بیوگرافی عمر بن خطاب | نگاه دانلود

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تبلیغات تماس با ما
ینیم سافت
رمان توصیه شده توسط مدیر
موضوعات
  • اموزش زبان
  • تاریخ و تمدن
  • تصاویر ( والپیپر )
  • داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • داستان کوتاه
  • دانلود رمان
  • دانلود رمان اجتماعی
  • دانلود رمان تخیلی
  • دانلود رمان ترسناک
  • دانلود رمان جدید
  • دانلود رمان جنایی
  • دانلود رمان عاشقانه
  • دانلود رمان غمگین
  • دانلود رمان معمایی
  • دانلود رمان هیجانی
  • دانلود رمان پلیسی
  • دانلود رمان کل کلی
  • دانلود نرم افزار
  • دانلود کتابهای آموزشی
  • رمان
  • زیبایی
  • شعر
  • شعر زیبا انگلیسی به همراه ترجمه فارسی
  • مصباح الهدی( مذهبی،داستانهای اموزنده یامعنوی)
  • مطالب طنز
  • معرفی اماکن دیدنی ایران
  • مقالات باموضوع مختلف
  • مو
  • موضوعات متفرقه
  • نرم افزار
  • نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب
  • کانون زبان
  • آرشیو
    آمار
    رمان های در حال تایپ انجمن نگاه دانلود

      بیوگرافی عمر بن خطاب

      نویسنده : نگاه
      ۲۵ فروردین ۱۳۹۲
      بازدید : 2,620

      جناب ناشناس اینم از اون حضرت عمری که میگفتین منابع هم اهل سنت زدم که نگی شیعه اینو نوشت

      بیوگرافی عمر بن خطاب

      بیوگرافی عمر بن خطاب

      نام: عمر بن خطاب.
      نام پدر و جد و دایی : خطاب.
      نام مادر و خواهر و عمه : حنتمه .
      کنیه: ابوحفص.
      شغل: در جاهلیت دلال دراز گوش و یا شتر چران..
      شغل پدر : دزدی مشهور در قریش و الاغ فروش و خرچران. مشخصات ظاهری:

      قد بلند – لاغر – سرش بی مو و گندمگون. فرزندانش: عبدالله- عبیدالله- عاصم- زید- عبد الرحمن- حفصه

      . مشخصات اخلاقی: تندخویی و غضب و تازیانه های او بین همه مشهور بوده .

      منابع:
      (سند: مسند احمد حنبل ج ۱ ص ۵۵ – الکامل (ابن اثیر) ج ۲ ص ۱۳۵ و ۳۲۷

      – صحیح بخاری ج ۱۰ ص ۴۴ – سیره ابن هشام ج ۴ ص ۲۳۸و….) و شدیدا سنگدل و غلیظ القلب بوده است. مدت خلافت بناحق: ۱۰ سال و ۶ ماه و ۴ روز . سن : ۵۲ یا ۵۴ یا ۵۵ یا ۶۰ یا ۶۳ یا ۶۴.

      تاریخ به هلاکت رسیدن : نهم ربیع الاول (سند: شاخه طوبی (نوری) ص ۱۵ و ۱۶ (خطی) – عقد الدرر ص ۶۸.)

       

      این حدیث عیناَ از باذکر کتب اهل سنت نقل شده و می توانید با مراجعه به منابع آن را مشاهده کنید

      پس برادران اهل سنت که پیام می گذارند که مغرضانه و بی ادبی می کنید و نباید به صحابه پیامبر توهین کرد بدانند که

      این مطلب از من یا راویان شیعه نیست و خود علمای سنی نوشته اند یاد آور می شوم علی هم صحابه بود اگر یک بدی از او در تاریخ دارید بیان کنید…

      سب و اجداد عمر

      بیشتر این روایت ها از خود سنی هاست پس آقایون سنی بی خودی بهشون برنخوره و فحش ندهند چون می رسه به همون هایی که این احادیث رو گفتند که محدیثین خودشون باشند؟
      در مورد نسب و اجداد عمر در کتاب اسرار آل محمد(ص) پاورقی ص 238 مطلبی آمده است. آیا حقیقت دارد؟آیا برادران اهل تسنّن آن را قبول دارند؟

       

      آنچه را که در پاورقی کتاب مذکور نقل شده، برخی از اهل سنت مانند ابن عبدالبرّ در کتاب الاستیعاب نقل و مجموعة آن ها در بحارالانوار، ج 31، ص 97 نقل شده است.
      از مجموعة مطالب تاریخی به دست می آید که در زمان جاهلیت زنا و عمل نامشروع رواج داشته و حتی برخی بر سردرِ خانة خود پرچمی نصب کرده بودند.
      آن قدر این مسائل رواج داشت و عادی شده بود که در شأن و منزلت پیامبر و امیرالمؤمنین و فرزندان این بزرگواران آمده است:
      “فی بطون طابث و طهرت؛ در شکم هایی که پاکیزه و طاهر بوده، رشد کرده اید”.
      این مسئله (پاکی از فحشا) در آن زمان بسیار مهم بود.
      بخاری و احیاء العلوم نقل کرده اند که مردی به پیامبر گفت:پدر من چه کسی بود؟پیامبر فرمود:پدرت حذافه بوده. دیگری پرسید:پدر من چه کسی بود؟
      پیامبر فرمود:سالم.
      عمر ناراحت شد و خطاب به پیامبر گفت:بدی های ما را افشا نکن و از این مسائل بگذر.”این مطلب را ابویعلی موصلی نیز از انس بن مالک نقل کرده است”.[1]
      [1] بحارالانوار، ج 31، ص 100.
      عمر می گوید : «أیها الناس ! تعلموا أنسابکم أرحامکم ولایسألنی أحد ما وراء الخطاب »یعنی ؛ ای مردم ! نسب خود را یاد بگیرید و کسی از قبل از خطاب از من سئوال نکند ( تاریخ المدینة المنورة ج 3 ص 797)

      نسب عمربن الخطاب در کتب اهل سنت

      در کتاب شاخه طوبی صفحه 1 عالم جلیل القدر شیخ یوسف بحرانی و محمد بن السایب کلبی و ابی مخنف لوط بن یحیی ازدی در کتاب صلاة در معرفت صحابه و کتاب التنقیح در نسب صریح روایت کرده اند از عبدالله بن سیابه که او گفت:
      نکاح شبه از اقسام نکاح حلال است و متولد از شبهه و زنا نجیبتر است از ولد فراش و گاه در بعضی نسبتها کراماتی اتفاق می افتد که مناسب حال و سزاوار شان اوست از ارتباط نسبت بعضی به بعض و عرب فخر می کرد اگر این قسم نسبت در خودشان یا در چهارپایان ایشان بود. شاعری در تعریف شتر خود گفت: …

