دانلودرمان تاوان بی قراریهایت برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت/ایپد/ایفون

<?php the_title(); ?>

کتابjarجدیدساختم

دانلودرمان تاوان بی قراری هایت(تاوان بوسه های تو) نوشته لیدی اوا

کاربرنودهشتیابرای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت/ایپد/ایفون

نویسنده رمان عاشقم کن

دانلودرمان تاوان بی قراریهایت برای موبایل/کامپیوتر/اندروید/تبلت/ایپد/ایفون

اززبان نویسنده رمان:

در مورد ” تاوان بوسه های تو “ باید بگم موضعش کمی تا قسمتی تکراری اما به سبکی جدید !

شخصیتایی کاملا متفاوت و زندگی متفاوت تر از عاشقم کن ! ! !

من خودم به شخصه از این سبک رمانا دوس دارم و خواننده های سایتم این و ثابت کردند پس اینقدر به این سبک اعتراض نکنید ! !هر چند من هدفم ایجاد همچین سبکی نبود فقط اقتضای داستانه که البته مثل عاشقم کن یا رمانای دیگه تا آخر این طور پیش نمی ره !

خلاصه : داستان در مورد دختری به اسم یغماست که برادرش طی یه اتفاقاتی با مزاحمش درگیر می شه مزاحم کشته و برادرش قاتل محسوب می شه وقتی همه اعضای خانواده برای رضایت پیش قدم می شند و نتیجه نمی گیرند یغما پیش قدم می شه طبق خواست بردار بزرگ مقتول ازدواج یغما با برادر دختر بازش فرنود شرط بخوشده شدن یغماست …..۱۵۸۵صفحه پرنیان…پایان خوش

pdfمستقیم زیپ

 

pdfغیرمستقیم

apkمستقیم زیپ

epubمستقیم زیپ

jarمستقیم

 

jarمستقیم جدید

jarغیرمستقیم جدید

 

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۲۹) دیدگاه برای “دانلود رمان بهم بگو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • fazi گفت:

    سلامممممم واقعا بابت رمانتون ممنون خیلی خیلی قشنگ بود مرسیییی

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۳ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • متینا گفت:

    افتضاح بود دختره کلا باخودش صحبت میکرد من که یه کمیشو خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • fatima گفت:

    واقعا با خوندن این رمان وقتتون رو تلف کردید. بابا یه ذره خلاقیت، هیجان،ابتکار. فقط انگار 4تا رمانو گذاشته بود کنار هم از هر کدوم یه چی نوشته بود اسمه شخصیتارم عوض کرده بود شد رمان!!!!! به این نویسنده ها هم انتقاد که میکنی میگن تجربه اولمونه بالاخره هر کی باید از یه جایی شروع کنه، آخه این چه حرفیه مگه همه باید استعداد رمان نوشتن داشته باشنن!!!! نویسنده های عزیز لطفا نویسندگی رو زیر سوال نبرید اول رمانتونو بدید یکی که بارشه بخونه از چند نفر نظر بگیرید بعد بیاید اینجا رمان بذارید . در آخرم مرسی بابت زحمتات نگاه جان

    [پاسخ به این نظر]

    گیسو پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۴ ۳:۰۵ ق.ظ:

    @fatima,

    وقتی قلم پخته نباشه ،مطمئنا اشکالاتی هم هست..
    بنده قصد نداشتم همه چی رو باگفتن”رمان اولمه” ماستمالی کنم..چون واقعا تجربه اولم بوده،یه کم ضعیف بوده .به همون دلیلی که بالا گفتم..
    متاسفم که وقتتون تلف شده دوست عزیز…ولی یه جوری هم نباید انتقاد کرد که نویسنده واسه نوشتن رمان بعدیش که شااااااااااید قوی تر باشه سرخورده شه.
    و یا اینکه دیگه ادامه نده..حرفای شما صحیح.ولی نقدکننده عزیز حرفای خودتونم قبل از اینکه بفرستین،یه کم فکر کنید اگه نویسنده بخونتش چه حالی بهش دست میده…
    سرخورده میشه..
    ناامید میشه..
    ویا شاید بطور کل ادامه نده..حتی اگه بدونه ایده قبلیش ممکنه قوی تر باشه..
    بازم متاسفم..که انقدددددددد قلمم افتضاح بوده که وقتتون کاملااااااااااااا تلف شده..

