته.

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام…رمان خوبی بود ولی از نظر من باید بیشتر روش کار میکرد…یه مشکلی که داشت این بود که مثل اکثر رمان ها دختره و پسره زیبا هستن و پولدار…واقعا دیگه قدیمی و تکراری شده!!و اینکه در آخر رمان مامان شهباز خیلی راحت با هاله کنار اومد…به نظرم خیلی کم روی قسمت های رمان کار کرده بودند…درسته که خیالی بود ولی نه دیگه در این حد.
    ولی در کل دست نویسنده درد نکنه و خسته نباشه.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۱ ق.ظ:

    سلام عزیزم..ممنون از نظرت

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    سلام عزیزم.رمان میگل رو داری اینجا؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۱ ق.ظ:

    سلام عزیزم اره هروتاش

    [پاسخ به این نظر]

  • nasim گفت:

    سلام نگاه جون من چند ماه پیش از سایت قشنگتخوب شما یه رمانگرفتم وخوندم الان دوباره میخوام بگیرم اسمش یادم نمیاد…خلاصش میگم لطفا اسمش بگو ..دختری اهل ابادان که توخیاطی دوستش کار میکنه پدرش بعداز ماها برمیگرد خونه ..ولی به اونا میگه که به مواد فروشا بدهکار …خلاصه یه شب اونا میان خونشون و دختر میدوزدن ومیبرن تهران میدن به مردی که دخترها براش مواد میفروشن تا یه پسر پولدار اون میخره ومیبره خونش اون پسر با پلیس همکار تا سراز کارای خلاف پدرش سردر بیاره……

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۲ ق.ظ:

    سلام عزیزم…حصار تنهایی من اسم رمانه

    [پاسخ به این نظر]

  • فرانک گفت:

    سلام نگاه جون مرسی از رمانای زیبات
    گلم من جلد اولو دانلود کردم ولی دوم دانلود نمیشه htm میاره اخه5

    [پاسخ به این نظر]

  • aaa گفت:

    سلام خیلی در هم برهم بود این قسمتش!!!!!!!!!!! حمید کی ازشخواستگاری کرد؟ کی نامزدشد؟ از کجا فهمید داداشه؟ از کجا فهمید مامانش و بقیه زندن!!!!!!!!!!!!!!11

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۲ ب.ظ:

    سلام عزیزم…حمید همون وحیده که وقتی فهمیده هاله خواهرشه نقش مردن رو بازی کرده…وقتی اراد با مهلا عقدکردفهمید…اخرش که شهباز وقتی قصه اشناییشونو برا خانواده اش میگه ایناروهم میگه

    [پاسخ به این نظر]

    aaa پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۰ ب.ظ:

    پس امیرفردین همون وحید بوده . یعنی امیرفردین داداشش بود؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    سلام نگاه جون…من هرچی این چندتا رمان آخریارو آندرویدشونو دان میکنم برمیگرده صفحه اول اعصابمو خورد کرده میشه درستش کنی؟؟؟ مرسی عزیزم…

    [پاسخ به این نظر]

  • melika گفت:

    aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii budddddddddddddddddddddddddddd

    [پاسخ به این نظر]

  • ارتمیس گفت:

    سلام نگاه جونی خسته نباشی گلم من میخوام رمان دانلودکنم نمیشه یعنی جدیدا اینجور شده ها میزنم دانلود برمیگرده عقب بازم خسته نباشی ممنونتم بخاطر زحماتای فراوونی که بابت گذاشتن رمانا انجام میدی موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۶ ب.ظ:

    سلام عزیزم…کدوم فرمت وباچه مرورگری دان میکنی تاچکش کنم..خواهش میکنم عزیز..ممنون..همچنین

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    سلام عزیزم. من قبلا رمان از طریق کامپیوتر میگرفتم ولی حالا با گوشیم(گالکسی) دانلود میکنم اول فایل رو درست دانلود میکرد ولی الان یک هفته ست که با پسوند htm که فایل اینترنتی غیر قابل خوندن هست میگیره میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم که بتونم فایل رو درست دانلود کنم که بشه کتاب رو خوند. مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۸ ب.ظ:

    سلام عزیزم…من خودم باگوشی گلکسی از مرورگر اپرا دانلود کردم ونصبم شد باهمون فرمتapkشما برو مرورگر opera classicاز بازار رو دانلود ونصب کن وبااون امتحان کن خبرم بده….خواهش میکنم عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    نفس پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۶:۱۱ ق.ظ:

    مرسی از راهنماییت،ولی میشه یه راه دیگه بهم معرفی کنی آخه هر کار میکنم؛نمیدونم چرا برنامه opera classic رو گوشیم نصب نمیشه :-))
    بازم تشکر عزیزم.

    [پاسخ به این نظر]