      بعد از آن گفته: نفیل از حبشه بنده کلب بن لوی بن غالب قریشی بوده است. بعد از مردن کلب عبدالمطلب او را متصرف شد. و صهاک کنیزی بود که از حبشه برای آن جناب فرستاده اند.
      روزها نفیل را به چراندن شتران و صهاک را به چراندن گوسفندان به صحرا می فرستاد و در چراگاه میان ایشان  تفرقه می انداخت. روزی اتفاق افتاد که این دو در چراگاهی جمع شدند.
      نفیل عاشق صهاک شد. و عبدالمطلب زیر جامه پوستی بر پای صهاک کرده بود. و بر آن قفلی زده بود و کلید آن را با خود نگاه می داشت. چون نفیل اظهار میل و خواهش جماع کرد، صهاک گفت: راه این کار مسدود است با این لباس پوست که پوشیده ام و این قفل که بر آن است. نفیل گفت: به جهت آن حیله کنم.
      پس قدری روغن گوسفند گرفت و آن پوست و اطراف آن را نرم کرد و آن را پایین کشید که تا زانو رسید پس با او جماع کرد. و به خطاب حمل برداشت. چون صهاک زایید از ترس جناب عبدالمطلب آن را در مزبله انداخت و زن یهودیه نانوایی او را برداشت و تربیت کرد. چون بزرگ شد شغل هیزم کنی پیش گرفت.
      از این جهت او را حطاب (با حاء بی نقطه) می گفتند. و در زبانها به غلط خطاب شد. و صهاک در نهان گاه گاه او را سرکشی می کرد. روزی در نزد او کج شد بود. کفل او نمایان شد.
      خطاب برخاست و نداست که او کیست. و با او جماع کردو حامله شد به حنتمه! او را نیز بعد از زاییدن به مزبله انداخت و هشام بن مغیرة بن ولید آنرا برداشت و تربیت کرد و از این جهت در نسب به او نسبت می دهند. چون بزرگ شد خطاب در خانه هشام تردد می کرد، حنتمه را دید، در نظرش مرغوب افتاد و خواستگار شد.
      هشام حنتمه را به او تزویج کرد و از او عمر متولد شد. پس خطاب والد عمر است به جهت اینکه از نطفه او حنتمه او را زایید و جد اوست چرا از زنای او با صهاک حنتمه متولد شد. و چون حنتمه و خطاب از یک مادرند، پس خطاب دایی و جد مادری و پدر اوست. و حنتمه مادر اوست که او را زایید و خواهر او چون عمر و حنتمه از یک پدرند و عمه او زیرا که حنتمه و حطاب از یک مادرند که صهاک باشد. این است ملخص کلام کلبی و ابو مخنف را در این مقام کلام طویلی است که از ذکر آن می گذریم.

      و نیز از کتاب مثالب محمد بن السایب نقل شده که بعد از زنای نفیل با صهاک عبدالعزیز بن ریاح نیز با وی مواقعه کرده و خطاب منتسب به این دو نفر است. ابن حجاج شاعر گوید:

      من جده خاله و والده … و امه اخته و عمته
      اجدر ان یبغض الوصی و ان… ینکر یوم الغدیر بیعته

      ترجمه: کسی که جد مادری او دایی و پدر او هم هست و مادرش خواهر او و عمه او هم هست. چنین نسبی سزاست که وصی پیامبر ص را دشمن دارد و بیعت خود را با او در روز غدیر منکر شود.

      و همچنین در جلد سوم شرح نهج البلاغه صفحه 50 مرحوم خویی  آمده است که علامه حلی در کشف الحق گفته است: کلبی از رجال اهل سنت است که در کتاب مثالب گفته است: صهاک کنیزی حبشی متعلق به هاشم بن عبدمناف بوده است که نفیل پسر هاشم با او نزدیکی کرده و پس از او عبدالعزی پسر ریاح با او نزدیکی کرد، سپس صهاک پسری زایید به نام نفیل که عمر بن خطاب است.

      به طریق مخالف در کتاب نهایه الطلب خلیلی مذکور است که خطاب الاغ فروش بود و خطاب اسم او نیست و لقب اوست و چون مردم مادر زناکار او را بسیار خطبه میکردند از این جهت ملقب به خطاب شد

      هشام ابن السائب کلبی که از علمای سنیان است در کتاب مثالب الصحابه و کلبی نسابه شافعی گفته که صحاک حبشیه کنیز هاشم ابن عبد مناف بود و نفیل پسر هشام با وی زنا کرد و عبدالعزی بدنیا آمد وبعد از آن عبدالعزی با صحاک مادر خود زنا کرد که نفیل به دنیا آمد که جد عمر است وگویند که آبا اجداد عمر تا هفت پشت حرام زاده بودند

      عمرخطاب درکتاب اهل سنت

      شناخت عمر از کتب اهل سنت

      Google plus
      قسمت دانلود
      این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم:
      توضیحات

      در صورتی که این رمان را دوست داشتیداز گزینه توصيه کنيد استفاده کرده تا به ديگر دوستان در انتخاب رمان کمک کنيد.

      دانلود jbook

      دانلود arabicreader

      دانلود adobe reader اندروید

      دانلود winrarکامپیوتر

      دانلود winrarاندروید

      - فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا, فايل apk براي موبايل و تبلتهايي با سيستم عامل اندرويد, فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل ايفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد

      - باز شدن epub در اندرویددرصورتي که برنامه ي moon reader يا jbook درگوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد

      - فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در ان نصب شده باشد

      - نکته ي اخر وقتي کنار فايل نوشته شده زيپ zip يعني بايد فايل استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara درکامپيوتر استخراج صورت ميگيرد
       
      این پست 4 سال پیش توسط نگاه ارسال شده:
      نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com
      QR code
      دیدگاه کاربران
        سین در سه شنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۲ گفته :

        شگفتا

        البته خودِ بنده خداش که دخالتی در این نسب با شکوهش! نداشته

        ممنون

        نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ آذر ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۹ ق.ظ:

        خواهش

        عروس بارون در سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ گفته :

        نگاه جان عزیزم از جده ی بزرگوارم خواستارم که با فرزندان بزرگوارش در اخرت محشوربشی و انشالله با این دفاعت از اهل بیت ع اجرت رو هم در این دنیا هم در اخرت بگیری.مطمعن باش من به عنوان یکی از فرزندان نالایق بی بی فاطمه س همیشه همیشه در همه جا دعات میکنم و اگه میگن چرا لعن میکنی باید بگم اصل تبرا رو انجام میدم.امام صادق فرمودن.با ارزوی موفقیت و پیروزی.یاعلی ع

        پاسخ نگاه: ممنون عزیزم…ممنون توهم موفق وپیروز باشی یاعلی ع

        عروس بارون در سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ گفته :