    [پاسخ به این نظر]

  • NiLØ گفت:

    رمانش بد نبود…ولی بعضی جاهاش معلوم نشد چی شد اصلا 😐
    مثلا دوستش مریم عاقبتش چی شد ؟ :/
    ولی موضوعش جالب بود.فقط یه سری اشتباهات داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • sahar گفت:

    سلام خسته نباشین
    این رمان موضوع قشنگی داشت ولی اصلا خوب نوشته نشده بود….دختره خیلی با خودش حرف میزد…. تا جایی که من میزدم جلو و هی یه موضوع تکرار میشد “نفهمیدم کی خوابم برد…سه روز بعد ” نوع حرف زدنه دخترم خوب نبود تا یه حدی خوبه ولی انقدر باعث خنده نمیشه…رفتاره دختره هم اصلا جالب نبود کلا بی مورد کل کل میکرد بعد می گفت دوسش دارم و این که خیلی لباسا رو توصیف میکرد….بعد فکر نمیکنین این جور اعتماد کردن یکم دور از ذهنه؟ بعد هرکی از راه میرسد عاااالی بود…! جز ششیوا! رو رمان اگه بیشترکار میشد خیلی عالی میشد…مثلا رفتار دختره جوره دیگه بود ونوعه ااعتماد کردن به صورت دیگه ای بود انقدر کل کلایه بی مورد نبود….نحویه حرف زدنا فرق داشت….انقدر همه چی غیره وا قعی نبود….
    امید وارم نویسنده یه عزیز بازم بنویسه ولی این دفعه یکم قوی تر و موفق باشه….

    [پاسخ به این نظر]

  • nafas گفت:

    سلام. کتاب خوبی بود . ولی بنظرم یه ایرادی که داشت درست در مورد گذشته ایرسا(قبل از رفتن به بهزیستی) توضیح نداده بود.اگر یه توضیحی میداد بهتر بود و نکته بعد در مورد مریم دوست ایرسا اگر میگفت عاقبتش چی شد خیلی بهتر بود.فقط گفت که خانواده دکتر قبولش نکردن و تموم!! اگر کمی بیشتر کار میشد بهتر بود. در هرصورت نظر نویسنده ارجح هست. و درکل کتاب خوبی بود.امیدوارم توی کاری بعدی موفق تر باشه.

    [پاسخ به این نظر]

  • pariya گفت:

    اصلاااا جالب نبود و جذبم نکرد،شخصیته ایرسا خیلی لوس و بچگانه بود تو تمام داستان یا میخورد یا میخوابید!! تو لباساشم که کمربند (قهوه ای)یه چیزه ثابت بود!!شخصیته مهرسامم اصلا خوب نبود تنهاچیزی که بهش نمیخورد شغلش بود!!!مادره مهرسامم انگار منتظربود دختره بیاد تا روش زندگیشو عوض کنه!!بیش از حد ایراد داشت!اما خب ممنون از نویسنده بخاطره وقتی که گذاشته برای این رمان!

    [پاسخ به این نظر]

  • m@hbob گفت:

    راستش اصلا رمان خوبی نبود تازگیا رمانا خیلی ابکی شدن مثل قبل نیستن ولی بازم اززحماتت تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • Yas گفت:

    سلام نگاه جون اون كدوم رماني كه دختره تو شركت پسره كار ميكرد بعد براي عمل مامانش پول ميخواس بعد به پسره گف پسره هم گفت يه شبو با من باش تا بدم بعد مامان دختره ميميره دختره هم از پسره حاملس ولي ميره خارج از كشور و…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۷ ب.ظ:

    سلآم . نمیدونم متاسفانه .

