<

دانلودرمان رویای یک زندگی برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت

دانلودرمان رویای یک زندگی برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت

دانلودرمان رویای یک زندگی برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت

نوشته یsoofia18کاربرنودهشتیا

 خلاصه:رویا دختری مهربون و شیطونه که توی یکی از بهتری دانشگاهای ایران پذیرش شده. اون برخلاف اون چیزی که نشون میده خیلی صبور و منطقیه….

 

مقدمه
شاید آن روز که سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد ! خبر از دل پر درد گل یاس نداشت، باید اینگونه نوشت چه شقایق باشی چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست.
اکثر نویسنده های عزیزمون برای مقدمه های کتابشون در مورد موضوع اصلی کتاب می نویسن اما من که واقعا نویسنده نیستم، پس به همین دلیل ترجیح میدم یه مقدار در مورد خودم بنویسم. امسال به لطف خدا هیجدهمین بهار زندگیم رو دیدم و تونستم به خیلی چیزهایی که دوست دارم برسم ، در حال حاظر هم دانشجو هستم.
همیشه از زنگای ادبیات فراری بودم و هستم (البته با عرض معذرت) ولی داستان نویسی رو خیلی دوست دارم ، کتاب رویای یک زندگی که الان تو دستاتونه یه داستان کاملا خیالیه و شخصیتهای اون وجود خارجی ندارن ، امید وارم از خوندن این داستان لذت ببریدبراتون آرزوی بهترین ها رو دارم.

jarمستقیم»206صفحه

JARمستقیم اپلودبهترین

jarغیرمستقیم

apkمستقیم»اندروید،تبلت

epubمستقیم»ایپد،ایفون،تبلت

pdfمستقیم»65صفحه

pdfمستقیم زیپ

منبع دانلود»نگاه دانلود

منبع رمان رویای یک زندگی | soofia18 کاربر انجمن نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۶) دیدگاه برای “دانلودرمان رویای یک زندگی برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت” ثبت شده است.
  • Mahsa گفت:

    سلام،من قبلارمان دان میکردم
    ولی الان گوشیم باز نمیکنه و این اخطارو میده
    There is problem in parsing the package
    چیکار کنم؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    سلام عزیزم…این یعنی نمیخونه فرمتش به گوشیت

    [پاسخ به این نظر]

  • پردیس گفت:

    نگااااااه از تو بعیده رمان با پایان تلخ بزاری .اعصابم خورد شد.ولی بازم مرسی واسه زحمتات .بدرود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۵ ب.ظ:

    عزیزم من نخوندم ونمیدونسم…خواهش میکنم…

    [پاسخ به این نظر]

  • Goli گفت:

    Salam khaste nabashi kheili ketabe zaifi bod

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۷ ب.ظ:

    سلام عزیزم..سلامت باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    سلام مشه لطفا رمان مرد معرور منو بگزارید.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۵ ب.ظ:

    سلام عزیزم..پیام اجازه برای نویسنده فرستادم هنوز جواب نداده

    [پاسخ به این نظر]

  • gisoo گفت:

    سلام عزیزم خسته نباشی،پس رمان پنجره ای رو به غروب چی شد قرار بود بزارین؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۸ ب.ظ:

    سلام عزیزم..سلامت باشی…گذاشتمش

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسان گفت:

    مرسی از سایت فوق العادت میشی رمانای پلیسی زیاد بزاری؟آخه من خیلی دوس دارم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم…لطف داری…دست من نیست اگه نوشته بشه میگذارم…

    [پاسخ به این نظر]

  • zizi گفت:

    واقعا متاسفم واسه نویسنده این رمان . آخه این چیه چرا انقدر آخرش مزخرفه بابا خب نمیتونین رمان بنویسین خب ننویسین کسی مجبورتون نکرده اه اه حال آدمو میگیرین حیف وقت ک واسه این رمان گذاشتم .
    مرسی نگاه جون از سایت خوبت

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم…بهرحال نویسنده زحمت کشیده نوشته

    [پاسخ به این نظر]

  • میشان گفت:

    نگاه جون ممنون از لینکایی که میزاری
    دستت طلا
    خواستم اگر برات مقدوره و اجازه نویسنده رو داری رمان عاشق حقیقی و بزاری
    با تشکرات فراون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم…متاسفانه نویسنده اجازه نداده

    [پاسخ به این نظر]

  • nasim گفت:

    سلام نگاه جون رمانش خیلیییییییییی بد بود..لطفا به نویسندش بگو اخرش خوب مشخص کنه فدات.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۵ ب.ظ:

    سلام عزیزم…امیدوارم نظرتو بخونه

    [پاسخ به این نظر]

  • chi hoon گفت:

    سلام نگاه جون سایتت عالیه
    میشه رمان همکار مامان هم بزاری؟؟؟خیلی دنبالشم هیجا پیدا نمیشه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۴ ب.ظ:

    سلام عزیز..لطف داری…متنشو ندارم

    [پاسخ به این نظر]

  • سانا گفت:

    اصولن رمانها با صفحات.کم ارزش خوندن ندارن مگه اینکه نویسنده معروف باشه توجه داشته باشید اصولن

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۴ ب.ظ:

    نه همه من رمان خوندم کم صفحه بوده قشنگم بوده

    [پاسخ به این نظر]

  • sade گفت:

    نگاه جون سايتت عاليه،من خيلي دوسش دارم،ولي اين رمان خيليييييييييييييييييييييييي مزخرف بود،بازم مرسي :*

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۰ ب.ظ:

    لطف داری عزیزم……خواهش میکنم..بهرحال نویسنده زحمت نوشتش روکشیده

    [پاسخ به این نظر]

  • شیرین گفت:

    سلام
    خسته نباشی
    آخرش چجوری؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۱ ب.ظ:

    سلام …سلامت باشی نخوندم نمیدونم

    [پاسخ به این نظر]