        فاروغ ازمقامات آقاامیرالمونین ص میباشد باتوجه به روایت”علی قسیم نارو جنت”که درظاهروباطن قضیه وطبق روایات واحادیث بهشت یعنی خوبی وجهنم یعنی جزای کارهای بدوپلید که توسط عمربن خطاب لعنته الله علیه غصب شد.درضمن وقتی عمرملعون همراه باسیصدنفر وبه روایتی چهل نفر به خانه آقاامیرالمومنین ص حمله ورشد.طبق روایات آن لعین زاده60سال سن داشته است وحضرت ام کلثوم س 3سال سن داشته است و آن ام کلثوم که زن عمرملعون بود دختر ابوبکر بود که کلثوم نام داشت.زیرا ام کلثوم یعنی مادر کلثوم یعنی قبلا ازدواج کرده و دختری بنام کلثوم داشته است(تاریخ طبری توسط دانشمندان فقیه از لحاظ دینی ردشده میباشد)دلیل گرفتن دختر عمر ملعون زاده یعنب حفصه ی لعینه توسط پیامبربعنوان همسراین میباشد که یک شب که پیامبرداشت باصحابه اش ازمابین یک کوه گذر میکرد وقتی که میان دوسخره قرارگرفتند14نفر دربالای آن سخره ها چند تکه سنگ بزرگ برای ازبین بردن پیامبر ص ویارانش رها کردند که به خواست خدا این خطر رد شد واینجا بود که یکی ازصحابه ای که همراه با اآقا رسول الله ص بود سوال کرد که اینان چه کسانی هستند؟آقاجواب داد که الان به شمانشان خواهم داد به اذن ایشان رعدوبرقی زد وعمر وابوبکر و12 نفردیگر نمایان شدند جالب است درقدیم رسم عرب بودکه هرکس که قصدجان کسی راکرد وموفق به کشتن آن نشد بایدبرای خونخواهی دخترخود رابه ازدواج طرف مقابل درآورد،لذا عآیشه ی ملعونه و حفصه ملعونه را به ازدواج آقارسول الله درآمدند.جالب اینجاست که درکتب اهل سنت این موضوع بیان شده که عآیشه تاشهادت پیامبر ص پرده بکارت داشته است.اللهم عجل لولیک الفرج…یاعلی حیدر ع مدد لعن عمرتا ابد…
        پاسخ نگاه:ممنون عزیزم بابت این مطلب

        asi در یکشنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ گفته :

        نگاه عزیز ازت میخوام ب این بحث پرداخته نشه….دلایل اهل سنت بجای خودش باشه و این خصومتوجدال میان مسلمان روا نیست تا جایی که آقای ناشناس نگاه کن ی مسیحی بگه بین شماها تفرقه است درحالی ک مث منوتو نماز و روزه انجام نداده و صحابه و خاندان پیامبرو برای منوتو توصیف میکنه….شرمنده نگاه جون اما نمیتونم تحمل کنم درمورد دینم قضاوت کنن ولله ک من به مسیحیت احترام میزارم و بسیار ب حضرت مریم(س)و عیسی(ع)علاقه مندم فقط میگم وقتی حرفای خانم السارو درباره حضرت فاطمه خوندم دلم شکست و اشک ریختم

        پاسخ نگاه:من به این بحث خاتمه دادم وبعدش هرچقدرهم نظر دراین باره اومد جواب ندادم من خودم اصلا ازاین جورجدل ها خوشم نمیادچون ممکنه به بزرگان دینمون جسارت بشه اما شما اگه نظر ناشناس روخوندین اون ازم سندسنی خواست منم مجبورشدم مطلب عمروبگذارم والا مطلب من فقط درمورد شهادت حضرت فاطمه بود به اون ناشناس سنی چه ربطی داشت که اومد نظر گذاشت اون که به حضرت فاطمه اعتقادنداره من این مطلب روبرای شیعه گذاشتم نه سنی …وحالاهم اگرپاسخ شمارو دادم هم به این خاطر که روشن سازی کنم والا جواب این نظر هم نمیدادم چون بقول خودتون نمیخوام این بحث بی نتبجه رو کش بدم

        ناشناس در چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        عیب کلی غالب کتابهایی که تاریخ عمربن خطاب رو رقم میزنند اینه که نویسندگان و مولفین آنها بدون تحقیق و بررسی و بدون تجزیه و تحلیل تاریخی هر مطلبی را در مورد حضرت عمر بن خطاب شنیده اند یا در هر کتابی دیده اند فورا به رشته ی تحریر در می آورند و در نتیجه از یک طرف سیمای واقعی فاروق اعظم در پرده های ضخیم روایتهای متضاد پنهان کرده و زیر سوال برده اند از جمله به عنوان نمونه :این تاریخ نویسان عمر را به شکل شترچرانی نشان داده اند که نه تنها از معرفت زمانی بهره ای نداشته بلکه ازنادانترین افراد قبیله خودش بوده(ابن هشام جلد1 ص:215) درحالی که همین تاریخ نویسان معتقدند که رسول اله از خدا تمنا کرد که عمر به صف مسلمانان درآید و موجب عزت اسلام و قدرت مسلمین شود.(ابن الجوزی ص:12) و اما آنها از خود سوال نکرده اند که چرا درمیان این همه جوان و پیر قبایل عرب تنها یک شترچران جانی و بی فرهنگ را دیده و فقط اسلام او را سبب عزت اسلام و قدرت مسلمین به شمار آورده است؟ در صورتیکه طبق معروفترین اصول روانشناسی و طبق آیه های صریح قرآن، هرگز جانیان(امثال ابولهب و همسرش و ابوجهل و…) امکان ندارد مسلمان شوند و تغییر موضع دهند. بهتر است به این مطلب توجه داشته باشید که درآن زمان تعداد افراد باسواد مکه فقط هفده نفر بوده اند که حضرت عمر از معروفترین آنها بوده است. عمر علاوه بر اینکه در خارج حجاز سرشناس بوده است و درمسافرتهای بازرگانی با شاهان عرب بحث و مذاکره داشته در داخل شهر مکه نیز به دانش و تجربه معروف و به اصلاح امور اجتماعی عرب علاقه مند و پست های مهم نظامی و اجتماعی را با قدرت و مهارت اداره میکرده است.(مروج الذهب مسعودی- مبحث عمربن خطاب و فاروق اعظم- هیکل- ص:351) خاندان عمر خاندان معروفی در مکه بوده اند و مادرش حنتمه دختر هشام بن مغیره بوده است. خودش سه زن داشته است که پس از اسلام آوردنش دو زن خود را که مسلمان نشده بودند طلاق داد. پیامبر با دخترش حفصه ازدواج کرده است بنابراین داماد حضرت عمر شده بود. و بسیار بسیار مورد دیگر که ذکرش در اینجا نمیگنجد. پیشنهاد میکنم کتاب سیمای فاروق اعظم نوشته ملا عبدالله احمدیان بخونید. کتاب جامع و کامل و معتبریه. امیدوارم دیدتون باز بشه و حقیقت رو ببینید هرچند من موظف نیستم حقایق رو به شما بفهمونم فقط خواستم منبع بیارم تا بلکه چشماتون باز بشه. آمین

        chiman در چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        سلام به دوستان عزیز
        فقط خواستم بگم با تمام وجود برای خودمون که ادعا میکنم مسلمانیم متاسفم چون بجای نادیده گرفتن اختلافات فقط داریم همدیگرو زیر سوال میبریم.