    [پاسخ به این نظر]

  • گیسو گفت:

    سلام..
    مرسی از اینکه رمانمو خوندین..و متاسفم که موردپسند واقع نشده..ممنون فائزه جان..حداقل کمی به خودم امیدوار شدم…والا درموردِ عایا گفتنِ دختره هم باید عرض کنم که رمان طنز بود..
    درمورد نپخته بودنشم باید بگم که گفتم اولین رمانمه..و اگرم حس نداشت بازم معذرت ولی دوباره برمیگرده به تازه قلم بودنم..درمورد اون دوستِ عزیزیم که گفت بهتر میشد فضا سازی شه میخواستم بپرسم کجاهاش مثلا باید میشد؟ یا اینکه جدا کجاش گنگ بود..من به نظرتون احترام میذارم ولی افراط روهم نمیپذیرم..مرسی از توصیه هات فائزه بانوو..باعثه دلگرمیمه و سعی میکنم بهشون عمل کنم..و شما دوستی که گفتی رمان سطح پایینه..مـــــــــن متاسفم واقعا..شما بهم طرزنوشتن رمانای سطح بالارو یاد بدید یه کم فیض ببرم..
    اما درکل مرسی که رمانمو خوندید..
    و مـــــــــــــــــــــــــــرسی بابت نظرای خوبتون…!
    با تاکید به:رمان اولم بوده..

    [پاسخ به این نظر]

  • rozy :) گفت:

    سلام ببخشید میشه خواهش کنم رمان بدون تو از خانم فاطمه حیدری رو لطف کنید بزارید؟
    فوق العاده ممنون میشم 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۶ ق.ظ:

    سلام اگر نویسنده اجازه داد میگذارمش…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلا گفت:

    از بس تو این رمان عایا عایا کرد این دختره حالت تهوع گرفتم شدیددددد

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    رمان پخته نبود خیلی هجو داش بنظرم ی جاهایی رو زود تموم کرده بود خیلی نویسنده باخودش حرف میزد حس نداش انگار همه چی عجله ای بود. بنظرم ادم میخواد وقت بذاره بهتره رومانای بهتری رو بذارین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • دلارام گفت:

    زیاد جالب نبود
    بعضی جاها زیاد کشش داده بود و بیمزش کرده بود .بعضی قسمتارو هم میتونس بهتر فضا سازی کنه. چهره خیلی از نقش های موثر رو اصلا شرح نداده بود . کلا فضاهاش گنگ بود.
    ممنون از رمان

    [پاسخ به این نظر]

  • فائزه گفت:

    سلام خسته نباشید
    رمان بهم بگو یه رمان با موضوع متفاوت بود وبا اینکه اولین رمانتون بود خیلی قشنگ نوشته بودین.
    ولی ای کاش در مورد اینکه چرا ایرسا به بهزیستی منتقل میشه بیشتر توضیح میدادین. و اینکه شما رابطه ایرسا با سوسن رو خیلی صمیمانه نشون دادین پس نیازبود روی دیدار های ایرسا با سوسن بیشتر کار میکردین.
    ممنون از رمان قشنگتون.

    [پاسخ به این نظر]

  • معصومه گفت:

    سلام نگارجون،خسته نباشید
    عزیزم چراجدیدا سطح کتابای که میذاریداومده پایین،انگاری همه روچندتادختردبیرستانی باافکاررویایی نوشتن،من میدونم شماخیلی زحمت میکشیدکتابارومیذاریدولی میشه یه فیلتری براشون بذارید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ق.ظ:

    سلام..ممنون…خیر نمیشه چون رمانها را من نمیخونم فقط میسازم وخبری از محتواش ندارم

    [پاسخ به این نظر]

  • ( esmartis) گفت:

    رمان بسیار قشنگیه ممنون نگاه جون !!!!!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • پریسا گفت:

    چرا سایت اینجوری شده پس اخرین ازسالی های کاربران کجاس من اون قسمتو خیلی دوس داشتم.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۷ ب.ظ:

    درست شد .

    [پاسخ به این نظر]

  • @.........@ گفت:

    سلام نگاه جون…..خسته نباشی…..رمان قشنگی بود مثل همه رمانات…..
    نگاه جون میشه رمان “تاءوس(جلد دوم رمان تحت پوشش)” و رمان “شرط میبندم” رو بذاری…..خیلی دنبالشونم….مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۸ ب.ظ:

    سلآم . ممنون . رمان اولی ک گفتید برداشته شده و رمان شرط میبندم رو اگه تموم شده بود و نویسنده اجازه دادن درخواستتون تو لیست قرار میگیره .

    [پاسخ به این نظر]