        ماندانا در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        جد بزرگ حضرت فاروق اعظم نفیل ابن عبدالعزی همچون پیشینیان خود خدمات سفارت و حل و فصل دعاوی اقوام را به نیکویی انجام میداد و به همین خاطر بسیاری از اشخاص با ارزش و بلند مرتبه او را به عنوان حکم معین نمودند
        پدر حضرت فاروغ اعظم از جمله اشخاص با ارزش قریش بود. خطاب پدر حضرت زنان زیادی از خانواده های باشرافت و بزرگ یکی پس از دیگر به نکاح خود درآورده و مادر حضرت عمر ( حنتمه ) دختر هشام ابن مغیره بود
        وقتی حضرت فاروق به سن تمیز رسید پدرش او را مامور شترچرانی کرد گرچه این شغل در میان عرب عیب نبوده و حتی عرف هم بود
        حضرت در دوران جوانی به شغلهای شریفی که در میان عرب عرف و لازمه شرافت بود از جمله فنون نسب شناسی فرماندهی سپاه و پهلوانی و سخنوری مشغول بود
        حضرت تجارت را پیشه ی خود قرار داد و در این راه به اوج ترقی رسید طوری که برای تجارت به ممالک دور و نزدیک سفر میکرد. و با اشخاص بلند مرتبه و معتبر همسفر و همنشین میشد
        علامه مسعودی در کتاب مشهور خود به نام مروج الذهب می نویسد:
        خبرهای زیادی از سفرهای حضرت عمر در دوران جاهلیت به شام و عراق و دیدارش با بسیاری از پادشاهان عرب و عجم موجود است که به طور مفصل در تالیفات دیگرم همچون اخبار الزمان و کتاب الاوسط آورده ام
        وسعت فتوحات حضرت فاروق:
        اندازه مناطق فتح شده در دوره ی حضرت به 2251030 مایل مربع می رسد یعنی شامل مصر- شام – عراق- جزیره – خوزستان – عراق عجم- ارمنستان – آذربایجان – فارس – کرمان- خراسان- مکران
        واقعه ازدواج ام کلثوم دختر حضرت فاطمه زهرا را تمام مورخین اسلامی با شرح کامل بیان نموده اند علامه طبری در تاریخ کبیر و ابن حبان در کتاب الثقاه و ابن قتیبه در معارف و ابن کثیر در کامل به روشنی بیان نموده
        بخشی از اقدامات فاروق
        1- تاسیس بیت المال
        2- محکمه های قضاوت را تاسیس نمود و قضات را در آنها منصوب نمود
        3- تاریخ مسلمین را ابداع نمود
        4- برای نیروهای احتیاط حقوق معین نمود
        مساحت زمین های مسلمانان را به دست آورد
        5- سرشماری را در شهر و روستا به وجود آورد( اداره آمار را تاسیس نمود)
        6-شهر های جدید ساخت نظیر کوفه – بصره-جیره- موصل-فسطاط
        7- مناطق فتح شده را به استان و شهرستان تقسیم نمود( تقسیمات کشوری)
        8- اداره پلیس را تاسیس کرد
        9- از مکه تا مدینه کاروانسرا تاسیس کرد
        10- برای یهود و نصاری ناتوان حقوق در نظر گرفت
        11- برای معلمین حقوق در نظر گرفت……

        برگرفته شده از کتاب زندگی فاروق اعظم عمربن خطاب
        مولف: علامه شبلی نعمانی
        مترجم: عبدلله پاسالاری
        انتشارات شیخ الاسلام احمد جام

        ناشناس در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        خواستم اسم کتاب بیارم ولی فکر کردم باسوادتر از ما هم تو این بحث موندن. این بحثا خیلی قدیمیه. درضمن باز که داری توهین میکنی چه بدی از سنی ها دیدی که به خودت اجازه میدی اینجوری بگی. یه بار دیگه هم گفتم ما علی رو هم دوست داریم و اما محض اطلاع اولین مرد مسلمان حضرت ابوبکر بود حضرت علی اون زمان نوجوان بوده. دیگه هم این بحث رو ادامه نمیدم هرکی هر نظری داره واسه خودش محترمه و اینکه فکر نکن فقط خودت تحقیق میکنی مطمئن باش منم بدون تحقیق حرف نمیزنم. خدانگه دارتون

        پاسخ نگاه:منبع داری خوب بگومن همه ی حرفام روبادلیل مستند گفتم توهم بیا حرفهاتو بااستنادبگو …من دلیل دارم که علی اولین مسلمان بود تواگردلیل ومستند داری بفرما بگو خیلی دوست دارم بدونم…نمیشه دران واحد هم علی رو قبول داشت هم عمر..چون تفاوتشون زمین تااسمون.توتمام جنگهای صدراسلام کی پرچمدارمقتدربود علی یا ابوبکر فتح خیبر بدست کی بود علی یاابوبکر…ووووو…دوست من خودت هم میدونی علی کجا وخلافهی ثلاثه ی شما کجا…اما اگر واقعا کتابی داری که اینطور پافشاری میکنی بر نظرت دوست دارم من هم بخونم واطلاعاتم بره بالا لطفا معرفیش کن…دلایل پیشگامی علی::::پیامبراسلام به پیشگامی علی دراسلام تصریح کرده ودرمیان جمعی ازمسلمانان فرموده است»نخستین کس ازشماکه درروز رستاخیزبامن درکنارحوض کوثرملاقات میکندپیش مقدم ترین شمادراسلام علی بن ابی طالب است (منبع:اوّلکم ورودا علیّ الحوض،اولّکم اسلاما علی بن ابی طالب :ابن عبدلبرّ،الاستعیاب فی معرفه الاصحاب،درحاشیه الاصابه(بیروت:داراحیائ التراث العربی ط1، ه.ق1328)،ج3،ص28؛ابن ابی الحدید،پیشین،ج13،ص229,ر.ک:الحاکم النیشابوری،المستدرک علی الصحیحین،تحقیق:عبدالرحمن المرعشی(بیروت دارالمعرفه ط1،ه.ق1406)ج3،ص17؛خطیب بغدادی،تاریخ بغداد(بیروت دارالکتاب العربی)ج2،ص81؛حلبی،پیشین،ج1،ص432
        دانشمندان ومحدثان بزرگ نقل میکنند پیامبراسلام روز دوشنبه به نبوت مبعوث شدوعلی فردای ان روز(سه شنبه)بااونمازخواند(منبع:ابن عبدالبر،پیشین،ص32؛ابن اثیر،الکامل فی اتاریخ ج2،ص57؛سیوطی تاریخ الخلفا(قاهره المکتبه اتجاریه الکبری ط3،ه.ق 1383)ص166،اشیخ محمدالصبان،اسعاف الراغبین ،درحاشیه نورالابصارص148؛احمدابن حجرالهیتمی المکی،الصواعق المحرقه(قاهرهط2،ه.ق1385

        ناشناس در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        نگاه خانم متاسفانه چند روزه نتونستم بیام تو نت. به قول اون دوستمون حتی اگه حرومزاده هم باشن یعنی پیامبر نمیدونسته؟ با این حرفا داری به پیامبر توهین میکنی. من وقت بحث و جدل با شما رو ندارم اما این راهش نیست. تو مارو نادون میخونی در حالی که از خودت خبر نداری معلومه چقد رو اعتقادت قوی هستی که اینجور عصبی شدی. به نظرت این کاری که میکنید خوندن تو بوق و کرنا نیست؟ ما نمیگیم حضرت علی یا فاطمه بده اتفاقا ما اونا رو دوست داریماما شما دارید مستقیما به سایر اصحابه توهین میکنید. کسی که اعتقادی داشته باشه تا زمانی که نخواد حقیقتو ببینه هر مطلبی که بخونه به نفع اعتقادش از اون برداشت میکنه ما هممون مسلمانیم و پیامبر رو دوست داریم به تبعیت از اون یارانش رو هم دوست داریم کسانی که پیامبر اونا رو دوست داشته. درضمن حضرت علی از کودکی نزد پیامبر بزرگ شده و نداشتن سابقه بد چیز عجیبی نیست اما حضرت عمر توی خانواده کافر متولد شده وقتی اسلام آورد هیچ زوری روش نبود نباید گذشته اش رو به منزله بد بودنش بزارید. به هرحال هرکس اون دنیا خودش جوابگوی کارها و حرفاشه امیدوارم با این حرفاتون آخرتتونو خراب نکنید.

        پاسخ نگاه:یعنی علی زور بالا سرش بود؟؟؟؟؟؟؟؟خوبه اولین مرد مسلمان علی بود روایت ها رودیدی پیغمبرخوب میدونست نخوندی اونجا که :::::عمر ناراحت شد و خطاب به پیامبر گفت:بدی های ما را افشا نکن و از این مسائل بگذر.”این مطلب را ابویعلی موصلی نیز از انس بن مالک نقل کرده است”.[۱]…میدونی چراشمارو نادان خوندم چون دلیل خواستی اونم از اهل سنت منمم اوردم اما باز تو حرف خودتو زدی..پس نتیجه میشه کلا فقط میخواستی یه حرفی بزنی یه دفاعی بکنی والا توهم دلیل می اوردی یا دلیلها وازمستنداتی که باصفحه وجلد قیدشده نمیگذشتی ..من اصلا اصراری ندارم که توقبول کنی یانه علی نیاز به قبول تونداره..عصبانی چرابشم ارزششو نداره وقتی میبینم هرچی دلیل خواستی اوردم اما خودتوزدی به کوچه علی چپ دیگه چی ..مهم نیست من فقط جوابتو دادم که فکرنکنی بدون تحقیق چیز من دراوردی گذاشتم درضمن عمروبه پیامبرنچسبون قبلا هم گفتم شایداگرابوبکر رومیگفتی قبول میکردم جز صحابه است نه عمر…گذشته اره اگه علی دورازجونش ..گذشته ای داشت که شما به سلابه اش میکشیدید اینقدر نامرد بودن این سنی ها که گفتن علی نمازنمیخوندن وزمان ضربت خوردن درمحراب مردم اون زمان باورکردن علی نماز نمیخوند…میدونی کتابهایی به زائران بیت الله حرام دادن که اگریک سنی5شیعه بکشه میر ه بهشت این نامردی نیست بعداین همه سال زورشون به علی نرسید ونتونستن باورهای مارو عوض کنن که اینکارهارومیکنن من دوست ندارم بحث به جاهای باریک بکشه چون کتابهایی ازسنی ها خوندم که چه چیزها دراون نوشته نشده..من به السا خانم حق میدم که بگه بین مسلمونا تفرقه هست واقعا چرا یه مشت ادم دنیا پرست باید باعث بشن کاملترین دین اینطور جلوه کنه…اقاجان شما چیکارمادارین علی هرچی هست ماقبولش داریم شما به اعتقادخودت ماهم به اعتقاد خودمون انشالله اون دنیا معلوم میشه کی برحقه ..تمام ..درضمن من دوست سنی هم داشتم سنی ها همه بد نیستن اگر هم من مثالی زدم عموم نیست شایدخیلی ها اینطور باشن ومتعصب اما همه که اینطورنیستن لطفا این بحث رو ببندید نمیخوام این سایت بشه محل مباحثه پرسیدی منم جواب دادم تمام میخوای باورکنی یانه به خودت مربوطه دوست من

        نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۸ ب.ظ:

        @ناشناس,
        پاسخ نگاه:یعنی علی زور بالا سرش بود؟؟؟؟؟؟؟؟خوبه اولین مرد مسلمان علی بود روایت ها رودیدی پیغمبرخوب میدونست نخوندی اونجا که :::::عمر ناراحت شد و خطاب به پیامبر گفت:بدی های ما را افشا نکن و از این مسائل بگذر.”این مطلب را ابویعلی موصلی نیز از انس بن مالک نقل کرده است”.[۱]…میدونی چراشمارو نادان خوندم چون دلیل خواستی اونم از اهل سنت منمم اوردم اما باز تو حرف خودتو زدی..پس نتیجه میشه کلا فقط میخواستی یه حرفی بزنی یه دفاعی بکنی والا توهم دلیل می اوردی یا دلیلها وازمستنداتی که باصفحه وجلد قیدشده نمیگذشتی ..من اصلا اصراری ندارم که توقبول کنی یانه علی نیاز به قبول تونداره..عصبانی چرابشم ارزششو نداره وقتی میبینم هرچی دلیل خواستی اوردم اما خودتوزدی به کوچه علی چپ دیگه چی ..مهم نیست من فقط جوابتو دادم که فکرنکنی بدون تحقیق چیز من دراوردی گذاشتم درضمن عمروبه پیامبرنچسبون قبلا هم گفتم شایداگرابوبکر رومیگفتی قبول میکردم جز صحابه است نه عمر…گذشته اره اگه علی دورازجونش ..گذشته ای داشت که شما به سلابه اش میکشیدید اینقدر نامرد بودن این سنی ها که گفتن علی نمازنمیخوندن وزمان ضربت خوردن درمحراب مردم اون زمان باورکردن علی نماز نمیخوند…میدونی کتابهایی به زائران بیت الله حرام دادن که اگریک سنی۵شیعه بکشه میر ه بهشت این نامردی نیست بعداین همه سال زورشون به علی نرسید ونتونستن باورهای مارو عوض کنن که اینکارهارومیکنن من دوست ندارم بحث به جاهای باریک بکشه چون کتابهایی ازسنی ها خوندم که چه چیزها دراون نوشته نشده..من به السا خانم حق میدم که بگه بین مسلمونا تفرقه هست واقعا چرا یه مشت ادم دنیا پرست باید باعث بشن کاملترین دین اینطور جلوه کنه…اقاجان شما چیکارمادارین علی هرچی هست ماقبولش داریم شما به اعتقادخودت ماهم به اعتقاد خودمون انشالله اون دنیا معلوم میشه کی برحقه ..تمام ..درضمن من دوست سنی هم داشتم سنی ها همه بد نیستن اگر هم من مثالی زدم عموم نیست شایدخیلی ها اینطور باشن ومتعصب اما همه که اینطورنیستن لطفا این بحث رو ببندید نمیخوام این سایت بشه محل مباحثه پرسیدی منم جواب دادم تمام میخوای باورکنی یانه به خودت مربوطه دوست من

        فاطمه در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        الساجان امیدوارم کامنتم رو ببینی.فکرنمی کنی لحن صحبت یابه قول خودت انتقادت یکم تنده؟این خیلی خوبه که از چیزی که فک میکنی حقه دفاع کنی ولی با دفاعت داری به شخصیت کسایی خدشه وارد می کنی که برای یه عده آدم مقدس وارزشمند هستند.خودتم گفتی که اگه سنی بودی خیلی بدتر جواب میدادی این یعنی به مقدساتت ناخودآگاه حساسی.جدااز بحث شیعه وسنی من عملکرد خیلی از مسلمونا رو قبول ندارم،اما”اسلام به ذات خود ندارد عیبی هرعیب که هست از مسلمانی ماست”من به عنوان یه مسلمان هم ازتو و هم ازخدای خودم شرمنده ام که اسلام اینجوری بهت شناسونده شده و دراین مورد حق رو به تو میدم.درنهایت شرمساری این سخن سیدجمال الدین اسدآبادی رو قبول دارم که میگه”در شرق مسلمان دیدم واسلام نه و در غرب اسلام دیدم ومسلنان نه”.مافیلسوف ها واندیشمندای مسلمون زیادی داریم که میتونن اسلام واقعی رو بهت بشناسونن.ازت خواهش میکنم قرآن روبخون وازهرمسلمون آگاهی که قبول داری درمورد مفهوم آیه هاش بپرس.اسلام دین صلحه وآیین برابری،ماتوی قرآن یه سوره بنام حضرت مریم داریم واسلام به هیچ وجه مسیحیت یا هرآیین آسمانی دیگه ای رو رد نکرده ومن به شخصه به حضرت مسیح ومریم مقدس ارادت خاصی دارم.شیعه و سنی به هر حال زیرمجموعه ی اسلام هستن،پس بعنوان یه دوست خواهش میکنم اول اسلاموبشناس بعد در مورد برحق بودن تشیع یاتسنن فکرکن.ماشیعه باشیم یا سنی اول مسلمونیم ودعوت کننده به اسلام ناب نه اسلامی که کسایی دم ازش می زنن که هم پای ثابت مسجدن و حج هرساله و هم اهل میخونه و حق رو ناحق کردن.معذرت می خوام اگر ناخواسته به عقاید و شخصیت کسی توهین کردم.امیدوارم به ازای وقتی که گرفتم حرف مؤثری هم زده باشم

        مریم در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        نگاه جون حالیدم مثل همیشه عالی بود

        پاسخ نگاه:نظرلطفته

        elsa در سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        hahaha cheghad khashen enteghad paziri zire0
        Beghole khodet naravad mikhe ahanin dar sang,boro khosh bash ba aghayede pochet ,masih negahdaret

        پاسخ نگاه:بهت تبریک میگم خوب بلدی با کلمات بازی کنی…جالبه حرف خودمو بهم پس میدی اقا مگه من کاری به عقیده ی تو دارم توجاهلیت خودت باش من رو عقیده ی خودم چیکار داری به من اخرش اون دنیا جواب میگری عمر برحقه یاعلی چون امیدی نیست که تواین دنیا چشمهاتوبازکنی…اره خوشم چرانباشم تو وقتی داشتن علی وفاطمه رو نمیدونی یعنی چی …چی بهت بگم وقتی مسیحی هم روز عاشوراا میادسرنذر ودعا میکنه وسینه میزنه برای حسین ما …فقط متاسفم چون تو گوهروجود این اشخاص مقدس رو نمیبینی وهیچ وقت نمیتونی از برکت حضورشون توزندگیت استفاده کنی ..میدونی من اینقدر معتقد نبودم اما اینها چیزهایی به من توزندگیم نشون دادن که حتی بدون تحقیق هم چشم بسته میتونم قبولشون کنم …ودراخراز ساحت حضرت فاطمه(س) حضرت علی (ع) وامام حسین معذرت میخوام که باجدل با افرادنادان باعث شدم توهینی بهشون بشه

        shakila در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        شما می گین ایات قران هیچ کدوم از ایات قران این جور حرفی نزدن،کتابای دیگم 1نکشته مثل شماها من هیچ کدومو قبول ندارم.مگه می شه یارای وفادار پیامبر اینجور کسای باشن یعنی حرومزاده بودن و پیامبر نمی دونس و اونارو قبول داشت مگه می شه!؟

        پاسخ نگاه: کی گفته عمر ازیاران پیغمبره اول باید بری بگردی معنای صحابه رو دربیاری که هرکس نظری داره بعضیا حتی گفتن هرمومنی که زمان حیات پیامبراون رودیده صحابه محسوب میشه بهتره بری تحقیق کنی اززبان خودپیامبر وقران صحابه یعنی چی بعد بیای حرف بزنی… کی پیامبرعمر رو قبول داشته ؟…لطفا تحقیق کنید بعدبیای حرف بزنید من اینجا علامه نیستم که بیام جواب تک تک سوالاتون رو بدم بهتره همون طور که من وقت گذاشتم هم منابع تشیع وقران وهم منابع تحریف شده سنی روخوندم بخونی ببینی کدوم چقدر مغابرت وتحریف توشه …من وظیفه ام بود که پاسخ نظرو و بدم دیگه به من مربوط نیست که تو باور میکنه یانه ویا اعتقادت چیه توخودت عقل داری وقدرت اختیار …بازهم میگم باپذیرش وانکارشما حقیقت عوض نمیشه …

        elsa در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        ama bazam migam boro khob tahghigh kon,omar uni nis ke u shenakhti man kari be harfe ahle sonat nadaram resale universitye man dar in rabte bude,khoda dus nadare enghad bi ensaf bashim hata hamun fateme ham dus nadare begim shahid shode chon khodet khub miduni fot karde va in ta 4sal pish nazare shoma shieha ham bud hala chetor yeho avaz shod nemidunam,bye bye

        پاسخ نگاه:من هرچقدردلیل میارم بازتوحرف خودتو میزنی …تواصلا میدونی معنای شهید درمتن قران چیه که اومدی حرف میزنی …من هم دیگه جوابتو نمیدوم چون هیچ فایده ای نداره من دلایلم قران کتاب خداست که تو اونو قبول نداری چطور بیام باهات بحث کنم ..پس لطفا نیا هی پیام بده اگه دلیلی داشتی میگفتی نه که باکلمات بازی کنی درضمن شما مسیحی که ازدواج وحلال زاده حروم زاده براتون معنا نداره …مگه نمیگی طرفدارعمر نیستی پس چرا داری انقدر زور میزنی اونو خوب جلوه کنی من تحقیقاتمو کردم ..توهم میگی تحقیق کردی با حرف من وتو هم هیچ چیز عوض نمیشه حقیقت تا ابد پابرجاست پس نیازی نیست مدام بیای نظر بدی وباکلمات بازی کنی …نه دلیل وبرهان …اینجا هم سایت مذهبی نیست من فقط وظیفه ام میدونستم که پاسح سوالت رو بدم نه نظر وعقیدت که به خودت مربوطه …نرود میخ اهنین درسنگ

        elsa در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        manam tahghigh kardam ke in harfa ro zadam ama khob be nazaram man va u harcheghad bahs konim fayde nadare shoma mosalmuna ke beyne khodetun vahdat nadarin chetor mikhayd mane masihi be dineton etemad konam ,okey az hamsohbati ba u khoshhal shodam bye
        پاسخ نگاه: تحقیق اونه که همه جانبه باشه هم منابع سنی هم منابع تشیع بعد ببینی کدوم برحقه نه یه طرفه …درضمن شمای مسیحی خیلی وحدت داری ….پس اینها چیه کاتولیک ، ارتودوکس و پروتستان..درضمن پیامبروعلی که نیومدن تفرقه بندازن واین سنی ها بودن که اسلام رو دوشاخه کردن والا پیامبرکه نمیاددینش رو دوشاخه کنه
        اینم نمونه یه روایت
        حماسه وهب مسیحی و همسرش
        جوانی است که ظاهراً هفده روز از ازدواج او گذشته است؛ هم خودش، هم مادرش و هم همسرش، هر سه نصرانی بودند و به دست حسین (علیه السلام) مسلمان می­شوند.

        روز عاشورا هم در کربلا هستند. این­ها در بارگاه حسین (علیه السلام) نبودند؛ در گوشه‌ای برای خودشان خیمه زده‌اند و نشسته ­اند و دارند صحنه را تماشا می‏کنند. این جوان بلند می‏شود که به میدان برود؛ در تاریخ می‏نویسند
        که همسرش مانع او می‏شد و می‏گفت من نمی‏گذارم بروی.

        هر چه می‌گفت، همسرش اجازه نمی‌داد. از یک طرف مادرش اصرار می‌کرد که برو، از آن طرف همسرش می‏گوید نرو. سرانجام مصالحه بر این شد که همسرش گفت با هم می­رویم پیش حسین (علیه السلام) و من حرف­‏هایم را آنجا می‏زنم؛ بعد اگر خواستی بروی، برو.
        این دو جوان نصرانی که تازه اسلام آورده‌اند، می‏روند نزد حسین (علیه السلام)؛ همسر وهب به امام حسین (علیه السلام) عرض می‏کند یا ابن رسول الله، وهب می‏خواهد به میدان برود و من نمی‏گذارم؛ جهت آن هم این است که شما دو چیز را باید برای من ضمانت کنید تا من بگذارم او به میدان برود. اوّل اینکه، من یقین دارم اگر وهب برود، شهید می‏شود؛ شبهه‌ای هم ندارم؛ اما من در این بیابان زن جوانی هستم؛ شما ضمانت کنید که بعد از اینکه او شهید شد، من اجازه داشته باشم که بیایم پیش این بی‏بی‏ها و خواهرتان باشم و سرپرستی در این بیابان داشته باشم. دوم این است که من یقین دارم وهب که شهید شد، روز قیامت به بهشت می‏رود؛ شما ضمانت کنید که او تنها نرود و من را هم با خودش ببرد. می‏نویسند: «فَبَکَی الحُسَینُ (علیه السلام)». امام حسین (علیه السلام) شروع کرد به گریه کردن و فرمود هر دو مورد را من برای تو ضمانت می‏کنم…
        وهب به میدان رفت و مقداری جنگید؛ یک وقت همسرش دید یک دست وهب از بدنش جدا شده است و با یک دست دارد می‏جنگد؛این زن جوان عمود خیمه را برداشت و خودش به وسط میدان آمد. وهب دید عجبا! این زن جوان آمده بین این همه مرد؛ هرچه کرد که او برگردد، گفت من برنمی‏گردم. وهب گفت آخر چرا تو؟ تو که نمی‏گذاشتی من بیایم؟ همسرش گفت مگر نمی‏شنوی حسین چه می‏گوید؟ می‏گوید: «وَا غُربَتاه، وَا قِلَّۀَ نَاصِراه، وَا وَحدَتَاه، هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَن حَرَمِ رَسُولِ الله»…
        روایتی دیگر ازمسیحی
        تاريخ مدينة دمشق – ابن عساكر – ج 22 – ص 117 – 118 .
        و محقق كتاب در پاورقي آن مي‌نويسد :
        وزيد بعدها في م : قال أبو الحسن العسقلاني : فقلت لعلي بن هارون انك سمعته من محمد بن أحمد المصري ، قال : الله اني سمعته منه ، قال الأنصاري فقلت لمحمد بن أحمد : الله انك سمعته من صالح ؟ قال : الله إني سمعته منه ، قال جرير بن محمد : فقلت لصالح : الله انك سمعته من معاذ بن أسد ؟ قال : الله اني سمعته منه ، قال معاذ بن أسد : فقلت للفضل : الله انك سمته من الأعمش ؟ فقال : الله اني سمعته منه ، قال الأعمش : فقلت لسلمة بن كهيل : الله انك سمعته منه ؟ قال : الله اني سمعته منه بباب الفراديس بدمشق ؟ مثل لي ولا شبه لي ، وهو يقول : ( فسيكفيكهم الله وهو السميع العليم ) .
        زمانی که سرهای شهدای کربلاروبه شام میبردن درمنزلگاهی که راهب مسیحی زندگی میکرده می ایستندوهمون موقع ازسرمبارک امام حسین ایه ی بالا از سوره کهف خوانده میشه که اون مسیحی میپرسه این صوت خوش ازکیه میگن سربریده ی حسین پرسید حسین کیست گفتند پسر فاطمه نوه ی پیامبر اون مسیح درپاسخ متعجب میگه ما فرزندان حواریون رو محترم وعزیز میشماریم چطور شما نوه ی پیامبرتون رو کشتید واجازه میگیره وسربریده رو میبره میشوره ومعطر میکنه وبایر بریده حرف میزنه وپاسخ میشنوه طوری بعداون راهب مسلمان میشه

        elsa در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        ودرضمن کسیکه ازت خواسته ازاهل سنت نظربذاری من نبودم من 2باربیشتربرات نظرنذاشتم؛موفق باشی

        پاسخ نگاه:من فکرکردم توبودی ..توهم موفق باشی

        elsa در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        نه من سنی نیستم اتفاقا وگرنه بدترازاین جوابتومیدادم من مسیحی ام برحسب دلایلی ازعمر دفاع کردم که بهتره گفته نشه؛خب انشاالله که موفق بشی دراعتقاداتت؛بهشت که رفتی ماجهنمی هارو هم تحویل بگیر;)

        پاسخ نگاه:چه جالب میدونی ما شیعه ها هیچ وقت نمیایم علی رو توبوق وکرنا کنیم چون علی …علی است اگرمن هم گفتم چون پرسیده شد من هم جواب دادم این سنی ها هستن که تبلیغ ابوبکر عمروعثمان میکنن اونقدر که تو مسیحی میخونی وبه دفاع ازش بلند میشی بهرحال بهتره اگه میخوای قضاوت کنی درمورد هردو بخونی وبعد با حکم وعقل خودت انتخاب کنی کدوم درسته ومن هم اگر جواب دادم فقط به حکم وظیفه است که 4تا کاربردیگه اگه اومدن خوندن ودیدن من جواب اون ناشناس رو ندادم فکرنکنن دلیل نداشتم …ایا تواگرکسی ازحواریون به ساحت مریم مقدس توهین میکرد ودرخانه اش اون رو ضرب وشتم میکرد وباعث از دست دادن جنینش میشد اون رو به عنوان یکی ازیاران مسیح میپذیرفتی؟…فاطمه دختر پیغمبرماست که توسط همین عمر که ازش دفاع مکنی درب خانه اش به اتش زده شد وباتازیانه به ایشون زدن طوری که جنینشون رواز دست دادن….مگه شما به فرزندان حواریون به این علت که به مسیح نزدیکتربودن احترام نمیگذارید؟؟اینها به فرزندمستقیم پیامبرما توهین کردن وفرزندان فاطمه رویکی پس از دیگری کشتن میدونی درکربلا برامام حسین عزیزترین نوه ی پیامبرچه گذشت لطفا برو بخون وبعدبیاحرف بزن بخداقسم که دلم میسوزه برای مظلومیت فاطمه وفرزندانش که این سنی ها تا الان که سالها از مرگشون میگذره باز دست از دروغ وتوهین به ایشان برنمیدارن…من از تو که روشنایی اسلام وحقانیت اون رو درک نکردی چطور میتونم انتظارداشته باشم حقانیت علی وفاطمه روببینی … بهرحال ماعلی روداریم که حتی اگه جهنمی شدیم شمیم بهشت بهمون برسه

        shakila در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        من کاری ندارم عمر حلال زاده هست یا نه.ولی به فرستاده پیامبر طرف خدا شک کردم.یاران پیامبر چه کسای بودن؟

        پاسخ نگاه:منظورت چیه؟به کی شک کردی وازچه لحاظ؟…منظورتونفهمیدم اما برای پاسخ سوالات کتابی رو برای دانلود برات لینکشو میگذارم که درمورد صحابه وان دوران بادلایل وایات قرانی اورده میتونی مطالعه اش کنی
        http://dl.negahdl.com/my%20file/ebook-naghsh-aemmeh-j16.pdf

        فاطمه در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        سلام نگاه جون،به عنوان یه شیعه ممنونم ازت به خاطر پی گیریت.بچه ها من کوچکتراز اونم که بدونم راه کدومه و چاه کدوم ولی اعتقادم اینه که وقتی خداوند برای شعور ما احترام قائل شده و به ما حق انتخاب داده کاش ما هم به عقاید هم احترام بذاریم و به هیچ قیمتی فراموش نکنیم که انسانیم و خطرناک ترین راه برای دفاع از عقایدمون نزاع و جدله.به دوستای نازنین اهل تسنن هم میگم که باهمه احترامی که براتون قائلم ولی به قول نگاه جون حقیقت که با حرفای من و شما عوض نمیشه،شجاعت انتخاب راه درسته ازتون خواهش میکنم یکم تحقیق کنین واجازه ندین دادگاه درونتون انسان هایی که جلوه گاه انسانیت بودن و هستند رو بی گناه محکوم کنه،شک نکنین که مطمئن ترین ودرست ترین پاسخ پاسخ عقلتونه حالا هرچی که باشه.ببخشیدنگاه جون اینهمه حرف زدم حس کردم بهتره ساکت نمونیم واز کسایی که حق به گردنمون دارن دفاع کنیم،مرسی از سایت قشنگت

        پاسخ نگاه:سلام عزیزم…خواهش میکنم…نه عزیزم ممنون که نظردادی…من هم نمیخواستم جدل کنم بااون خانم اما دیدم اگه جوابشو ندم فکرمیکنه لابد اطلاعات ندارم وهمینجوری حرف زدم…خواهش میکنم عزیزم

        ELSA در دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        دوست من
        اصراری به قبولاندن نظرم به شما ندارم وبلد نیستم مثل شما ندیده ونشناخته براساس منطق خودم دیگران رواحمق خطاب کنم وهمچنین بازم میگم ازعمر طرفداری نمیکنم چراکه احتیاجی به طرفداری من نداره
        می بینی من باشما دعواندارم نه اتفاقا ازت خوشم اومد که رفتی سراغ تحقیق .پس اینهمه خشونت وتوهین چرا من قصدم فقط این بود که به شمابگم این پیله که دور خودت بافتی واجازه نمیدی هیچ تفکری جزاونچه پدرومادرت در بچگی بت یاددادن واردش بشن شایسته شما نیست خدابه ادم قدرت فکرداده واسه همین مواقع دیگه.
        خواستی باز توهین کن واسه من اصلا مهم نیست اگه اینجوری خشمت فروکش میکنه اشکال نداره من باکمال میل گوش میدم اما 1بار برحسب تفکرخودت به قضیه نگاه کن نه برحسب تقلید .با عصبی شدن فقط ثابت میکنی که برای اثبات نظرت راهی جز جنگ ودعوا نداری دوست خوبم.

        پاسخ نگاه: دوست من فکرمیکردم خوابی میخواستم بیدارت کنم اما وقتی خودتو زدی به خواب دیگه کاری ازدست من برنمیاد..همونطور که عمرتو احتیاج به طرفداری نداره فاطمه ی من هم مبراست…من هم دعوایی ندارم تو گفتی مستنداتت ازتشیع از سنت برام بگذار ..من هم مطلب ودلیل از سنت گذاشتم اما تو بازهم حرف خودتو زدی واصلا نرفتی دنبال مستندات که فکرکنی وبه جواب برسی …شاید تو از پدومادر سنی هستی فکرمیکنی منم شیعه زاده شدم نه من رفتم تحقیق کردم من اگریک صفت از صفات علی رو ابوبکروعمروعثمان داشتن شک نکن که دنبال رو اونها میشدم …واگرهم توهینی شد بهت چون من توهین به اعتقاداتم راتوهین به خودم میدونم نمیدونم عمر تاچه حد برای تو ارزش داره اما من درزندگیم هرچه دارم از فاطمه وعلی است…متاسفم که باهات جدل کردم هیچ وقت دوست نداشتم به کسی که خودش نمیخواد حقیقت مثل روز روشن روببینه باعث بشه به ساحت بلند علی وفاطمه جسارت بشه ..ودراخر میگم…حقیقت با پذیرفتن یا انکار تو عوض نمیشه

        صبا در یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        سلام و درود بر نگاه عزیزم
        عرض تسلیت ایام فاطمیه
        خانومی واسه این مطالبی که درباره این ایام قرار دادی اجرت با خود حضرت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها
        می بوسمت خواهر گلم
        التماس دعا

        پاسخ نگاه:سلام عزیزم…ممنون ..بوس عزیزم…محتاجیم به دعا

        elsa در یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        faghat mitunam begam baraye kutah nazarit motasefam omar hich ehtiyaji be tarafdariye man nadare chun pishe khodash unghad aziz hast ke hamun khoda javabeto be
        badtarin nahv mide montazer bash duste gerami in ye hoshdare.
        پاسخ نگاه: دست عمرکوتاه ترازاین حرفهاست …..واو نه بابا عمر ؟؟؟؟؟پیش خدا عزیزه بله شما درست میگی لابد قراره ترور بشم اگه دفاع از حضرت فاطمه وعلی ترور شدن داره من حاضرم…حضرت فاطمه اولاترونزدیکتربه پیغمبره یا عمر…
        مباحثه بایک احمق …حماقتی بیش نیست…حقیقت که عوض نمیشه حتی اگر تونپذیری…ومتاسفم برات چون توخودتوزدی به خواب والا خواب نیست حالا که دلیل اونم ازهمون اهل سنت خودت اوردم کم اوردی میگی خدای عمر اره راست میگی خدای عمر باخدای من فرق داره …خدای من خدای پیغمبر واهل بیته درضمن اگه میگفتی ابوبکر صحابه است بیشتر میپذیرفتم تا عمر…بهرحال ازت ممنونم که با لجاجت باعث شدی من برم اطلاعات بیشتری دربیارم وبه حقانیت حضرت علی وفاطمه بیشتر پی ببرم..

        رویا در یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ گفته :

        عالی بود

    آخرين مطالب ارسالي سايت
    Alexa Traffic Rank
    توصیه شده توسط کاربران
    انجمن نگاه دانلود
    انجمني براي همه سليقه ها
    خرید پاپ آپ
    خرید پاپ آپ
    دانلود اهنگ
    دانلود اهنگ
    الوند موزيک
    مرجع موزيکهاي ايروني
    تبليغات متني ارزان
    براي سفارش کليک کنيد